جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۱۹:۵۲ - ۱۰ فوریه ۲۰۱۲

ايران / سياسی

یوشکا فیشر: رهبران ایران تاریخ بخوانند

یوشکا فیشر وزیر خارجه پیشین آلمان.
اندازه متن - +
یوشکا فیشر وزیر خارجه پیشین آلمان از انتخاب باراک اوباما به عنوان رئیس جمهوری آمریکا به عنوان بزرگترین فرصت تاریخی برای ایران نام برده و ابراز عقیده کرده است، ایران در حال از دست دادن این فرصت است.

آقای فیشر در مقاله‌ای با عنوان «شاخ زیتون اوباما برای ایران» که روز دوشنبه در روزنامه بریتانیایی گاردین منتشر شد، نوشته است، این فرصت منحصر به فرد همان اعلام آمادگی اوباما برای گفت و گو با ایران است، به شرط آن که رهبران ایران هم بخواهند از این فرصت استفاده کنند.

به اعتقاد وزیر خارجه پیشین آلمان در شرایط کنونی نشانه‌هایی از آمادگی رهبران ایران برای استفاده از این فرصت به چشم نمی‌خورد، چرا که پیشنهاد باراک اوباما در عین حال برای رِژیم ایران خطری جدی به شمار می‌آید.

یوشکا فیشر افزوده است: « هیچ چیز به اندازه کاهش تنش در روابط با آمریکا رهبران ایران را نگران نمی‌کند.»

در ادامه این مقاله آمده است، رِژیم حاکم بر ایران از جرج بوش و دولت نئومحافظه‌کار وی استقبال می‌کرد، چرا که وجود این دولت به رهبران ایران اجازه می‌داد، انسجام درونی خود را حفظ کرده و در عین حال به دخالت‌های خود در عراق و افغانستان هم ادامه دهند.

یوشکا فیشر می‌نویسد، رهبران ایران تنها بخشی از مدرنیسم را می‌خواهند و آن اقتصادی پیشرفته، فن‌آوری و توسعه زیرساخت‌ها است در حالی که در مقابل آزادی، دمکراسی و حاکمیت قانون می‌ایستند.

وزیر خارجه پیشین آلمان با اشاره به برگزاری تظاهرات گسترده در ایران در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری و سرکوب خشونت آمیز معترضان از آن به عنوان آغاز ایجاد شکاف میان نخبگان سیاسی جمهوری اسلامی در باره رویکرد کلی نظام نام برده است.

به اعتقاد یوشکا فیشر هرچند جمهوری اسلامی باید میان انزوا و گشایش در روابط با جهان خارج یکی را برگزیند، اما در شرایط کنونی به نظر می‌رسد که طرفداران انزوا در ایران در موضع برتر قرار دارند.

در بخش دیگری از این مقاله با اشاره به تاریخچه انقلاب اسلامی آمده است، هرچند انقلاب آیت الله خمینی این انقلاب را اسلامی خوانده بود اما یکی از اهداف مهم آن تامین استقلال ملی و مقابله با نفوذ خارجی بود.

یوشکا فیشر ادامه می‌دهد، سی سال پس از انقلاب اسلامی پیشنهاد باراک اوباما می‌تواند، به تامین استقلال ایران و تعبیر رویای تبدیل شدن به یک قدرت و تمدن بزرگ و پذیرفته شدن در جمع قدرتهای جهانی بیانجامد، هر چند رهبران کنونی ایران مسیر رویارویی را در پیش گرفته‌اند.

فیشر در بخش دیگری از مقاله خود به مقایسه انقلاب ایران با انقلاب‌های دیگر در کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین می‌پردازد و با اشاره به این که اغلب این انقلاب‌ها مدل اتحاد جماهیر شوروی پیشین را برگزیدند، می‌افزاید، اتحاد شوروی به خاطر کمبود موشک و سلاح هسته‌ای سقوط نکرد، بلکه علت فروپاشی آن ضعف اقتصادی بود.

فیشر می‌نویسد: « به نظر نمی‌رسد، رهبران ایران بخواهند از تاریخ عبرت بگیرند، به جای این، آنها همچنان به راهکارهای کهنه عصر ضد استعماری دل بسته‌اند.»

یوشکا فیشر با اشاره به هراس رهبران جمهوری اسلامی از «انقلاب رنگی» ادامه می‌دهد، کشورهایی نظیر چین، روسیه و ویتنام نیز که تنها بخشی از مدرنیسم را می‌پسندند، از «انقلاب رنگی» می‌هراسند، اما این کشورها برای مقابله با این نوع «مدرنیسم سیاسی» به ابزارهایی مانند اقتصاد، آزادی اجتماعی و همگرایی با بازارهای جهانی متوسل شده‌اند.

وزیر امور خارجه آلمان چند کشور «اصلاح نشده» باقی مانده از اردوگاه «سوسیالیست» مانند کره شمالی و کوبا را در حدی نمی‌داند که بخواهند یک قدرت جایگزین در جهان ایجاد کنند.

یوشکا فیشر همچنین با اشاره به حضور کشورهایی مانند هند، ترکیه و برزیل در جمع بیست قدرت بزرگ جهانی و مقایسه ایران با این کشورها ادامه می‌دهد، در میان‌مدت نمی‌توان از کشورهای عربی یا اسراییل به عنوان رقیب ایران در منطقه نام برد،‌ بلکه این ترکیه است که به دلیل پیش گرفتن سیاستی موفق و مبتنی بر مدرنیسم رفته رفته به قدرت اصلی در منطقه خاورمیانه تبدیل می‌شود.

آقای فیشر در پایان با اشاره به درپیش بودن تصمیم‌های سرنوشت ساز در باره ایران در پاییز پیش‌رو نتیجه گیری کرده است:« نگاهی به کتاب‌های تاریخ می‌تواند به رهبران جمهوری اسلامی برای تصمیم‌گیری کمک کند.»
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۳
    بعدی 
توسط: فدايي وطن از: مشهد
۱۳ ۰۶ ۱۳۸۸ ۱۲:۲۶
همانطور كه صدام و استالين و هيتلر و فرانكو و موسوليني و فرانكو و پول پوت و شاه بي عرضه از تاريخ درس گرفتند اين سيد علي اقا و قشونش كه مسلط بر جان و مال و ناموس ملت فلك زده ايران شده اند هم درس خواهند گرفت!

توسط: علی گویان
۱۳ ۰۶ ۱۳۸۸ ۰۷:۰۳
شاید قبل از انتخابات، امکان روابط با آمریکا وجود داشت ولی اکنون که اعتراض میلیون ها نفر از مردم، چه در داخل و یا خارج از کشور، به ادامه حکومت آخوندی و نظام جمهوری اسلامی، مهر باطل زده اند! چگونه ممکن است جلوی چشم مردم دنیا، مخصوصا احساسات و غیرت ایرانیان، دموکراسی با فاشیسم سیاه مذهبی! بر سر یک میز مذاکره بنشینند و شطرنج سیاسی بازی کنند!
اکنون قدرتی بزرگ و تازه نفس و سرشار از امید در برابر نظام نامشروع ولایت فساد و متجاوز آخوندها بوجود آمده است که در سکوت در غم آزادی، زندگی می کنند و آرزوها در سر می پرورانند و انتظار روزی را می کشند که بتوانند بر کشور خود حاکم باشند، آزاد و در آرامش و امنیت زندگی کنند و چرخه اداری و اقتصاد کشور خود را درو از فساد و دزدی، آنطور که می خواهند بچرخانند و تضمینی برای آیندگان و فرزندان خود، که با تحصیلات عالی دانشگاهی و فرا گرفتن دانش در سطوح مختلف، بتوانند به پیشرفت و رفاه خود و کشور کمک کنند.
آلمان و آمریکا، فرانسه و بریتانیا نه تنها کشورهای قدرتمندی هستند بلکه در این مرحله از تاریخ فعلی، دانشمندان و فلیسوفان بنامی از آنجا ظهور کرده اند و پایه و اساس علوم انسانی را به جهانیان عرضه کرده اند، که در کنار منشور حقوق بشر کوروش، شاید دانشی برای جهانیان باشد که بتوانند به این سوال که "انسان بودن یعنی چه؟" پاسخ بدهند! بقول ترنس "شاعر لاتین"! «من انسانم و هیچ چیز انسانی با من بیگانه نیست».
چیزی که می خواهم بگویم اینستکه، رابطه پرزیدنت اوباما، با نظام ولایت مطلقه فقیه، بدون ارزیابی تمام و کامل، یعنی تجزیه و تحلیل تمام فرآیندهایی که مردم ایران نیز بعنوان نظاره کننده در داخل آن قرار دارند، فاقد هرگونه معنی است! انتخاب چند واقعه به عنوان کل واقعیت ها، عاملی است که بر روی همه مردم نیز تاثیر می گذارد! و مردم باید خود را متعهد کنند که در جهت خاصی قدم بردارند! هرگونه تعهد هم، بنوبه خود، انتخاب واقعیت های بعدی را از پیش معلوم می دارد. همین اصل در مورد رقیبان هم درست است چون آنها هم زیر تاثیر انتخابی از واقعیت ها عمل کردن، قرار دارند!
برنامه ریزی به خودی خود یکی از پیشرفته ترین گامهایی است که بشر برداشته است، اما اگر کورکورانه ضورت گیرد و تصمیم انسان و ارزش اعتباری و مسوولیتش کنار گذاشته شود، حکم نفرین را خواهد داشت! بنابراین اگر زنده و پاسخگو و باز باشد، و در آن هدف های انسانی با آگاهی کامل ملحوظ شده و فرآیند آن را رهبری کند، حکم برکت را خواهد داشت، یعنی اصل اساسی ارتباط معقول بین هدف و برنامه ریزی!..

توسط: آیدین از: ایران
۱۳ ۰۶ ۱۳۸۸ ۰۳:۲۲
از اینکه حضرت عبداله فرمودند که در مکتب سکولاریسم هیتلر برورده شدافسوس که فراموش نمودند با انکار هولوکاست بر هیتلر افتخار نمایند البته شاید هم ایشان با مروری بر صفخه های تاریخ دریافته اند که در مکتب اسلام آنهم از نوع ولایی خمینی وخامنه ای برورده شدند که با قتل وغارت تجاوز ودروغ چنان کردند که هیتلر نکرد واگر هیتلر در این مکنب ولایی آموخته بودولا یت محوری ومردم نداری را وبدین طریق ایدئولوژی خود را به کمال رسانیده بود شاید او در حاکمیت خودیها بیروزمی گشت ودر حسرت رسیدن به آن تیر خلاص برخود نمی زد

توسط: ابراهیم
۱۲ ۰۶ ۱۳۸۸ ۲۲:۰۴
مشکلات زیادی در راه عادی سازی وضعیت ایران وجود دارد . اما متاسفانه لگد زدن به بخت فرزندان برای دهن کجی به بیکانه و یا عدم احساس کفایت برای وارد بازی شدن با بازیگران عمده و فرار از آن به بهانه عدم قبول مشروعیت بازی از جمله رفتارهای نسلی از ایرانیان است که هم اکنون در ایران حاکم هستند . دهه های قبل این رفتار را می توانستید در پیرانی ببینید که فرزندان و خانواده پر شمار خود را بشدت محدود می کردند و عدم پذیرش بازی روز را هم می توانستید در رفتار روستائیان نفی کننده شهر نشینی ببینید . امروز حاکمان ما هم سالخورده و هم منشائی روستایی دارند . برای فرار از بازیهای روز دست به دامن عقاید قدیم و تکرار آنها و اصالت دادن به آن می گردند و یکی از نگرانی های اساسی آنها حفظ احترام و جایگاه آنها است . عبارت صحبت با احترام متقابل را در این سالها بارها در انتظارات مقامات ایرانی از طرف امریکایی شنیدیم . امروز که بصورت نسبی احترام برقرار است . بهانه های دیگری برای عدم شرکت در بازی تراشیده می شود و منتظر یک بی احترامی دیگر برای عدم پذیرش هستند

توسط: میرزا از: تهران
۱۲ ۰۶ ۱۳۸۸ ۲۱:۴۳
آقا میشه به اینها کار یاد ندی اینها خودشون همه کارن
تورو خدا ولشئن کن بذار ما هم از دستشون راحت بشیم

توسط: عبدالله
۱۲ ۰۶ ۱۳۸۸ ۲۰:۲۹
افکار سکولار و بی دین و آسیب دیده از دین تحریفی مسیحیت امثال فیشر، افکاری که در دامن خود هیتلر را پرورش داد ، کوچکتر و پست تر از آن هستند که افکار برگرفته از دین جامع و کامل اسلام ناب را نصیحت و انذار دهند آینده از آن خداوند و انسانهاییکه برای خدا گام بر میدارند میباشد .

توسط: MehDi از: As toYe Chah
۱۲ ۰۶ ۱۳۸۸ ۱۸:۴۳
یوشکا جان اینها سواد ندارند که تاریخ را بخوانند.

توسط: واقع بین
۱۲ ۰۶ ۱۳۸۸ ۱۷:۳۲
رشد اقتصادی غرب نه فقط براساس علم و تکنولوژی پیشرفته بود بلکه برتری نظامی آن مهم ترین عامل رسیدن بجایگاه اقتصادی امروزی است. اسلحه و استفاده ازآن بزرگترین منطق غرب برای غنی سازی خود است. امروزه امریکا،فرانسه و اسرائیل با محاصره همه جانبه ایران و تهدید بحمله نظامی توسط بمبهای اتمی دنبال چه سیاستی هستند. شاید استقرار دموکراسی بفرم کودتای اگوست ١٣٥٣ درایران ویا بمباران و بقتل رساندن آلنده درشیلی مورد نظر است. آنجائیکه غرب از دموکراتی و آزادی حرف میزند منظور عراق و افغانستان است. هرنوع بایکوت اقتصادی بیشتر که غرب بنا بردرخواست اسرائیل بمردم ایران تحمیل نماید ، شرایط خفقان و استبداد رادرایران طولانی میسازد. واین خواست و آرزوی دیرینه حکومت نژاد پرست اسرائیل است. حامل این پیام بایران دور از شأن یک دموکرات و صلح خواه بازنشسته ای مثل یوشکا فیشر است.

توسط: oonroo
۱۲ ۰۶ ۱۳۸۸ ۱۶:۴۹
چند پهلو زدن از یک سیاستکار بر میاد و اینگونه حرفهای عمیق هم از یک سیاستکار قدیمی ولی چرا فیشر هم معتقده اگه ایران با آمریکا کنار میومد استقلالش را به دست میاورد؟

توسط: شاهرخ
۱۲ ۰۶ ۱۳۸۸ ۱۵:۵۷
ایران برای پیشرفت و اقتدار نیازی به بیگانگان ندارد.اگر جوانان ما یه جای الافی و مفت خوری برای سربلندی کشورشان تلاش کنند به یاری خدا از حالا هم مقتدرتر می شویم. اگر مقتدر نبودیم حالا شاید جای افغانستان یا عراق بودیم.
صفحه از ۳
    بعدی 

به ما بپیوندید