پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۷:۳۰ - ۹ فوریه ۲۰۱۲

اقتصاد / اقتصاد جهان

دوبی: ورشکستگی غول اقتصادی خاورمیانه؟

اندازه متن - +
در حالی که کشتی اقتصاد جهانی آرام آرام طوفانی‌ترین مراحل بحران را پشت سر گذاشته و به آب‌هایی آرام‌تر رسیده، امارت دوبی، پویاترین کانون اقتصادی خاورمیانه، به دلیل ناتوانی از پرداخت بدهی‌هایش با یک زمین لرزه بزرگ مالی روبه‌رو شده تا جایی که شماری از رسانه‌های بزرگ غربی از ورشکستگی این امارت ثروتمند خلیج فارس سخن می‌گویند.

جزیره‌های مصنوعی و پروژه‌های غول‌آسای نمایشی اقتصاد دبی را به خطر انداخته‌اند.
بدهی سنگین

این زمین لرزه ناشی از اعلام خبر درخواست زمان‌بندی مجدد برای باز پرداخت بدهی‌ها از سوی «دوبی ورلد»، غول مالی این امارت و شعبه آن موسوم به «نخیل» است که در امور ساختمانی و مسکن تخصص دارد و سازنده جزایر مصنوعی معروفی است که به شکل نخل در ساحل این امارت ساخته شده‌اند.

امارت دوبی و شرکت «دوبی ورلد» -ستون فقرات اقتصادی آن- قلب تپنده امارات متحده عربی به شمار می‌رود، فدراسیونی مرکب از هفت امارت است که ابوظبی، در بر دارنده مهم ترین ذخایر نفتی این مجموعه، پایتخت سیاسی آن است. در عوض دوبی، یکی دیگر از امارات هفتگانه، به سبب پویایی خود در عرصه‌های مالی و بازرگانی، عملا به پایتخت اقتصادی فدراسیون بدل شده است.

«دوبی ورلد» یک امپراتوری مالی است که در عرصه‌های گوناگون فعالیت می‌کند، از مسکن و بنادر گرفته تا حمل و نقل و امور تفریحی. این امپراتوری اما از یک بدهی سنگین رنج می‌برد: مبلغی حدود شصت میلیارد دلار، معادل دو سوم کل بدهی‌های دوبی، که از سوی امارت ابوظبی و بانک‌های بین‌المللی تامین شده است.

با آغاز بحران اقتصادی جهان در نیمه دوم سال ۲۰۰۷، «دوبی ورلد» و مجموعه بافت‌های اقتصادی دوبی به گونه‌ای چشم‌گیر متزلزل شدند. مسکن، یکی از مهم‌ترین موتور‌های محرکه اقتصاد این امارت به شدت فرو ریخت و دیگر فعالیت‌ها در عرصه‌های بازرگانی و خدمات نیز عمیقا آسیب دیدند.

فرو ریزی بازار مسکن در امارات یکی از مهم‌ترین عوامل بحران مالی شدیدی است که دامن دوبی را گرفته است. شمار زیادی از خریداران املاک که با استفاده از اعتبارات بانکی آپارتمان و خانه خریده بودند، با فروریزی بهای املاک و اجاره از پرداخت بدهی‌های خود باز ماندند و نظام بانکی دوبی را به خطر انداختند. میانگین سقوط بهای مسکن در یک سال گذشته، چهل و هفت در صد ارزیابی شده است.

از سوی دیگر سرمایه‌هایی که از سوی بانک‌های دبی در خرید سهام و املاک در کشور‌های پیشرفته به ویژه آمریکا به کار افتاده بودند، در پی بحران اقصادی در این کشور‌ها، به گونه‌ای چشم‌گیر آسیب دیدند. زیر فشار مجموعه این عوامل، انجام شمار زیادی از طرح‌های غول آسای ساختمانی، از جمله بر پا کردن بلندترین برج جهان، متوقف شد.

فرو ریزی بازار مسکن در امارات یکی از مهم‌ترین عوامل بحران مالی شدیدی است که دامن دبی را گرفته است. شمار زیادی از خریداران املاک که با استفاده از اعتبارات بانکی آپارتمان و خانه خریده بودند، با فروریزی بهای املاک و اجاره از پرداخت بدهی‌های خود باز ماندند و نظام بانکی دبی را به خطر انداختند.
پنجشنبه بیست و ششم نوامبر، «دوبی ورلد» و شعبه‌اش «نخیل» اعلام کردند که در انتظار زمان‌بندی مجدد بدهی‌هایشان، تا سی ام ماه مه آینده از انجام تعهدات مالی شان خودداری خواهند کرد. با اعلام این خبر بازار‌های مهم سهام در اروپا به شدت فرو ریختند و همین سقوط در بازار‌های آسیایی تکرار شد. بازار سهام آمریکا که پنجشنبه تعطیل بود، همین تکان‌ها را، البته در مقیاسی کم‌تر، روز جمعه تجربه کرد.

فرو ریزی بازار‌های سهام جهان به ویژه از تزلزل موسسات مالی منشا گرفت. شماری از بانک‌های اروپای غربی میلیارد‌ها دلار به «دوبی ورلد» و دیگر شرکت‌های امارت دوبی وام داده‌اند و ناتوانی این امارت از باز پرداخت بدهی‌هایش، طبعا سلامت آنها را هم به خطر می‌اندازد.

سنگاپور خاور میانه

آیا دوبی، آنگونه که شماری از رسانه‌های غربی می‌گویند، در آستانه ورشکستگی است؟ اگر قرار بود این امارت، در وضعیت دشوار کنونی، تنها بر منابع خود تکیه کند، خروج از بحران طبعا برایش آسان نبود. در واقع دبی تقریبا فاقد نفت است و به همین سبب نمی‌تواند بر دلار‌های حاصل از صدور طلای سیاه حساب کند.

دوبی، برای پیشبرد رشد شگفت‌آورش، تصمیم گرفت بر اهرم‌هایی غیر از طلای سیاه تکیه کند. شگرد اصلی رهبران این امارت، برخورداری از فرصت‌های بزرگی بود که چرخش حوادث در اختیار آنها قرار داد: جنگ داخلی لبنان، به نقش فعال این کشور به عنوان مرکز مالی خاور میانه پایان داد؛ انقلاب اسلامی‌ در ایران و جنگ ایران و عراق، دو کشور پویای منطقه را از ایفای یک نقش اقتصادی غالب باز داشت؛ هم‌زمان، حجم عظیمی‌ از دلار‌های نفتی، در خلیج فارس انباشته شد.

با استفاده از همه این فرصت‌ها، دوبی تلاش کرد به «سنگاپور خاور میانه» بدل شود و در این راه به هدف‌های مهمی‌نیز دست یافت. هیچ یک از مناطق خاور میانه نتوانستند در ایجاد زیر بنا‌های بازرگانی و مالی به منظور اعطای خدمات به کشور‌های پیرامون، به موفقیت‌های دوبی دست یابند. در پیشروی به سوی «اقتصاد پس از نفت»، دوبی تجربه‌های جالبی را در اختیار همسایگان خود قرار داد.

ولی پیشروی لجام گسیخته این امارت در راه انجام طرح‌های غول‌آسای نمایشی، که به نظر می‌رسد بر محاسبات دقیق اقتصادی متکی نبوده است، تعادل‌های مالی آن را به گونه‌ای خطرناک به خطر انداخته و حتی جوهر تلاش وی را، در ساختن یک اقتصاد بی‌نیاز از نفت، در برابر علامت سوال قرار داده است.

پیشروی لجام گسیخته این امارت در راه انجام طرح‌های غول‌آسای نمایشی، که به نظر می‌رسد بر محاسبات دقیق اقتصادی متکی نبوده است، تعادل‌های مالی آن را به گونه‌ای خطرناک به خطر انداخته و حتی جوهر تلاش وی را، در ساختن یک اقتصاد بی‌نیاز از نفت، در برابر علامت سوال قرار داده است.
بحران کنونی، جاذبه دوبی را دستکم در کوتاه مدت، کم خواهد کرد. رقیبان و منتقدان دبی، با استفاده از بحران مالی کنونی در این امارت، تلاش خواهند کرد الگوی انتخاب شده از سوی این سرزمین را زیر پرسش ببرند و آن را یک «غول اقتصادی»، اما با پا‌های چوبین معرفی کنند.

با این حال تلاش دوبی در راه طرح‌ریزی اقتصادی شکوفا بدون تکیه بر طلای سیاه، قابل تقدیر است، هر چند که اشتباهات این امارت، از جمله در میدان دادن به فعالیت‌های زاینده «حباب» به ویژه در عرصه مسکن، قابل چشم‌پوشی نیست.

در وضعیت کنونی، تنها قدرتی که می‌تواند امارت دوبی را از بحران شدید مالی خارج کند، «برادر یزرگ» او یعنی ابوظبی است که با تکیه بر ثروت عظیم نفتی خود، رهبری امارات را در اختیار دارد. این امید که ابوظبی با منابع مالی افسانه‌ایش به کمک دوبی خواهد آمد، روز جمعه به ایجاد آرامش در شمار زیادی از بازار‌های جهانی سهام کمک کرد.

ابوظبی به احتمال قریب به یقین به کمک دبی خواهد آمد، ولی در ازای این کمک، نفوذ بیشتری را در اقتصاد دوبی مطالبه خواهد کرد. در هر صورت دوبی، با متوسل شدن به دلار‌های نفتی ابوظبی، نشان می‌دهد که در تلاش برای ساختن اقتصادی بی‌نیاز از نفت، کاملا موفق نبوده است.

محافل اقتصادی تهران نیز، به دلیل پیوند‌های اقتصادی تنگاتنگ میان ایران و دوبی، به تحول بحران مالی در این امارت چشم دوخته‌اند.

طی چند دهه گذشته دوبی از تنش در روابط اقتصادی جمهوری اسلامی‌ با قدرت‌های بزرگ غربی به ویژه آمریکا سود فراوان برد و به مهم‌ترین پایگاه صادرات مجدد کالا به سوی ایران بدل شد. در واقع با آغاز تحریم‌های اقتصادی بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی، دبی به مهم‌ترین رابط میان اقتصاد ایران و اقتصاد‌های غربی بدل شد.

در فاصله سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۲ خورشیدی، دبی از رتبه دهم کشور‌های صادر کننده کالا به ایران به رتبه اول ارتقا یافت و این جایگاه را کماکان حفظ کرده است.

صد‌ها شرکت ایرانی بخش عمده فعالیت خود را در دوبی متمرکز کرده‌اند و ده‌ها هزار ایرانی در بخش مسکن این امارت سرمایه‌گذاری کرده‌اند. بخش مهمی‌ از دارایی‌های ثروتمندان ایرانی نیز به بانک‌های دوبی سپرده شده است.

در این شرایط، تحولات آتی بحران مالی در دوبی طبعا زیر ذره‌بین محافل اقتصادی تهران است.

-----------
در دوبی زندگی می‌کنید؟ یا شاهد مشکلات اقتصادی در این امارت هستید؟ شما وضعیت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۳
    بعدی 
توسط: Kouros از: Dubai
۱۰ ۰۹ ۱۳۸۸ ۱۰:۴۸
با سلام
حتماً همه یادشون هست که جمهوری اسلامی از چند ماه پیش اقدام به پخش برنامه هایی بر علیه دبی و سرمایه گذاری در این شیخ نشین کرده بود و هر کس که در دبی سرمایه گذاری کرده بود خائن و وطن فروش و ... می خواند.
حالا کار خدا رو ببینید که چطور دست اینها ( جمهوری اسلامی ) را رو کرد، یکی از 10 بانکی که در دبی ورلد (Dubai World ) سرمایه گذاری کرده بودند بانک صادرات ایران هست که قبل از خصوصی شدن و زمانی که دولتی بوده این سرمایه گذاری رو به مبلغ 2 میلیارد دلار از محل پولهای مردم ایران انجام داده و انگار همه ناراحتی مسئولان این بوده که مردم ایران با سرمایه گذاری در دبی مبادا با بانک صادرات وارد رقابت شده و عرصه رو بر اون تنگ کنن ؟!
جهت تایید این خبر به لینک زیر مراجعه کنید:
http://www.cnbc.com/id/34171816
ضمناً باید این رو هم اضافه کنم که مطالب فوق رو برای جاهی دیگه هم فرستادم ولی جرات نکردن درج کنن، امیدوارم رادیو فردا این کار رو انجام بده

توسط: امیرخسرو نادری از: دبی
۱۰ ۰۹ ۱۳۸۸ ۰۵:۵۱
با توجه به توقف رشد اقتصادی در دبی و رکود شدید بازار مسکن در آن اگر دولت ایران دست همکاری به سوی این کشور دراز کند بهترین فرصت اقتصادی برای ایران فراهم شده است. از آنجایکه میزان واردات ایران از امارات بسیار زیاد است دولت ایران با نجات اقتصاد این کشور می تواند تراز بازرگانی خود با این کشور را متعادلتر نماید. در حال حاضر شریان اقتصادی ایران از امارات عبور می کنند و این کشور نقش انکارناپذیری در اقتصاد ایران دارد ودر حال حاضر اکثر عملیات بانکی ایران از طریق این کشور هدایت می شود.

توسط: ali از: dubai
۰۹ ۰۹ ۱۳۸۸ ۱۵:۳۵
به نظر من تمام این مشکلات ناشی از ظلمی است که دبی در حق مقیمان این شهر داشته چه بسا هر چه درآمد حاصله توسط این اشخاص که با زحمات خودی نیز بوده توسط این دولت به نامهای مختلف صلب شده است برای مثال کارت ملی که مقیمان باید در کشورهایشان داشته باشند در امارات اجباری است آن هم باید سالی یکبار تمدید شده این شهر به اسم خالی از مالیات بوده ولی کافیست 6 ماه در آن زندگی کرده تا هر آنچه که پس انداز کرده اید را خرج کنید و چه بسا مجبور به روی آورده به بدهی نیز بشوید ما بدبختی کسی رو نمیخواهیم ولی این ملت یعنی تبعه اماراتی این مشکل رو خودشان برای مقیمان ایجاد کردند حالا هم دارند تاوان پس میدهند به امید روزی که شاهد احترام گذاشتن به مقیمان باشیم ضمنا جهت خوانندگان خواهشمنا امور بی ربط رو به این موضوع ربط ندهید هر کس اختیار خود رو داره که کجا زندگی کنه و برای چی زندگی کنه و زندگی هر کس منوط به خود شخص میباشد با تشکر

توسط: Amir از: shiraz
۰۸ ۰۹ ۱۳۸۸ ۲۲:۱۲
با سلام من که خیلی خوشحالم .............

توسط: فريبرز از: دبي
۰۸ ۰۹ ۱۳۸۸ ۱۸:۳۳
من هم با نظر اشكان خان موافقم. يك نگاهي به نحوه پاسخ بعضي از دوستان بيندازيد تا براي ادب و نزاكت فراموش شده ايراني! دلتان تنگ شود. اشكان گفت ايرانيهاي فرصت طلب و نگفت ايرانيها فرصت طلب هستند. ما تا اين غرور بيجا را داريم مستحق فرمانبرداري از اجانب هستيم. ضمنا" بجاي خوشحال شدن از بدبختي ديگران بهتر است فكري به حال مملكت تركيده خودمان بكنيم آقا رضا از دبي و ناظر از تهران.

توسط: پدرام
۰۸ ۰۹ ۱۳۸۸ ۱۸:۱۳
به نظر من عوامل مختلفی‌ رو باید در نظر گرفت که وضعیت دبی را به این شکل میبینیم: ۱- اساسا برنامهٔ دبی به صورت یک شوی بیزینسی طراحی شده بود که بتوانند تاجرین، سرمایه گذاران و حتا مردم عادی با پس اندازی اندکشان را جذب کنند و در این راه هم موفقیت نسبی‌ بدست آوردند. ۲- بدلیل شرایط خاص در کشورهای منطقه، دبی تبدیل به محلی برای پاسخگویی به نیازهای اقتصادی، فرهنگی‌، تفریحی و ... گردید و این منبعی عظیم برای کسب درامد برای این شهر شد. ۳- به دلیل موفقیت آمیز بودن ظاهری موارد فوق دبی توانست اعتماد بین‌المللی کسب نماید ولی‌ به هیچ عنوان دارای ساختار لازم مدیریتی، اجتمأعی، فرهنگی‌ و حتا منابع انسانی‌ در کمترین سطح .... نبود که بتواند از این موقعیت استفاده و ساختار منظم و پایداری ایجاد نماید که تبدیل به یک قدرت واقعی در مورد فوق شود. ۴- همه چیز به صورت مصنوعی و غیر واقعی جلوه داده شد و تنها به فکر استفاده مقطعی و گذرا بدون در نظر گرفتن اصول اقتصادی در توسعه، شو بازی کردن اقتصادی و خود را بزرگتر از واقع جلوه دادن، نبودن قوانین مکفی برای جامعه‌ اقتصادی و اجتمأعی، حاکم بودن روابط به جای قوانین و دهها مورد دیگر تهدیدهأیی برای اقتصاد بی‌ پایه و اساس دبی بود. ۵- به دلیل طمع بیش از حد حاکمین دبی(و بدون در نظر گرفتن ابوظبی به عنوان بردار بزرگتر که به درد روز مبادا نظیر امروز برای کمک می‌خورد )، میخواستند با ایجاد پروژه هایی(بدون توجیه اقتصادی اصولی‌ و تنها بر مبنای تبانی و خرید و فروش به خودی و بالا بردن قیمت از این طریق و سپس فروش به خارجیها) به عنوانه اولین پروژه‌های جهانی‌ خریداران بیشتری را نه تنها از خاور میانه بلکه از تمام دنیا جذب و پول فراوانی‌ به جیب بزنند که در این راه نه تنها سرمایه‌‌های خود که فقط املاک و مستقلاتی در بیابان است را از دست دادند و باعث سوختن کل سرمایه گذاری‌های خارجیها در دبی در تجارت و مسکن و.... گردیدند بلکه حالا با بدهی بالغ بر ۸۹ میلیارد دلاری ور شکست میباشند چرا که هیچ درآمدی ندارند که بتوانند آنرا پرداخت کنند و اصولا تعهدی هم قائل نیستند که بخواهند آنرا به بانکها و سرمایه گذاران و شرکای خود در این پروژهای عظیم بپردازند. ۶- این پایان دبی از ۲-۳ ساله قبل پیشبینی‌ شده بود، درست زمانی‌ که دبی سعی‌ میکرد بهترین نمایش‌های اقتصادی و سرمایه‌ گذاری را برای دنیا بازی کند. راه دوری نیاز نیست برویم، همینجا در این وبسایت اگر گزارشهای ۲ ساله قبل در مورد اقتصاد دبی را جستجو کنیم می‌بینم که اکثر کارشناسان وضعیت امروز را برای دبی پیش بینی‌ کرده بودند که روزی این حباب سرطانی خواهد ترکید و میبینیم که این اتفاق حالا افتاده است....۷- کشوری بی‌ قانون(ظاهراً با قانون ولی‌ قابل تغییر به حکم حاکم در یک لحظه، در رده بندی جهانی‌ دبی در صدر کشورهای بی‌ ثبات از نظر طوبت قانون بازرگانی است چرا که دائماً قوانین در حال تغییر میباشند و این امر سردرگمی برای سرمایه گذران به وجود آورده بود، نظیر قوانین اقامت، بانکی‌،.... ) باعث شده بود بسیاری از فرصتهای غیر واقعی‌ اقتصادی به وجود آمده که سرمایه‌ گذاران را به آنجا کشانده ولی‌ بعد از مدتی‌ نتوانند سرمایه‌ خود را خارج نمایند.....

توسط: ali از: dubai
۰۸ ۰۹ ۱۳۸۸ ۱۷:۴۴
SALAM MAN FAGHAT BEGAM BARAY MAN KE TO DUBAI 10 SALE ZENDEGI MIKONAM IN BAVAR NAKARDANI HAST KE DUBAI BE IN SADEGI VARSHEKAST SHE CHON AGE FAGHAT ZIRSAKHTHAY KHODESHO BEFROSHE AZ BOHRAN KHAREJ MISHE INO BEGAM 1 KALAM SADEH NABASHIN INAM 1 TARFANNDE DIGAST KE POLE MARDOMO BALA BEKESHAN MOTMAEN BASHIN IN RASME IN JOR SHAHR HA VA KESHVAR HAYE TAZEH BEDORON RESIDAS

توسط: fahima از: iran
۰۸ ۰۹ ۱۳۸۸ ۱۴:۴۴
سلام اجازه بدهيد دوستان تند نريد بجان هم نيفتيد متحد باشيد دشمن ما امارات نيست دشمن ما مثل لاشه خوري كرسنه برفراز اسمان ايران بال كسترانده بس تيرهاي قهروغضب خود را براي مقابله بادشمن مكاروحيله كر حفظ كنيد ان دوستي كه خبراز اخراج ايرانيان مقيم درامارات داد اين خبركاملا"درست است ولي جه نوع ايراني حكومت امارات هركونه فعاليت سياسي رامنع ميكندحتى راديوفردا يادتون هست قبلا" شماره تماس امارات راداشت وبعد قطع شداين خانواده هاي محترم فعاليتهاي سياسي ميكردند كه توسط سازمان اطلاعات امارات شناسائئ شده وبدون هيجكونه برخوردي انها را به ايران بركرداندن ضد حكومت ياباحكومت بودند خداميداند امارات هيجكس رابي دليل بيرون نميكند انشاءالله ايران عزيز مانند سابق كوي بيشرفت رادراسيا ازرقيبان خود ميكيرد به اميد ايراني ازاد كه همه ارزويش رادارند

توسط: آریا از: تهران
۰۸ ۰۹ ۱۳۸۸ ۱۲:۰۶
من هم با نظر دوست خوبمون آقای ناظر موافقم.

توسط: احمد از: تهران
۰۸ ۰۹ ۱۳۸۸ ۱۱:۰۸

به نظرم دلیل اصلی افت دبی عدم ثبات و امنیت است
من سال 86 گول یکی از این برنامه های کانال های ماهواره ایرانی رو خوردم و از طریق آقایی که خودش رو کارشناس املاک در دبی معرفی می کرد و شوی تلویزیونی داشت یک خونه خریدم و برای پیش پرداخت 180 میلیون پرداخت کردم و وقتی در دفترشون در دبی داشتیم قرارداد می بستیم کلی از بقیه همکاراشون انتقاد می کردن و می گفتن که اونا با مشتری روراست نیستن و...اونا با اون دفتر لوکس شون یکی از معتبر ترین شرکت های دبی هستن. قرار بود بعد از 6 ماه خونه ام آماده بشه و بهم اقامت بدن(که بعدا فهمیدم که بعد از دو سال هیچ تضمینی برای تمدید ویزا نیست!). بعد از 2 ماه تاخیر گفتن متاسفانه سازنده بدقولی کرده!!!!! و شما باید یک پروژه دیگه بردارید!! که شدیدا مخالفت کردم. و تقاضای پولم رو کردم ولی اونها گفتن که طبق قرار داد نمی تونی فسخ کنی!! اون هم برای خونه ای که ساخته نشده!!! خلاصه با پرداخت 20 میلیون حق الزحمه وکیل تونستم فقط 150 تومان از پولم رو بعد از یک سال پس بگیرم تازه اون هم با منت!!!
صفحه از ۳
    بعدی