پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۱۷:۳۳ - ۹ فوریه ۲۰۱۲

ايران / سياسی

ميرحسين موسوی: هدف اصلی ما، مشروط کردن قدرت است

اندازه متن - +
ميرحسين موسوی در ديدار با شماری از خبرنگاران و خانواده های خبرنگارانی که در بند هستند گفت که هدف اصلی، مشروط کردن قدرت و رسيدن به عدالت و آزادی است و افزود ايده تغيير در کشور متولد شده است.

آقای موسوی گفت:« هدف اصلی ما مشروط کردن قدرت، رسيدن به عدالت و آزادی و حرکت به سمت جامعه ای است که در آن فشار و تهديد نباشد. به نظر من اگر ايده های خوب متولد شود، پيروزی آن قطعی است و من بر اين باورم که ايده تغير در کشور متولد شده است.»

آقای موسوی با حمايت از زندانيانی که اعتصاب غذا کرده اند گفت: بايد صدای ما به دوستان دربندی که برای رسيدن به حقوق ابتدايی خود اعتصاب غذا کرده اند، برسد و آنان بدانند که جنبش سبز، خواهان آزادی آنها است و تمامی ملت ما هم پشتيبان آنان برای رسيدن به خواسته های به حق آنها است.

وی افزود:« وجود اين تعداد زياد روزنامه نگار در زندان هم تاسف انگيز است و هم خيلی با معناست ونشان می دهد گسترش آگاهی به ضرر عده خاصی است. تعدد روزنامه نگاران دربند، حقانيت راهی که جنبش سبز برگزيده است را نشان می دهد چرا که بخشی از قشر آگاه، روشن و حق طلب جامعه به دليل مخالفت با رويش مجدد استبداد در زندان به سر می برند.»

حدود ۱۷ تن از خبرنگاران زندانی از دوشنبه هفته گذشته در اعتراض به برخوردار نبودن حقوق خود دست به اعتصاب غذا زده اند و برای پايان دادن به اعتصاب خود پنج شرط اعلام کرده و در ديدار با معاون دادستان اين شرايط را مطرح کردند.

مهم ترين ابزار مشروط کردن قدرت

آقای موسوی که سوابق کار مطبوعاتی از جمله سردبيری روزنامه جمهوری اسلامی را در سابقه خود دارد، گفته است:« تجربيات يک سال گذشته نشان داد که مهمترين خواسته های فعلی ما، مشروط کردن قدرت است و اگر موفق شويم که قدرت را مشروط کنيم، بسياری از مشکلات بنيادين کشور حل می شود. به نظر من مقاومتی که امروز در برابر پيشرفت کشور وجود دارد از همين ناحيه است و بهايی که امروز خبرنگاران می پردازند به اين دليل است که رکن اطلاع رسانی و گسترش آگاهی، مهمترين ابزار مشروط کردن قدرت است.»      

وی گفت:«حساسيت بسياری که به کار خبرنگاران و فعاليت رسانه ها وجود دارد و دليل اصلی حمله به روزنامه ها و روزنامه نگاران همين است که مهمترين مسئله کشور را هدف گرفته اند.»

آقای موسوی با انتقاد از سياست خارجی فعلی دولت حاکم در ايران گفت:«به نظر می رسد برای بعضی از دست اندرکاران فعلی امور، صحبت کردن با خارجی ها و کوتاه آمدن و کمی پيش رفتن و عقب نشستن، از برآورده کردن حقوق ملت، برگشتن به قانون و بازکردن راه، ساده تر باشد. در حالی که اين روش (بازگشت به قانون و برآورده کردن حقوق ملت) می تواند بسياری از مشکلات ملی ما را حل و ريشه های بحران را به تدريج خشک کند و ما را به وضعيت عادی برگرداند.»

اول زنده بودن جنبش سبز، بعد پيروزی

ميرحسين موسوی درباره حرکت جنبش سبز گفته است اين جنبش ابتدا بايد بتواند زندگی کند تا بتواند به پيروزی برسد و از همين رو از هرنوع اقدامی که تمامی نيروهای نظامی و امنيتی را به طور يکدست در برابر مردم قرار می دهد بايد پرهيز کرد چرا که به ضرر جنبش سبز است.

وی با انتقاد از تفسيرهای خشونت طلبانه از سوی برخی گفت:«در دانشگاه تهران جشن بزرگ ولايت برگزار شد که يک روحانی در آن سخنرانی می کرد و می گفت: اگر در جامعه ای دو دستگی به وجود بيايد و يک گروه بر گروه ديگر حاکم شد، (گروه حاکم) می تواند همه آن ديگران (گروه مقابل) را اعدام کند. سوال اينجاست که چرا اين تفکر در يک جشن که برای شادی و سرور و وحدت بايد برگزار شود، مطرح می شود. دليل آن ترس از ريزش نيروها و تولد ايده ايست (ايده تغيير) که به آن اشاره کردم.»

مدرک رضايت امام زمان را نشان دهند، ما هم تسليم می شويم

آقای موسوی موسوی با اشاره به مطالبات جنبش سبز گفت: «تاکيد بر استقلال مجلس، يک خواسته کليدی است. الان افکار پيش از رسيدن به مجلس تصفيه می شود. يکی از امامان جمعه گفته شورای نگهبان، يک صافی است و اين صافی مورد رضايت امام زمان هم هست. من می گويم کجا مورد رضايت ايشان است و مدارک آن را نشان دهند که ما هم تسليم شويم».

ميرحسين موسوی افزود:« در انتخابات مجلس ششم، آن قدر رای ها را جا به جا کردند که آقای  (علیرضا) رجايی  حذف شد و آقايی که رييس فرهنگستان ادب! شد (غلامعلی حداد عادل) وارد مجلس کردند.»

علیرضا رجایی در انتخابات مجلس ششم توانست آرا  لازم را کسب کند، اما پس از ابطال نزديک به هفت‌صدهزار رای از صندوق‌های آرای  حوزه انتخابیه تهران توسط شورای نگهبان وی از ورود به مجلس بازماند و غلامعلی حداد عادل به جای علیرضا رجایی وارد مجلس شد.

آقای موسوی همچنين گفت که از تحريم و فشار بين المللی بر کشور راضی نيست و افزود که پيروزی جنبش سبز به هر قيمتی را باور ندارد.

وی با اشاره به خاطره ای در مورد فشارهايی که در زمان جنگ تحمل کرده، گفت:« روز بعد از حمله صدام به حلبچه، به آنجا رفتيم و آن صحنه های فجيع را از نزديک ديديم. با دعوت از خبرنگاران و انتشار فيلم ها و عکس ها، فضای جهانی از نظر تبليغات کمی به نفع ما تغيير کرد. درست در همان زمان - حالا نمی گويم توسط که و چگونه - هواپيمايی ربوده شد و می خواست در مهرآباد فرود بيايد. ما به دوستان گفتيم فرودگاه را ببندند و اين هواپيما به مشهد رفت. اين وضعيت برای ما قابل دفاع نبود و ضرباتی را بر ما تحميل کرد.»

آقای موسوی گفته است:« گفتن اين مسايل با جزييات به نظر من جز در مواقعی که ضرورتی وجود دارد، به نفع جنش سبز نيست. ما بايد نيرو جذب کنيم و همه نيروهای دلسوز انقلاب را با هر اختلاف سليقه و ديدگاهی کنار هم جمع کنيم. برای ما مهم است که اصول گرايان منصف و علاقمند به حرکت کشور در مسير درست را در کنار خود داشته باشيم و به آنها بگوييم ما هدف و حرف مشترکی داريم و آن اصلاح امور است.»

دهه اول انقلاب بی عيب و نقص نيست

ميرحسين موسوی با اشاره به اوايل وقوع انقلاب در ايران و روزهايی که نخست وزيری را در اختيار داشت، گفت:«من بارها گفته ام که آن دوره بی عيب و نقص نيست. در مورد همه موارد مبهم می توان بحث و گفت و گو کرد، حتی درباره تصفيه های اوايل انقلاب. سخن گفتن درباره دهه اول انقلاب، ممکن است و حتما نقدهايی هم وجود دارد اما آن را نبايد يکپارچه ديد و بايد هر حادثه ای را تحليل کرد.»

شماری از منتقدان آقای موسوی خواهان اين شده بودند که در مورد اعدام های سال ۱۳۶۷ در ايران موضع بگيرد و درباره آن موضع خود را اعلام کند.

ميرحسين موسوی گفت:«مسئله سال ۶۷ را بايد در منظر تاريخی خود بايد بررسی کرد و بعد هم ديد آيا دولت در اين زمينه اطلاعی داشته است؟ نقشی داشته است؟ آيا اصلا امکانی برای دخالت داشته است؟ آيا در احکام و اسناد، نامی از دولت وجود داشته است؟ دولت که نقشی در اين مسئله نداشته است. خيلی از کسان ديگر هم اطلاع نداشته اند. اما برای مطرح کردن اين مسائل با ذکر جزئيات، من هم محذوراتی دارم.»
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۲
    بعدی 
توسط: esmail از: sh
۱۴ ۰۵ ۱۳۸۹ ۱۲:۴۶
من فکر میکنم ملت ایران اینقدر به رشد سیاسی خود رسیده باشند که سره را از نا سره تشخیص بدهند . و باز من فکر میکنم برای اینکه سران جنبش سبز گزک بدست کسانی که منتظرند از آنها بهامه ای بگیرند وآنرا پیراهن عثمان کنند باید حرفها را حساب شده وسیاسی بزنند ول دورنما ی گفتار این آقایان خصوصاء موسوی وکروبی نشان می دهد که جداء موافق تغیرند

توسط: حسين از: اصفهان
۱۴ ۰۵ ۱۳۸۹ ۱۰:۵۳
عجب ملاحظه كاري و محضوريت هايي
خوب است هرچه پيش ميرود مردم آزاديخواه و جوانان غيور , هرآنكس را كه دل در گرو ولايت دوخته بيشتر مي شناسند.
شما آقاي موسوي اگر ريگي در كفش نداريد (چه در قتل عام 67 و چه در سركوبهاي دهه 60 ) و اگر حاضريد خودتان را تمام عيار با مردم و جوانان اين ميهن پيوند بزنيد و نه نظام ولايت فقيه, پس بايد بتوانيد دهن مبارك باز كنيد و حرفها را بزنيد و براي خودتان سربلندي و آخرعاقبت بخيري ذخيره كنيد.
اين هم بيشتر براي خودتان, وگرنه در عصر ارتباطات همه دارند مطلع ميشوند و دست ها رو ميشود.
تصميم با شماست.
يك جوان از ميهن آخوند زده ايران

توسط: نام مستعار
۱۴ ۰۵ ۱۳۸۹ ۰۸:۲۸
من محذورات ایشان را درک میکنم و در شرایط فعلی بازخواست از ایشان در مورد مسایلی که گذشته را هدر دادن وقت و انرژی میدانم. دوست ندارم یکی دو نسل دیگر کشورم مثل من بسوزند تا اینکه عده ای که خود را همه ملت ایران میپندارند به پرسش و جواب در مورد گذشته بپردازند. همین خود ملت ایران پنداشتن هاست که هیچ وقت ما را به اجماع نمیرساند و وضعمان همین است که میبنید. خوانند ه ای گفته ۵ هزار جوان ایرانی. کدام ۵ هزار؟ بگو ۵۰ هزار, ۵۰۰ هزار مگر فقط در مورد کسانی که در سال ۶۷ اعدام شدند باید حرف زد؟ من میخواهم خامنه ای و دار و دسته ای جنایتکارش را به خاطر نسل امروز و آینده پای محکمه عدالت ببینم. نه اینکه خمینی را نبش قبر کنم که چه بشود؟ مگر کم از گذشته میدانیم؟ مگر نمیدانیم فلاحیان -رازینی - اژه ای - پور محمدی که و که چه کار ها که نکرده اند خوب که چه؟ تمام دوران خاتمی و بعدش در مورد اینها حرف زدیم چه شد؟ در عوض مصباح ودارو دسته اش یک جماعت عظیم قدار ه بند تربیت کردند.

توسط: نازنین از: اروپا
۱۴ ۰۵ ۱۳۸۹ ۰۳:۲۰
جنایت هولناک سال 67 یک جنایت فراموش ناشدنی است و هر کسی که در این زمینه اطلاعی دارد باید برای ثبت در تاریخ بیان نماید. گروه موسوی و خاتمی برای حفظ حکومت و مصلحت نظام سکوت را بر گزیده اند که بر ضد قربانیان می باشد. کسانی که حاضر نیستند حقیقت را به ملت بگویند نمی توانند هرگز دوستان یک ملت باشند و هرگز قابل اعتماد هم طبیعتا نخواهند بود. من یک زندانی سیاسی دوران سیاه شکنجه خمینی هستم و دهها نفر از دوستانم در سال 60 و 67 توسط خمینی بقتل رسیده اند. جهان باید این جنایت و نسل کشی بی سابقه را محکوم نموده و عاملان و آمران آنرا به محاکمه بکشد. باید یک نبرد بزرگ حقوقی را در سطح جهان سازماندهی نمود و این قاتلان را مجازات نمود. سازمان ملل باید یک گروه را موظف به تحقیق بی طرف به این موضوع مهم و حیاتی نماید. غارت و چپاول باعث شده که غرب در این زمینه سکوت نماید و در این رابطه کمتر روشنگری نماید.

توسط: بهكام بختياری از: هلند
۱۴ ۰۵ ۱۳۸۹ ۰۳:۰۶
به نظرم ميرسدكه صداقت وصريح و واضح صحبت كردن وشجاعت ازجمله خصيصه های بارزيك رهبرومبارزسياسيست. حال چرا آقای ميرحسين موسوی مشروط بودن قوانين را درست درروزی بيان می كنندكه مصادف باسالگردانقلاب مشروطيّت دريكصدوچهارسال قيل می باشد؛ نمی دانم؟
برااساس مقالۀ يادشده فقط اينرادرك می كنم كه تاحدّی ازخصيصت های فوق الذكرخواهشمندم جناب آقای ميرحسين موسوی دوری نفرمائيد!

توسط: سبزپررنگ از: ايران
۱۴ ۰۵ ۱۳۸۹ ۰۲:۰۲
همين "محذورات" است كه 30سال پدر ملت رو درآورده.
از چي ميترسيد اقاي موسوي؟هميشه حفظ منافع باعث كتمان حق بوده.

توسط: حسام از: بیرون از ایران
۱۴ ۰۵ ۱۳۸۹ ۰۱:۵۸
کدام محذورات آقای موسوی؟ منظر تاریخی؟ دولتی که اطلاعات نداشته، مانند دولت سیب زمینی احمدی نژاد است. احمدی نژاد هم عوامفریبی شما را میکند. در روز روشن آدم میکشه، میگه ما آزارمان به مورچه هم نمیرسه. خب زمان شما هم میکشتند، شما اطلاع نداشتید؟؟؟؟؟ خب، پس شما لیاقت ریاست جمهوری ندارید. شما که نمیدونستید تو مملکت چی میگذره، بی خیال حکومت.

توسط: Daniyal
۱۴ ۰۵ ۱۳۸۹ ۰۱:۱۳
من به آقای موسوی علاقه ای نداشتم،
ولی کم کم دارم بهش ایمان میارم.

توسط: هیچ کاره
۱۳ ۰۵ ۱۳۸۹ ۲۳:۴۸
حرفهای آقای موسوی در مورد اینکه دولت ایشان در زمان کشتار سال ۱۳۶۷ هیچ کاره بوده و از همه جا بی‌ اطلاع مرا به یاد حرفهای مرحوم هویدا می‌ اندازد که میگفت در طول چهارده سال نخدست وزیری ایشان هیچ کاره بود و فقط گوش به فرمان منویات ملوکانه!

توسط: جواد شفايى از ايتاليا
۱۳ ۰۵ ۱۳۸۹ ۲۳:۴۳
حتي اگر در شمار کسانی نيستيد که به زندانيان دستبند و چشم بند و تير خلاص زديد همدل و همراه این شقاوت ضد بشری هستيد. هيچ مقام مسئولی نمي تواند از زير اين جنايت شانه خالی کند همه و همه از صغير و کبير و از اصلاح طلب وافساد طلب در این شقاوت بزرگ ُمشارکت دارند.اگر شقاوت سال ۶۷، تنها تعداد معدودی را هم در بر میگرفت ذرّه ای ازجنايت و دنائت قاتلین زندانیان سیاسی نمیکاهد.هيچ مقام مسئولی نمي تواند از زير اين جنايت شانه خالی کند.اما اگر پای هیچ حقّه بازی و دغلی در کار نیست لطف کنيد مثل آیه الله منتظری لااقل بخشی از اسناد این جنایت شوم را هم رو کنيد بله فقط بخش كوچك آن رابله اگر پای هیچ حُقّه بازی و دَغلی در کار نیست، بسم الله...این گوی و این میدان. به خاطر خدا به خاطر آزادی برای فردای روشن این میهن بلا زده و یا حتي برای آرامش درون خویش.ولي شما هم خر را مي خواهيد و هم پلان خر را
صفحه از ۲
    بعدی 

به ما بپیوندید