لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۲۷ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد در شرایطی آغاز شد که بر اساس تصاویر و فیلم های منتشر شده در روزهای منتهی به آن، رقابت های انتخاباتی میان چهار نامزد این سمت، یعنی محمود احمدی نژاد، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محسن رضایی، شدت زیادی یافته بود. هر یک از این نامزدها تلاش می کرد تا علاوه بر کسب پشتیبانی شهرهای بزرگ، آرای ساکنان مناطق دیگر یعنی استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، کردستان، خوزستان، سیستان و بلوچستان، گلستان و سایر استان ها را به سود خود جلب کند. در این ارتباط سفر به این استان ها از جمله برنامه های این چهار نامزد انتخاباتی ریاست جمهوری بود که از میان آنها آقایان کروبی و موسوی بیانیه هایی را منتشر کردند که در آنها بر لزوم توجه به اقوام و مذاهب گوناگون در ایران تاکید شده بود.

به گفته سایت های نزدیک به اصلاح طلبان، این اقدام موجب گسترش حمایت اقوام ایرانی از موسوی و کربی شد. درهمین ارتباط برخی از این سایت ها به استقبال گسترده از میرحسین موسوی در جریان سفرش به تبریز اشاره داشتند.

درپی انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد و معرفی محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور مخالفت ها ابتدا در تهران شروع شد و هواداران آقایان موسوی و کروبی با شعارهایی نظیر "رای من کجاست" و "موسوی رای مرا پس بگیر" به خیابان ها آمدند که نقطه اوج این اعتراض ها تظاهرات میلیونی مخالفان در روز ۲۵ خرداد بود.

تظاهرات مخالفان که از نمادهای سبزرنگ استفاده می کردند به نام جنبش سبز در ایران و جهان شهرت یافت. پس از آن اعتراضات مخالفان به تدریج به شهرهای دیگر کشیده شد و در یک سال گذشته اخبار و گزارش هایی در همین ارتباط انتشار یافت.

با این همه برخی از تحلیل گران بر این باورند که این تظاهرات همه گیر نشده و تنها محدود به مناطق مرکزی است. یاشار حکاک پور، مسئول روابط عمومی آدا (انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران) در ترکیه یکی از این فعالان است که به رادیو فردا می گوید: «این حرکت کماکان همانند گذشته در نقاط شمال تهران و در بعضی از شهرهای ایران همچون اصفهان و شیراز محدود شده و علی رغم اینکه در طی سال گذشته سایت ها و رسانه های خارج از کشور که نزدیک به این جنبش اند، نزدیک به ۹ بار فراخوان دادند برای اینکه آذربایجانی ها در مناسبت های گوناگون شرکت کنند، اما آذربایجانی ها آنطور که ما ارتباط داریم و می شنویم و رصد کردیم، شرکت نکردند. و علی رغم اینکه اخبار دروغی در طی سال گذشته به کرات در مورد شرکت آذربایجانی ها در این مراسم بوده، واقعیت اینست که آذربایجانی ها طی یک سال گذشته در جنبش سبز حضوری نداشتند.»

این جنبش و این حرکت یک حرکت مدرن اجتماعی گسترده و اعتراضی است که به صورت عمومی دموکراتیزاسیون جامعه ایران را هدف گرفته است.


محد علی توفیقی

آقای حکاک پور در مورد دلیل آنچه گسترش نیافتن جنبش سبز به شهرهای آذربایجان می نامد، می گوید: «دلیل این مسئله بیشتر به تفاوت در خواست ها و حسیات آذربایجانی ها نسبت به مناطق اتنیک فارس است که با توجه به پیشینه تاریخی که در این مورد وجود داشته و طی صد سال گذشته آذربایجانی ها تلاش های فراوانی برای رسیدن به حقوقشان انجام دادند، ولی چون این تلاش ها به نتیجه ای نرسیده و همچنین در سال های اخیر باتوجه به نوع برخورد روشنفکران و توده مردم فارس، مردم آذربایجان به این نتیجه رسیدند که نسبت به حرکات سراسر وحرکاتی که در کل ایران هست، نوعی بی تفاوتی حاکم شده است. که البته این را باید بگویم که جنبش سبز دارای خواست ها و پلاتفرم مشخصی نیست. مردم به دلایل مختلفی از حکومت ناراضی اند و این نارضایتی در قالب حرکت ها و جنبش های متفاوتی در نقاط مختلف ایران نمود پیدا می کند. خواست ها در نقاط متفاوت ایران مختلف است و آذربایجان هم این نارضایتی را با شعارها و خواست های ویژه خودش بیان می کند. در سال های گذشته که اتنیک های غیرفارس در ایران به موازات جنبش سبز حرکات خودشان را داشتند و در مورد آذربایجان اگرچه در برخی موارد ممکن است خواست های آذربایجانی ها با خواست های جنبش سبز در مناطق فارس نشین یکی به نظر برسد، باید گفت که هدف آذربایجانی ها زندگی در یک سیستم دموکراسی واقعی، ریشه ای و تمام عیار است.»

اما بهروز خلیق، فعال سیاسی در آلمان نظر دیگری دارد و می گوید: «این واقعیت است که جنبش سبز عمدتاً در استان های مرکزی به خصوص تهران شکل گرفت و بیشترین نیرویش در مناطق مرکزی هست. ولی در عین حال در طی یک سال جنبش سبز در شهرستان ها و مناطق مختلف گسترش پیدا کرده و تاثیرات خودش را گذاشته است. به خصوص در رابطه با مناطق ملی که ما یک ماه قبل شاهد آن بودیم که وقتی چهار نفر از فعالان کرد اعدام شدند، حرکت وسیعی صورت گرفت که دعوتی که توسط سازمان های سیاسی کرد و سایز سازمان ها صورت گرفت از طرف مردم کردستان به آن جواب مثبت داده شد. این واقعیت هست که بعد از اینکه جنبش سبز شکل گرفت، کلاً فعالان کرد و فعالان آذربایجان و سایر مناطق با فاصله با این جنبش حرکت می کردند، که این هم بر می گشت به آن ذهنیت هایی که نسبت به جنبش سبز شکل گرفته بود. همینطور با تجربه ای که جنبش سبز عمدتاً شعارهای عام دموکراتیک مطرح می کرد و چندان با مطالبات مردم مناطق تماس پیدا نمی کرد. ولی در این مدت تلاش هایی که صورت گرفته از دوجانب از آن فاصله ای که وجود داشت، کاسته شده و الان هم ما می بینیم که در بیانیه هایی که موسوی هم منتشر می کند، خواست های اقوام هم مطرح می شود. در همین آخرین بیانیه ای که موسوی منتشر کرد در بیانیه هجدهم، این مسئله هم گفته و اعمال شده بود.»

در سال های اخیر باتوجه به نوع برخورد روشنفکران و توده مردم فارس، مردم آذربایجان به این نتیجه رسیدند که نسبت به حرکات سراسر وحرکاتی که در کل ایران هست، نوعی بی تفاوتی حاکم شده است.

یاشار حکاک پور

عبدالستار دوشوکی، تحلیل گر سیاسی و کارشناس مسائل استان سیستان و بلوچستان نیز می گوید: «جنبش سبز یک جنبش ضد استبدادی و آزادی خواهانه ای است که مشخصاً علیه تام گرایی و انحصارگرایی رژیم جمهوری اسلامی به وجود آمده است. ما اگر به جنبش های مختلف از جمله جنبش زنان، جنبش دانشجویان، جنبش کارگران و جنبش اقوام نگاه کنیم می بینیم که همه اینها یک اصل مشترک دارند و آن اصل ضد استبدادی و آزادی خواهانه است. به عقیده من جنبش سبز ترکیبی است از تمامی این جنبش هایی که در عرض سی سال اخیر به انحاء و اشکال مختلف در کشور ما وجود داشتند. مردم بلوچ، کرد، آذری، عرب یا ترکمن و همه اقوام ایرانی خواهان آزادی هستند و همیشه ضد استبداد و تام گرایی حرکت می کردند. جنبش سبز دقیقاً همان است.»

در این میان نیز محمدعلی توفیقی، تحلیل گر سیاسی و صاحب نظر در مسائل کردستان ایران جنبش سبز را یک جنبش مدرن اجتماعی گسترده و اعتراضی ارزیابی می کند؛ «این جنبش و این حرکت یک حرکت مدرن اجتماعی گسترده و اعتراضی است که به صورت عمومی دموکراتیزاسیون جامعه ایران را هدف گرفته. به همین دلیل نمی شود آن را محدود به یک قشر یا گروه اجتماعی و یا یک قومیت ایرانی محدود کنیم. یک چنین تحلیلی نه می تواند منطقی باشد، نه مقدور و نه سودمند به حال تداوم تقویت این حرکت است. حتی نمی شود این حرکت را منحصر کرد به یک گروه خاص مثلاً طرفداران حکومت دینی و یا سکولارها. به نظر من جنبش سبز، جنبش اعتراضی همه ایرانیان است فارغ از اینکه چه جنسیتی، چه قومیتی، چه مذهبی دارند و یا حتی چه دینی دارند.»

آقای توفیقی همچنین با اشاره به رویدادهای یک سال گذشته و به ویژه اعدام فرزاد کمانگر و چهار زندانی سیاسی دیگر که اعتصاب گسترده ای را در بسیاری از مناطق کردستان ایران به همراه داشت، می گوید کردها در جنبش سبز مشارکت فعالی دارند.

او می گوید: «ما می دانیم که هیچ استانی به جز استان کردستان در انتخابات دهم ریاست جمهوری از رشد صد در صدی برخوردار نبوده است. چون این استان و عموماً کردها

مردم بلوچ، کرد، آذری، عرب یا ترکمن و همه اقوام ایرانی خواهان آزادی هستند و همیشه ضد استبداد و تام گرایی حرکت می کردند. جنبش سبز دقیقاً همان است.

عبدالستار دوشوکی

در یک حالت تحریم نسبت به انتخابات های قبلی بودند. همینطور بعد از انتخابات و در جریان حرکت ها و تظاهرات هایی که در شهرهای بزرگ به خصوص تهران اتفاق افتاد، مشارکت کردها کمتر از سایر هموطنان و دیگران قومیت های ساکن تهران نبود. همینطور در میان شهدای جنبش سبز مشخصاً تعدادی از کردها دیده می شوند. زندان ها که هم دیگر نیاز به گفتن ندارد و این قصه تلخی است که از قدیم برای کردها هم بوده و حتی معتقدم اتفاقاتی که امروز به شکل احکام برخی از زندانیان کرد و اعدام آنها دارد اتفاق می افتد، بدون ارتباط با این جنبش سبز نیست و می خواهند طرفداران و رهبران جنبش را به این ترتیب مرعوب کنند.»

در این میان عبدالستار دوشوکی اعتقاد دارد که دو دلیل عمده باعث شده است که جنبش سبز و تظاهرات مخالفان در یک سال گذشته در شهرهای بزرگ نمود یابد که در مناطق مرکزی ایران واقع شده اند؛ «دلیل اولش اینست که اصولاً هرگونه اعتراض و یا تظاهراتی در شهرهای بزرگ انعکاس بیشتری را در رسانه های بین المللی دارد. آنهم به خاطر جایگاه شهرهای بزرگ. دوم اینست که اصولاً گذشته از مکانیسم مختلفی که در این جنبش وجود دارد، یا نیروهایی که در این جنبش وجود دارند، مثل کارگران، دانشجویان، زنان، اقوام، اقلیت های مذهبی و اقلیت های قومی و هرکسی، در شهرهایی مثل تهران از دیدگاه حفاظتی و حمایتی امکانات بیشتری وجود دارد. در صورتی که در مناطقی مثل بلوچستان و کردستان که شدیداً امنیتی نظامی هستند، هرگونه حرکت یا اعتراضی شدیداً سرکوب شده و می شود. در نتیجه هزینه اش خیلی بالاست. شکل مبارزه در مناطق اقوام با شکل مبارزه در تهران و شهرهای بزرگ فرق می کند.»

این تحلیل گر سیاسی و کارشناس مسائل سیاسی استان سیستان و بلوچستان در لندن در پاسخ به این پرسش که نتیجه همراهی فعالان قومی یا فعالان هویت طلب و جنبش سبز چه خواهد بود، می گوید: «این را باید در یک بعد وسیع تری از جنبش ها و نهضت های سرکوب شده اقشار مختلف مردم ایران در نظر بگیریم. به عنوان مثال کمپین یک میلیون امضا که عمدتاً جنبش زنان است و یا جنبش دانشجویی و یا جنبش کارگران... اینها را نمی توانیم از یکدیگر تفکیک کنیم. به هر حال تمام اینها جنبش ها و خواسته های اقشار و گروه ها و اقوام و حتی مذاهب مختلف ایرانی هستند که هدف مشخصی را دارند. هدفشان ضد استبداد است و آزادی است. جنبش اقوام در طی سی سال اخیر دقیقاً در جهت ضد استبداد و راستای آزادیخواهی حرکت کرده. امروز بحث هایی را که در تهران می بینیم، یعنی سرکوب مردم، زندانی کردن مردم و حتی توهین و تجاوز به زندانیان و اعدام های بعد از دادگاه های فرمایشی در مناطقی مثل کردستان و بلوچستان در طی سی سال اخیر وجود داشته است. الان می بینیم که همان نوع سرکوب که بر علیه همان گونه جنبش، یعنی جنبش ضد استبدادی و آزادی خواهی مردم که در بلوچستان، کردستان یا دیگر مناطق اقوام یا مثل خوزستان بود، امروزه آن را در تهران می بینیم. یعنی من این را از سوی دیگر می بینم. یعنی می بینم که این جنبش اقوام است که برعلیه انحصار گرایی قشریون و این رژیم قیام کرده بودند بعد سی سال ولی به خاطر جایگاه خودشان از نظر جغرافیایی و از نظر امکانات رسانه ای، متاسفانه در رسانه های بین المللی یا حتی در رسانه های داخلی بازتابی نداشتند. ولی ما امروز همان جنبش آزادی خواهی را و همان گونه سرکوب جنبش توسط رژیم جمهوری اسلامی و با همان شیوه هایی که قبلاً در مناطق اقوام به کار می بردند، الان در تهران و کلان شهرهای ایران به کار می برند.»

در این میان در یک سال گذشته و به موازات حرکت جنبش سبز، میرحسین موسوی و مهدی کروبی از رهبران مخالفان دولت بارها بر برقراری حقوق مساوی برای همه مردم بدون توجه به قوم، قبیله، رنگ، نژاد و زبان تاکید کرده اند.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG