لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۲:۳۱ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

«نهضت آزادی» تشکل «دموکرات مسلمان» ایران و پنج دهه کوشش سیاسی


همایون کاتوزیان

همایون کاتوزیان

نهضت آزادی ایران در اردیبهشت ماه ۱۳۴۰ تشکیل شد و سران آن مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی و سید محمود (بعدا آیت الله) طالقانی بودند.

این رهبران در همان زمان عضو شورای عالی «جبهه ملی دوم» بودند که در تابستان ۱۳۳۹ با شرکت خود آنان تاسیس شد، ولی بعدا با دیگر اعضاء آن شورا اختلافات اساسی پیدا کردند.

در زمان تشکیل نهضت آزادی تازه دکتر علی امینی -- که سیاستمداری با شخصیت و مستقل از شاه بود -- بر اثر فشارهای داخلی و خارجی، نخست وزیر شده بود. جبهه ملی دوم از همان ابتدا همه نیروهای قابل ملاحظه خود را برای کوبیدن امینی به کار انداخت؛ بدون این که برنامه ای اعلام کند، یا خود را برای جانشینی او آماده سازد.

«جامعه سوسیالیست ها» به رهبری خلیل ملکی و سازمان نوبنیاد «نهضت آزادی» بر آن بودند که این سیاست غلط است و صرف برخورد منفی با امینی سبب تقویت شاه می شود. در عمل این پیش بینی درست ازآب در آمد. امینی که هم شاه هم جبهه ملی هم زمینداران و هم حزب توده او را می کوبیدند، در تیرماه ۱۳۴۱ناگزیر از استعفا شد، و به دنبال آن شاه با آغاز انقلاب سفید خود استبداد تاریخی ایران را دوباره برقرار ساخت.

نیروهای نهضت آزادی ایران جزء «نهضت مقاومت ملی ایران» بودند که پس از کودتای ۲۸ مرداد با همکاری احزاب و عناصر ملی تشکیل شد. پس از مدت نسبتا کوتاهی فعالیت «نهضت مقاومت» متوقف شد و سازمانهای وابسته به آن رفته رفته جدا شدند. آنچه باقی ماند اعضاء و عناصر ملی-مذهبی آن بودند که در سال ۱۳۳۹ با عنوان «نهضت مقاومت» با رهبری بازرگان و یارانش تجدید فعالیت کردند. همین «نهضت مقاومت» بود که در اردیبهشت سال ۱۳۴۰ به عنوان «نهضت آزادی ایران" تجدید سازمان کرد و بهعنوان یک سازمان سیاسی مستقل ومنسجم وارد گود سیاست شد.

بازرگان و سحابی و طالقانی دست کم اسما در شورای «جبهه ملی دوم» ماندند ولی وقتی اولین و آخرین کنگره آن جبهه که در دی ماه ۱۳۴۱ تشکیل شد سیاست خود را دائر بر انحلال احزاب وابسته به خود (یعنی پذیرفتن اعضاء آنها فقط به شکل انفرادی) تایید و تثبیت کرد، «نهضت آزادی» عملا از آن جدا شد. یک سال پس از آن مصدق از تبعیدگاه خود درمکاتبه شدید اللحنی
با جبهه ملی، موضع «نهضت آزادی» و «جامعه سوسیالیست ها» را مبنی بر این که جبهه باید متشکل از سازمان ها (نه افراد) ملی باشد تایید کرد.

این منجر به استعفاء شورای «جبهه ملی» شد. به دنبال آن، و به تشویق مصدق (از طریق مکاتبه) چهار سازمان ملی – «نهضت آزادی» (بازرگان و یارانش)، «جامعه سوسیالیست ها» (ملکی و یارانش)، «حزب ملت ایران» (داریوش فروهر و پیروانش) و «حزب مردم ایران» (دکتر حبیب الله پیمان و دکتر کاظم سامی و دیگران) «جبهه ملی سوم» را تشکیل دادند. اما در این زمان شاه قدرت استبدادی خود را مستقر کرده بود و اجازه کوچکترین فعالیت مسالمت آمیز علنی را نیز نمی داد. این بود که بازرگان و یارانش و ملکی و یارانش را به اتهام «قیام بر ضد سلطنت مشروطه» در دادگاه نظامی محکوم کردند و دیگر سران «جبهه ملی سوم» را نیز به زندان انداختند و جبهه در نطفه خفه شد.

در جریان موج اعتراضاتی که به انقلاب بهمن ۱۳۵۷ منجر شد، «نهضت آزادی» تجدید حیات کرد. در بهمن ۱۳۵۷ آیت الله خمینی به بازرگان پیشنهاد کرد که نخست وزیر دولت موقت شود و بازرگان پس از آن که قول گرفت که دولت اختیار تام داشته باشد و آیت الله در امور دخالت نکند آن پیشنهاد را پذیرفت.

در ماه های اول انقلاب «نهضت آزادی» (به علاوه جبهه ملی چهارم که سازمان کوچکی بود) و دولت موقت تنها سازمان سیاسی مهمی بودند که با کشتار و ضبط اموال موافق نبودند. آنها در امور داخلی، به قول بازرگان، هوادار سیاست «گام به گام» بودند و تندروی و خشونت را رد می کردند. در سیاست خارجی نیز خواهان روش عدم تعهد و مدارا و مسالمت بودند.

همین کافی بود که نیروهای دیگر، به ویژه اسلامگرایان و کمونیست های گوناگون، آنها را سازشکار و نماینده بورژوازی و عامل امپریالیسم آمریکا و متعهد به «اسلام آمریکایی» بدانند و با تمام قوا بکوبند.

«نهضت آزادی» و دولت موقت با ولایت فقیه مخالف بودند، و وقتی مجلس خبر گان اول خواست این اصل را در پیش نویس قانون اساسی وارد کند، با این استدلال که آن مجلس هم از محدوده اختیارات خود خارج شده و هم ضرب الاجل گزارشش به پایان رسیده، خواستند آن مجلس را منحل کنند که با مخالفت آیت الله خمینی روبرو شد.

در همان احوال دانشجویان موسوم به پیرو خط امام سفارت آمریکا را اشغال کردند و دیپلوماتهای آن را به گروگان گرفتند. آیت الله خمینی این اقدام را تایید کرد و در نتیجه دولت موقت مستعفی شد و سران آن مغضوب شدند. با این وصف آنان توانستند در انتخابات مجلس شورای ملی (بعدا اسلامی) چند نماینده، از جمله مهندس بازرگان ، به مجلس اول بفرستند و در آن مجلس، اقلیت یا اپوزیسیون پارلمانی را تشکیل دادند.

آنان همچنان به مخالفت و انتقاد مسالمت آمیز خود ادامه دادند و در مورد بازرگان این تا آخر عمرش ادامه داشت. در سی سال گذشته برخی از فعالان «نهضت آزادی» (گاهی بارها) به زندان افتاده اند.

پانزده سال پیش که در دانشگاه هانور گفتاری درباره اوضاع جاری ایران ارائه کردم درباره ماهیت سیاسی «نهضت آزادی» از من سوال شد. در پاسخ آن استاد آلمانی گفتم که «نهضت آزادی» یک سازمان دموکرات مسلمان است چنانکه در کشور خود شما حزب اکثریت «دموکرات مسیحی» نام دارد. در سالهای اخیر حکومت ترکیه نیز خود را – یا حزب خود را – «دموکرات مسلمان» خوانده است.

_____________

دیدگاه های مطرح شده در این نوشته، الزاما بازتاب دیدگاه های رادیو فردا نیست.

همایون کاتوزیان استاد تاریخ و ادبیات ایران در دانشگاه اکسفورد و کارشناس اقتصاد و علوم اجتماعی

XS
SM
MD
LG