لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۰:۵۰ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

گزارش ويژه راديو فردا: بحران انتخابات از ديد سه صاحبنظر


(rm) صدا |
امير آرمين (راديو فردا): انتخابات مجلس هفتم محمد خاتمي، رئيس جمهوري ايران، را در موقعيتي بغرنج قرار داده است. بخش قابل توجهي از جناح اصلاحگرا و هواخواهان اصلاحات در ميان برخوردار بودن از شرايط راي، چشم به اين دوخته بودند که در صورت عدم عقب نشيني کامل شوراي نگهبان از رد گسترده صلاحيت همه نمايندگان داوطلبي که قانونا مشکلي نداشتند، محمد خاتمي و دولت او انتخابات را برگزار نکنند. اما آقاي خاتمي اعلام کرده است که در شرايط کنوني بهتر ان است که با تمام ايرادها و نواقص موجود، دولت انتخابات را برگزار کند. مساله تاثير اين موضع گيري آقاي خاتمي بر ميزان اعتبار او بر افکار عمومي، موضوع ميزگرد امشب راديو فردا درباره مجلس هفتم است. آقاي محمد بسته نگار، فعال ائتلاف نيروهاي ملي – مذهبي در تهران؛ داريوش همايون، رايزن شوراي مرکزي حزب مشروطه ايران؛ و مليحه محمدي، فعال سياسي طيف چپ در برلين؛ ميهمانان اين ميزگرد هستند و امير مصدق کاتوزيان گرداننده آن است. با هم گوش مي کنيم. امير مصدق کاتوزيان (راديو فردا): در اين ميزگرد در چهارچوب بررسي انتخابات مجلس هفتم، قصد داريم به اين موضوع بپردازيم که در ارتباط با اين انتخابات محمد خاتمي، رئيس جمهوري ايران، در چه موقعيتي قرار گرفته است؟ مي دانيم که آقاي خاتمي در تازه ترين نطق خود از توصيه به مردم براي مشارکت در انتخابات دوري جويي کرده اند و پاره اي از تحليلگران همين را نشانه اي از نارضايتي او از شرايطي دانسته اند که قرار است انتخابات مجلس هفتم در آن برگزار شود، به ويژه که در ارتباط با همين انتخابات مي دانيم که آقاي خاتمي قبلا گفته بودند که دولت ايشان تنها انتخاباتي را برگزار خواهد کرد که رقابتي و آزاد باشد، در عين حال اين که به رد گسترده صلاحيت ها توسط شوراي نگهبان انتقاد کرده بود. از طرف ديگر بعد از گفته رهبر جمهوري اسلامي که انتخابات نبايد عقب بيافتد و بايد روز اول اسفند سر موعد برگزار شود، آقاي خاتمي گفتند انتخابات سر موعد برگزار خواهد شد. الان هم شماري از احزاب اصلاحگرا گفته اند براي تسليم نکردن تمامي کرسي هاي مجلس به جناح راست، در انتخابات شرکت خواهند کرد و مردم را دعوت به شرکت در اين انتخابات مي کنند. حال تمام اين ها آقاي خاتمي را در چه موقعيتي قرار داده است از لحاظ اعتباري که در افکار عمومي جامعه داشته و دارد؟ آقاي محمد بسته نگار، با پاسخ شما به اين سوال آغاز مي کنيم. محمد بسته نگار (فعال ائتلاف نيروهاي ملي – مذهبي، تهران): با توجه به اين مساله که آقاي خاتمي از هفته هاي گذشته خيلي اصرار عجيبي داشتند به اين که انتخابات بايستي آزاد، عادلانه، و رقابتي باشد؛ به دلايلي چون مي بينند که اين مساله کاملا قابل اجرا نيست به نحوي عقب کشيده اند. حال ما با تمام احترامي که به ايشان داريم، چون با اساس قيم سالاري و صغير دانستن مردم مخالفيم، بزرگان و شخصيت هاي ما هرچند که براي ما عزيز و گرانقدر هستند و ديدگاه هاي آن ها براي ما محترم است، ولي حق برخورد قيم مابانه با ما ندارند و در نهايت اين مردم هستند که بايستي تصميم نهايي خودشان را بگيرند. ا.م.ک.: آقاي داريوش همايون، از لحاظ شما مجموعه اين داده ها و آگاهي ها درباره موضع آقاي خاتمي وجهه ايشان را در چه موقعيتي قرار داده است؟ داريوش همايون (رايزن شوراي مرکزي حزب مشروطه ايران): آقاي خاتمي اين که اظهار نظر نکرده است که مردم شرکت بجويند، نه از اين بابت بوده است که ناخرسندي خودش را نشان دهد، بلکه از اين نظر بوده است که مي داند ديگر مردم به سخن او کمترين توجهي نمي کنند و در نتيجه بيش از اين خودش را سبک نکرده است. خاتمي تاثيري نداشته است مدت ها است در روند سياسي ايران، امروز هم ندارد و زمان را خواهد گذراند تا پايان دوره رياست جمهوريش به يک صورتي، چند تا هم سخنراني خواهد کرد مثل هميشه. مساله عمده اين است که مردم ايران چه واکنشي نشان بدهند که آن جور که تصور مي رود و پيداست، تقريبا کسي شرکت نخواهد کرد در اين انتخابات جز يک درصد بسيار کوچکي به دلايل کوچکي و اصلا موضوع دوم خرداد و اصلاحات توسط اصلاحگران از درون برچيده شده است و من يک جايي ديدم که نوشته بودند که جنازه مردم سالاري حال بايد تشييع بشود، مردم سالاري در کار نبوده است در اين شش – هفت سال هم. ا.م.ک.: خانم مليحه محمدي، الان فکر مي کنيد که در شرايط فعلي آقاي خاتمي در چه موقعيتي قرار گرفته اند از لحاظ وجهه عمومي؟ مليحه محمدي (فعال سياسي طيف چپ، برلين): به لحاظ وجهه عمومي مشخص است که ما با يک افکار عمومي مواجه هستيم که به اصطلاح تب و تاب هاي خودش را دارد در بحران هاي اجتماعي. آقاي خاتمي به اصطلاح درصد محبوبيتشان در جامعه همين طور که از نظرگاه هاي گوناگوني صحبت مي شود، افول داشته است. در اين شکلي نيست. چنين موضعي که اخيرا ايشان گرفته اند، مسلما در اذهان ساده تر آقاي خاتمي خيلي سريعتر متهم مي شوند، براي اين که صورت ظاهر قضيه عقب نشيني است و عقب نشيني به هر حال خوشايند انساني که رو به آينده دارد هيچ وقت نبوده است. من اين احتمال را مي دهم که بر اساس نگاه خودم که معتقدم که دوم خرداد تاکنون کمترين دستاوردش برآمد اپوزيسيون در درون حاکميت است، آگاهي جامعه به خواسته هاي خودش و پايداري بخش هاي آگاه جامعه بر اين خواسته، اين ها دستاورد دوم خرداد است. يعني که دستاوردهاي اين روندي است که با همه نواقصش و افت و خيزهايش تا به امروز و اين جا آمده و بوده است. حالا استعفاي مجلسي ها و پايداري مجلسي ها رويکردي از اين روند است و ايستادن آقاي خاتمي و دولتش بر اين جايي که الان هستند و پافشاري بر اين که آن جايي که بودند کماکان باقي مانده اند، رويکرد ديگري است. جامعه بايد تعدلي داشته باشد در شريط بحراني و من معتقدم که حضور آقاي خاتمي مي تواند تضميني باشد بر اين که يک سرکوب و قلع و قمعي صورت نگيرد اولا از اصلاح طلبان و از نيروهايي که دارند به صراحت، نظير آقاي بسته نگار، ملي – مذهبي ها، و نيروهاي ديگري که در ايران هستند، به استلزام اين که به هر حال رئيس جمهوري آن جا است که آن ها مي دانند به لحاظ انديشکي با نيرويي هست که الان استعفا کرده، بيرون صحنه است، و تحريم کرده است و به لحاظ قانوني هنوز آن جا جايگاه دارد. اين يک تضمين است از اين بابت خوشايند است و من فکر مي کنم که وجود اپوزيسيون قانوني در ايران در صورتي که بتواند موفق شود، حالتي که جامعه دچار سرکوب نيروهاي ميانه نباشد که راديکال ها آن جا به طريق اولي محرومتر خواهند بود، اين ها مي تواند دستاوردهاي مثبت ايستادگي خاتمي و دولت باشد مضافا بر اين که آن ها مي توانند امانتدار اين انتخاباتي باشند که اگر به دست جناح راست بيافتد قطعا هر چيزي که خودشان مي خواهند را به هر ترتيبي که مي خواهند از تنور در خواهند آورد. ا.م.ک.: آقاي بسته نگار، صحبت هاي خانم محمدي را شنيديد. حال صحبت ايشان ناظر بر اين است که آقاي خاتمي رئيس جمهوري هستند معقتد به نظام، اما در عين حال منتقد نظام هم هستند. چنين رئيس جمهوري به طور عملي چکار مي تواند بکند که وجهه اش به آن صورتي که آقاي همايون مي گويند که مدت ها است به ان لطمه زده شده است، جور ديگري باشد؟ محمد بسته نگار: يکي از ويژگي هاي آقاي خاتمي اين بود که هيچ گاه در صدد اين نيامده است که افکار و انديشه هاي خودش را به مردم تحميل کند و اين به دنبال افکار و انديشه هايي بوده است که در گذشته امثال مرحوم بازرگان، مرحوم طالقاني، شريعتي، مطهري، و دکتر مصدق داشته اند و آقاي خاتمي هم دنباله رو همين تفکر و همين انديشه بوده است. منتهي انتقادي که ما داريم اين است که آقاي خاتمي بيش از اين ها مي توانست در مقابل اين مسائلي که در پي چند هفته اخير به وجود امده است، ايستادگي بکند. شما اگر اصل نهم قانون اساسي را ملاحظه بفرماييد، در آن جا مي گويد در جمهوري اسلامي ايران هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي کشور آزادي هاي مشروع را، هر چند با وضع قوانين و مقررات، سلب کند. اين است که بر اين اساس آقاي خاتمي مي توانست روي آزادي هاي مشروع که مهمترين آن ها آزادي انتخابات است، بيش از اين مقداري که بود پافشاري کند. ا.م.ک.: آقاي همايون، پاسخ بدهيد به نقطه نظر خانم محمدي و همين طور اگر نکته اي هست در مورد حرف هاي آقاي بسته نگار. داريوش همايون: خاتمي ترديدي نيست که در دو سال اول رياست جمهوريش آثار خوبي به جا گذاشت که خودش تصميم گرفت که دنبال نکند و دربست در اختيار ولايت فقيه قرار بگيرد که اين چهار– پنج سال اخير در اين نقش سپري شده است. اما راجع به اين که او دنباله رو آن بزرگوراني است که آقاي بسته نگار گفتند، من ستروني آقاي خاتمي و بي اثري اش را فقط ناشي از کاستي هاي کاراکترش نمي بينم. همان عقايدي که مجموعه رئيس جمهوري فعلي را تشکيل مي دهد و زمينه فکري و زمينه عملکردش را تشکيل مي دهد، ستروني و بن بست در همان جاها است. اين موادي که از قانون اساسي مي خوانند، همه درست است، ولي قانون اساسي جمهوري اسلامي هم مثل خود قرآن پر از احکام ناسخ و منسوخ است. بسته به اين است که زور در دست کيست و از قرآن هم تعبيرهاي گوناگون مي کنند، فقه پويا از تويش در مي آورند و فقه پويا اولين محصولش البته نظريه ولايت فقيه است و زور از آغاز در طرف ولايت فقيه و شوراي نگهبان بوده است که آن مواد را اگر بخوانيم، مي بينيم که اصلا اين يک ماده اي را که قرائت فرمودند به طور کلي از اعتبار مي اندازد. ما در ايران با يک نظامي سر و کار داريم به کلي ناهنگام و متعلق به هزار سال پيش. اين با قرص هاي مسکني مثل خاتمي اصلاح پذير نيست و اتفاقا يک نقص اين جور اصلاحگران اين است که مدت ها تصميم گيري را به عقب مي اندازند و مردم را دچار توهم مي کنند و افکار عمومي جهان را به اشتباه مي اندازند که زمانش به هر حال سرآمده است و تقصير خودشان هم هست. موضوع فقط خاتمي هم نيست، اگر مجلس ششم در همان يکي دو ماه اول شروع به کارش اين مقاومتي که وقتي صلاحيت خودشان را رد کردند نشان داده بود، اصلا سرنوشت ايران و سرنوشت اصلاحات عوض شده بود. ولي خوب، نيست، در آن ها اصلا آن علاقه و آن بستگي و آن تعهد نه به دموکراسي است و نه به آينده ايران. نگران خودشان و نام خودشان هستند که بر باد رفت و از بين رفت. ا.م.ک.: خانم محمدي، صحبت هاي آقاي همايون را که در جاهايي با صحبت هاي شما کاملا تفاوت داشت، شنيديد. حال درخواستم از شما اين است که علاوه بر اين که اگر واکنشي داريد که مي خواهيد نشان بدهد، اين کار را بکنيد؛ به اين پرسش هم جواب بدهيد که بعضي از تحليلگران مي گويند که به هر حال جنبش دوم خرداد و آمدن سر کار اصلاح طلبان و آقاي خاتمي در راسشان متکي به افکار عمومي مردم و حمايت آن ها بود. آيا اين که اين افکار عمومي آن طور يکه خودتان مي گوييد ديگر سمت و سوي ديگري دارد مي گيرد، باعث نمي شود که يک مقدار آن پيشرفت هايي که به آن اشاره مي کنيد در مرحله عقب نشيني برود؟ مليحه محمدي: من فکر مي کنم که دستاوردهاي دو خرداد در يک وجوهي از خودش برگشت ناپذير است. اين نکته هم که اصلا دو خرداد حاصل اراده جامعه بوده است، جز اين نمي تواند در هيچ جامعه اي اتفاقي به اين شکل بيافتد. اين دستاوردها بخشا تغيير ناپذير هستند، يعني من زماني که آقاي خاتمي کانديد شده بود، بحث زياد بود همان موقع براي اين که تحريم بشود و آن انتخابات نشود. استدلال من اين بود که چنين حضوري با چنين مانيفستي، براي من آن زمان قابل اجرا نبود آن زمان وعده هاي آقاي خاتمي. مهم اين بود که چنين مانيفستي ارائه بشود و ارتقاء خواست جامعه را در پي داشته باشد. اين نفر بعدي هر کس که باشد، گيرم که آقاي خاتمي نتواند منصرف بشود، مساله اين بود که اين ادعاها، ادعاهاي جامعه خواهد شد و چنين شده است تا حالا. جامعه راه هاي گوناگوني را براي تغيير در پيش روي خودش داشته است، شورش هايي اتفاق افتاد در شهرهاي ايران. ديديم که پي گرفته نشد. مجموعه جامعه ايران و مجموعه دلايلي که اين جا جاي بحثش نيست، انتخاب کرد راهي را که کم هزينه باشد. حال آن افکار عمومي اما به کجا معطوف است، من معتقدم دوره دوره انفعال سياسي است. در چنين دوره انفعال سياسي، بازي سياسي معين که بتواند کاري بکند که جامعه به سوي هيچ کدام از افراطي گري ها نرود، شرط به اصطلاح تحقق و رشد نيروهاي دموکرات است. در مورد صحبت هاي آقاي همايون من معتقدم که اين نسل از سياستمداران ايراني به لحاظ تعهد و به لحاظ اين که به نام و ننگ خودشان پايبند نبودند، بلکه پي ارزش هايي بودند که صداقت اين را هم داشتند که وقتي اين ارزش ها در طي زمان محقق نمي شود به قدرت زمانه نه بگويند، اين ها بي نظير هستند در تاريخ ما. اولين کسان در تاريخ سياسي ما هستند که در عين اين که در قدرت بوده اند و امکان بهره برداري از آن را هم داشتند، به قدرت نه گفتند. بنابراين من به صحبت هاي آقاي همايون در اين بخش معترض هستم. اين ها کساني هستند که معتقد به راديکاليسم اسلامي بوده اند، اما وقتي که ديدند که ارزش هاي مورد اعتقاد آن ها را پاسخ نمي دهد آن حرکت، آمدند وايستادند. من اين را به فال نيک مي گيرم. واقعا خجسته ترين اتفاقي است که مي تواند در يک جامعه اي که مي خواهد گذار مسالمت آميز داشته باشد به دموکراسي، يک روند خجسته اي است که آن وقت از دل حاکميت محالفت معقولي صورت گيرد که خواستار تغيير همان حاکميتي بشود که روزي 98 درصد مردم به آن راي مثبت دادند. ا.م.ک: حال به مرحله جمع بندي مي رسيم. آقاي بسته نگار، اين انتخابات مجلس هفتم ايران را در شرايطي گذاشته است که مثلا آن طوري که آقاي همايون اشاره مي کنند، براي تحول بعدي آماده شده باشد؟ محمد بسته نگار: ما اگر همه کاسه کوزه ها را بخواهيم به گردن اسلام بياندازيم، اين کار درستي نيست. ما در گذشته هم مي بينيم در رژيم قبل يک رژيم سکولاري در جامعه ما حاکم بود و آن نهايت استبداد و شکنجه خانه هايي که او درست کرده بود که خود من هم يک قسمتش را لمس کردم، آن بود که مردم از آن حکومت سکولار و لائيک زده شدند و به طرف دين آمدند. حال جامعه ما از اين طرف عکس العمل دارد نشان مي دهد. وظيفه روشنفکران و آگاهان جامعه است که با مسائل اجتماعي و با پيشامدهايي که به وجود آمده است، برخورد عکس العملي نکند و مردم را نسبت به اين روندهاي انجام شده آشنا بکند. من هم تقريبا در اين جا با خانم محمدي هم صدا هستم که در کل و در مجموعه پيشامدهايي که به وجود آمده است و علي رغم فراز و نشيب ها و علي رغم تمام سختي ها، ما هميشه رو به جلو بوده ايم. اين که ما فکر کنيم در عرض چند سال و چند ماه دو مرتبه در جامعه ما دموکراسي نهادينه مي شود، اين اشتباه است. انتخابات مجلس هفتم را هم من با اين ديد نگاه مي کنم، با يک ديدي بدبينانه اي به اين مسائل نگاه نمي کنم. مي تواند چشم اندازي باشد براي يک آينده روشن که نمونه اش اين مبارزات 150-100 ساله ملت ما است. ا.م.ک.: آقاي همايون، در جمع بنديتان اين نکته را توضيح دهيد که روند دگرگوني را شما به اندازه آقاي بسته نگار طولاني مي بينيد و ممتد، يا اين که احساس مي کنيد که ممکن است که حرکات غير قابل پيش بيني را ما شاهدش باشيم؟ داريوش همايون: کساني ممکن است که صد سال فرصت داشته باشند، ولي من فکر نمي کنم که مردم ايران تحمل صد سال ديگر تحول آرام لاک پشتي حلزون آساي به سوي دموکراسي را داشته باشند. اين که کاسه و کوزه ها به سر دين شکسته مي شود، تقصير کساني نيست که از آغاز مي گفتند که دين را از حکومت جدا بکنيد، تقصير حکومتگران اسلامي است که مردم را به جايي رساندند که همه کاسه کوزه ها سر دين شکسته مي شود. ما همچنان مي گوييم که دين بايد در خانه مرم و در مسجد جا داشته باشد و احترامش محفوظ، ولي به کلي از سياست و از حکومت بيرون برود. براي اين که نتيجه اش را در 25 سال مي بينيم و احتمالا خيال دارند صد سال ديگر را هم ببينيم. مبارزه مردم ايران وارد مرحله ديگري شده است و ما به عنون نيروهاي مخالف نبايد بگذاريم که حالت انفعالي ادامه پيدا کند و من تصور نمي کنم که با تحولاتي که در پيش است در درون ايران و در بيرون ايران، کار خيلي خيلي طول بکشد. جمهوري اسلامي رسيده است به يک بزنگاه هايي که بايد تکليفش روشن بشود. اين وضعي که در ايران است قابل تحول نيست و به هر حال مردم تکليف اين حکومت را بايد روشن بکنند. ا.م.ک.: خانم محمدي، نوبت به جمع بندي شما رسيده است. مليحه محمدي: من اول در تاييد صحبت هاي آقاي بسته نگار خدمت آقاي همايون بگويم که اين درست است که حکومتگران ايران به واقع کاري کرده اند که همه به اصطلاح پيکان هاي حمله در تحليل وضعيت ايران متوجه دين بشود، اما اين يک فرايند عمومي است و کارشناسان سياسي نبايد با اين ديد نگاه بکنند به مساله. اگر ما ديني و غير ديني نمي کنيم، پس اساسا نکنيم. استبداد در ايران تاريخ طولاني دارد. با اين تعبير هم که دين اساسا از سياست برود بيرون، باز هم مخالفم. اين هم حقوق بشري نيست. ما در اروپا احزاب دموکرات مسيحي داريم که معتقد به آزادي بي ديني هستند و آزادي انتخاب دين و مسائلي از اين نظر که مزاحم زندگي ديگرا ن به قيد دين يا بي ديني نباشند. با چنين رويکردي به اسلام، اگر موجود باشد، اسلام در سياست هم دخالت بکند همان طور که مسيحيت هم دارد در غرب مي کند. اما در مورد اين که دو خرداد من معتقدم که دستاوردهايي داشته است که جامعه را به لحاظ آگاهي به حقوق خودش به سطحي بالاتر و به يک سيکل بالاتر رسانده است، من معتقد هستم که درس گرفته اند از همين اقتدار گرايان. اين ها برنامه اش اين نخواهد بود و به آزادي فردي مردم فشار نخواهند آورد. يعني اين کارت را از دست اصلاح طلبان خواهد گرفت. خطري که ما در پيش روي خودمان داريم، اختناق سياسي است مثل گذشته در ايران. خطر اين نوع اختناق دوباره در ايران خواهد بود به اين ترتيب که غرب هم به ناچار (بايد به غرب حق داد) مي خواهد ببيند که در ايران با چه کسي طرف است. نمي تواند که با يکي توافق کند و با ديگري حزب الله را در منطقه به حرکت بياندازد. حال مجموعا با تمام مسائلي که هست، من معتقدم که جريان راست قدرت را به دست خواهد گرفت، مجلس را به دست خواهد گرفت در کميت معين يعني کميت بالا، اما مجموعه راوابطي که با ديگران و با بيرون برقرار کرده است به ازاي تلاشي که اصلاح طلبان کرده اند و هزينه اي که پرداخته اند، ممکن است آنان را ملزم بکند که در اين زمينه ها هم فشار بيش از حد وارد نکند و مسائلي را که دارند در جهان، وقتي که آچمز مي شوند به خاطر مشکلات اين جوريشان، بتوانند اين ها را حل کنند. بنابراين تاثير دو خرداد در مسائل آينده، تاثيري خواهد بود که همواره تاريخ روي آن تاکيد مي کند: ارتقاء سطح آگاهي ها و خواست هاي جامعه به نوعي که بي بازگشت بکند اين ها را. ما امروز زنداني سياسي داريم، ولي زنداني که حرفش در دنيا شنيده مي شود. اين بسيار متفاوت است. اين روند نبايد قاعدتا به عقب برگردد، مگر اين که کساني که امروز در سياست اجرائي مملکت نقش دارند (بخشي از اصلاح طلبان را مي گويم که در قدرت هستند) اين ها اشتباهات جبران ناپذير بخواهند بکنند. من نگاهم به آينده با برآمد اپوزيسيون منطقي – قانوني در ايران و باز شدن راه براي ديگران که راديکالتر هستند، مثبت است. ا.م.ک: آقاي همايون، نکته ديگري نمانده است خيلي خلاصه؟ داريوش همايون: راجع به سياست و حکومت عرض مي کنم که حزب دموکرات مسيحي در آلمان هرگز نمي تواند بگويد که زن نصف مرد است، ديه اش نصف مرد است، قانون قصاص است، چند همسري است، و اقليت ها محروم هستند. مليحه محمدي: دقيقا. داريوش همايون: ولي يک حزب دموکرات اسلامي اگر اين حرف ها را نزند ديگر دموکرات اسلامي نيست، حزب دموکرات است. نکته ديگر اين که سياست مقدمه حکومت است. شما مي توانيد بگوييد که دين در حکومت مداخله نکند، ولي در سياست مداخله بکند. خوب، نتيجه اش اين است که به حکومت برسد. بازي با کلمات نمي کنيم. بايد دين از دو عرصه عمومي بيرون برود، هيچ چاره ديگري ندارد. تجربه صد ساله گذشته ايران به بهترين صورت اين را ثابت کرده است. انتخابات مجلس هفتم محمد خاتمي، رئيس جمهوري اسلامي را در موقعيتي بغرنج قرار داده است. بخش قابل توجهي از جناح اصلاحگرا و هواخواهان اصلاحات در ميان برخوردار بودن از شرايط راي، چشم به اين دوخته بودند که در صورت عدم عقب نشيني کامل شوراي نگهبان از رد گسترده صلاحيت همه نمايندگان داوطلبي که قانونا مشکلي نداشتند، محمد خاتمي و دولت او انتخابات را برگزار نکنند. اما آقاي خاتمي اعلام کرد که در شرايط کنوني بهتر ان است که با تمام ايرادها و نواقص موجود، دولت انتخابات را برگزار کند. مساله تاثير اين موضع گيري آقاي خاتمي بر ميزان اعتبار او بر افکار عمومي، موضوع ميزگرد امشب راديو فردا درباره مجلس هفتم است. آقاي محمد بسته نگار، فعال ائتلاف نيروهاي ملي – مذهبي در تهران، داريوش همايون، رايزن شوراي مرکزي حزب مشروطه ايران و مليحه محمدي، فعال سياسي طيف چپ در برلين، ميهمانان اين ميزگرد هستند و به بررسي اين موضوع مي پردازند.
XS
SM
MD
LG