لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۲:۲۵ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

ايران در اين هفته: گزارش ويژه: نقش مطبوعات و جايگاه آن در مشروطيت


(rm) صدا |
مهدي خلجي (راديو فردا): هفته اي كه گذشت، مسئولان جمهوري اسلامي ايران، همچنان با اتهام توليد سلاحهاي هسته اي روبرو بودند. محمد خاتمي، رئيس جمهوري اسلامي ايران، براي چندمين بار تاكيد كرد كه جمهوري اسلامي ايران، بر اساس احكام و تعاليم اسلامي، با ساخت و استفاده از سلاحهاي هسته اي، مخالف است. به نظر ميرسد محمد خاتمي، اين سخنان را در واكنش به روزنامه تحقيقي روز دوشنبه لس آنجلس تايمز ابراز كرده كه در آن ايران متهم شده بود به تلاش گسترده براي دستيابي به سلاحهاي اتمي. پاكستان گزارش منتشر شده در اين روزنامه را در اين مورد كه به ايران براي ساخت بمب هسته اي، ياري داده است، به شدت تكذيب كرده است. در همين حال خبرگزاري رويتر روز چهارشنبه به نقل از روزنامه ژاپني سانكي شيمبون، گزارش داد كه كره شمالي درحال مذاكره با ايران براي صدور موشكهاي دوربرد موسوم به تاي پدونگ 2، به ايران و همكاري با تهران در زمينه توليد كلاهكهاي هسته اي است. همچنين مسئله مذاكرات رسمي و پنهاني با آمريكا نيز موضوعي بود كه مسئولان جمهوري اسلامي خود را ناگزير از تكذيبش ديدند. روزنامه الوطن، چاپ رياض، به نقل از منابع ديپلماتيك خود در اروپا و آمريكا نوشت محمد خاتمي، رئيس جمهوري ايران، طي نامه اي به كولين پاول، وزير خارجه ايالات متحده آمريكا، از وي خواست تا مذاكرات رسمي و مستقيم با آمريكا، به صورت پنهاني در ژنو از سر گرفته شود. عبدالله رمضانزاده، سخنگوي دولت جمهوري اسلامي، در تكذيب روزنامه الوطن تاكيد كرد كه اگر قرار باشد از ناحيه دولت مذاكره اي با آمريكا صورت گيرد، حتما همه ملت ايران از آن مطلع ميشوند. دبير هيئت دولت گفت: بعد از بحران افغانستان يك سري مسائلي وجود داشت كه ما در ژنو در چهارچوب سازمان ملل با همه طرفهاي درگير در افغانستان و سازمان ملل، گفتگوهايي داشتيم كه آمريكايي ها هم بودند و اين چيزي است كه قبلا هم گفته شده بود. همچنين حميدرضا آصفي، سخنگوي وزارت امور خارجه نيز، ادعاي روزنامه الوطن را مبني بر فرستادن نامه محمد خاتمي به وزيرامور خارجه آمريكا، تكذيب كرد. وي گفت هيچ نامه اي از سوي آقاي خاتمي به هيچ يك از مقامات آمريكايي نوشته نشده است. در عرصه داخلي دو تن از بازداشت شدگان ناآراميهاي خرداد و تير گذشته در شيراز، بنابر حكم دادگاه انقلاب، محارب شناخته شدند. طبق قانون مجازات اسلامي، حكم محارب اعدام است. از طرف ديگر نه تن ديگر از رهبران دانشجويي بازداشت شده در تظاهرات ضد حكومتي خرداد ماه تهران، آزاد شدند. آزادي اين دانشجويان در پي دستور رهبر جمهوري اسلامي، مبني بر لزوم خورد عطوفت آميز با دانشجويان صادر شد. مهدي شيرزاد، عبدالله مومني، پيمان عارف، رضا عامري نسب، ميثم رشيدي، مرتضي صفايي فر، مسعود كريمي، علي اكبر اكرمي عراقي و ميرحسين ميراعتمادي بزرگ، دانشجوياني هستند كه گفته ميشود با دستور عفو رهبر جمهوري اسلامي، آزاد شدند. نمايندگان ولي فقيه در دانشگاهها، طي نامه اي به رهبر، از وي خواسته بودند دستور عفو دانشجويان را صادر كند. در محافل دانشجويي گفته ميشود اين شگردي است كه دادستاني بارها به كار برده كه بحران بازداشت دانشجويان را خاتمه دهد. دانشجويان ميگويند دادستاني انقلاب در بازجوييهاي خود نتوانسته سند و مدركي در جهت مختل كردن امنيت ملي و فعاليت مسلحانه دانشجويان بدست آورد و از سوي ديگر نميتواند با پذيرش مسئوليت اشتباه خود در دستگيري اين دانشجويان، آنها را آزاد كند. در نتيجه عفو رهبري را پوششي براي آزادي آنها قرار ميدهد. علي تاجرنيا، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس اسلامي گفت: دانشجويان تحت فشار هستند با زور از آنها اعتراف ميگيرند. سيد محمد حسن ابوترابي فرد، مسئول نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه تهران و عضو كميته پيگيري وضعيت دانشجويان بازداشت شده، عصر ديروز بعد از مصاحبه مطبوعاتي دانشجويان در زندان اوين، در جمع خبرنگاران رسانه ها گفت: دانشجويان بازداشت شده در زندان اوين، عموما شرايط بسيار مناسبي را داشتند و بر خطاهايي كه مرتكب شده بودند، اظهار ميكردند و از اشتباهات خود نيز نادم بودند و تصميم جدي دارند براي اينكه بتوانند در آينده اشتباهات خود را جبران كنند. آقاي ابوترابي فرد از قول عبدالله مومني، از افراد فعال دفتر تحكيم وحدت گفت: من در دوران بازداشتم دريافتم كه تحكيم وحدت كه بايد به عنوان يك منتقد ناصح نظام، كار ميكرد، به يك تهديد حكومت تبديل شد و لذا اين خطاي بزرگ بايد جبران شود. انجمن صنفي روزنامه نگران ايران، امروز را روز بزرگداشت زهرا كاظمي اعلام كرد. زهرا كاظمي، خبرنگار، عكاس ايراني بود كه در بازداشتگاه جمهوري اسلامي، براثر ضربه مغزي درگذشت. امروز در ايران روز خبرنگار ناميده شد. ايران به عنوان بزرگترين زندان روزنامه نگاران در خاورميانه شناخته شده است. در اقدامي بي سابقه در جمهوري اسلامي، روزنامه نگاران امروز در دفتر انجمن صنفي روزنامه نگاران در تهران تحصن كردند. آنها خواستار آزادي مطبوعات و امنيت روزنامه نگاران شدند. احمد جنتي، عضو شوراي نگهبان، امروز در نماز جمعه تهران گفت: قسمت زيادي از ناآراميهاي مملكت، زير نظر برخي از خبرنگاران است. خطيب جمعه تهران افزود، شايد برخي از بعضي خبرها خوششان بيايد، تيتر روزنامه ها هم بشود، ولي نتيجه آن، بدبين كردن مردم، اشاعه فحشا و نشر اكاذيب است. وي گفت: خبرنگار اگر ديد خبر به ضرر مردم است، محض رضاي خدا از اين خبر بگذرد و آنرا نقل نكند، مگر هرچيزي را بايد گفت و افكار عمومي را مشوش كرد؟ چهاردهم مردادماه، نود و هفتمين سالگرد صدور فرمان مشروطيت بود. مشروطيت براي ايرانيان، نقطه عطف تاريخ سياسي معاصر است. جايگاه مشروطيت در تاريخ ايران، همپايه انقلاب فرانسه در تاريخ فرانسه است. اگرچه با آن، تفاوتهاي بنياديني نيز دارد. سالگرد مشروطيت در ايران، بدون بزرگداشتي پر اهميت، برگزار ميشود و بويژه رسانه هاي رسمي در اين باره، چندان فعال نيستند. گفته ميشود سه سال ديگر براي صدمين سالگرد مشروطيت، قرار است دولت بودجه كلاني اختصاص دهد. شبهاي گذشته رشته برنامه هايي را شنيديد درباره جنبش مشروطيت و. نقش آن در تكوين دولت مدرن كه صاحبنظران چندي، ديدگاه خود را بيان ميكردند. در گزارش ايران در اين هفته، به نقش مطبوعات در شكل گيري جنبش مشروطيت و كاميابي آن و نيز به سرنوشت يگانه مشروطيت و مطبوعات در ايران ميپردازيم. مشروطيت نقطه چرخش اساسي در تاريخ سياسي معاصر ايران است. جامعه، اقتصاد، سياست و بالاتر از آن جهان نگري ايرانيان با يك تكانه عظيمي رويارو شد. در دوران قديم، هيچ تمايزي ميان سپهر عمومي از سپهر خصوصي نبود. همه مملكت، دارايي حاكم، ثروت، جان و انديشه مردم، ملك پادشاه انگاشته ميشد و چيزي به نام حق شهروندي وجود نداشت. امر سياست نيز خصوصي بود، يعني فقط پادشاه در آن مورد تصميم ميگرفت يا با مشاوران منصوب و مخصوصش اين تصميم را تقسيم ميكرد. سياست امري همگاني و استوار بر خرد و كنش جمعي نبود. با جنبش مشروطيت، ميان سپهر خصوصي و عمومي، دست كم در عامل نظر، فاصله مي افتد و سياست به حوزه عمومي رانده ميشود. قدرت پادشاه مشروطه و محدود ميشود، مجلس شوراي ملي تاسيس ميگردد، مردم از حالت رعيت به در مي آيند و حق راي دادن پيدا ميكنند و نمايندگان خود را به آهنگ تصميم گير ي در مسائل كلان كشور، به پارلمان ميفرستند، و از اين ميان چيزي به نام مطبوعات به طور جدي به تاريخ ايران گام مينهد. محمد توكلي طرقي، استاد تاريخ دانشگاه ايلينوي آمريكا، مشروطيت را فراتر از يك رويداد ميداند. محمد توكلي طرقي: يكي از دستاوردهاي خيلي بزرگ انقلاب مشروطيت، تاسيس حكومت جديد دموكراتيكي بود كه مجلس، نهاد تصميم گيري سياسي و اجتماعي و فرهنگي در رابطه با ايران بود. پس اهميت آنرا تنها زماني ميتوان درك كرد كه پيش از آن تصميم گيريهاي سياسي و تصميم گيريهايي كه در مورد كشور ايران بود، اينها تصميم گيريهاي «خصوصيک» بوده كه در حوزه خاصه توسط پادشاه و اطرافيان خاص او اين تصميمات گرفته ميشده. انقلاب مشروطه با تاسيس مجلس و تبديل مجلس به خانه مردم و انتخاب نمايندگان مردم كه در مجلس بيايند و تصميم گيري كنند در رابطه با مسائل مربوط به ايران، هرچه كه باشد، يعني در ساختن قانون، قانوني كه بيانگر خواسته ها و نيازهاي روزمره مردم باشد، اين تنها بنابراين، يك رويداد تاريخي نبود، يك نقشه اي بود براي آينده سازي. و اگر اينطور انقلاب مشروطه را بررسي و شناسايي كنيم، به نظر من انقلاب مشروطه هنوز ادامه دارد و اهميتش امروز حتي بيشتر از انقلاب مشروطه در حدود صد سال پيش است. م . خ : در ايران پيش از مشروطيت، جستجوي مفاهيمي مانند دولت و ملت، بسيار دشوار است. ملت و دولت بسان كليدي ترين مفاهيم سياسي مدرن، فرآورده تلاش مشروطه خواهان است، اما انتقال اين مفاهيم غربي به ايران با مشكلات بسياري مواجه بوده است. ماشاءالله آجوداني، پژوهشگر تاريخ معاصر ايران و نويسنده كتاب مشروطه ايراني، درباره دشواري انتقال اين مفاهيم و مشكلات دوران مشروطه در اين زمينه ميگويد. ماشاءالله آجوداني : ايجاد دولت ملي، امكان پذير نبود به خاطر آن برداشتهاي ديني كه در ايران وجود داشت. ولي وقتي ملت مفهومش يك مفهوم شرعي بود و دولت از نظر شرعي در مقابل ملت قرار ميگرفت، روساي ملت، آخوندها بودند، روساي دولت شاه و درباريان، در نتيجه ما با ين مفهوم وقتي كه نيشن nation را ترجمه ميكنيم به ملت، باز بين دولت و ملت اختلاف است و در نتيجه ما نتوانستيم آن مفهوم واحد را در ايران بوجود بياوريم كه دولتي كه نماينده ملت باشد يا در مفهوم دولت، مفهوم ملت هم وجود داشته باشد. اين است كه در نتيجه همه جا مليان در مقابل دولتيان هستند. مثلا قشون ملي و گارد ناسيونال را وقتي ترجمه ميكنند، فكر ميكنند منظور از گارد ناسيونال اين است كه حتما ملت ارتشي داشته باشد كه عليه دولت خودش به كار ببرد. درحاليكه يك گارد ناسيونال اصلا همچين معنايي ندارد. چرا اين مفهوم را از آن ترجمه ميكنند؟ براي اينكه هميشه ملت عليه دولت بوده. و اينها وقتي مفهوم جديد را در مي آورند، باز اين جدايي را درونش ميگنجانند. م . خ: اما مشروطه خواهان به هر روي، بسياري از مفاهيم را كوتاه يا بلند، درست يا با كاستي، در ايران جا انداختند. ماشاءالله آجوداني ميگويد مطبوعات در اين ميان، نقشي سهمگين داشتند. مطبوعات توانستند به ايجاد يك وجدان ملي و خودآگاهي جمعي و استوار بر مفهوم ملت كمك كنند و اين احساس و آگاهي را نيز همگاني گردانند. ماشاءلله آجوداني: اولين بار مثلا در ايران روزنامه هاي دولتي كه در مي آيد، كه بخشهايي دارد به اسم روزنامه خراسان، روزنامه آذربايجان، روزنامه فارس و اين در واقع حرفي را كه اندرسن ميزند، را شكل ميدهد. يعني براي مردم ايران، يك همبستگي ويك اتحاد مفهومي ايجاد ميكند از سراسر ايران كه يك مملكتي است با بخشهاي مختلف و در آن واحد شما مي تواني پشت يك ميز بنشينيد و همه اخبار مربوط به اين كشور پهناور را در اختيار داشته باشيد، به شكل همبسته و همدل. يعني يكپارچه از سوي مملكت است، اين را در واقع من فكر ميكنم كه مهمترين نقش مطبوعات بود در دوران مشروطيت. ايجاد همين تصور نسبتا هماهنگ در مفهوم جديد از يك مملكتي كه براي يك حكومت واحد است و مردم هم با همديگر سرنوشت مشتركي دارند و زندگي مشتركي دارند. م .خ: با اين حال انتشار روزنامه و نشريه در آن دوران، كار ساده اي نبود. هنوز جامعه از سطح سواد اوليه اي برخوردار نبود و نيز از همه مهمتر استبداد هنوز بر سر پا بود و ساختارهاي كهنه اگرچه با دشواري، هنوز ويران نشده بودند. همه اينها مانعي بود براي ايجاد مطبوعاتي مستقل و سالم كه بتواند ديرپا بماند و اثري ماندگار بنهد. ماشاءلله آجوداني: در دوران مشروطيت ما بسياري مطبوعات مستقلي داريم كه اينها خارج از حيطه اختيار دولت منتشر ميشوند، خيلي هم مورد علاقه مردمند و با توجه به امكانات مالي مردم حفظ ميشوند. يك نمونه اش همين روزنامه صور اسرافيل است، نمونه ديگر نسيم شمال است، روزنامه اشرف الدين حسيني كه اين روزنامه ها واقع در تهران دست به دست ميگشت، اما خوب اين نهادهاي مطبوعات در يك جامعه اي باشد استمرار پيدا كنند كه نهادهاي جامعه مدني به رسميت شناخته شده باشد. وقتي دولت با اقتدار كلان بر همه چيز حاكم است و هر نشريه كه كوچكترين مخالفتي با آن كند، ميتواند آن نشريه را ببندد و از بين ببرد، خوب معلوم است كه اينطور نشريات نميتوانند دوام پيدا كنند، از طرف ديگر سطح رشد و آگاهي، يعني ميزان نرخ سواد در ايران، هميشه پايين بوده، آنهم به دلايل مشكلات متعدد بوده. در نتيجه اين مطبوعات به بهترين شكلش اگر ميخواستند استمرار پيدا كنند، بايد يك نشريه سياسي ميشدند تا بتوانند سطح مسائل را به سطح شعور عوام تقليل بدهند تا بتوانند يك محبوبيتي پيدا كنند تا مورد حمايت عوام قرار بگيرند و با حمايت مالي مردم عادي كه روزنامه ها را ميخرند، استمرار پيدا كنند. اين كار كه بخواهند مورد حمايت عوام قرار بگيرند، خوب يك كار سياسي بود، يعني بايد مسائلي را طرح ميكردند كه مورد پسند مردم باشد و چون كار سياسي بود، مورد مخالفت دولتها هم قرار ميگرفت. در نتيجه آن اعتدال در جامعه ما ايجاد نميشد كه به استمرار مطبوعات كمك كند، حتي نرخ سواد آنقدر پايين بود و علاقه كم مردم به مطبوعات و مجلات، خودش يكي از دلايلي بود كه اينطور مجلات نتوانند به كمكهاي مردمي هميشه متكي باشند و اگر هم ميخواستند به كمكهاي مردم متكي باشند، مي بايست مطالب سياسي و غيره تا فهم عوام تنزل ميدادند و در همه اين تنزل دادنها هم بايد يك مبارزه سياسي را با دولت شروع ميكردند تا مورد حمايت مردم قرار بگيرند و اين هم منافات داشت با اقتدار دولتها. م . خ : در همين گير و دار بود كه روزنامه ها بسته ميشدند، روزنامه نگاران، شكنجه ميشدند، قلمها يا بر زمين بود و شكسته يا از ترس محتسب و خداوندان دين و سياست، فرصت دليري چنداني نمي يافت. آقاي آجوداني بر دوعامل سركوبگر مطبوعات، يعني علماي ديني و صاحبان قدرت در دوران مشروطيت تاكيد ميگذارد. ماشاءلله آجوداني : در روزنامه هايي كه در دوره مشروطيت منتشر ميشوند، از دو سو تحت فشارند، از يكسو تحت فشار استبداد سياسي هستند و از يكسو تحت فشار استبداد ديني. تازه استبداد سياسي بعضي وقتها آنقدر قوي نبود و بيشتر تحت استبداد ديني بود كه نشريات را تعطيل ميكرد. نمونه معروفش همين روزنامه صور اسرافيل است كه اين روزنامه دراولين بار مقاله اي كه مينويسد تحت عنوان آزادي، مورد اعتراض طلاب قرار ميگيرد و طلاب حمله ميكنند به روزنامه و در نتيجه دولت مجبور ميشود روزنامه را تعطيل كند. بنابراين هميشه اين دو فشار حاكم بوده بر جو روزنامه ها، يا مثلا اگر روزنامه ها انتقادي از طلاب ميكردند، فرياد علماي ديگر بلند ميشد كه اينها كافرند و بي دينند. يكي از روزنامه نگاراني را كه در تبريز براي نخستين بار شلاق ميزنند، علما هستند كه شلاق ميزنند، به خاطر توهيني كه مثلا به مرجع تقليد، آيت الله بزدي كرده بود. منظور من اين است كه اين دو قدرت، دو قدرت مزاحم بود و نمونه هاي مختلف تاريخي را داريم كه اين مداخلات قدرت شرع و قدرت عرف را در كار مطبوعات نشان ميدهد. م. خ : همين دشوارها بود كه راه مشروطيت را از همواري به در كرد و نگذاشت خواسته هاي مشروطه خواهان به طور كامل تحقق يابد. اما برخي تاريخ نگاران باور دارند كه مشروطيت، به رغم همه مشكلاتي كه داشت، پيامدهاي مثبت و تعيين كننده اي بر جاي نهاد كه نميتوان از آن چشم پوشيد. از جمله محمد توكلي طرقي مي انديشد مشروطيت يك رويداد تاريخي نبود كه در يك ظرف زماني پديد آمده و سپس پايان يافته باشد. مشروطيت يك چهارچوب فكري و برنامه عملي است و در نتيجه پروژه اي ناتمام است و از آغاز بنا نبوده كه در مدت زماني كوتاه به بارور بنشيند. محمد توكلي طرقي: اگر انقلاب مشروطيت را تنها به عنوان يك رويداد تاريخي نبينيد و آن را به عنوان يك طرحي براي آينده سازي بشناسيدش، ميبينيد كه بسياري از بحثهايي كه امروز در ايران صورت ميگيرد، در رابطه با ولايت و وكالت، آيا مردم بايد ولي امر را انتخاب كنند يا ولي امر برگزيده اي از امام زمان است و اينها، اينها را ميتوان هنوز در چهارچوب انقلاب مشروطيت قلمداد كرد. اگر شما توجه كنيد، انقلاب مشروطيت پيش فرضهايش اين بوده كه شاه و گدا برابر هستند. مردم كه به عنوان رعبت و گله اي قلمداد ميشدند، تبديل ميشوند به شهروندان حقوقوندي كه ميتوانند تصميم گيري هايشان را خودشان بكنند، وكيلشان را خودشان انتخاب كنند، نماينده شان را خودشان انتخاب كنند و اگر اين را دست آورد بزرگ انقلاب مشروطيت يا طرح انقلاب مشروطيت قلمداد كنيم، ميبينيم كه انقلاب مشروطيت هنوز دارد ادامه پيدا ميكند و برابري زن و مرد، برابري ايران و مسلمان و غير مسلمان، اينها به يك شكلي از پايه هاي اساسي انقلاب مشروطيت است كه به نظر من امروز حتي اهميتش بيشتر شده. فقط يك رويداد تاريخي نبود، يك برنامه اي براي ساختن ايران آينده بوده كه اين آينده به نظر من هنوز به يك شكلي بوجود نيامده. م . خ: اما پرسشهايي كه مشروطيت درانداخت، همچنان زنده اند. بحث در مورد حق فردي و شهروندي، قانون، آزادي و محدود كردن اراده فردي حاكم و مسئول كردن وي در برابر در برابر نهادهاي دموكراتيك، هنوز از چالشهاي اصلي سياسي ايران است و حتي در گسترده فكري نيز همچنان پرسشهاي بنيادي به شمار مي آيند. از محمد توكلي طرقي پرسيدم تداوم اين پرسشها و پاسخ نسبي نيافتن آنها، آيا نميتواند نشانه اي بر ناكامي انديشه و عمل مشروطه خواهان صده پيش گرفته شود؟ محمد توكلي طرقي: نقد و شناسايي كسري هاي يك نظريه و بنيان اساسي را ميشود هميشه پيدا كرد و در اين مورد به نظر من فكر ميكنم مشروطه ضعفهايي داشته، نظرگاههايي بنيانگزاري شده كه ميتوانستند به شكل ديگري هم ارائه شوند، ولي اين به آن معني نيست كه انقلاب مشروطه شكست خورده يا به اين معني نيست كه انقلاب مشروطه يك فكر ناپخته اي بوده. شما اگر توجه كنيد، در اروپا، انقلاب فرانسه كه يك فكر و حكومت جديد بوجود مي آيد، اينها برابري زن و مرد، خيلي طول كشيد تا عملي شود، برابري مسيحي ها و يهودي ها، خيلي طول كشيد كه برآورده شود و تجربه حكومت فاشيستها را در اروپا ما مشاهده كرديم و به يك شكلي نميتوانيد بگوييد كه جامعه 1930 يا 40 اروپا، از آن دوره پيشتر، انقلاب فرانسه، عقب افتاده تر بوده. ميتوان گفت كه اين مسائل در حال تغيير و تحول هستند و ديدگاههاي متفاوتي است براي بازسازي به يك شكلي آينده سازي. و اين ديدگاهها در مقابل همديگر قرار ميگيرند. به انقلاب مشروطه اگر از منظر تاريخي صد ساله نگاه كنيد، ميبينيد كه يك جنگ و جدالي بين مشروطه خواهان و مشروعه خواهان بود. مشروعه خواهي، به يك شكلي با انقلاب 1357، تبديل به يك نهاد سياسي جديد شد. ولي با عملي شدن مشروعيت به يك شكلي، مشروعيت خودش دوباره مي آيد يك حالت مشروطيت پيدا ميكند و به جاي اينكه نظريه هاي شيخ فضل الله نوري عملي شود، به نظر من حكومت اسلامي، مجبور ميشود كه خواسته هاي مشروطه خواهان را در عمل اجرا كند. انقلاب 1357، مجلس را نتوانست ببندد، نتوانست ببندد، براي اينكه مجلس يك قدرت بسيار مهمي دارد، مشروعيتي به حكومت ميدهد كه هيچ نهاد ديگري نميتواند بدهد. م . خ: با اين همه مشروطيت در ايران، نماد خواست آزادي، قانون، حقوق فردي و شهروندي و همه مفاهيم و انگاره هاي بنيادين انديشه مدرن شده است. ماشاءلله آجوداني : هنوز بسياري از خواستهاي اساسي كه در مطبوعات امروز ايران مطرح ميشود، اگر واقعا شعارهاي اساسي و محوري اينها را خلاصه كنيم در آن چيزهاي اساسي كه خواست سياسي مردم ايران است، همچنان ادامه خواستي كه در نهضت مشروطيت وجود داشت. يعني مطبوعات ايران همين امروز هم خواستار اين هستند كه مطبوعات ايران از مميزي آزاد باشد و دولت و حوزه اقتدار دولت در كار مطبوعات دخالت نكند. اين يكي از خواستهاي اساسي مطبوعات در مشروطيت بود كه هنوز تحقق پيدا نكرده. هنوز روزنامه هاي ما ايجاد يك جامعه قانوني يا ايجاد يك حكومت ملي، بازتاب خواست ملي مردم ما است. همين خواست اساسي را به شكل اساسي در مطبوعات دوره مشروطه هم ميتوانيم ببينيم. يعني من اينها را از هم جدا نميبينم، يعني آنچه كه امروز در ايران ميگذرد، از يكسو نشان دهنده شكستي است كه در تاريخ ما اتفاق افتاده و از سوي ديگر نشان دهنده استمرار خواستهايي است كه هنوز تحقق پيدا نكرده، يعني آن روي سكه شكست اين است كه آن خواستهاي سياسي هنوز تحقق پيدا نكرده. بنابراين هنوز ميتوانند مورد توجه مردم باشند. م .خ : اگر روزنامه نگاران، همچنان به زندان مي افتند، انديشه ورزان به خاطر بيان انديشه هايشان، هنوز به مرگ محكوم ميشوند و قلم نويسندگان زير آوار ترس ميلرزد، چراغ آرمانهاي مشروطيت همچنان روشن است و بنابر تجربه تاريخي يكصد سال گذشته، بازگشتن به ماقبل مشروطيت محال شده است. تلاش جمهوري اسلامي براي دستيابي به تكنولوژي هسته اي، شايعه مذاكرات پنهاني با آمريكا، حكم محاربه براي دو دانشجو در شيراز از سوي دادگاه انقلاب، آزادي شماري از اعضاي دفتر تحكيم وحدت، تحصن شماري از روزنامه نگاران در انجمن صنفي، و برگزاري نودو هفتمين سالگرد انقلاب مشروطيت از رويدادهاي عمده اين هفته در ايران، بود. مشروطيت نقطه اساسي چرخش جامعه ايران بود. با جنبش مشروطيت، سياست در جامعه تبديل به عاملي عمومي و فعال شد. با محدود شدن قدرت پادشاه مردم براي نخستين بار حق راي پيدا كردند. مطبوعات بطور جدي به تاريخ ايران گام نهاد. در ميزگرد امشب راديو فردا محمد توكلي طرقي، استاد تاريخ دانشگاه ايلينوي و ماشاءالله آجوداني، پژوهشگر تاريخ معاصر شركت دارند و به بررسي بنيادهاي جنبش و آرمانهاي مشروطيت مي پردازند.
XS
SM
MD
LG