لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۷:۱۷ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

دلسردي و بي علاقگي جوانان ايران و قطع اميد از اصلاح طلبان از ديد خبرنگار صداي آمريکا


(rm) صدا |
امير آرمين (راديو فردا): انتخابات مجلس هفتم از زاويه هاي گوناگون مورد توجه تحليلگران و خبرنگاران خارجي که به ايران رفته بودند، قرار گرفته است. پاتريشيا نونان، خبرنگار صداي آمريکا که همزمان با انتخابات سفري به ايران داشته است، نقش و جايگاه جوانان را مورد توجه قرار داده است و با اشاره به جوان بودن جمعيت ايران مي نويسد: هرچند که جوانان ايران در سال هاي اخير بسيار تاثيرگذار بودند، اما در ماه هاي گذشته به ويژه در جريان انتخابات مجلس هفتم در حاشيه ايستادند. تارا عاطفي، همکار ما، چکيده گزارش پارتيشيا نونان را به آگاهي مي رساند. تارا عاطفي (راديو فردا): هنگامي که محافظه کاران مسلمان هزاران اصلاح طلب را رد صلاحيت کردند و کنترل مجلس را در دست گرفتند، هيچ اعتراض دانشجويي مشاهده نشد. اصلاح طلبان انتخابات را تحريم کردند و آمريکا و همچنين اتحاديه اروپا، آن را ناعادلانه خواندند، اما جوانان ايراني در گرماگرم اين مجادلات ديده نمي شدند و مي توان گفت که دست کم بخشي از آنان به مسائل سياسي بي اعتنا ماندند. چند دختر و پسر جوان که در يک کافي شاپ نشسته اند، مي گويند نه در انتخابات شرکت کردند و نه به افراطيون اعتراض کردند. تقريبا 70 درصد از 69 ميليون ايراني زير 30 سال سن دارند و تقريبا 50 درصد زير 20 سال هستند که منبع عظيمي از انرژي، نيروي تفکر، و قدرت بالقوه سياسي به شمار مي روند، اما ناراضي هستند. برخي از شکايات اين جوانان ممکن است عصيانگري نسل جوان تعبير شود، اما خشم آنان پتانسيل افزايش يافتن را دارد. حميد 21 ساله و شهره، دوست دختر 17 ساله اش، که در کافي شاپ شمال شهر نشسته اند، از زندگي جوانان در ايران مي گويند و از زندگي توام با محدوديت، از مشکل ارتباط داشتن با جنس مخالف، دستگيري توسط پليس، و شهره به نابرابري حقوق زنان و مردان اشاره مي کند. اين جوانان با نسل پيش از خود تفاوت بزرگي دارند، با پدران و مادراني که در سال 1979 به خيابان ها رفتند تا حکومت شاه ايران را سرنگون و انقلاب اسلامي را جايگزين آن سازند. پس از انقلاب آمريکا شيطان بزرگ ناميده شد، اما اکنون محمد 22 ساله مي گويد: جوانان ايراني به راحتي آنچه را که دولت در مورد آمريکا مي گويد، نمي پذيرند و به عنوان مثال کمک آمريکا به زلزله زدگان بم را نشانه اي از نادرست بودن دادن صفت شيطان به آمريکا مي دانند. وضعيت امروز با گذشته نزديکتر هم متفاوت است. سال 1999 هزاران دانشجو در اعتراض به هجوم غيرقانوني به خوابگاه دانشجويان، با پليس درگير شدند. شاهدان مي گويند تظاهرات به خشم عليه محافظه کاران مانع اصلاحات تبديل شد. سال 2002 دانشجويان به مدت بيش از دو هفته، هر روز در اعتراض به حکم اعدام هاشم آغاجري، استاد دانشگاه، به خيابان ها آمدند و خواهان لغو حکم اعدام، اصلاحات بيشتر در ايران، و آزادي هاي بيشتر شدند. ديوان عالي کشور حکم اعدام را شکست و هاشم آغاجري همچنان در زندان در انتظار راي دادگاه تجديد نظر است و دادگاه نيز مجازات هاي شديدي براي رهبران دانشجويان معترض منظور کرد. از آن پس، همچون گذشته، مقامات ايران به سرکوب و دستگيري رهبران دانشجويان، نويسندگان روزنامه ها، و ديگر کساني که با دولت مخالفت مي کنند پرداخته اند. تحليلگران مي گويند بسياري از جوانان اميد خود را به رهبران اصلاحات که در سال 2000 به قدرت رسيده اند، از دست داده اند، چرا که آنان فرصت هاي درخشاني را که براي مبارزه با رهبران جناح محافظه کاران داشتند، از دست دادند. اين وقايع سبب دلسردي و بي علاقگي جوانان شده است. در کافي شاپ فرهاد 27 ساله مي گويد: حتي تظاهرات عظيم دانشجويان در سال 1999 به راستي در مورد مسائل سياسي نبود. او مي گويد جوانان ايراني بسيار محدود هستند، لذا آن ها با توسل به روش هايي مثل شرکت در تظاهرات، عصيان مي کنند. البته تمام جوانان در تهران اين گونه نمي انديشند. پيمان عارف، 21 ساله، يکي از رهبران نهضت دانشجويي است که به علت سخنراني هايش در مورد دولت چهار بار دستگير شده و سه ماه را در زندان گذرانده است. پيمان مي گويد: زمان انقلاب کردن گذشته است، اما اين به آن معنا نيست که جوانان ايران از تلاش براي رسيدن به دموکراسي دست خواهند کشيد. ديگران حرف پيمان را تاييد مي کنند. ابراهيم يزدي از نهضت آزادي مي گويد: بازگشت مجدد تحرکات سياسي دانشجويان محتاج گذشت زمان است. پس از اين انتخابات، آنچنانکه من مي دانم، در ميان گروه هاي دانشجويي اين بحث وجود دارد که چرا چنين دلسردي و سکوني حکمفرما است و همه ما انتظار داريم جنبش هاي دانشجويي دوباره فعال شوند. پاتريشيا نونان، خبرنگار صداي آمريکا که همزمان با انتخابات سفري به ايران داشت، در گزارشي مي نويسد: جوانان ايران در ماه هاي گذشته به ويژه در جريان انتخابات مجلس هفتم در حاشيه ايستادند و به مسائل سياسي بي اعتنا ماندند. بسياري از اين جوانان سال 1999 در اعتراض به هجوم غيرقانوني به خوابگاه دانشجويان، با پليس درگير شدند. سال 2002 آنها در اعتراض به حکم اعدام هاشم آغاجري، استاد دانشگاه، به خيابان ها آمدند و خواهان اصلاحات و آزادي هاي بيشتر شدند. تحليلگران مي گويند بسياري از جوانان اميد خود را به رهبران اصلاحات از دست داده اند، چرا که آنان فرصت هاي درخشاني را که براي مبارزه با رهبران جناح محافظه کاران داشتند، از دست دادند. اين وقايع سبب دلسردي و بي علاقگي جوانان شده است.
XS
SM
MD
LG