لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۰۹ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

داعش و تئوری‌های توطئه


نقشه پراکندگی شبه نظامیان حکومت اسلامی یا داعش در منطقه

نقشه پراکندگی شبه نظامیان حکومت اسلامی یا داعش در منطقه

خاورمیانه با تاریخ پیچیده و رویدادهای پیشبینی نشده‌اش، بستر مناسبی برای شکلگیری تئوری توطئه است. تئوری یا توهم توطئه زمانی بیشتر مجال مطرح شدن می یابد که یا داده ها و معلومات موجود، از مجهولات و حدسیات کمتر باشد، و یا این‌که در اکثر موارد از منظری تاریخی، در روند تحولات سیاسی، نقش عوامل خارجی پررنگتر از عوامل داخلی بوده باشد. هر دوی این شرایط در تحولات امروز خاورمیانه موجود است.

ظهور پدیده‌ای به نام داعش – گروه موسوم به دولت اسلامی عراق و شام که جدیدا خود را حکومت اسلامی می نامد - مناسبترین بستر را برای انواع تحلیل‌ها بر مبنای تئوری توطئه فراهم کرده است به نحوی که در همه این تحلیل‌ها، ضمن آن‌که کاملا از یک روش و قالب واحد برای نتیجه گیری‌ها استفاده شده، اما همه به نتایج کاملا متفاوت و حتی متضادی ختم شده‌اند.

تقریبا تمامی بازیگران داخلی، منطقه‌ای و جهانی می‌توانند در جایگاه مجری اصلی این توطئه قرار گیرند: دولت مرکزی بغداد، دولت خودمختار کردستان، هر کدام از کشورهای همسایه: ایران، عربستان، ترکیه، سوریه، و نهایتا قدرت‌های جهانی و بیش از همه، آمریکا. در این نوشته، همه این متهمان را از نگاه دشمنانشان یکبار در جایگاه متهم قرار داده و در پایان برای یافتن پاسخی مناسبتر، یک تحلیل خارج از قالب تئوری توطئه ارایه می‌شود.

فهرست متهمان

زمانی که تنها چند هزار نیروی شبه‌نظامی داعش توانستند موصل را تسخیر کنند، ارتش عراق و فرمانده کل قوای این کشور، نوری الالمالکی مورد اتهام واقع شد. این اتهام زمانی پررنگتر شد و به سوی تئوری توطئه سوق داده شد که نوری المالکی از این فرصت برای درخواست افزایش اختیارات نخست وزیر، اعلان شرایط فوق العاده و به تعویق انداختن انتخاب نخست وزیر جدید استفاده کرد.

ادعای مسعود بارزانی هم که گویا از شش ماه قبل، خطر قدرت گرفتن داعش و سقوط موصل را به المالکی هشدار داده بود و تائید این ادعا توسط احمد چلبی و سکوت المالکی در برابر این اتهام، بر احتمال صحت این توطئه افزود. به نحوی که استاندار موصل که خود محل انجام وظیفه‌اش را ترک کرده و به کردستان گریخته بود، از آنجا به برادرش که رئیس پارلمان عراق بود پیام می‌داد که تحت هیچ شرایطی نباید شرایط فوق العاده اعلام شود. همه آنها مطمئن بودند که حتما نوری المالکی نقشه‌ای دارد.

متهم دوم حکومت اقلیم کردستان بود. حمله نکردن داعش به کردستان، تسلط نیروهای پیشمرگه به شهر نفتی و استراتژیک کرکوک، ادعای مسعود بارزانی در مقصر بودن نوری المالکی و تاکید دوباره بر خواسته چند ساله‌اش مبنی لزوم برکناری او، همزمانی این رویداد با صدور نفت کردستان توسط حکومت اقلیم و وصل شدن لوله های نفت کرکوک به خط لوله صادرات نفت کردستان به ترکیه و از همه مهمتر، تاکید مسعود بارزانی بر غیرقابل تداوم بودن شرایط کنونی عراق و لزوم استقلال کردستان، بسیاری را به این گمان انداخت که شاید کردها از قبل با داعش در هماهنگی و همکاری بوده اند. این ایده به تدریج چنان قوی شد که نوری المالکی در یک سخنرانی تند آن را بر زبان آورد و ضمن متهم کردن کردها به همکاری با داعش، کردستان را «مکان تجمع تروریست‌ها و توطئه‌گران» نامید.

با توجه به اینکه سوریه، زادگاه و مکان رشد داعش در مراحل اولیه شکل‌گیری آن بود، پای این کشور و متحد استراتیژیکش، یعنی ایران هم به تحلیل‌های مبتنی بر تئوری توطئه کشیده شد. بسیاری می‌گفتند از اول ایران داعش را برای بدنام کردن اپوزیسیون سوریه به وجود آورد. این ادعا که ظهور داعش، که ظاهرا خودش هم اپوزیسیون بشار اسد بود اما به بدنامی و تضعیف جایگاه اپوزیسیون این کشور انجامید، خالی از حقیقت نبود.

در واقع داعش بیشتر با نیروهای اپوزیسیون و همچنین با کردهای سوریه درگیر جنگ بود تا با دولت مرکزی سوریه. حتی آن زمان که پای داعش به عراق هم باز شد و متحد دیگر ایران در معرض تهدید قرار گرفت، باز عده‌ای می گفتند ایران از این توطئه برای تقویت بیشتر جایگاه شیعه‌ها و شخص نوری المالکی علیه سنی ها استفاده می کند و همچنین توسط داعش، توجه جهانیان را از سوریه و تحولات این کشور منحرف می کند. جنگ داخلی سوریه به مدت قریب سه سال خبر اول خاورمیانه بود که از دو ماه پیش جای خود را به جنگ داخلی عراق داده است.

نقش عربستان سعودی

عربستان از بسیاری زوایا می توانست در جایگاه خالق داعش قرار بگیرد. کمک‌های تقریبا علنی عربستان به اپوزیسیون سوریه مخصوصا کمک مستقیم به سلفی‌ها و سایر گروه‌های اسلامی و حملات دستگاه‌های تبلیغاتی این کشور علیه بشار اسد، به اندازه کافی سوژه در اختیار مخالفان حکومت سعودی قرار می داد که ظهور داعش را کاملا نقشه عربستان بدانند.

علاقه سعودی ها به حذف «رهبران مزاحم جهان عرب» از جمله صدام حسین، معمر قذافی، بشار اسد و محمد مرسی بر کسی پوشیده نبود. از دیگر سو دشمنی علنی عربستان با نوری المالکی و حمله داعش به عراق، برای مخالفانش تردیدی باقی نگذاشت که اکنون که عربستان از سقوط بشار اسد ناامید شده است، به گزینه دوم یعنی سقوط نوری المالکی می‌اندیشد.

عربستان که رقابت با ایران را در چند سال گذشته علنی کرده بود و دست این کشور را در تحولات بحرین و مشکلات داخلی کشور خودش می‌دید، منطقی به نظر می‌رسید که سقوط المالکی و شکست پل بین ایران و سوریه را در راستای منافع خود ببیند. رییس جمهوری ایران تلویحا عربستان را عامل ناآرامی‌های عراق معرفی کرد و هشدار داد که خود بیش از همه از داعش متضرر خواهد شد.

سکوت نسبی ترکیه در برابر تحولات عراق، در کنار زمزمه‌هایی مبنی بر تغییر استراتژی این کشور نسبت به کردستان عرا ق و حمایت تلویحی مقامات آن از گزینه استقلال این منطقه، ترکیه را هم برای شماری از مدافعان یکپارچگی عراق در جایگاه نیروی پشت پرده ظهور داعش قرار داد.

حتی قبل از ورود داعش به عراق، شواهدی پیدا شده بود که ترکیه امکانات مادی، نظامی و لجستیکی در اختیار گروه‌های سنی مخالف بشار اسد قرار داده است. باز بودن مرزهای این کشور برای این نیروها، همزمان با بستن مرزها بر روی نیروهای کرد سوریه که با داعش و جبهه نصره می‌جنگیدند، این حدس را تقویت کرد. توجه دیرینه ترکیه به منطقه موصل و نینوا در کنار سیاست‌های «نئوعثمانی» داوود اوغلو وزیر خارجه سابق و نخست وزیر آینده این کشور، برخورد نسبتا مسالمت آمیز داعش با گروگان‌های کنسولگری ترکیه در موصل- در مقایسه با وحشی‌گریهایی که با اقلیت‌های نژادی و دینی و حتی سنی های عراق از خود نشان داده بود- بر این اتهام می افزود.

سکوت ترکیه در برابر تسلط کردها بر کرکوک، که قبلا آن را خط قرمز خود نامیده بود- آتش به جان نوری المالکی و سایر باورمندان به این توهم توطئه زده بود.

تا قبل از سقوط موصل و آغاز تحولات متعاقب آن، آمریکا بازنده اصلی میدان سیاسی عراق شناخته می‌شد. جان باختن صدها هزار عراقی و هزاران سرباز آمریکایی، در کنار هزینه های میلیاردی جنگ عرا ق و بدنامی آمریکا در پی این جنگ، در کنار سودهایی که ایران، جدی ترین دشمن آمریکا در منطقه از این جنگ برده بود، بر شکست مطلق آمریکا در عراق تاکید می‌کرد.

با ظهور داعش بسیاری معتقد بودند که آمریکا در حال تلافی جویی از دولت عراق و متحد اصلی‌اش ایران است. امتناع آمریکا از کمک کردن به نوری المالکی و مواضع اوباما مبنی بر این که کمک های نظامی آمریکا منجر به حل مشکل سیاسی عرا ق نخواهد شد، احتمال دست داشتن آمریکا در ظهور و رشد برق آسای داعش را تقویت می کرد. تاکید گروه داعش بر دشمنی با ایران و شیعه‌ها، همزمانی شدت گرفتن حملات آنها با مذاکرات اخیر ایران و پنج به علاوه یک و تلاش آمریکا بر تحمیل شرایطی سخت بر ایران در این مذاکرات، اصرار جمهوری خواهان که نباید بر سر داعش با ایران همکاری کرد و مجموعه‌ای دیگر از همزمانی ها و تقارنها، کار را به جایی رساند که رئیس جمهور ایران، غیر از کشورهای سنی منطقه، ابرقدرتها را هم در خلق بحران جدید عراق مقصر بداند.

به ترتیب دولت مرکزی عراق، حکومت خودمختار کردستان، همسایه های عراق یعنی سوریه، ایران، عربستان، ترکیه و ابرقدرتی چون آمریکا، هر کدام به تنهایی و از زوایایی کاملا متفاوت و حتی متضاد، می توانند در چندین قالب تئوری توطئه، در پشت ظهور پدیده داعش باشند. این یعنی حاصلخیزی خاک خاورمیانه، هم برای توطئه و هم برای توهم توطئه.

منطقا حتی با استناد با فرضیات خود تئوری توطئه هم، وجود همزمان همه این توطئه ها در کنار هم ممکن نیست. پس باید واقعیت رویدادها چیزی فراتر از همه موارد فوق باشد. به عقیده نگارنده، بحران اخیر عراق و ظهور داعش پدیده‌ای تک‌علتی نیست و به تنهایی نمی تواند حاصل نقشه یا اقدام عمدی یک بازیگر داخلی یا منطقه‌ای و حتی جهانی باشد. واقعیتی انکار ناپذیر است که دولت مرکزی عراق فاسد و ناکارامد بود و تبعیض آشکاری علیه اقلیت سنی اعمال می‌کرد، کردستان هم، همه ده سال گذشته را در بی‌اعتمادی به دولت مرکزی به سر برد و از سوی دو طرف، تلاش مشترکی برای رفع ابهامات قانونی و مشکلات سیاسی- اقتصادی صورت نمی‌گرفت.

سوریه هم به هر ابزاری برای تضعیف مخالفان و فرافکنی بحران خود استفاده می‌کرد. ایران عراق را کاملا به ملک طلق خود تبدیل کرده بود و از کمک رسانی بی محابا به سوریه گرفته تا کشتار مجاهدین خلق در عمق خاک عراق، بر روی این کشور حساب کرده بود. عربستان بدون محاسبه دقیق به تقویت هر جریانی که علیه سوریه و شیعه‌ها می ایستاد، می‌پرداخت و متوجه نبود آنها ممکن است علیه حکومت فاسد خودش هم اقدام کنند. ترکیه بر روی سقوط بشار اسد و رهبری مشترک جهان اسلام به همراه مصر محمد مرسی حساب باز کرده بود و همزمان از هر نیرویی که علیه کردهای سوریه می‌جنگید حمایت می‌کرد و متوجه افزایش اتباع خود در بین اعضای بنیادگراها نبود. آمریکا می خواست در پی توجه ویژه به چین و جنوب شرق آسیا و آفریقا، چنان از خاورمیانه خارج شود که حدالامکان پشت سرش را هم نگاه نکند، بدون توجه به عواقب یک عمل جراحی ناموفق، رهاشده با زخمهای باز و پانسمان نشده.

همه این عوامل، در کنار فعالیت هسته های محفی حزب بعث ساقط شده و نارضایتی عمومی مردم سنی عراق، به همراه اشتیاق شماری از جوانان مسلمان مقیم اروپا که همه ناکامی های خود و هم کیشان هم تبارانشان را از غرب و مظاهر تمدن آن می‌دانستند، داعش را خلق کرد. همچنانکه ظهور این پدیده، تک‌علتی نبوده، هیچ راه‌حل تک‌نسخه‌ای هم برای مبارزه با آن وجود ندارد بلکه باید مجموعه‌ای از شرایط همزمان رفع و مجموعه‌ای از شرایط جدید توسط همه این بازیگران خلق شود تا شاید خاورمیانه و کل جهان از عواقب یک جنگ چندین ده ساله خانمانسوز رهایی یابد.

____________

نظرات مطرح شده در این نوشته، الزاما بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

XS
SM
MD
LG