لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۳:۰۰ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

روزجهاني كارگران و مقايسه جنبش هاي كارگري ايران و غرب


(rm) صدا |
فردا 11 ارديبهشت، روز جهاني كارگر است. خانه كارگر ايران با انتشار بيانيه اي از كارگران خواسته است به اين مناسبت راهپيمايي كنند. در بخشي از بيانيه آمده است روز كارگر، روز مبارزه با استكبار، روز مبارزه كارگران مظلوم آمريكايي با سرمايه داران و پليس خشن اين كشور كه منشا مبارزات كارگري 120 سال اخير است، بر همه كارگران جهان مبارك باد. امير آرمين در گفتگو با علي كشتگر، كارشناس مسائل ايران در پاريس در باره خواسته هاي جنبش كارگري ايران و مقايسه آن با جنبش كارگري اروپا و دنياي غرب مي پرسد. علي كشتگر: وضعيت كارگران در غرب و ايران مانند فرق زمين و آسمان است. اساسا در ايران اگر كه تشكل كارگري باشد، يك تشكل دولتي است يا يك تشكلي است كه از بالا با مسائل خاص حكومتي درست مي شود و هدايت مي شود. در حالي كه مي دانيم در غرب اين تشكلها مستقلند. در غرب اساسا كارگر يك طبقه نيرومند اجتماعي و صاحب حق است. در ايران كارگر بي حق ترين قشر جامعه است. در كشورهاي غربي همين فرانسه اي كه بنده زندگي مي كنم، سالها حق تشكل مستقل، حق اعتراض و اعتصاب براي همه اقشار و اصناف اجتماعي از جمله براي طبقه كارگر نهادينه شده ولي در ايران هنوز كه هنوزاست نه فقط كارگر نمي تواند از حق تشكل مستقل يا حق اعتصاب و اعتراض برخوردار باشد، اساسا از ابتدايي ترين حقوق انساني خودش هم محروم است. در غرب حقوق نهادي شده كارگرها طبعا حكومتها را مجبور مي كند كه با نمايندگان كارگران به مذاكره بنشيند. اساسا كارگر به صورت يك طبقه در برابر حكومت قرار مي گيرد، نه به صورت فرد، آنچنان كه در ايران رابطه كارفرما و كارگر به شكل دو فرد مطرح مي شود كه به قوانين اصل حجر برمي گردد. همه اين حقوق سبب مي شود كه دولتها، حكومتها در غرب مجبور باشند در غرب به توافق برسند، كارگران حق دارند بيايند در خيابان اعتراض كنند، اعتصاب كنند و آنان هم ناچار مي شوند بپذيرند حق و حقوق كارگري را. در حالي كه در ايران اساس اگر كسي بخواهد يك اعتصاب كارگري يا يك اعتراض كارگري به راه بي اندازد، يك كارگري بخواهد چنين كاري كند، سر و كارش با قصابها و آدم كشهايي است كه البته نام قاضي مي توانند اينها روي خودشان گذاشته باشند مانند آقاي قاضي مرتضوي يا امثالهم كه خب همه مي دانيم چگونه برخورد مي كنند با كساني كه بخواهند از حق و حقوقشان دفاع كنند. خيلي خوب است در روز كارگر به اين مقايسه توجه كنيم كه حداقل دستمزد يك كارگر ساده الان در فرانسه الان هزار يورو است كه با پول ايران مي شود يك ميليون و دويست هزار تومان. يعني يك كارگر فرانسوي با اين پول در فرانسه مي تواند 120 كيلو گوشت گوسفند، 250 كيلو گوشت گاو، حدود 300 كيلو گوشت مرغ بخرد و يا بيش از 300 كيلو بهترين برنج. اما يك كارگر ايراني يك دهم اين مقدار آيا قدرت خريد دارد با پول ماهانه اش. يك كارگر غربي در هفته حداكثر 39 ساعت، البته در فرانسه در خيلي از موسسات 35 ساعت است كار مي كند. هفته اي دو روز مرخصي دارند و پنج روز فقط كار مي كنند، سالي پنج هفته تعطيلات با حقوق و مزايا دارند و در صورت بيكاري هم از حق و حقوقي برخوردار هستند كه باز هم با يك كارگر شاغل ماهر ايراني قابل مقايسه نيست. به هر جهت به نظر من منزلت، حرمت و موقعيت كارگر در كشوري كه نظام دموكراتيك دارد با كشوري كه در آن نظام استبدادي يا ولايي و انواع و اقسام استبداد مي تواند حاكم باشد، قابل مقايسه نيست، قياس مع الفارق است. فردا 11 ارديبهشت، روز جهاني كارگر است. علي كشتگر، كارشناس مسائل ايران در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: وضعيت كارگران در غرب و ايران مانند فرق زمين و آسمان است. تشكل كارگري در ايران تشكل دولتي است. درحاليكه در غرب اين تشكلها مستقلند. در ايران اساس اگر كسي بخواهد يك اعتصاب كارگري يا يك اعتراض كارگري به راه بياندازد، سر و كارش با قصابها و آدم كشهايي است كه نام قاضي روي خودشان گذاشته اند. به هر جهت به نظر من منزلت، حرمت و موقعيت كارگر در كشوري كه نظام دموكراتيك دارد با كشوري كه در آن نظام استبدادي يا ولايي و انواع و اقسام استبداد مي تواند حاكم باشد، قابل مقايسه نيست، قياس مع الفارق است.
XS
SM
MD
LG