لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۰:۰۴ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶
به نوشته روزنامه معتبر «الشرق‌الاوسط»، شيخ خالد بن احمد آل خليفه، وزير خارجه بحرين، در صفحه «توييتر» خود نوشته بود که: وقت آن رسيده که شاهد "کنفرانس دوستان مردم ايران" باشيم. ( به نقل از کليه رسانه داخلی - ۱ دی ۹۱)

از آنجايی که برای براندازی قذافی، کنفرانس «دوستان ليبی» و برای براندازی بشار اسد کنفرانس «دوستان سوريه» به منظور سامان دادند به اپوزسيون آنان با حضور جمع زيادی از کشورهای جهان برگزار شده بود، پيشنهاد وزير خارجه بحرين، آشکارا درخواستی برای براندازی جمهوری اسلامی تلقی می شود.

بی ترديد چنين موضعی از سوی وزير خارجه بحرين مادام که تکذيب نشود، موضع رسمی آن کشور تلقی می گردد. بدين ترتيب کشوری در حد و اندازه بحرين که تا سال ۱۹۷۱ بخشی از خاک ايران به شمار می رفت، خود را در موقعيتی چنان تثبت شده می بيند که بدون واهمه از هرگونه عواقبی، خواستار براندازی رژيمی در حد و اندازه جمهوری اسلامی شود.

متعاقب انتشار اين خبر رسانه های مکتوب ايران با «گستاخانه و بی شرمانه» خواندن اين موضعگيری، حملات تندی را عليه بحرين به راه انداخته و خواستار واکنش شديد دولت شدند. اما وزارت خارجه جمهوری اسلامی از زبان سخنگويش تنها به همين حد بسنده کرد که «دوستان ايران، مردم بحرين» هستند. نه سفير بحرين به وزارت خارجه احضار شد. نه يادداشت رسمی اعتراض آميزی صادر شد و نه تظاهرات «خودجوشی» در برابر سفارت بحرين انجام پذيرفت.(مقايسه شود با يورش به سفارت انگليس در پی درخواست لندن برای تحريم بانک مرکزی ايران)

پر واضح است که واکنش جمهوری اسلامی به توهين آشکار بحرين، به هيچ رو متوازن با حمله سنگين طرف بحرينی که کيان جمهوری اسلامی را تهديد به براندازی کرد، نبود. با اين مقدمه چگونه است که جمهوری اسلامی از کنار چنين گستاخی بزرگی از سوی چنان کشور کوچکی، به راحتی گذشته است؟

ريشه های بحران ميان تهران – منامه

۱- از زمان استقلال بحرين از ايران، منامه همواره جانب نوعی «رفتار احتياط آميز توأم با احترام» را نسبت به تهران نگه داشته بود. بديهی است که کشوری چنين کوچک همواره خود را در تيررس آسيب جدی از سوی کشور بزرگی مثل ايران بداند.

از اين رو، در تنش ميان ايران و عرب که هر از چندگاه بروز می کرده و می کند، بحرين همواره در آخر صف ايستاده بود نه آغاز آن.

اما در پی اعتراضات داخلی در بحرين که در ادامه «بهار عربی» به منامه رسيد، جمهوری اسلامی رسماً و علناً جانب معترضان عمدتاً شيعه بحرينی را گرفت که در اعتراض به حکومت اقليت سنی آل خليفه دست به شورش زده بودند. در نتيجه اين اعتراضات بنا به برخی آمارها تاکنون ۴۰ تن کشته و اعتراضات مردمی با استمداد از نيروی نظامی عربستان شديداً سرکوب شده است.

۲- در حالی که کشورهای عربی به وِيژه عربستان نقش مهمی را در حمايت همه جانبه از اپوزسيون سوريه ايفا کرده اند، جمهوری اسلامی نيز متقابلاً به حمايت از اپوزسيون بحرين همت گماشت.

در حالی که حمايت عربستان همسو با کليه کشورهای عربی و اسلامی، ائتلافی از کشورهای منطقه را عليه بشار اسد به وجود آورد، امريکا و بسياری از کشورهای غربی نيز اين ائتلاف را مورد تاييد قرار داده اند. چنين شد که اجلاس های متعددی تحت نام اجلاس «دوستان سوريه» برگزار گرديد که برآيند آن تشکيل «ائتلاف ملی سوريه» است. اينک اين ائتلاف به عنوان تنها نماينده مردم سوريه مورد شناسائی بيش از ۱۳۰ کشور جهان قرار گرفته و ارتش آزاد سوريه نيز فتوحات زيادی عليه بشار اسد حاصل کرده است.

بديهی است برای جمهوری اسلامی از دست دادن بشار اسد، خسارت و زيان راهبردی به شمار می رود. حمايت از اپوزسيون بحرين، انديشه راهبردی جمهوری اسلامی بود تا با يک تير دو نشان را هدف قرار دهد: به قدرت رساندن شيعيان همسو با تهران در بحرين و کاستن از نفوذ عربستان در منطقه.


بديهی است برای جمهوری اسلامی از دست دادن بشار اسد، خسارت و زيان راهبردی به شمار می رود. حمايت از اپوزسيون بحرين، انديشه راهبردی جمهوری اسلامی بود تا با يک تير دو نشان را هدف قرار دهد: به قدرت رساندن شيعيان همسو با تهران در بحرين و کاستن از نفوذ عربستان در منطقه. در گمان جمهوری اسلامی، چنين راهبردی موجب تعديل رفتار خصمانه رياض عليه بشار اسد می شد.

ارزيابی موفقيت راهبرد تهران و راهبرد رياض

به شرحی که گفته شد تهران و رياض دو راهبرد ناهمسو را در دستور کار خود قرار داده بودند: حمايت رياض از اپوزسيون سوريه (متحد تهران) و حمايت ايران از اپوزسيون بحرين (متحد رياض). اما آيا موفقيت اين دو راهبرد يکسان بوده است؟

نگاهی به وضعيت تثبيت شده بحرين (با مداخله عربستان) و وضعيت به شدت بغرنج بشار اسد (به رغم حمايت کامل تهران) اينک گواه آن است که جمهوری اسلامی نه در پيشبرد اهداف خود در بحرين کامياب بوده و نه در سوريه.

حمايت از اپوزسيون بحرين: خطای استراتژيک

اگر دولت پادشاهی ايران به رغم اقتدار مطلق در خليج فارس، مصلحت را در چشم پوشی از خاک بحرين و واگذاری استقلال به آن دانست (صرف نظر از اينکه آيا درست بود يا نه)، خطای استراتژيک جمهوری اسلامی آن گاه روشن می شود که تلاش بيهوده در حمايت از شيعيان مخالف آل خليفه نمود. اين خطا استراتژيک آن گاه محرز می شود که اپوزسيون شيعه بحرين، نه تنها اقبالی به حمايت تهران نشان نداد که برعکس حمايت جمهوری اسلامی را دليل تشديد سرکوب شيعيان توسط دولت بحرين اعلام کرد.

اين در حالی است که در سوريه وضع به کلی متفاوت بود. اپوزسيون سوريه با آغوش باز پذيرای حمايت های مالی- نظامی ديگر کشورها از جمله عربستان بود و در اين مسير از پذيرش هر گونه کمکی نيز ابائی به خرج نداد.

نتيجه آن شد که حمايت جمهوری اسلامی از اپوزسيون بحرين، موجب سرکوب آن و حمايتش از بشار موجب تقويت اپوزسيون سوريه شد.

به عبارت ديگر جمهوری اسلامی در قماری دو سر باخت وارد شد که هم آينده روابط خود با منامه را و هم رابطه خود با اپوزسيون سوريه را خراب کرد.


به عبارت ديگر جمهوری اسلامی در قماری دو سر باخت وارد شد که هم آينده روابط خود با منامه را و هم رابطه خود با اپوزسيون سوريه را خراب کرد. بديهی است که در چنين قماری، برنده عربستان باشد که هم آل خليفه را برای بقا در قدرت و هم اپوزسيون سوريه را برای به قدرت رسيدن مديون خود کرده است.

پادشاه بحرين: ايران تهديد مشترک است

موضعيگيری از سوی وزير خارجه بحرين تصادفی نبوده، و حمد بن عيسی آل خليفه، پادشاه بحرين، نيز پيش تر اعلام کرده بود: ايران تهديدی مشترک برای امريکا، اسرائيل و بحرين محسوب می‎شود. – سايت انتخاب و شيعه نيوز ۲۰ دی ۱۳۹۰-

پيشينه مناسبات جمهوری اسلامی با امريکا و اسرائيل بر کسی پوشيده نيست، اما اينکه کشوری در اندازه بحرين خود را در عداد کشورهايی مثل امريکا و اسرائيل بداند که از سوی رژيم حاکم در تهران مورد تهديد امنيتی قرار می گيرند، بی درنگ زمينه سازی برای تشديد فشارها بر تهران است. چه جای اعتراض به استقرار ناوگان پنجم امريکا در بحرين وقتی جمهوری اسلامی بهانه کافی را به دست داده تا اين کشور کوچک و آسيب پذير با آغوش باز پذيرای حضور نظامی امريکا در خاک بحرين باشد!

نمونه هايی از مداخله در بحرين

۱- به دنبال تصميم عربستان و بحرين برای تهيه طرحی جهت هماهنگی سياسی و امنيتی اين دو کشور در ارديبهشست ۹۱، مقامات تهران به اين طرح که آن را «طرح الحاق بحرين به عربستان» عنوان کردند، واکنش نشان دادند. در واکنش به اين طرح، مجلس ايران به شدت نسبت به عواقب آن در منطقه هشدار داد. حسينعلی شهرياری نماينده زاهدان، با تاکيد بر اينکه بحرين تا سال ۱۳۵۰ استانی از ايران بوده، گفت: «اگر قرار است اتفاقی در بحرين بيفتد، بحرين حق جمهوری اسلامی ايران است، نه عربستان.» در پی اظهارات نماينده زاهدان، علی لاريجانی، رييس مجلس، طرح دولت‌های بحرين و عربستان را «بدوی» خواند و تاکيد کرد: «بحرين لقمه‌ای نيست که به راحتی از حلقوم عربستان پايين برود».

انتقادات نمايندگان ايران به اينجا ختم نشد. ۱۹۰ نماينده مجلس با صدور بيانيه‌ای ضمن محکوم کردن اين اقدام تاکيد داشتند «با زور و فشار سياسی نمی‌توانيم ملت‌ها را آرام کنيم و حمايت همه‌جانبه خود را از مردم شجاع بحرين و از استقلال و تماميت ارضی اين کشور اعلام می‌کنيم.» همچنين محمدکريم عابدی عضو کميسيون امنيت ملی مجلس پيشنهاد کرد «در صورت پيگيری جدی موضوع الحاق بحرين به خاک عربستان، جمهوری اسلامی ايران به صورت جدی موضوع بازگشت بحرين به خاک ايران را پيگيری کند.»

بنابه درخواست شورای هماهنگی تبليغات اسلامی از شرکت‌کنندگان در مراسم نماز جمعه در شهرهای مختلف برای برگزاری راهپيمايی اعتراض‌آميز به «طرح آمريکايی الحاق بحرين به عربستان سعودی» دعوت به عمل آمد.



در همين راستا بنابه درخواست شورای هماهنگی تبليغات اسلامی از شرکت‌کنندگان در مراسم نماز جمعه در شهرهای مختلف برای برگزاری راهپيمايی اعتراض‌آميز به «طرح آمريکايی الحاق بحرين به عربستان سعودی» دعوت به عمل آمد.

در چنين شرايطی، «سعود الفيصل»، وزير خارجه عربستان، در واکنش به اعتراضات مقامات ايرانی عنوان کرد «آنچه بين رياض و منامه روی می‌دهد، ربطی به ايران ندارد، حتی اگر اين دو کشور تصميم به تشکيل يک‌اتحاديه بگيرند.»- شرق ۳۰ ارديبهشت ۹۱-

۲- روزنامه کيهان به مدير مسئولی حسين شريعتمداری نماينده رهبر جمهوری اسلامی در اين روزنامه در مقاله ای با عنوان « توطئه ناممکن سعودی ها؟، بحرين پاره تن ايران است» مورخ ۲۶ ارديبهشت ۹۱ نوشت: در پی برگزاری نشست اعضای شورای همکاری خليج فارس در رياض و توافق بحرين و عربستان سعودی برای الحاق بحرين به اين کشور ناظران سياسی با تاکيد بر اينکه سقوط آل خليفه نزديک است اظهار داشتند که اين طرح نشان دهنده اين مسئله است که آل خليفه برای کنترل اوضاع و مهار بحران داخلی ناتوان شده و به همين خاطر دست به دامن عربستان شده است...ناظران سياسی با ناممکن خواندن توطئه مشترک آمريکا و عربستان اذعان کردند گرايش اکثر مردم بحرين اين است بحرين بخشی از ايران است و به جای اينکه به عربستان ملحق شود بايد به سرزمين اصلی خود يعنی ايران بازگردد.

۳- در جريان برپايی اجلاس عدم تعهد در تهران، تلويزيون جمهوری اسلامی رسوايی بزرگی از خود برجا گذاشت. مترجم مکررا انتقادات محمد مرسی، رييس جمهور مصر، از سوريه را با جايگزين کردن «بحرين» به جای آن ترجمه کرد. (مراجعه شود به مقاله ای از نويسنده با عنوان «ترجمه جمهوری اسلامی پسند چيست؟»)

سرکوب در ايران، سرکوب در بحرين، سرکوب در سوريه

جمهوری اسلامی در حالی به حمايت از اپوزسيون بحرين و اعتراض به سرکوب خشونت آميز معترضان بحرينی پرداخت که خود به شديدترين وجه ممکن مبادرت به سرکوب جنبش سبز نموده است. بنا به برخی آماردر نتيجه اين خشونت ورزی در ايران متجاوز از ۷۰ نفر کشته و صدها نفر زندانی شده اند. رهبران جنبش سبز اينک بدون محاکمه برای بيش از ۷۰۰ روز در حبس خانگی قرار دارند. احمد شهيد،گزارشگر ويژه سازمان ملل، تاکنون فهرست بلند بالايی از نقض سيستماتيک حقوق بشر را گزارش کرده است.

اين همه در حالی است که از سوی ديگر جمهوری اسلامی از حکومت بشار اسد حمايت کرده است. اگر تعداد کشته شدگان در بحرين به ۴۰ نفر رسيده، تعداد کشته شدگان در سوريه بنا به اعلام سازمان ملل بالغ بر ۶۰ هزار نفر شده است.

با چنين دست آلوده ای در نقض حقوق شروندان ايرانی و حمايت از جنايات بشار اسد، بديهی است که حمايت جمهوری اسلامی از اپوزسيون بحرين به زيان آنان تمام شود.

نتيجه:

معروف است که علی خامنه ای توصيه کرده سياست خارجی جمهوری اسلامی مبتنی بر «عزت و حکمت و مصلحت» باشد. اينک که پادشاه بحرين ايران را تهديد تلقی کرده و وزير خارجه اش خواستار براندازی جمهوری اسلامی شده، چرا شاهد واکنشی عزت مدارانه از سوی تهران نيستيم؟ کافی است رفتار جمهوری اسلامی با چنين توهين هايی را از سوی کشوری کوچک مقايسه کنيم با درخواست اخراج سفير انگليس و يورش به سفارت اين کشور در تهران هنگامی که لندن خواستار تحريم بانک مرکزی ايران شد.

بديهی است منامه هرگز قدرت تاثيرگذاری لندن را برای فشار آوردن بر تهران ندارد ولی واکنش ملايم نشان دادن به موضعگيری مقامات ارشد بحرينی، نيز در تعارض با سياست عزت مدارانه ی مورد تاکيد رهبر جمهوری اسلامی است.

اگر مصلحت و حکمت نيز اقتضا می کند تا تهران به تشديد تنش با بحرين (محل استقرار ناوگان پنجم امريکا) نپردازد، همان حکمت و مصلحت نيز اقتضا می کند که به تشديد تنش با امريکا نپردازد. نه امريکا و نه اسرائيل هيچکدامشان تاکنون علناً خواستار براندازی جمهوری اسلامی نشده اند. برعکس باراک اوباما در آغاز رياستش گفته بود که دست دوستی به سوی تهران دراز می کند.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG