لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۱:۲۷ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

از خرداد تا خرداد (۷): پایه اجتماعی جنبش سبز، نقش زنان


یکی از مشهورترین عکس‌های اعتراضات خرداد ماه ۸۸

یکی از مشهورترین عکس‌های اعتراضات خرداد ماه ۸۸

نرگس محمدی، اعظم ویسمه، محبوبه خوانساری، حمیده فرج زاده، مهناز کریمی، شیوا نظر آهاری، بهاره هدایت، محبوبه کرمی،... آنها سی و یک نفراند، سی و یک بازمانده برابری طلبی و دموکراسی خواهی در زندان اوین بند زنان. بندی که بودن در آن نه دیگر نشانه بزهکاری است و نه دلیل بحران های اجتماعی. اینها نه شوهرکش اند و نه سارق اند و نه چک هایشان بی محل بوده است. سی سال پس از انقلاب اسلامی از مذهبی و غیرمذهبی، تحصیل کرده و مکتبی، معتقد به حجاب و بی اعتقاد به آن گرد هم آمدند تا سهم خود را از انتخابات ریاست جمهوری طلب کنند.

نرگس محمدی که اکنون نامش صدرنشین بند زنان زندان اوین است، پیش از این به رادیو فردا گفته بود: «در انتخابات ریاست جمهوری دیدیم که زنانی از جبهه محافظه کاران و زنانی از جبهه اصلاح طلبان و روشنفکران خواستار روشن شدن [تعریف] رجال سیاسی در قانون مربوط به ریاست جمهوری شدند. فارغ از اینکه زنان محافظه کار چه برنامه ای را برای ریاست جمهوری مد نظر دارند، به دنبال چه نوع سیاست خارجی و سیاست داخلی هستند. روی این مسئله که زن هم می تواند کاندیدای ریاست جمهوری بشود، اتفاق نظر به وجود آمد. یعنی به رغم اختلافات سیاسی بین اردوگاه اصلاح طلبان و محافظه کاران از نظر مباحث سیاسی و اجتماعی مسائل ریشه داری که ریشه در رسوبات تاریخی یک ملت دارد مثلاً در مورد زنان و حقوق زنان همچنان باقیست. من فکر نمی کنم قبل از انتخابات هم ائتلاف های محکم و دیرپایی سر این فصل مشترک واقعی بین جبهه های مختلف ایران شکل گرفته بود. بلکه یک همسویی در طرح مطالبات به چشم می خورد که بحث ائتلاف نبود و اساساً یک چنین ائتلاف هایی بین سنتی، محافظه کاران و رفرم گرا ها و جنبش زنان و روشنفکران وجود نداشت بلکه یک همسویی در طرح مطالبات وجود داشت. این مطالبات ریشه دار هستند و اصالت دارند در جامعه ما و هر چند دیدگاه های سیاسی و جناحی می تواند روی آن تاثیر بگذارد، ولی چیزی آن اصالت را نمی تواند از بین ببرد. من فکر می کنم که مطالبات زنان مورد خاص همان قشر زنان که قبل از انتخابات هم در طرح بعضی از مباحث مربوط به زنان نقش ایفا کردند، پس از این هم به چشم دیده خواهد شد.»

اما مانند تمامی ده دوره پیشین انتخابات ریاست جمهوری، زنان ایرانی تنها توانستند به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری ثبت نام کنند و صلاحیت هیچکدام برای ورود به عرصه رقابت تایید نشد. اما همان هم داستانی اولیه شد که بخشی از زنان ایرانی برای اولین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی گرد هم جمع شوند و مطالبات خود را از رئیس جمهور بعدی ایران طلب کنند. ۵ اردیبهشت ۸۸ روز اعلام این همگرایی بود.

آزاده کیان، جامعه شناس ساکن فرانسه به رادیو فردا می‌گوید: «آنچه که به نظر من همگرایی جنبش زنان را مهم می کند و فکر می کنم که در کشورهای مسلمان می توانم بگویم ایران یک نمونه است، همگرایی خانم های مذهبی و غیرمذهبی است که آمدند و قبول کردند که اختلافات ایدئولوژیک و سیاسی خودشان را کنار بگذارند و حتی بعضاً اختلافات فرهنگی خودشان را کنار بگذارند و حول برابری طلبی زنان همکاری کنند و همگرایی داشته باشند. من فکر می کنم که درس اول دموکراسی را در ایران همین خانم ها هستند که به دیگران می آموزانند که ما می توانیم به عنوان یک گروه اجتماعی خواست های مشترکی را داشته باشیم و حول این خواست ها می توانیم همگرایی داشته باشیم و فعالیت کنیم. و ما دیدیم که هر جایی که این همگرایی وجود داشته اتفاقاً نتایجی که داشته بسیار نتایج مثبت و خوبی برای کل جامعه زنان بوده است.»

پس از این همگرایی به میدان تبلیغات انتخاباتی آمدند. منصوره شجاعی، فعال مسائل زنان در تهران می گوید: «این دو خواست یعنی یک: پیوستن به کنوانسیون (حقوق زنان) بدون هرگونه قید و شرط و دو تغییر قوانین تبعیض آمیز در قانون اساسی شد شعار حضور زنان در فضای انتخاباتی. به هرحال این آموزه مدنی بود برای همه یا حداقل زنانی که در همگرایی بودند و زنانی که در جامعه مخاطب همگرایی قرار گرفتند، چون همگرایی تقریباً مانند ائتلاف های پیشین بود. یعنی یک لایه در جامعه درون قشرهای پائینی جامعه با پخش بروشور، با پخش بیانیه و دفترچه با ارتباط چهره به چهره با مردم اتفاق می افتاد و یک بخش هم بخش مذاکره با کاندیداها بود. بنابراین زمینه آماده شده بود. زنی که این بار رفت و صندوق رای را از خودش کرد و آن تو انداخت، رای به فرد نداد. رای به مطالبات خودش داد. این تفاوتی است که انتخابات این بار با انتخابات سال های پیش در میان فعالان زنان و جنبش زنان به وجود آورد. یعنی این تاثیر همگرایی بود.»

نتیجه انتخابات هرچه بود و هرچه که اعلام شد، همه اقشار زنان را به میدان آورد. آنها به مساجد رفتند، رای دادند، اما خانه نشین نماندند. شهلا اعزازی، جامعه شناس ساکن تهران می گوید: «در ۲۲ خرداد، اتفاقی نبود که وارد شده بودند. اینها دارای امکانات زیاد بودند. و دقیقاً مطالبات خودشان را می دانستند چیست. می توانیم بگوییم که یک سهم عمده که به هر حال جنبش زنان و البته جنبش های دیگر هم داشتند، پخش کردن مسائل حقوق بشر، حقوق شهروندی در میان جامعه، حالا از طریق کمپین هایی که انجام داده بودند و یا اصلاً وارد کردن این گفتمان که آزادی، حق انتخاب وغیره وجود داشت. بنابراین در تظاهرات ۲۲ خرداد به بعد، می بینیم که زنان زیادی هم شرکت کردند. اگر حالا بیشتر از مردان نبودند، حداقل نیمی از جمعیت بودند. نکته ای که ما باید به آن توجه کنیم، اینست که این زنان در هر قشر، در هر طبقه و در هر رده سنی که نگاه کنیم، به نوعی یکی از آن خواست هایی که جنبش های زنان مطرح کرده بود، به آنها بر می گشت.»

پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و اعتراض به نتیجه اعلام شده آن، فعالان جنبش زنان شهروندی شدند در کنار دیگران. نماد سبز در دست به خیابان ها آمدند و در کنار جنبش سبز به حرکت درآمدند.

نرگس محمدی می گوید: هرچند جنبش زنان مطالبات و ویژگی های خاص خودش را دارد، به همان نسبت ویژگی ها و مطالباتی دارد که آن را به عنوان یک شهروند معرفی می کند و با سایر شهروندان یک کشور هم پیوند می خورند و یک قلمرو وسیع اجتماعی را پدید می آورند. بنابراین فعالیت زنان چه در جنبش زنان با طرح مطالبات زنان و محور قرار دادن فعالیت آنها حول این مطالبات و چه در جنبش اجتماعی مثلاً بعد از انتخابات هیچ منافات و تقابلی با هم ندارد. در جوامعی مثل جامعه ما، که در تلاش برای تحقق دموکراسی و حقوق بشر هستند، این نوع فعالیت ها گریز ناپذیر است و این نوع فعالیت ها به موازات هم حرکت می کنند و قرار دارند. فعالیت در جنبش زنان و در چنین جنبش هایی تحکیم و تقویت کننده همدیگر است و تاثیر آنها روی هم هم قابل بررسی است. درست است قبل از انتخابات، جنبش زنان عمدتاً به دنبال طرح مطالبات جنبش زنان بود، از همین دریچه و با همین رویکرد هم به انتخابات نگاه می کرد و فعالیت می کرد. اما این بار مسئله انتخابات فقط در واقع به روز رای گیری و اعلام پیروزی یک کاندیدا ختم نشد. حوادثی که بعد از آن اتفاق افتاد، تاثیر مستقیم روی تک تک جنبش ها، جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش کارگری و سایر جنبش ها به نظر من گذاشت. جداسازی آنها و تفکیک مکانیکی آنها به نظر من الان امر درستی نیست. اینکه آیا زنان باید همان مطالبات جنبش زنان و برابری خواهانه خودشان را... بعد از انتخابات، فارغ از اینکه در انتخابات چه اتفاقی افتاده و چه طیف وسیعی درگیر مسئله انتخابات شدند، آیا باید همان مطالبات را مطرح کنند یا نه و یا اینکه اگر به این جنبش اجتماعی پیوند بخورند سایه می اندازد روی طرح مطالبات مدنی و صنفی و حقوقی زنان، به نظر من این دو را نباید مطرح کرد.

این همدستی و یکدستی سبب شد که آن روزها جنبش زنان کمتر نمود پیدا کند. زنان معترض دیگر نه در کنار هم که پراکنده در میان مردمانی شعار می دادند که خواستشان نه برابری، که دموکراسی بود.

آزاده کیان در این مورد می گوید: اتفاق مهمتر دیگری که می افتد، پیوند خوردن خواست های برابری طلبانه زنان و خواست های دموکراسی خواهانه ای است که در جنبش اخیر از زمان انتخابات تا به امروز حداقل شاهدش هستیم و بایستی که فعالان جنبش زنان کماکان بر این خواست های برابری طلبانه پافشاری کنند وگرنه اگر بخواهند در خواست های کلی جنبش حل شوند، یک بار دیگر شاهد خواهیم بود که مسئله خواست های جامعه زنان می تواند به کنار نهاده شود با این گفتمان که ابتدا در ایران بایستی دموکراسی ایجاد شود و بعد زنان به خواست های برابری طلبانه شان برسند. آنچه که جنبش زنان نشان داده، اینست که دموکراسی خواهی و برابری حقوق زنان و مردان، برابری شهروندی هست و این بسیار بسیار اساسی و مهم است و این نبایستی کنار گذاشته شود.

شهلا شفیق جامعه شناس ساکن پاریس اما جنبش زنان را بیش از همیشه اهرم فشاری در کنار جنبش سبز می داند؛ «نکته اصلی اینست که همیشه هم در تمام جوامع هم هست، آن چیزی که به اسم جنبش آزادیخواهی و جنبش فمینیستی مدافعان حقوق زنان است، لزوماً توده وسیعی هیچ وقت از هیچ کشوری در هیچ شرایطی نیستند که با این شعارها به میدان می آیند. بلکه اینها همیشه نقش اهرم های فشار را دارند. آن نقشی که جنبش زنان در ایران و حتی خارج از کشور مطالباتی که مطرح شد اینها در طول این دوره سی ساله بازی کردند و به شکل های مختلف تاثیرات خودش را نشان داده است. به نظر من این توهم است که باید تمام این جمعیت میلیونی می آمدند آنجا و شعار زنان را فریاد می زدند. من فکر می کنم درست به دلیل همین توتالیتر بودن این ساختار و به دلیل سرکوبگر بودن این حاکمیت چه در عرصه خصوصی و چه در عرصه عمومی و به دلیل تبلیغات شدید ضد زن که در جامه ایران در طول این سی سال شده ما نباید این را فراموش کنیم که در عین اینکه زنان مقاومت های زیادی کردند، از آن طرف هم با پراکندن گفتار ضد زن سیستماتیک و به طور دائم و یک خشونت شدید مواجه هستیم.»

زهرا رهنورد با چادر که پوشش زنان مذهبی است دست همسر ۶۸ ساله اش را گرفت و در جایگاهی قرار گرفت که تاکنون هیچ زن ایرانی دیگری آنرا تجربه نکرده است.

جنبش زنان ایران در این میان اما تجارب جدیدی را نیز کسب کرد. در انتخابات خرداد ۸۸ برای اولین بار در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری در ایران همسر یک کاندیدای ریاست جمهوری پا به پای شوهرش به میدان آمد.

زهرا رهنورد با چادر که پوشش زنان مذهبی است دست همسر ۶۸ ساله اش را گرفت و در جایگاهی قرار گرفت که تاکنون هیچ زن ایرانی دیگری آنرا تجربه نکرده است.

زهرا رهنورد که بود؟ هنرمند، استاد دانشگاه، روشنفکر مذهبی، همسر یک سیاستمدار و یا فمینیست؟

شهلا شفیق می گوید: از خانم رهنورد می شود به عنوان یکی از چهره های جنبش عمومی و کسانی که بالاخره شرکت داشتند به مناسبت کارنامه سیاسی شان، صحبت کرد ولی نه کارنامه سیاسی ایشان و نه کارنامه رفتاری ایشان، ایشان را به نظر من نماینده جنبش فمینیستی نمی کند. به خصوص که ایشان خودش اصلاً قائل به فمینیسم نیستند. در یکی از مصاحبه هایی که در دوره انتخابات و نه در سی سال پیش کرده بودند گفته بودند که من به فمینیسم قائل نیستم به خاطر اینکه زن و مرد دو بال یک پرنده اند.

شهلا اعزازی از سوی دیگری به این شخصت مشترک میان جنبش زنان و جنبش سبز می نگرد: «خانم رهنورد به هرحال مثل خود آقای موسوی و یا آنانی که وارد صحنه سیاست می شوند، یک نکته دیگری پیدا می کنند. اینکه در صحنه سیاست به عنوان همسر کاندیدای ریاست جمهوری وارد شدند و در گفتار خودشان، در سخنرانی هایی که داشتند به هر حال به مسائل زنان اشاره کردند یا عمیق تر پرداختند، این خود نکته مثبتی است که تا قبل از آن اصولاًَ در انتخابات ریاست جمهوری مطرح نمی شد.»

یک سال پس از آغاز جنبش سبز در ایران، جنبشی که فصل مشترک برخی جنبش های اجتماعی در ایران بود، فعالان برابری خواه زن می گویند آنچه برای زنان ایرانی بر جا مانده، ده ها قانون جدید التصویب بازدارنده است در کنار ده ها مادر عزادار، صدها صف پرونده و حکم صادر شده علیه فعالان جنبش زنان و ده ها فعال زن گریخته از اجرای حکم به دیار غربت و ده ها قلم شکسته و سی و یک زن زندانی اند.

اما اینک در خردادی دیگر شهلا اعزازی می گوید جنبش زنان ایرانی همچنان با امید پابرجاست: «به صورت دائم افراد دیگر [می آیند] حالا آیا این پتانسیل افرادی را که سال ها کار کرده اند دارند یا ندارند، اما اشتیاق را دارند، میل را دارند و می خواهند کارهایی را انجام دهند.»

XS
SM
MD
LG