لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۶:۳۵ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶
کسانی که فرهنگ سياسی خاورميانه و خشونت نهفته در آن را نمی شناسند، با آگاهی يافتن از آنچه در زندان های جمهوری اسلامی بر بهمن احمدی امويی ميگذرد، به دشواری می توانند باور کنند که او تنها يک روزنامه نگار اقتصادی است.

آخر چگونه می توان پذيرفت که حرفه ای چنين عادی و در همان حال چنين ضروری، هزينه ای چنين سنگين در پی داشته باشد؟ چرا بايد او را با دمپايی و زير پيراهنی و دستبند و پابند از زندانی به زندان ديگر بکشانند و برهنه، تفتيتش کنند؟ آيا او فرمانده يک گروه مخوف تروريستی است يا رياست يک شبکه مسلح مافيايی را بر عهده دارد؟

منطق «خربزه و لرز»

برای ما اما، مردمان گرفتار فرهنگ خاورميانه ای، آنچه بر بهمن احمدی امويی ميگذرد پديده ای خارق العاده نيست. در اين منطقه، که ايران نيز يکی از اجزای آن است، روزنامه نگاری حرفه ای است خطرناک و کسانی که به اين حرفه روی ميآورند، بر پايه منطق معروف به «خربزه و لرز»، به ناچار بايد عواقب آنرا نيز بپذيرند.

با اين همه در ايران، به رغم همه خطر ها، کم نيستند جوانانی که در چند دهه گذشته دل به اين حرفه سپردند و شماری از آنها خوش درخشيدند. بهمن احمدی امويی، روزنامه نگاری اقتصادی را برگزيد و امروز، در اين تخصص، يکی از بهترين ها است.

در کشور های پيشرفته جهان، روزنامه نگاران اقتصادی در زندگی صنعتی و بازرگانی و مالی نقشی بسيار فعال بر عهده دارند. آنان خود را «اقتصاد دان» نميدانند و «فعال اقتصادی» نيز نيستند، به اين معنی که سرمايه گذاری و بازرگانی و مديريت بنگاه ها، کار اصلی شان نيست.

کار آنها، اطلاع رسانی اقتصادی است. آنها هستند که داده های اقتصادی را، در کوتاه ترين زمان، به فعالان منتقل ميکنند و به تصميم گيری ياری ميرسانند. آنها هستند که زمينه گفتگو و مبادله فکری را ميان دانشگاهيان و کارشناسان فراهم ميآورند و ميان اينان و مردم پل ميزنند. آنها هستند که پيچيده ترين مقولات اقتصادی را به زبان ساده در اختيار افکار عمومی قرار ميدهند، سطح فرهنگ عمومی را در اين عرصه بالا می برند و به تحکيم مردمسالاری کمک ميکنند.

معمولا يک روزنامه نگار در عمل، در ميدان فعاليت، به نوشتن در حوزه اقتصاد روی ميآورد. در تحريريه رسانه ها روزنامه نگارانی هستند که به «اقتصاد نويسی» علاقه نشان ميدهند، همانگونه که کسان ديگری «ورزشی نويسی» را انتخاب ميکنند و يا به نگارش در عرصه های پزشکی و حقوقی می پردازند. آنها می خواهند بدانند که چرا قيمت کالا ها بالا ميرود، نوسانات ارز يا نرخ بهره چه دلايلی دارد، «اوپک» يا صندوق بين المللی پول چه نقشی دارند و چرا بعضی از کشور ها سريع تر پيشرفت ميکنند. بسياری از آنها برای نخستين بار، و حتی بدون برخورداری از مدارج دانشگاهی، به اين مسايل می پردازند، ولی چون روزنامه نگاری و تکنيک های آنرا می شناسند، آموخته های خود را به زبان ساده به خواننده ها و شنوندگان خود منتقل ميکنند.

آزمون و خطا

نگارنده اين سطور نميداند که بهمن احمدی امويی چگونه و با چه توشه ای به روزنامه نگاری در حوزه اقتصاد روی آورد. ولی با خواندن بخشی از نوشته های بهمن ترديدی ندارد که او در اين عرصه جايگاهی برجسته دارد. در اين جا به ويژه بر دو کتاب تاکيد ميکنيم که حاصل گفتگوی او با شماری از تکنوکرات ها و صاحبنظران اقتصادی ايران است.

در کتاب نخست زير عنوان «اقتصاد سياسی جمهوری اسلامی» (۱۳۸۲، انتشارات گام نو)، بهمن با کسانی که در سياستگذاری اقتصادی جمهوری اسلامی، چه در سال های جنگ با عراق و چه بعد از آن، نقشی بسيار فعال داشته اند (عزت الله سحابی، محسن نوربخش، حسين عادلی، مسعود روغنی زنجانی، مسعود نيلی و محمد علی نجفی)، گفتگو کرده است.

اين کتاب، آنگونه که خود بهمن در مقدمه آن ميگويد، «داستان چگونگی تکنوکرات شدن افرادی است که بدون کوچک ترين تجربه اجرايی و مديريتی، اداره امور کشور را پس از يک انقلاب پر تلاطم در دست گرفتند... تصميم گيران سياسی – اقتصادی ای که هر گونه برنامه ريزی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را دخالت در کار خداوند و در نتيجه شرع مقدس اسلام ميدانستند و نيرو هايی که به طور فطری اقتصاد غرب و شرق را قبول نداشتند و می خواستند اقتصاد اسلامی را جايگزين آن کنند، اقتصادی که مبنا و اصول آن هنوز برايشان ناشناخته بود و جز در يکی دو کتاب، آنهم به صورت کلی، چيز ديگری در باره آن نمی دانستند.»

کتاب دوم بهمن احمدی امويی زير عنوان «مردان جمهوری اسلامی چگونه تکنوکرات شدند؟» منتشر شده است (۱۳۸۶، انتشارات گام نو). در اين کتاب، که به ژيلا بنی يعقوب، همراه و نيمه وجود بهمن تقديم شده، نويسنده با چهار صاحبنظر اقتصادی ايران (محمد طبيبيان، بايزيد مردوخی، فيروز توفيق و موسی غنی نژاد) گفتگو کرده است.

خواندن مصاحبه های بهمن نشان ميدهد که چگونه با هر تحول سياسی، تکنوکرات های وابسته به سياست پيشين از صحنه حذف ميشوند و جای خود را به تکنوکرات های تازه ای می سپارند که پس از يک دوره آزمون و خطا، به همان نتايجی ميرسند که پيشينيان آنها : «همه اين کارشناسان از جايی شروع ميکنند که پيشينيانشان شروع کردند، و به جايی می رسند که به خاطر آن کارشناسان قبلی را نقد، حذف و يا به حاشيه راندند. آنها همواره در حال باز توليد يکديگر هستند.» بهمن احمدی امويی، راوی اين دور باطل است.

اين دوکتاب، که مکمل يکديگرند، برای شناخت تاريخ معاصر اقتصادی ايران اهميتی بنيادی دارند. در اين دو مجموعه است که بهمن احمدی امويی، در نقش يک روزنامه نگار درخشان، بازيگران و صاحبنظران اقتصادی ايران را به سخن واميدارد، آنها را در توضيح رويداد های اقتصادی اين چند دهه قدم به قدم جلو می برد و با بهترين پرسش ها، بهترين جواب ها را از آن ها به دست ميآورد.

در اين جا است که نقش بيمانند يک روزنامه نگار اقتصادی، به بهترين صورت، آشکار ميشود. بهمن احمدی امويی، روزنامه نگار، کتاب هايی را فراهم ميآورد که عامه مردمان آنها را می خوانند و می فهمند، ولی «خواص» نيز، از دانشگاهيان گرفته تا کسانی که اهرم های سياست اقتصادی را در دست دارند، از آن ها سود می جويند.

باقی می ماند يک پرسش اساسی که طرح آن همچون پتک بر سر تک تک ايرانيان کوبيده ميشود : بهمن احمدی امويی در زندان چه ميکند؟

در کشوری که با شخصيتی چون او چنين رفتار ميشود، از اطلاع رسانی چه بر جای می ماند و همه کسانی که در عرصه اقتصادی فعالند، از بازيگران صنعت و بازرگانی گرفته تا مديران نهاد های صنفی و دانشگاهيان، چگونه می توانند شرمگين نباشند؟
XS
SM
MD
LG