رادیو به انتخاب شما

بشنوید

برنامه بعدی

گالری عکس

پيشروي بيابان و خشكسالی در رفسنجان

ايران / سياسی

از ربانی سالاری به اوباش سالاری؛ تحول ساختار قدرت در جمهوری اسلامی

۱۳۸۸/۱۲/۱۹
حکومت جمهوری اسلامی در آغاز اقشار متوسط و فقیر اعم از بازاریان و روحانیت و نیز تا حدی تکنوکرات‌ها و نیروهای دانشگاهی را در کنار خود داشت. اما به تدریج با اقتدارگرا تر و تمامیت طلب تر شدن حاکمیت، بخش عمده ای از این سرمایه سیاسی از کف رفت. روحانیت و بازاریان متحد با آنها به تدریج به طبقه برخوردار تبدیل شدند و خود نمی‌توانستند به تنهایی از ثروت و قدرت خود محافظت کنند. آنها به مردم عادی برای پاسداری از قدرت خود اطمینان نداشتند و نیرویی بی هویت و مطیع برای انجام این کار می‌خواستند. آیت‌الله خامنه ای این موضوع را بیست سال پیش به درستی متوجه شد و به سازماندهی اوباش و لات‌های محلات در گروه‌های لباس شخصی و بسیج در سراسر کشور پرداخت و سپاه و بسیج را از نیروهای غیر مطیع تصفیه کرد.

همان طور که پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی: از توده‌ها به لات‌های محلات و اوباش تقلیل پیدا می‌کرد ساختار قدرت آن نیز از ربانی سالاری به اوباش سالاری تحول یافت.

این روند امروز به نقطه ای رسیده که وقتی مقامات حکومت از مردم سخن می‌گویند تنها لات‌های محلات را که در قالب لباس شخصی‌ها و بسیج سازمان دهی شده‌اند مد نظر دارند. همین نیروها هستند که با ارعاب و سرکوب برج لرزان حکومت را در دو دهه ی اخیر سرپا نگاه داشته‌اند.

پیشینه تاریخی ارتباط روحانیت و لات‌ها

روحانیت شیعه همواره خواستار رابطه تنگاتنگ با لات‌های بی چاک دهان، «عرق خور» و «زن‌باز» (به تعبیر خود آنها) اما توبه کرده و همچنان چاقوکش بوده است. تحصیل کردگان مطیع حتی آنها که در خدمت دستگاه‌های امنیتی و پلیسی رژیم بوده‌اند و این دستگاه‌ها را بنیان گذاشته‌اند از چنین مرتبه ای در بیت ولی فقیه برخوردار نبوده‌اند. طیب، حاجی بخشی و ده نمکی مقامی‌ بس والاتر از محمد محمدی ری شهری، سید کاظم کاظمی ا سعید امامی‌و حتی علی اکبر ولایتی و حداد عادل و محمد باقر قالیباف و احمد توکلی در نزد مقام ولایت فقیه در چند دهه اخیر داشته‌اند.

دولت لات‌ها

با تضعیف پایگاه اجتماعی حکومت، روحانیت حاکم بیش از پیش به لات‌های محلات وابسته شد. هیئت‌های مذهبی بهترین بافت و زمینه برای استخدام سربازان فداکار برای حکومت ولایت فقیه بوده و ولی فقیه با علم به این موضوع در این حوزه سرمایه گذاری کرده است. از اولین اقدامات احمدی نژاد در شهرداری تهران تزریق بودجه به این هیئت‌ها بود. حاکمیت تمامیت طلب بر خلاف اصلاح طلبان پایگاه اجتماعی خود را به خوبی می‌شناسد.

بزرگ ترین شاهد برای ارتباط تنگاتنگ لاتها و دستگاه روحانیت حمایت قاطبه روحانیون از دولت احمدی نژاد به عنوان نماینده این قشر در دور اول ریاست جمهوری او بود. تنها پس از حضور میلیون‌ها نفر در اعتراض به این دولت پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری بود که برخی از روحانیون در برابر آن سکوت کردند (و نه حتی مخالفت). این سکوت می‌تواند ناشی از ترس از حکومت یا ترس از مردم یا هر دو باشد. دولت احمدی نژاد لات‌ها و اراذل و اوباش محلات را که در قالب بسیج و نیروهای لباس شخصی در دوران خامنه‌ای سازماندهی شدند به خوبی نمایندگی می‌کند.

تنها توجه به یکی از مصاحبه‌های رسانه ای احمدی نژاد و ادبیات او تعلقش به این قشر را حکایت می‌کند. او در مصاحبه با تلویزیون دولتی ایران در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۸۸ این عبارات را به کار می‌گیرد: «همه اش کشک است. ... آی زکی، ... خودتان را مسخره کرده‌اید، ... حرف مفته، ... کله شون رو کردند زیر برف، ... عقل درست درمونی هم ندارند، ... اینها درش را می‌گذارند، ... مسخره ترین موضع آژانس، ... کارهای آقای اوباما چنگی به دل نمی‌زنه، ...آنها کوچک تر از آنند که، ... ما شوخی نداریم، ... چهار تو هو بکشند ما می‌ترسیم؟ ... اینهایی که می‌گن نمی‌فهمند چی می‌گن،... چهار تا صهیونیست وحشی، اینها سگ دیگرانند، ... قلاده شون دست دیگرانه، ... گاوهایی که زاییده‌اند بزرگ کنند، ... میرن تو دنده سقوط، ... » این گونه ادبیات در فرهنگ عمومی ایران عرفا ادبیات چاله میدانی خوانده می‌شود که در جمع احمدی نژاد و سپاهیان همراه وی و بیت رهبری جریان دارد.

پیشقراولان جامعه توده‌وار

روحانیت شیعه جامعه را توده وار می‌خواهد تا این توده بی شکل به راحتی دستکاری شده و از روحانیت اطاعت کند. هرگونه تمایز و تفاوت در جهت خلاف این تمایل عمل می‌کند و باید آن را به استعمار غربی و استکبار جهانی ربط داد. لاتها و اراذل و اوباش که به عنوان «مردم کوچه و بازار» یا «متدینین» در ادبیات روحانیت حاکم مطرح می‌شوند وظیفه دارند این تکثر اجتماعی و تفاوت در باورها و سیاست‌ها را سرکوب کنند و به زیر زمین‌ها و پشت پستوها بفرستند. بدون این «متدینین»، روحانیت حاکم در حمله به دفاتر مطبوعات، احزاب سیاسی و گروه‌های منتقد و فعال اجتماعی مثل وکلا و روشنفکران جهت ارعاب آنان با مشکل جدی مواجه بود.

دست باز لات‌ها

نتیجه ارتباط تنگاتنگ لات‌ها و روحانیت حاکم در دوره‌های بحران به خوبی آشکار می‌شود. در دوره‌هایی که رژیم احساس خطر کند به لات‌ها اجازه داده می‌شود که هر طور خواستند با معترضان رفتار کنند. رسوایی بازداشتگاه کهریزک دقیقا از همین ارتباط تنگاتنگ و نتایج آن در دوره‌های بحران حکایت می‌کند. این بازداشتگاه که توسط لات‌ها (که لباس فرماندهی نیروهای انتظامی‌و قضات را پوشیده‌اند) اداره می‌شد در دوران اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم به محلی برای ضرب و شتم معترضان تا حد مرگ و تجاوز به دختران و پسران تبدیل شد. (نگاه کنید به نامه کروبی به‌هاشمی‌رفسنجانی، نوروز، ۱۸ مرداد ۱۳۸۸)

در سوی دیگر این داستان، اراذل و اوباشی که به طور غیر رسمی به عنوان عوامل سرکوب حکومت اسلامی عمل می‌کنند خود قربانی این رژیم هستند. آنها معمولا از میان اقشار کم درآمد و حاشیه شهری به کار گرفته می‌شوند و در صورت تغییر موضع مورد پیگرد و مجازات قرار می‌گیرند. وفاداران به رهبری باید تا ابد به وی وفادار بمانند چون بنا به ایدئولوژی سلطانی، رهبری تا ابد حق مطلق است و وفاداری هواداران نیز جزء لاینفک این مقام باید باشد.

چاقوی دو لبه

لات‌ها به زبان قدرت نگاه می‌کنند و حد و مرزی نمی‌شناسند. به همین دلیل اگر شرایط اقتضا کند حتی به بیت آقای خمینی نیز با زنجير و باتوم و گاز فلفل حمله می‌کنند. (حمله لباس شخصی‌ها به بیت وی در ۵ دی ۱۳۸۸) خمینی خود برای اِعمال آنچه ارزش‌های اسلامی در عرصه عمومی می‌پنداشت از لات‌ها بهره می‌گرفت. در دوران وی بود که حجاب اجباری توسط این نیروها در جامعه تحمیل شد. اما امروز خانواده وی و نزدیک ترین افراد به وی مورد حمله لات‌هایی قرار می‌گیرند که از جانب ولی فقیه وقت حمایت می‌شوند.

جدایی ناپذیری اسلامگرایی و لات‌ها

امروز تصور روحانیت شیعه با برنهاده اسلام سیاسی و ایدئولوژی اسلامگرایی بدون رابطه تنگاتنگ با لات‌های مطیع و اراذل وفادار دشوار است چون دیوانسالاری نظامی، انتظامی‌ و امنیتی در همه حال نمی‌تواند نجات بخش حکومت باشد. روحانیت حاکم به طور آگاهانه از استخدام این گروه اندک در سازمان‌های امنیتی و نظامی و انتظامی‌خود سر باز زده است تا آنها با دست باز و بدون محدودیت‌های اداری و بدون مسئولیت در برابر مقامات و نهادهای سیاسی به عملیات بپردازند. سرنوشت اسلامگرایی که از آغاز با اتکا بر همین لات‌ها به اِعمال ارزش‌های اسلامی در جامعه پرداخت امروز به آنها گره خورده است.

---------------
دیدگاه‌های بازتاب یافته در این یادداشت، الزاماً بازتاب نظرات رادیو فردا نیست.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
Comment Sorting
    بعدی 
صفحه از ۲
توسط: kalabbas از: abbas viran
۲۰ ۱۲ ۱۳۸۸ ۰۸:۳۲
اینها همان دنباله رو‌ها ی شعبون بی‌ مخها هستند که در به قدرت رسیدن روحانیت نقش دارند

توسط: نام مستعار
۲۰ ۱۲ ۱۳۸۸ ۰۵:۳۷
میخواستم در مقابل عرض کنم هر چقدر طبقه حاکمه به پرورش لمپنیسم پرداخت گروه های مقابل مانند اصلاح طلبان دست به روشنفکر پروری یا هنرمند پروری زدند. به این ترتیب رابطه خود را با اقشار پایین دست قطع کرد به عبارتی آنها را تنها گذاشت یابه گوشه بی تقاوتی راند. در جواب سوال های مردم خود را پشت طوماری از حرف های روشنفکر مابانه و روزنامه نویسی یا حتی هنرمند مابانه مانند شعر وموسیقی و... پنهان کرد.(شبیه روش خاتمی و مهاجرانی) در واقع منابع انسانی دفاعی در مقابل لمپنیسم را به حداقلی کاهش داد. گروهی که با کوچکترین عکس العمل به قول شما لات مابانه طرف مقابل مرعوب و یا اکثرا جلای وطن کردند ولی سعی نکردند روش های دفاعی و یا مبارزاتی بهتری ترویج دهند. کوتاه اینکه در یک میدان مبارزاتی سخت باحکومت اوباشان به افراد سخت تر نیاز است.

توسط: حقیر از: المان
۲۰ ۱۲ ۱۳۸۸ ۰۴:۵۸
با سلام.تحلیل جناب محمدی اشکالا تی دارد که برای متخصص قابل رویت هست. اول اینکه ما نمیتوانیم یک قسمت از توده های اجتماعی را از کل اجتماع سوا کرده ، آنان را مارک دار کنیم .دوم اینکه ما نمیتوانیم این توده را حاشیه نشین و کنار شهری قلمداد کنیم که مثلا در بطن بدنه ای اجتماع نیستند ، اما غیر مستقیم در مقاله از کلمه تهی دست ، محروم ، و روزمزد استفاده نکنیم ، اما همینها را هم نشانه بگیریم.ثالثا همین به اصطلاح اوباشان و قداره کشان ، چند ماه قبل از انتخابات خود هدف حمله وسیع پلیس به محلات خود بودند ، و خیلی از انان بدون محاکمه اعدام شدند ، و هیچکس مساله را ارزیابی اجتماعی نکرد. بهتر بگوییم ،آسیب شناسی نکرد.رابعا مشگل سازماند هی لجستیک ، آنهم در مقابل توده های عظیم ملیونی مردم قرار گرفتن ، کار یک عده اوباش و قداره کش نیست. آقای محمدی بهتر بود که نظرشان را فقط به فقط به دستگا های اطلاعاتی و سپاه پاسداران معطوف میکردند ، که کار تحلیل و آسیب شناسی را بهتر میکند ، و امکان تصمیمهای بهتر سیاسی و اجتماعی را میسر مسیازد . در هر صورت ، بررسی فنی مهندسی زیر ساختار های ناهنجاری اجتماعی ، با ساده سازی و سیاه سفید دیدن ماجرا حل نمیشود ، و استفاده از ابزارهای جامعه شناسی میتوانند جهت گسترش راه حلهای کلیدی به کار گرفته شوند تا ایجاد دشمنی و تنش بیشتر طبقاتی. با سپاس .

توسط: داروين از: London
۲۰ ۱۲ ۱۳۸۸ ۰۴:۲۴
تا حدودى حق با آقاى محمديست! ميگويم تا حدودى چون ايشان تحليلش را به يک مقطع معين از تاريخ ايران گره ميزند٬ رابطه لمپنها و روحانيت يک رابطه ديرپاست٬ همواره لمپنها بازوى اجرايى روحانيت بوده است چه در دوران صفويه چه قاجار٬ چه پهلوى و چه دوران خمينى يا دوران تثبيت نظام اسلام سياسى بر ايران
شعبان بى مخ نوچه کاشانى بود وقتى با کاشانى بود به شاهى ها حمله ميکرد وقتى کاشانى باشاه ساخت ضد مصدقى شد و شاه پرست
تمام دوران تثبيت حاکميت خمينى از خرداد ۶۰ به اين سو به ضرب و زور چاقو و اسيدپاشى همين اراذل و اوباش بود که البته بعدها عده اى از آنها را به دانشگاه ها و حتى خارج فرستادند
به سابقه همين حضرات اصلاح طلب هم لطفا اشاره کنيد

توسط: alireza از: tabriz
۲۰ ۱۲ ۱۳۸۸ ۰۱:۵۳
با تشكر وافر/ واقعيت عريان جامعه ولايي بخوبي ترسيم شده است. موجب امتنان و افزايش اميد خواهد بود اگر تحليلي بر سرانجام داستان نگارش گردد. ايا استيلاي اين قوم ابدي است؟ راه مقابله كدام است؟

توسط: reza azadmanesh
۱۹ ۱۲ ۱۳۸۸ ۲۳:۵۸
روح آن مرد خدا آیت الله طالقانی شد که میفرمود هر کس که استبداد کند هلاک میشود. بله عزیزان ، این حکومت از اول قدرت حق مردم و خدا را که همان آزادی و ان و وسیله زندگی میباشد را بجا نیاورد و استبداد کرد و کشت و تجاوز کرد و امروز ما شاهد هستیم که دارند هلاک میشوند. کسانی که بجای کمک گرفتن از مردم و حکومت قانون ، از یک تعداد اوباش و چاقو کش استفاده میکنند ، همانا در مرحله سقوط قرار داشته و بنابه تفسیرآقای طالقانی از قرآن ، دارند هلاک میشوند. اگر شعبان بی مخ و اربابش با تیرو چماق پایدار ماندند اینها هم خواهند ماند!

توسط: علی از: تهران
۱۹ ۱۲ ۱۳۸۸ ۲۳:۴۲
درود بر آقای محمدی
تحلیل درستیه به نظر من. این ادبیات لاتی رو وقتی با خیلی از بسیجیها مواجه میشی می بینی... یه حالت قلدری و ادبیات رکیک.
در هرم قدرت هم در جمهوری اسلامی لاتها و بی فرهنگها بالا می رن... نمونش احمدي نژاد و اطرافیان خامنه ای


توسط: آرشيا
۱۹ ۱۲ ۱۳۸۸ ۲۱:۲۰
قشر «لومپن» يا لات و اراذل از نظر اجتماعی در هراجتماع کسانی هستند که در طبقه بندی اجتماعی, جايگاه اقتصادی و توليدی خودرا پيدا نکرده اند, غالبن فاقد يک شغل و خواستگاه اجتماعی هستند. از اينرو اجير کردن اين گروه از سوی حکومت های خودکامه به يک منطق تاريخی تبديل شده است.
نگاه کنيم به نقش شخصيت «شعبان بی مخ» در شروع بلوای مربوط به بازگشت رضاشاه پهلوی به وطن پس از اوج گيری «محمد مصدق» و همچنين نقش «طيب» قلدر ميدان سبزی در تهران در بلوای 15 خرداد که به شکل گيری جنبش اعتراضی خمينی و شکل گيری جمهوری اسلامی منجر شد.
جمهوری اسلامی نيز که در بيست ساله گذشته بتدريج خواستگاه اجتماعی زمان انقلاب خود را از دست داده برای ايجاد بلواهای خيابانی و سرکوب معترضين خود از اين گروه استفاده می کند. منتنها اين رژيم, با آگاهی بيشتر اين گروه را دست چين کرده و آنها را با مغزشويی و پول طی سالها آموزش و پرورش می دهد.
توجه کنيم که چطور با آکسيون دستگيری ارازل و اوباش چندين ماه قبل از شروع جريانات انتخابات, آنان را در همين بازداشتگاه کهريزک جمع آوری و به طور غيرمستقيم آنان را به عنوان سرکوبگر در همين بازداشتگاه آماده کردند.
اين گروه که به «کبوتران رهبر» نام گرفته اند در ورای تمام چارچوب های قانونی و منطقی قرار دارند و به هرجنايت و تبه کاری ورای دين و قانون می توانند دست بزنند و ظاهراو فعلن تنها ضامن بقاء رژيم تبه کار و بی پايه اجتماعی همچون جمهوری اسلامی هستند.

توسط: شادی
۱۹ ۱۲ ۱۳۸۸ ۲۰:۲۵
آقای محمدی ابراز داشته اند که حکومت بطور آگاهانه از استخدام این افراد در نهادهای قانونی خود خودداری نموده است . توصیه میکنم مصاحبه سردار قاسمی رئیس قرارگاه خاتم الانبیاء و از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران را نگاه کنند تا باور کنند که اساسا سپاه و نیروهای امنیتی ایران اغلب توسط این قشر اداره میشوند. فقط مسئولیت کار اجرایی آن هم در رده پایین را به لباس شخصی ها واگذار کرده اند

توسط: azad
۱۹ ۱۲ ۱۳۸۸ ۱۸:۲۹
تحلیلهای آقای محمدی تحلیلهای واقع گرا میباشد که ماهیت رژیم اسلامی را آنگونه که هست بیان مینماید و همانگونه که ایشان اظهار داشتند بهترین تعریف این حکومت همان حکومت لاتها است که هیچگونه اصولی را رعایت نمیکنند و تنها با قداره ها و چاقوها (و در زمان حاضر اسلحه و باتوم و طناب دار)مراقبند که کسی به ولی فقیه توهین نکند.
    بعدی 
صفحه از ۲