شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۶:۰۵ - ۱۱ فوریه ۲۰۱۲

ايران / اجتماعی

مرگ در خوابگاه؛ روایت‌ تازه‌ای از حمله به کوی دانشگاه

بخشی از کوی دانشگاه پس از حمله خردادماه به کوی دانشگاه
اندازه متن - +
روزنامه گاردین چاپ لندن بر اساس گفت‌وگو با دانشجویانی که هدف حمله پلیس و نیروهای لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران بوده‌اند گزارشی از جزئیات این حمله منتشر کرده است؛ در این گزارش به نحوه دستگیری‌ها، اذيت و آزار و کتک زدن‌ها اشاره می‌شود و از زبان شاهدان رقم کشته‌شدگان این حمله حداقل پنج نفر اعلام شده است که در بین آنها دو دانشجوی دختر نیز بوده‌اند.

 
کوی دانشگاه؛ ۲۴ خرداد:

نیروهای لباس شخصی و نیروی انتظامی در شامگاه ۲۴ خرداد، دو روز پس از اعلام نتایج انتخابات با ورود با حریم کوی دانشگاه تهران، صحنه‌هایی مشابه با ۱۸ تیر سال ۱۳۷۸ به وجود آوردند.

این حمله با واکنش برخی نمایندگان مجلس و گروه بزرگی از استادان دانشگاه تهران رو‌به‌رو شد.

اما معاون سیاسی استاندار تهران چند روز پس از آن گفته رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در مورد ورود نیروی انتظامی به کوی دانشگاه در جریان اعتراضات به نتیجه انتخابات را رد کرد. بیشتر بخوانید
 
گاردین می‌نویسد حمله به کوی دانشگاه تهران کمی پس از نیمه شب آغاز شد، زمانی که دانشجویان خود را برای خواب آماده می‌کردند. فضای شهر تهران پس از چند روز تظاهرات علیه نتیجه انتخابات ایران متشنج بود. در خوابگاه خیابان کارگر شمالی (امیرآباد) دانشجویان نگران بودند. تعدادی از آنها چند ساعت پيش در جریان حمله پلیس و لباس شخصی‌ها به در اصلی دانشگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند.

به نوشته گاردین و با استناد به گفته دانشجویان، آن چه در این ساعات نیمه شب روی داد به یکی از خشونت‌بار‌ترین حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری بدل شد. نیروهای پلیس و لباس شخصی‌ها ابتدا قفل درها را شکستند و بعد به دانشجویان حمله کردند.

شاهدان به گاردین گفته‌اند: «بیش از صد نفر بازداشت شده و پنج نفر کشته شدند». مقام‌های دولتی هنوز هم چنین حمله‌ای را تکذیب می‌کنند، ولی شهادت افرادی که در محل حضور داشتند داستان متفاوتی را حکایت می‌کند.

یکی از بازداشت‌شدگان این حادثه به گاردین می‌گوید: «ما داشتیم برای خوابیدن آماده می‌شدیم که یک باره صدای شکستن قفل در اتاق‌ها را شنیدیم. من همین افراد را چند ساعت قبل دیده بودم که دانشجویان را کتک می‌زدند، ولی تصور نمی‌کردم که به خوابگاه بریزند. این حمله حتی خلاف قوانین ایران است.»

گاردین می‌نویسد ۴۶ دانشجو به زیرزمین وزارت کشور در خیابان فاطمی و ۸۷ نفر دیگر نیز به بازداشتگاه امنیتی پلیس در خیابان حافظ منتقل شدند. همه دانشجویان می‌گویند که در طول بازداشت با آنها بدرفتاری شده یا مورد شکنجه قرار گرفته‌اند.

گاردین می‌نویسد: «در جریان حمله به کوی دانشگاه تهران پنج نفر کشته شده‌اند، به نام‌های فاطمه براتی، کسری شرفی، مبینا احترامی، کامبیز شعاعی و محسن ایمانی. آنها فردای همان روز بدون اطلاع خانواده در قبرستان بهشت زهرا دفن شدند. اسامی این افراد توسط دفتر تحکیم وحدت تایید شده است.»

شاهدان می‌گویند این پنج نفر بر اثر ضربات مداوم باتوم به ناحیه سر جان خود را از دست داده‌اند. به خانواده‌های آنها گفته شده است که حق برگزاری مراسم یا صحبت در مورد فرزندان خود را ندارند.

گاردین یادآوری می‌کند که طبق قانون ایران اعضای نیروهای نظامی و انتظامی حق ورود به محیط‌های دانشگاهی را ندارند، این مقرراتی است که پس از حادثه حمله به کوی دانشگاه در سال ۷۸ توسط دولت به تصویب رسید.

اما در روزهای ناآرامی پس از انتخابات نیروهای انتظامی و امنیتی توجهی به این مقررات نداشتند و پلیس و لباس‌شخصی‌ها بارها با باتوم و گاز اشک‌آور به محوطه دانشگاه‌ها حمله کرده‌اند. یکی از دانشجویان به خبرنگار گاردین گفته است که در یکی از این حملات یک مامور امنیتی او را به زمین انداخته و زیر مشت و لگد می‌گیرد. سپس به بهانه جستجو برای اسلحه یا موبایل شروع می‌کند به سوء‌استفاده جنسی از این دانشجو.

دانشجوی دیگری می‌گوید ماموران گارد ویژه پلیس با کشیدن دو صف تونلی را در بین خود ایجاد کرده و دانشجویان بازداشتی را مجبور می‌کردند که از این تونل عبور کنند و به هنگام عبور آنها را با باتوم می‌زدند و حتی به کسانی که مجروح بودند رحم نمی‌کردند.

گاردین از قول یکی دیگر از دانشجویان می‌نویسد: «یک بسیجی روی کمرم نشسته بود و می‌گفت: هفت ساله کسی‌رو [...]، بچه‌ [...]! بذار برسیم، بهت می‌گم باهات چی کار می‌کنم. ما را آزار می‌دادند و ادعا می‌کردند که به آنها یا رهبر توهین کرده‌ایم.»

گاردین از قول شاهدان این حمله می‌نویسد که قبل از انتقال بازداشتی‌ها سر و صورت آنها را با کیسه‌های پلاستیکی پوشانده و آنها را در مقابل ساختمان خوابگاه به صف کرده بودند. یک دانشجو می‌گوید وقتی که به ساختمان وزارت کشور رسیدیم باورم نمی‌شد که در طبقات بالاتر مقامات این دولت، سیاستمداران و مسئولان انتخابات مشغول کار هستند و ما دانشجویان را برای اذیت و شکنجه به زیرزمین همین ساختمان آورده‌اند.

چند ساعت بعد مقداری نان و پنیر برای زندانیان آورده و آن را روز زمین کثیف جلوی آنها می‌گذارند و تهدید می‌کنند که اگر غذا نخورند به شدت تنبیه خواهند شد. یکی از بسیجی‌ها به نام علی با تلفن موبایل از دانشجویان فیلم می‌گرفت و به بازداشتی‌ها دستور می‌داد که فریاد بزنید: «ما خریم.»

گاردین با تکیه به شهادت قربانیان این حمله می‌نویسد مجروحان مداوا نمی‌شدند. به دانشجویی که بر اثر اصابت گلوله پلاستیکی یک چشم خود را از دست داده بود کسی توجه نمی‌کرد. یکی از شاهدان به گاردین می‌گوید: «ما از آنها خواهش می‌کردیم که دو مجروح را به بیمارستان منتقل کنند، ولی آنها می‌گفتند بگذار بمیرند.»

آزار و اذیت دانشجویان ۲۴ ساعت بعد در زمانی به پایان می‌رسد که فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران، و علیرضا زاکانی، نماینده مجلس، به دیدار آنها می‌آیند. رهبر به آنها می‌گوید که خود به پلیس اجازه ورود به کوی را داده است، اما چند روز بعد این نکته را انکار می‌کند. 

در بازداشتگاه امنیتی پلیس در خیابان حافظ پس از مدتی در داخل سلول‌ها گاز پخش می‌کنند. و بالاخره پس از ۲۴ ساعت اکثر این دانشجویان آزاد می‌شوند. قبل از آزادی به آنها دستور می‌دهند که لباس‌های تمیزی را که پلیس به آن‌ها داده بود بپوشند. یکی از شاهدان به گاردین می‌گوید: «آنها به خیال خود می‌خواستند شواهد دوران بازداشت را پاک کنند. ولی چه چیز می‌تواند نیرومندتر از ۱۳۳ دانشجویی باشد که همه این حوادث را به چشم دیده و عذاب آن‌را کشیده‌اند؟»
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۳
    بعدی 
توسط: آزاد
۲۴ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۸:۲۸
فكر ميكنم مشابه وقايع دوران هيتلر و استالين باشه اميدوارم دنيا بدونه با خطر يك حكومت فاشيستي روبرو است كه اگر قدرت داشته باشه مشابه اين كارها را با تمام دنيا ميكند.

توسط: علی از: نجف آباد
۲۴ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۵:۲۲
آی انسانها
آی بشریت
آی وجدانهای خفته
چشم باز کنید در این گوشه دنیا روی این کره خاکی در سر زمین کورش ظلم و جورو استبداد وستم بیداد میکند.کمر همنوعان شمارا شکسته و غنچه های نشکفته را پرپر کرده اند. مادران برای دیدن فرزندان خود چشم به در دوخته وانتظاری عبث می کشند.کمر پدران از داغ جوانان خود خم گشته است.
جواب هر اعتراضی به این همه بیداد گری
باتوم وشوک برقی وبارش گلوله از زمین آسمان است.
آی دولت مردانی که چشمتان به لوله های نفت وگاز این مرزوبوم است و در فکر منافع خود وملت های خود هستید.چه میشود بجای تعارفات واتلاف وقت برای یکبار هم که شده ازطریق مجامع بین الملل اقدامی بر علیه این حکام ظالم انسان نمای دیو سیرت بنمائید.
شمارا به آفریدکار یکتا نظری هم به مردم ایران داشته باشید.آخه ما هم بشریم.ما هم حقی داریم.فقط شعار حمایت از حقوق بشر ندهید.

توسط: بهناز - تهران
۲۴ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۳:۴۵
تا وقتي اون باج بگيراي پايين شهري حضور ندارن نميشه كاري كرد. بيان تلاش كنيم ومتحد شيم زنداني هاي طفل معصومهارو آزاد كنيم بريم سر خونه زندگيمون.
جز اينكه خون يه سري بي گناه ريخته شه هيچ چيزي نداره.

توسط: بهناز - گرمسار
۲۴ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۳:۴۲
هنوز تعداد نادان ها از هوشيارها در ايران بيشتر است و تا وقتي عده اين باج بگيران زياد هست نميشه كاري كرد.
هنوز تعداد آدمايي كه آزادي رو به بي حجابي ميدونن،زياد هست و معني واقعي آزادي رو نمي دونن اصلا" نميشه كاري كرد.

توسط: بهناز
۲۴ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۳:۲۴
پدرها و مادرهاي عزيز يادتون ميگفتيد جوونا هم جووناي قديم حالا چي؟ جوونامون دارن هر روز كه شماها زندگي ميكنيد در آرامش اونا دارن تو زندانا عذاب مي كشن.
جووناي ما دارن تاوان اشتباه جووناي قديمي شما رو در زندان ها ميدن.

توسط: حسين از: مرودشت
۲۴ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۳:۲۴
هركس برعليه جمهورى اسلامى خواست شعاربده بايد كشت وزندان كردحتى اكرشده اين 13ميليون نفرراهم مى كشيم جون خيانت به مملكت كردند.

توسط: مريم
۲۴ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۳:۱۹
من معذرت مي خوام منظورم مردمي نبود كه تلاش مي كنند راست مي گي واقعا" مردم زحمت كشيدن ولي من منظورم اين بود بياين براي آزادي اونايي كه توي زندانها هستند يه كاري كنيم

توسط: houshang از: shiraz
۲۴ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۳:۰۷
سهراب جان

دیر نیایی مادر

که به در چشم من منتظر است

چه کسی‌ بود صدا زد سهراب

کفش‌هایم را بیاور

میهنم منتظر است

چه صدایی بود که گفت برخیز

چه ندایی بود که گفتا منشین

کفش‌هایم را بیاور

کشورم منتظر است

دست‌ها همه سبز

سبز در سبز

لب‌ها همه خندان

چشم‌ها همه شادان

در بهاران، بهارانی دگر است

راستی‌ مادر

کفش‌هایم را بیاور

دوستم منتظر است

کوچه‌ها تنگ از بوی بهار

من که سبزم

تو که سبزی

همه سبزیم

از این بوی بهار

چه کسی‌ بود صدا زد سهراب

کفشهایم را بیاور

جهانی‌ منتظر است

دوستان، لختی درنگ

پیراهن سبزم چه شد؟

سر بند سرو رنگم کجاست؟

کفش‌هایم را بیاور
آزادی منتظر است

سهراب جان

دیر نیایی مادر

که به در چشم من منتظر است

چه کسی‌ بود صدا زد سهراب

کفش‌هایم را بیاور

به خدا مادر
نگاه کن آنجاست

ندا منتظر است



توسط: اميد از: مشهد
۲۴ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۲:۵۴
اين نظام دقيقا داره اشتباهات حكومت پهلوى را انجام مى ده.كه در واقع داره تيشه به ريشه خودش مى زنه با زندانى كردن، كشتن و شكنجه كردن آدمهاى بى گناه نمى شه حكومت كرد.
جهان ديد كه توى اين يك ماه چى به سر ما آمد. و فهميد كه مردم ايران در قفسى به نام جمهورى اسلامى زندانى شدند و دنبال راه نجات براى خودشون هستند.

توسط: بيتا
۲۴ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۱:۴۷
اومديد گفتيد شاه بره خوب باشه رفت.
گفتيد بهتر از شاه بياد خوب باشه بياد ،اومد به قول خودتون بهتر از شاه بودن.
حالا مي گيد اينا برن آخه كي بياد يكي نياد بدتر از شاه و اينا.البته بدتر از اينا وجود نداره.
نميدونم اميدوارم ديگه گول نخوريم.
صفحه از ۳
    بعدی 

به ما بپیوندید