لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۵:۳۳ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶
آخرين گزارش آژانس بين المللی انرژی اتمی که درپی هياهوی برخی رسانه ها و گمانه زنی های گوناگون درشانزدهم آبان انتشاريافت درمجموع حاوی مطالبی بود که سازمانهای اطلاعاتی و مقامهای کشورهای غربی طی سالهای گذشته درباره برنامه هسته ای ايران و پيشرفت های آن بيان کرده بودند.

آژانس در گزارش خود آورده است که همه اسناد واطلاعات دريافتی از کشورهای عضو به دقت و موشکافانه بررسی شده اند و اعتبار دارند ولی به خواسته اين کشورنمي تواند اسناد ياد شده را در اختيار ايران قرار دهد.

تداوم برنامه هسته ای نظامی؟

به رغم گزارشها و اظهارات شماری از مقام های غربی مبنی بر اينکه ايران همچون گذشته فعاليت های هسته ای خود را در زمينه نظامی ادامه مي دهد و فاصله چندانی با توليد سلاح هسته ای ندارد ، بند ۴۵ گزارش آژانس از بسياری جهات قابل توجه است : «اطلاعات موجود حاکی از آن است که قبل از سال ۲۰۰۳ ، فعاليت های فوق الذکردرقالب برنامه ای ساختار يافته انجام ميشد. در عين حال قرائنی وجود دارد دال بر اينکه برخی فعاليت های مرتبط با ساخت يک وسيله انفجار هسته ای پس از سال ۲۰۰۳ ادامه داشته و ممکن است برخی از آنها هنوز هم تداوم داشته باشد .»

به عبارت ديگر اين گزارش با اطمينان قابل قبولی فعاليت های ايران را قبل از سال ۲۰۰۳ برای دستيابی به تکنولوژی و قطعات لازم برای ساخت سلاح هسته ای تائيد ميکند ولی پس از اين سال درجه اين اطمينان وخاطر جمعی کمتر شده است.

زمان دست يابی به سلاح هسته ای؛ چهارهفته يا چهار سال؟

البته فقدان اين گونه مدارک و اطلاعات موثق بدان معنی نيست که ايران برنامه ای برای توليد سلاح هسته ای ندارد ويا اينکه نمي خواهد توانائی لازم برای توليد اين سلاح را داشته باشد .

دراين باره و زمان دسترسی ايران به سلاح هسته ای بررسي ها و برآورد های گوناگون و متناقضی صورت گرفته است. به باور مئير داگان، رئيس پيشين موساد ، ايران تا سال ۲۰۱۵ ، چهار سال ديگر ، قادر به ساختن سلاح هسته ای نخواهد بود .

در مقابل گِرگ جونز ، پژوهشگر ارشد «مرکز آموزش سياستهای منع گسترش سلاحهای هسته ای» در آمريکا ، جدی ترين هشدارها را در مورد دستيابی ايران به سلاح هسته ای ارائه داده است . به باور جونز ايران توانائی آن را دارد که تنها در مدت هشت هفته ذخائر اورانيوم بسيارغنی شده ( يو ۲۳۵ با غلظت ۹۰ در صد و بالاتر) خود را به اندازه ای برساند که با آن يک بمب هسته ای توليد کند. او معتقد است که اگرتا پايان سال آينده ميلادی ، ۱۳ ماه ديگر، به ايران فرصت داده شود آنگاه اين کشور مي تواند زمان توليد بمب هسته ای خود را به چهار هفته تقليل دهد. بر پايه اين بر آورد ها اومي گويد که ايران يک قدرت هسته ای بالقوه است.

مخالفان حمله نظامی

شمارکسانی که در اسرائيل و کشور های غربی ، به ويژه آمريکا ، حمله نظامی به ايران را قبل از دست يابی اين کشور به سلاح هسته ای توصيه مي کنند، کم نيستند و شماری از رسانه های غربی نيز با بازتاب دادن ديدگاه های اين افراد ، همچون گذشته بر طبل جنگ مي کوبند. البته فقرديپلماسی رژيم اسلامی و لفاظی های احمدی نژاد در مورد «محو اسرائيل از صفحه روزگار» و لاف زنيها و تهديد های تو خالی ديگرمقامهای رژيم و فرماندهان سپاه پاسداران نيزمزيد برعلت شده است.
به گفته برژينسکی استفاده از زور عليه ايران اين کشور را به سوی سلاح هسته ای سوق خواهد داد ولی « با ايران دارای بمب هسته ای، دنيا به آخر نمي رسد » و آمريکا مي تواند همان سياستی را اتخاذ کند که پيشتر با استالين و مائو تسه دونگ بکار برد.

درمقابل اين حاميان جنگ ، شماری از افراد سرشناس آمريکائی و اسرائيلی حمله نظامی را راهگشای مسئله هسته ای ايران نمي دانند. مئيرداگان ايده حمله نظامی عليه ايران را «ابلهانه» خواند و بنا به گزارش رسانه های اسرائيلی، ريیس ستاد ارتش اين کشور (ژنرال بنی گانتس)، رئيس اداره اطلاعات ارتش (آويو کوخای) ، رئيس موساد (تامير پاردو) و رئيس سازمان امنيت داخلی موسوم به شاباک( يورام کوهن) با حمله به ايران در اين برهه زمانی مخالف اند.

از بلند پايگان آمريکائی ، رابرت گيتس، وزير دفاع پيشين، درياسالار مايک مولن ، رئيس سابق ستاد ارتش، دريادار جو سستاک، نمايده پيشين کنگره و ژنرال آنتونی زينی، رئيس سابق فرماندهی مرکزی (سنت کام ) نيز درمورد پی آمد های ناگوار حمله عليه ايران هشدار داده اند.

البته اين افراد ضمن مخالفت با حمله نظامی، رژيم اسلامی را مسئله بسيار جدی برای آمريکا و خاور ميانه مي دانند و توصيه مي کنند که با بهره گيری از ديپلماسی و اعمال فشار بيشتر و تحريم های شديد ترعليه جمهوری اسلامی، اين رژيم را از دست يابی به سلاح هسته ای باز دارند.

شيمون پرز، رئيس جمهوری اسرائيل، نيزبه تازگی در مصاحبه ای با شبکه تلويزيونی «سی اِن اِن » به فشار های سياسی و تحريم های اقتصادی ، به جای حمله نظامی ، در اين برهه زمانی تاکيد ورزيد.

پيشتر، زبيگنيو برژينسکی، مشاور امنيت ملی پيشين در دوران جيمی کارتر رئيس جمهوری اسبق آمريکا گفته بود : «اگر آمريکا بخواهد از بيم دستيابی ايران به سلاح هسته ای آن کشور را بمباران کند با دستاورد های وخيم منفی رو به رو خواهد شد که به هيچ عنوان قابل پيش بينی نيست.»

«با ايران دارای بمب هسته ای دنيا به آخر نمي رسد »

دستيابی ايران به سلاح هسته ای نه مطلوب اسرائيل است و نه خواسته آمريکا و ديگر کشورهای گروه پنج بعلاوه يک . دستيابی ايران به سلاح هسته ای «پيمان منع گسترش سلاح های هسته ای» و رژيم های بازرسی و نظارت آژانس را زير سئوال خواهد برد و برای منطقه خاور ميانه که از بی ثباتی مزمن رنج مي برد ، خطر ناک است. شکی نيست که کشورهای غربی همه کوشش خود را بکار خواهند گرفت تا ايران به سلاح هسته ای مجهز نشود ولی اگر اين کوشش ها و حتی عمليات نظامی – که در مورد موثر بودن آن در دراز مدت ترديد هائی وجود دارد - نتيجه ندهد، آيا غرب مي تواند با ايران هسته ای بسازد و از عهده آن بر آيد؟

به گفته برژينسکی استفاده از زور عليه ايران اين کشور را به سوی سلاح هسته ای سوق خواهد داد ولی « با ايران دارای بمب هسته ای، دنيا به آخر نمي رسد » و آمريکا مي تواند همان سياستی را اتخاذ کند که پيشتر با استالين و مائو تسه دونگ بکار برد.

سیاست بقاء

در اين رابطه يکی از نگرانيهای عمده در غرب اين است که رژيم جمهوری اسلامی انديشه آخر زمانی دارد و بدون توجه به بقاء خود و فارغ از هر گونه منطق ، سياست انتخاری را دنبال خواهد کرد و بنا براين دکترين «انهدام حتمی متقابل » MAD که در دوران جنگ سرد حاکم بود، محلی از اعراب ندارد. اما کردار جمهوری اسلامی و شواهد تجربی سه دهه گذشته نشان مي دهد که رژيم چنين عمل نخواهد کرد و به دنبال خود کشی سياسی نيست. آين ژريم مي خواهد که در قدرت باقی بماند و به عبارت ديگر مهمترين هدف آن بقاء و ادامه حيات است. اضافه بر اين نشانه ای وجود ندارد که اين رژيم بخواهد ايران را در معرض حمله های هسته ای و نابودی قرار دهد.
جمهوری اسلامی به واقعيات تعادل قوا آگاهی دارد و حتی با سلاح هسته ای نمي تواند تهديدی برای موجوديت اسرائيل باشد. اسرائيل نه تنها يک کشورهسته ای است که علاوه برآن ازسه سيستم پرتاب وهدايت سلاح هسته ای بر خوردار است و حتی پيش بينی های لازم را برای ضربت دوم هسته ای Second Strike به عمل آورده است.

همين رژيم در زمان جنگ با عراق که نابودی رژيم صدام را حتی در ظاهر به قيمت نابودی خود دنبال مي کرد در نهايت وقتی که در تنگنای کامل قرار گرفت ، آتش بس را برای بقا خود پذيرفت و رهبر آن جام زهر را سر کشيد. در موردی ديگر، جمهوری اسلامی که پس از حمله آمريکا به عراق در ۲۰ مارس ۲۰۰۳ اجرای عمليات نظامی عليه ايران را با هدف بر اندازی خود حتمی تصور ميکرد، خواستار گفتگو با دولت بوش شد و «چانه زنی يا معامله بزرگ » Grand Bargain را پيش کشيد که با اقبال کاخ سفيد روبرو نشد.

جمهوری اسلامی به واقعيات تعادل قوا آگاهی دارد و حتی با سلاح هسته ای نمي تواند تهديدی برای موجوديت اسرائيل باشد. اسرائيل نه تنها يک کشورهسته ای است که علاوه برآن ازسه سيستم پرتاب وهدايت سلاح هسته ای بر خوردار است و حتی پيش بينی های لازم را برای ضربت دوم هسته ای Second Strike به عمل آورده است. از اين گذشته شماری از مقامهای اسرائيلی، از جمله اهود باراک، رژيم اسلامی را تهديدی برای موجوديت اسرائيل نمي دانند.

کنش ها و واکنش های احتمالی

به برداشت کشور های غربی ، به ويژه آمريکا، ايران دارای سلاح هسته ای به مسابقه تسليحاتی در منطقه خليج فارس و خاور ميانه دامن خواهد زد و رژيم اسلامی ممکن است اين سلاحها را به تروريست ها بدهد؛ از آنها برای باج گيری سياسی استفاده کند؛ ويا با اعتماد به نفسی که از داشتن اينگونه سلاحها به دست خواهد آورد سياست خصمانه و تهديد آميزی را در قبال کشورهای منطقه و همسايگان خود دنبال کند.

در رابطه با مسابقه تسليحاتی ، ترکيه که منابع و توانائی لازم برای پی گيری سلاح هسته ای را دارد، عضوی از کشورهای ناتو است و چتر اتمی آمريکا که بر بالای اين کشور در زمان جنگ سرد گسترده بود، کماکان ادامه خواهد يافت و دليلی وجود ندارد که ترکيه نسبت به ضمانت آمريکا ترديد کند.

کشورهای عرب حوزه خليج فارس ، ازجمله عربستان سعودی، به رغم داشتن منابع مالی برای رسيدن به توانائی فنی و علمی لازم برای توليد سلاح هسته ای به سالها وقت نياز دارند و به احتمال قوی به ضمانت اتمی آمريکا روی خواهند آورد که با توجه به روابط نزديک آمريکا با اين کشور ها و منافع استراتژيک آن در منطقه ، به اين خواسته آنها عمل خواهد شد. در واقع شماری از کارشناسان آمريکائی بر اين باورند که آمريکا مي تواند از هم اکنون با دادن ضمانت هسته ای به اين کشور ها از نگرانی آنها در رابطه با برنامه هسته ای ايران بکاهد ضمن اينکه اين کار هشداری خواهد بود به رژيم اسلامی که ازايده سياستهای سلطه جويانه خود در خليج فارس دست بردارد.

رژيم اسلامی سلاح در اختيار حزب الله و ساير گروهها گذاشته است که به نيابت از آن مبارزه مي کنند. اما دادن سلاح يا هر نوع وسيله هسته ای به اين گروهها برای استفاده يا تهديد اسرائيل يا آمريکا يا هم پيمانان آنها به منزله هدف حمله هسته ای قرار گرفتن از سوی اين دو کشوراست و با توجه به پی آمد های فاجعه بارآن بعيد به نظر مي رسد که جمهوری اسلامی به چنين کاری دست زند.

رژيم اسلامی مي داند که آمريکا واسرائيل که به سلاحهای هسته ای بيشتر و بهتر مجهزند و در صورت تهديد جمهوری اسلامی با چنين سلاحی يا احتمال حمله با آن، اين کشورها به حمله پيشگيرانه دست خواهند زد.

مهار تهديد های احتمالی

بررسی اين احتمالات و مفروضات نبايد اين گونه تلقی شود که دست يابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته ای رويداد مثبتی خواهد بود . با مجهز شدن هرکشورتازه ای به سلاح هسته ای، جهان با خطر بيشتری روبرو خواهد شد و رژيم اسلامی در صورت دست يابی به اين سلاح از اين قاعده مستثنی نيست.

دست يابی رژيم اسلامی انحصار هسته ای اسرائيل را زير سئوال خواهد برد و آمريکا را با مشکلاتی مواجه خواهد کرد اما بيشتر تهديدهای يک ايران هسته ای يا نا محتمل است ويا قابل مهاراز سوی آمريکا.

به نظر مي رسد که در حال حاضر ايران به دنبال دستيابی به توانائيهای لازم برای توليد سلاح هسته ای باشد بدون اينکه در عمل دست به توليد آن بزند.

در صورت عبور از اين مرز که دور از انتظار نيست، ايران هسته ای تهديدی خواهد بود که آمريکا و ديگر کشور های جهان خواستارآن نيستند ولی مي توانند از عهده آن بر آيند و توسل به جنگ ، جدا از پی آمد های وحشتناک آن برای ايران و منطقه، نه تنها رژيم جمهوری اسلامی را از پی گيری برنامه هسته ايش باز نخواهد داشت که آن را به سوی توليد سلاح هسته ای سوق خواهد داد.
XS
SM
MD
LG