لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۲:۲۰ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

سفير سابق ايران در سازمان ملل: جوامع غرب و جوامع اسلامي در دو مقطع تاريخي متفاوت زندگي مي کنند


(rm) صدا |
مريم احمدي (راديوفردا): جوامع غرب و جوامع اسلامي در دو مقطع تاريخي متفاوت زندگي مي کنند و تا وقتي اين مشکل حل نشود، اصلاحات در خاورميانه و آشتي ميان جهان اسلام و جهان غرب ميسر نمي شود. اين ديدگاهي است که آقاي فريدون هويدا، سفير سابق ايران در سازمان ملل که در طي 35 سال اخير ده ها کتاب به زبانهاي مختلف در باره سينما، فرهنگ و سياست روز منتشر کرده است، در مقاله‌اي که اخير در سايت اينترنتي ايرانين دات کام منتشر ساخت، مطرح کرد. آقاي هويدا در مصاحبه اي با همکار ما در نيويورک، بهنام ناطقي، ديدگاه هاي خود را تشريح مي کند. بهنام ناطقي (راديوفردا، نيويورک): اصلاحات دمکراتيک در خاورميانه، که دولت آمريکا آن را محور برنامه مبارزه خود با تروريسم قرار داده است، از ديد متفکر و نويسنده، آقاي فريدون هويدا، امکان پذير نيست، مگرآنکه آمريکائي‌ها و رهبران و روشنفکران خاورميانه بپذيرند که جهان اسلام و دنياي غرب، هرچند در يک جهان زندگي مي‌کنند، اما به دو زمان مختلف تعلق دارند. آقاي فريدون هويدا در مصاحبه با راديوفردا، مي گويد: فريدون هويدا: در زماني که حوالي قرن 12 بود، فضاي آزاد و باز يک مرتبه متوقف شد و علماي مذهبي، فقها، يک تعبير خيلي بنيادگرايانه از مذهب به وجود آوردند و تمام فلاسفه اسلام را محکوم کردند. در تاريخ اسلام، غزالي اعلام کرد در اواخر قرن 11 که هر نوع ابداعي خلاف مذهب است. مثلا کتابهاي ابن سينا و ابن رشد و غيره را به آتش کشيدند و سوزاندند و خود امام غزالي، نسخه هاي نوشته هاي ابن سينا را توي آب مي گذاشت جوهر را پاک مي کرد که دوباره روي آنها مطالب ديگري نوشته شود. و اين بنيادگرائي همينطور ادامه پيدا کرد. در اين زمان، غرب که خيلي عقب تر از دنياي اسلامي بود شروع کرد به پيشرفت و با جدائي کليسا از حکومت يک فضاي آزاد براي فکر و تبادل نظر و دنبال کردن علم به وجود آورد. در نتيجه، دنياي اسلام کمابيش در همان زمان قرن 12 ماند، در صورتيکه دنياي غرب وارد قرن 21 شد. ب.ن.: صداي آقاي فريدون هويدا را مي‌شنويم، که سال گذشته در کتاب شاه و آيت الله، اسطورشناسي ايراني وانقلاب اسلامي The Shah and the Ayatollah, Iranian Mythology and Islamic Revolution (2003). به بررسي جنبه‌هاي فرهنگي انقلاب اسلامي در ايران پرداخت. آقاي هويدا جنبش مقتدي صدر، روحاني جوان سرکرده يک فرقه تندرو از شيعيان عراقي را ناشي از همين جدائي فرهنگي مي داند. فريدون هويدا: اين آقاي صدر که دنبال افکار و عمليات خميني را گرفته در عراق، مي بينيد که اصلا در دنياي امروز نيست. طرفداران خودش را دارد مي کشد به عقب. شما ببينيد چطوري امثال خميني و بن لادن و غيره از اين تضاد که در جوامع اسلامي وجود دارد استفاده مي کنند. متاسفانه روشنفکران دنياي اسلام امروز توجه شان همه اش به طرف مسائل سياسي است، از قبيل مسئله فلسطين. درست است که بايد حقوق مردم فلسطين را محترم شمرد، ولي اين مسئله اساسي دنياي اسلام مسئله فلسطين نيست مسئله اين است که چطور از قرن 12 دنياي اسلام بيايد به دنياي قرن 21 و هرچه بيشتر اين مسئله را کنار بگذاريم خيلي مشکل تر خواهد شد. ب.ن.: آقاي هويدا مي گويد در ايران که اصلاحات در آن سالها پيش از انقلاب اسلامي شروع شد، ضرورت آن براي مردم توجيه نشد و به همين جهت ناکام ماند. فريدون هويدا: راه حل اين است که بايد مردم را روشن کرد که مسئله اي که با آن مواجه هستند چيست. اين را نمي گويند. بايد مردم قانع بشوند. همانطور که در زمان حکومت شاه در ايران دست به اصلاحات خيلي عميقي زده شد، ولي هيچوقت توضيح نمي دادند به مردم که چرا اين اصلاحات لازم است. اشتباه شاه ما در رژيم گذشته همين بود. خودش مي‌خواست اصلاحات را به مردم بدهد. موضوع اصلاح اين است که بايد مردم هم شريک باشند. بايد بدانند چرا. ب.ن.: از نظر آقاي فريدون هويدا، که در کتاب خود «هلال شکسته: تهديد بنيادگرايي اسلامي مبارزه جو» The Broken Crescent: The Threat of Militant Islamic Fundamentalism, به ريشه‌هاي فکري جنبش هاي اسلامي در خاورميانه پرداخته است، مشکل کشورهاي اسلامي اين است که نخبگان عليرغم آشنائي با نياز به اصلاحات، از انجام اصلاحات طفره مي روند. فريدون هويدا: از يک طرف تمام متفکرين امروز، روزنامه نگاران، نويسندگان و حتي دولتها اعتراف مي کنند که آن چه که در دنياي اسلام لازم است اصلاحات عميق است ولي از طرف ديگر هيچ قدمي در راه اصلاح برنمي‌دارند. بهترين نمونه آقاي خاتمي در ايران است. خودش را اصلاح طلب اعلام کرد و در انتخابات برنده شد و هفت سال مي گذرد از رياست جمهوري او و کوچکترين اصلاحي در ايران به وجود نيامد. آنهائي که سر حکومت هستند نمي خواهند اصلاحات بشود. از دمکراسي مي ترسند براي اينکه قدرت از دست آنها بيرون خواهد آمد اگر انتخابات آزاد و اصلاحات به وجود بيايد. مثلا يک بابائي مثل مبارک مصر، از يک طرف کمک آمريکا مي گيرد از طرف ديگر خودش، روزنامه ها و تلويزيون و راديو که تحت کنترل دولت او هستند، به آمريکا حمله مي کنند. دمکراسي را نمي خواهند. اينها نمي خواهند ول کنند. آمريکائي‌ها هم اشتباه مي کنند وقتي مي خواهند اين دنياي اسلام را اصلاح کنند براي اينکه خيال مي کنند مردم اين کشور ها در قرن بيستم هستند و طرز تفکر آنها مطابق منطق علمي است، در صورتي که اينطور نيست. جوامع غرب و جوامع اسلامي در دو مقطع تاريخي متفاوت زندگي مي کنند و تا وقتي اين مشکل حل نشود، اصلاحات در خاورميانه و آشتي ميان جهان اسلام و جهان غرب ميسر نمي شود. اين ديدگاهي است که آقاي فريدون هويدا، سفير سابق ايران در سازمان ملل که در طي 35 سال اخير ده ها کتاب به زبانهاي مختلف در باره سينما، فرهنگ و سياست روز منتشر کرده است، در مقاله‌اي که اخير در سايت اينترنتي ايرانين دات کام منتشر ساخت، مطرح کرد. آقاي هويدا در مصاحبه با راديوفردا مي گويد که از يک طرف تمام متفکرين امروز و حتي دولتها اعتراف مي کنند دنياي اسلام به اصلاحات عميق نيازدارد ولي از طرف ديگر هيچ قدمي در راه اصلاح برنمي‌دارند. وي مي افزايد قبل از هر نوع اصلاحي از طريق آموزش بايد اين فاصله زماني ميان اين دوجهان را از ميان برداشت.
XS
SM
MD
LG