لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۲۲ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶
هنوز ساعتی از اعلام توافق ميان ۲۷ کشور عضو اتحاديه اروپا برای توقف خريد نفت از ايران از تابستان آينده نمی گذشت که برخی نمايندگان مجلس در واکنشی اعلام کردند که نه تنها جمهوری اسلامی به اين مسئله اهميتی نمی دهد، بلکه مجلس برای ملزم کردن دولت به قطع صدور نفت به اروپا از همان لحظه وارد عمل خواهد شد.

به عنوان نمونه، عماد حسنی، سخنگوی کميسيون انرژی مجلس از تهيه طرح توقف فروش نفت اين کشور به اروپا از سوی نمايندگان مجلس خبر داد.

همچنين، محمد کريم عابدی، عضو کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس گفت که ايران با تحريم نفتی و کالايی، اروپا را ادب خواهد کرد.

مدير عامل شرکت ملی نفت ايران، احمد قلعه بانی نيز در اولتيماتومی شديد اللحن خطاب به کشورهای اروپايی گفت: يا همين حالا خريدتان را قطع کنيد و يا رابطه طولانی مدت خودتان با ايران را حفظ.

در ادامه اين برنامه با حضور کارشناسان بين المللی نفت و اقتصاددانان خواهيم ديد که اين شيوه های واکنشی تا چه حد به نفع و زيان ايران تمام خواهد شد؟

از منصور کشفی، کارشناس بين المللی نفت و استاد دانشگاه در تگزاس می پرسم که «هدف از اين واکنش سريع مجلس چيست؟»

منصور کشفی: توجه داشته باشيد که جمهوری اسلامی همواره فکر می کرده است که مثلا با گفتن اينکه تنگه هرمز را خواهد بست، قيمت نفت بالا خواهد رفت و اين يک سلاح اقتصادی برای او خواهد بود تا به اهداف سياسی اش برسد.
الان خود جمهوری اسلامی اين طور فکر می کند که اگر بگويد من نفت ام را خودم تحريم می کنم و به اروپا صادر نمی کنم، باز هم قيمت نفت بالا می رود چون چند کشور کوچک اروپايی نيازمند نفت ايران هستند.
ولی چون عربستان سعودی، کويت و امارات متحده تعهد کردند که تمام خلاء نفتی ايران را پر خواهند کرد، بنابر اين تهديد ايران بی ثمر خواهد بود.
جمهوری اسلامی فکر می کند اگر بگويد من نفت ام را خودم تحريم می کنم و به اروپا صادر نمی کنم، باز هم قيمت نفت بالا می رود چون چند کشور کوچک اروپايی نيازمند نفت ايران هستند. ولی چون عربستان سعودی، کويت و امارات متحده تعهد کردند که تمام خلاء نفتی ايران را پر خواهند کرد، بنابر اين تهديد ايران بی ثمر خواهد بود.

اما پرسش ديگر اين است که چنين واکنش سياسی از نظر علم بازار و اقتصاد دارای وجاهت است؟

احمد علوی، استاد اقتصاد و کارشناس نفت در استکهلم: مسلم اين است که از نظر عقلانيت اقتصادی اين يک کار به قاعده و درستی نيست. چون با اين کار حدود شش ماه از درآمد نفتی از محل نفت خام ايران از کشورهای اروپايی مثل اسپانيا و يونان کاسته می شود طبيعی است که هيچ عقل سليمی به اين مسئله رای مثبت نمی دهد اما خوب اين يک گارد سياسی و تبليغاتی است.

يک کارشناس سياسی – اقتصادی ديگر زوايای مختلف اين تصميم را چنين تحليل می کند:

حسن منصور، استاد موسسه عالی پژوهش های مالی و اقتصادی: از نظر اقتصادی چندين مسئله اساسی مطرح است. نخست اينکه از دست دادن بازار نفت به زودی جبران نمی شود. يعنی اگر کسی موقعيت بازار را به رقيب ببازد، سال ها طول می کشد تا بتواند آنها را احيانا پس بگيرد. به طوری که موقعيتی که ايران ۳۰ سال پيش و به هنگام انقلاب به ديگران باخته است را هنوز نتوانسته پس بگيرد.
امروز اروپا در وضعيتی هست که بتواند اينها را به سرعت جايگزين کند.ارزيابی ايران اين است که اگر اينها را تحت فشار بگذارد، اينها ناگزير می شوند که عقب نشينی کنند. و ليکن تصميم تحريم از سوی سازمان بزرگی نظير اتحاديه اروپا گرفته شده است و هيچ دولتی توان آن را ندارد که اين تصميم را اجرايی نکند مگر اينکه اجماعی در اين مورد وجود داشته باشد. از طرف ديگر، اروپا منابع استراتژيک دارد که برای مدت بسيار طولانی کفاف تامين انرژی آنها را می کند و تعيين جايگزين برای بازار امروزی هم برای اروپا کار مشکلی نخواهند بود.

يکی از نکات مهم در تجارت جهانی فضای سنگين رقابت برای حضور در بازارهای بين المللی است که خود به سختی قابل دستيابی است. حال ايران در رفتاری سياسی؛ خود، به استقبال از دست دادن بازار می رود.

منصور کشفی: نفت کالايی است که شما برای آن مشتريانی داريد و غرض های طولانی برای فروش آن داريد. اگر شما بازارتان را از دست بدهيد، مثلا فرض کنيد بازار ژاپن و کره جنوبی، اين دو که از متحدين غرب هستند از خريداران بزرگ نفت دربازار ايران هستند.
ولی اگر بازار اين ها را جمهوری اسلامی از دست بدهد و عربستان سعودی اين بازارها را بگيرد، بزرگترين لطمه است که هر کشور صادر کننده ای که مارکتش و بازارش را از دست بدهد می خورد.
ولی مسئله صنعت نفت برای جمهوری اسلامی به شکلی درآمده است که فکر می کند بايد کاری بکند که دنيا را تحت تاثير قرار بدهد. ولی عربستان سعودی در مقابل لوله های بسياری برای حمل نفت به دريای سرخ، يعنی جهت مخالف در خليج فارس دارد. بنابر اين عربستان سعودی از صدور نفت خود کوتاهی نخواهد کرد. همين طور هم امارات متحده عربی که خط لوله دارند از اين سوی خليج فارس به سمت دريای عمان.
با قطع رابطه نفتی ايران و کشورهای اروپايی، ايران نه تنها درآمد نفتی خود را از دست می دهد، بلکه آمدن کشورهای ديگر در فضای تجاری بازارهای اروپايی باعث می شود که ايران اين مزيت ها را هم از دست بدهد.

احمد علوی می گويد که زيان بسته شدن بازار اروپا به روی ايران فقط از زاويه تهيه ارز نيست.

احمد علوی: از نظر اقتصادی مسئله تنها مسئله درآمدها نيست.می دانيد که شما وقتی يک مشتری اروپايی داريد، حتی وقتی ميزان صادرات تان به آن کشور با يک کشور آفريقايی يا يک کشور آسيای جنوب شرقی يکی باشد، به اين دليل که در فرآيند خريد و فروش اطلاعات و تخصص رد و بدل می شود و امکانات همکاری هايی به وجود می آيد، به همين دليل هم فروش نفت به کشور اروپايی الزاما به درآمد ارز خلاصه نمی شود. بلکه مربوط به يک سری فعاليت های بسيار گسترده تر می شود. به بازاريابی، تکنولوژی نفت و امور ديگری که صادرات نفت در واقع امکان آن کارهای ديگر را هم فراهم می کند. بنابر اين با قطع رابطه نفتی ايران و کشورهای اروپايی، ايران نه تنها درآمد نفتی خود را از دست می دهد، بلکه آمدن کشورهای ديگر در فضای تجاری بازارهای اروپايی باعث می شود که ايران اين مزيت ها را هم از دست بدهد.

حسن منصور، استاد اقتصاد می گويد که واکنش ايران در قطع زودهنگام نفت، تبعات حقوقی هم دارد.

حسن منصور: اروپا در اينکه اين شش ماه وقت را دارد برای عوض کردن فروشنده نفت و تمديد نکردن قراردادهايش با ايران، يک جنبه اش اين است که قراردادهای موجودش را اجرا کند و به پايان برساند. يعنی اگر اروپا قراردادهايش را اجرا نمی کرد، ايران حق داشت به دادگاه های بين المللی مراجعه کند و دادگاه ها قطعا کشورهای اروپايی را محکوم می کردند.
اما اگر الان اين کار را بکند، قطعا بازنده خواهد بود و من مطمئنم پرونده های گرانی هم در اين زمينه عليه ايران گشوده خواهد شد. برای اينکه برای تحويل نفت کنونی ايران قرارداد دارد و اين در حالی است که کاری که اروپا می کند اين است که قرارداد جديد نمی بندد. ولی قراردادهای موجود را اروپا اجرا می کند. اين يک نکته حقوقی است.

به جز اروپا مشتريان مهم نفت ايران چين، کره جنوبی و ژاپن هستند. آيا اين سه کشور با تحريم نفت ايران همراه خواهند شد؟

احمد علوی، استاد اقتصاد و همکار پيشين وزارت نفت ايران: ما می دانيم که الان به خاطر رکود اقتصادی، تقاضا در چين که بزرگترين خريدار نفت ايران است، کاهش پيدا کرده است.
علاوه بر آن چين با عربستان و ساير کشورهای عربی حوزه خليج فارس مذاکراتی داشته است تا در صورت ايجاد مشکلات بتواند از آنها نفت را وارد کند. بنابر اين با توجه به شاخصه هايی که گفتم و يک شاخص سوم، زمانی که چين و کشورهای ديگر احساس کنند که نفت ايران هر چند که ارزان و با تخفيف باشد، به مخاطره و ريسک بالا می انجامد، قاعدتا تمايل خواهند داشت که اين ريسک را محدود کرده و از کشورهای ديگری نفت را وارد کنند.
ما می دانيم که سياست های کشور کره جنوبی نيز بيشتر با آمريکا همگرايی دارد. بنابر اين آنها تلاش می کنند که واردات نفت خود از ايران را کاهش داده و به دنبال منابع ديگری برای تامين نفت باشند و البته الان در حال مذاکره با عربستان و ساير کشورها هستند تا نفت آنها را جايگزين نفت ايران کنند.
اگر اروپا قراردادهايش را اجرا نمی کرد، ايران حق داشت به دادگاه های بين المللی مراجعه کند و دادگاه ها قطعا کشورهای اروپايی را محکوم می کردند. اما اگر الان (ایران) اين کار را بکند، قطعا بازنده خواهد بود و من مطمئنم پرونده های گرانی هم در اين زمينه عليه ايران گشوده خواهد شد. برای اينکه برای تحويل نفت کنونی، ايران قرارداد دارد و اين در حالی است کاری که اروپا می کند اين است که قرارداد جديد نمی بندد.
منتها ممکن است که مشکلاتی در باب امکانات تکنيکی به وجود بيايد. چون نفت ايران از نفت عربستان و ساير کشورهای ديگر کمی متفاوت است که البته برای آن هم راه حل های تکنولوژيکی وجود دارد.

منصور کشفی، استاد دانشگاه و کارشناس بين المللی نفت و انرژی در تگزاس: توجه داشته باشيد که هم اکنون کشور ژاپن و کره جنوبی به طريق رسمی اعلام کرده اند که از تحريم های اتحاديه اروپا و آمريکاحمايت می کنند. البته خودشان می دانند که اگر اين طور نباشد، تمام صنايع شرکت های خودشان از سوی غرب تحريم خواهد شد.
ولی چين هنوز هم خريدار کلان نفت ايران است و آن هم نه به اين دليل که بخواهد عليه تحريم های اروپا و آمريکا مبارزه کرده باشد، بلکه فقط به اين دليل است که قيمت صدور نفت ايران به چين حدود هشت دلار کمتر از متوسط قيمت نفت اوپک است. بنابر اين نفت ايران يک کالای بسيار ارزان قيمتی است. چين هم می خرد و انبار می کند. چون رزرو ملی دارد. هر چقدر که نفت از ايران بخرد طبعا به نفع اش است.

حسن منصور، کارشناس اقتصادی حوزه انرژی: ژاپن، کره جنوبی و چين موقعيت های متفاوتی دارند. به احتمال زياد، ژاپن و کره جنوبی با اروپا و آمريکا هماهنگ می شوند و اساسا آمريکا قصد ندارد به علل استراتژيک چنين فشاری به چين وارد کند.
يک علت اش هم اين است که چين در آنجا قيمت نفت ايران را با چانه زنی بسيار کم خواهد کرد. بنابر اين ممکن است بتواند تا ۴۰ درصد تخفيف بگيرد، در نتيجه درآمد ارزی ايران کم خواهد شد.
به اين ترتيب عملا به نظر می رسد که روال پيشرفت اين تحريم به سمتی است که آمريکا و غرب قصد ندارند که فشار زيادی در اين مورد بر چين وارد کنند برای اينکه چين در بسياری از زمينه های اقتصادی و مالی و استراتژيک، معاملات بسياری سنگينی با ايران دارد و نمی خواهند اين ها را به هم بزنند. بنابر اين نتيجه عملی اين خواهد بود که راه ايران برای چين باز خواهد بود ولی چين از اين موقعيت استفاده کرده، چانه خواهد زد و نفت ايران را به قيمت بسيار ارزان تری خواهد خريد.

و نهايتا اين پرسش که آيا ايران با قطع زودهنگام صادرات نفت به اروپا، تا چه حد امکان يافتن مشتريان تازه برای نفت توليد شده اش را داراست؟

احمد علوی، استاد اقتصاد و کارشناس نفت در استکهلم: به نظر می آيد که دشوار باشد. چون ما می دانيم که تقاضا برای نفت در دنيا وجود دارد. اما طرف معامله ای که بتواند آن وجه را به وقت پرداخت کند و يا يک ارتباط منظم تجاری با ايران داشته باشند، البته احتمال اش بسيار کمتر است.
چون ممکن است در آفريقا و يا در آمريکای لاتين کشورهايی باشند که آنها نيازمند نفت ايران باشند و ليکن ما می دانيم که ايجاد رابطه تجاری با اين کشورها نيازمند هزينه بسيار زياد است. شما وقتی نفت به اروپا صادر می کنيد به خاطر مزيت های زيرساختی و ريسک کمتری که وجود دارد، شما نسبت به اين موضوع که آيا پول تان پرداخت خواهد شد يا خير ايمنی داريد.
حال اينکه يک کشور تازه ای را در آفريقا يا در آمريکای جنوبی پيدا کنيد، ايجاد ارتباط تجاری با آن مشکلات زيادی خواهد داشت و آن درآمدی که از محل صادرات نفت ايجاد می شود به اين کشورها، قاعدتا هزينه های اش بسيار زيادتر از آن چيزی است که ما الان در رابطه با کشورهای اروپايی داريم.
XS
SM
MD
LG