شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۲:۲۸ - ۱۱ فوریه ۲۰۱۲

ايران / اجتماعی

سردبیر اجرایی فارین پالیسی: چرا زهرا رهنورد را به عنوان متفکر سال برگزیدیم

۱۰۰ متفکر مهم سال ۲۰۰۹؛ روی جلد مجله فارین پالیسی
x
۱۰۰ متفکر مهم سال ۲۰۰۹؛ روی جلد مجله فارین پالیسی
اندازه متن - +
در روز‌های گذشته نام مجله مشهور فارین پالیسی، با جنبش اعتراضی مردم ایران، «جنبش سبز»، و انتخاب زهرا رهنورد به عنوان سومین متفکر سال ۲۰۰۹ در هم آمیخت.

پس از آنکه مجله فارین پالیسی فهرست مهم‌ترین متفکران سال ۲۰۰۹ را منتشر و در آن زهرا رهنورد را به عنوان سومین متفکر مهم سال معرفی کرد، رسانه‌های داخل ایران، از جمله برخی خبرگزاری‌ها چون فارس، این انتخاب را مهر تاییدی بر ارتباط این جنبش و فعالان آن با کشورهای غربی قلمداد کردند. خبرگزاری فارس، تا آنجا پیش رفت که از پروژه‌ای با نام «مده آ» نام برد؛ بنا بر تحلیل فارس، «مده آ»، برگرفته از اساطیر یونان، است که «زنی، در نهایت علیه سرزمین خود اقدام می‌کند».

این پروژه از نگاه فارس «زنان ایرانی‌ای را در بر می‌گیرد که در حوزه فعالیت خود، حال چه سیاست است چه هنر، علیه کشور خود اقدام می‌کنند».

به بهانه این انتخاب و واکنش‌ها به آن، با سوزان گلاسر، سردبیر اجرایی مجله فارین پالیسی، گفت‌وگو کرده‌ایم و از وی دلایل این مجله را برای برگزیدن زهرا رهنورد به عنوان یکی از متفکرین برتر سال پرسیده‌ایم:

 
فارین پالیسی:

 

مجله دوماهانه آمریکایی.
ساموئل هانتینگتون، متفکر و محقق علوم سیاسی در سال ۱۹۷۰ میلادی پایه‌گذار آن بود.
در حال حاضر سردبیر آن، مویسس نئیم و سردبیر اجرایی آن سوزان گلاسر است.
در سال ۲۰۰۳، ۲۰۰۷ و ۲۰۰۹ برنده جایزه ملی نشریات آمریکایی شد. 
«واشیگتن پست کمپانی»، ناشر این مجله است.
در این مجله عمدتا مقالاتی در زمینه سیاست جهانی، اقتصاد و اندیشه منتشر می‌شود.
 
سوزان گلاسر:
به این دلیل فهرست صد نفره‌ی متفکرین سال ۲۰۰۹ را منتشر کردیم، تا بحث و گفت و گو در پی داشته باشد و به نظر می‌آید که اینطور هم شد. ما معتقدیم آنچه که امسال در ایران و در پی انتخابات رخ داد، توجه دنیا را کاملا به خود جلب کرده است. این رخداد حقیقتا یکی از مهم‌ترین اتفاقات خبری سال اخیر بوده است.

و حال دلیل انتخاب ما: از خیلی جهات ما فکر کردیم که خود کمپین انتخاباتی یکی از دلایلی بود که جنبش [اعتراضی] را در ایران به وجود آورد. اما یک جنبش منشا می‌خواهد و ما منشا این جنبش را در حرکت‌های انتخاباتی [میرحسین] موسوی و کمپینش دیدیم. به همین دلیل ما زهرا رهنورد را به خاطر فعالیت‌هایش در این کمپین را در لیست صد نفره قرار دادیم. اما این به این معنی نیست که رهنورد تنها متفکر ایرانی در این جنبش است. این انتخاب برای این بود که بحث و تبادل نظر به بار بیاورد و مردم درباره این اتفاق در ایران، که از مهم‌ترین اتفاقات سال هست، بیشتر فکر کنند.

رادیو فردا: با توجه به حرف شما و نیز گفته تحلیلگرانی که معتقدند این جنبش رهبر ندارد و هر کسی که فعال است، یک رهبر است، می‌توانیم بگوییم که این انتخابی نمادین بوده؟

دقیقا. ما به همین دلیل یک یا دو فرد در حوزه -مثلا- رهبری جنبش را انتخاب نکردیم. رهنورد را از کمپین انتخاباتی موسوی برگزیدیم. به خاطر اینکه حقیقتا این جنبش آن قدر وسیع است، که، نام بردن از یک یا دو نفر به عنوان «رهبر» برای آن امکان‌پذیر نیست.

شما گفتید که این فهرست صد نفره قرار است بحث، گفت‌وگو و تفکر به وجود بیاورد. آنچه که در ایران رخ داد این بود که خبرگزاری‌های نزدیک به دولت با نام بردن از پروژه‌ای به نام «مده آ» شما را متهم کردند که زنان ایرانی را هدف قرار داده‌اید، تا علیه منافع کشور خود اقدام کنند. پاسخ شما چیست؟

خیلی خوشحالم که این سوال را پرسیدید تا مخاطبان شما بدانند که ما بخشی از هیچ پروژه‌ای نیستیم، جز پروژه خودمان که همانا انتخاب صد نفر در سال است، که این افراد نقشی در مهم‌ترین رخدادهای سال داشته‌اند و مسایلی را مطرح کرده‌اند که از اهمیت فراوانی در دنیا برخوردار است. ما هیچ ارتباطی با هیچ دولتی نداریم و نخواهیم داشت. ما حتی از خود مردم ایران می‌خواهیم که به ما بگویند به نظرشان افراد شاخص جنبش اخیر در ایران چه کسانی هستند. آن‌ها می‌توانند به ما ایمیل بزنند و تماس بگیرند و نظرشان را بگویند.

اما از صد متفکر سال که بگذریم، سوالی که داشتم این است که به نظر شما جامعه آمریکا، یعنی کسانی که به مسایل جهانی علاقمندند، درباره وقایع اخیر ایران چه فکر می‌کنند؟

زهرا رهنورد و میرحسین موسوی، همسرش، در میان معترضان به نتیجه انتخابات
اولا باید بگویم این رویداد‌ها در جامعه آمریکا واقعا توجه زیادی را به خود جلب کرده است، اما این را هم نباید فراموش کرد که به دلیل کمبود اطلاعات و غیبت رسانه‌ها، اطلاعات دقیقی هم از آنچه که واقعا در حال رخ دادن است وجود ندارد. درعین حال، در جامعه سیاسی آمریکا و جناح‌های مختلف نیز سوال‌هایی به وجود آمده است که حال باراک اوباما با ایران چگونه برخورد خواهد کرد؟ وی وقتی که [به عنوان رئیس جمهوری] انتخاب شد، گفت که می‌خواهد با ایران وارد مذاکره مستقیم شود. اما بعد از رویدادهای پس از انتخابات در ایران، می‌توان گفت که اوباما به نوعی از موضع خود عقب نشسته است. به نظر می‌آید که یک نوع اختلاف نظر در صحنه سیاسی آمریکا شکل گرفته است؛ حال دولت [دهم ایران] تا چه حد مشروعیت دارد و تا چه حد آمریکا می‌تواند در مذاکره (با او) پیش برود؟

شما فکر می‌کنید دولت آمریکا چطور این راه را ادامه خواهد داد؟

به نظر من باراک اوباما خیلی واضح نشان داده است که همچنان استراتژی اولیه گفت‌وگو [با حکومت ایران] را در ذهن دارد. چه بسا که می‌توانست این استراتژی را تمام شده تلقی کند یا انتقادهای تندتری را بعد از وقایع اخیر در ایران ابراز کند. اما در عین حال می‌بینیم که در مورد پرونده هسته‌ای، آمریکا به همراه متحدینش تقریبا تندتر عمل کرده و در تلاش‌اند تا تحریم‌های بیشتری علیه ایران اعمال کنند. در نتیجه -شاید- شاهد نوعی سیاست‌ متناقضیم.

«ما بخشی از هیچ پروژه‌ای نیستیم، جز پروژه خودمان که همانا انتخاب صد نفر در سال است، که این افراد نقشی در مهم‌ترین رخدادهای سال داشته‌اند و مسایلی را مطرح کرده‌اند که از اهمیت فراوانی در دنیا برخوردار است. ما هیچ ارتباطی با هیچ دولتی نداریم و نخواهیم داشت.»
شما از تحریم‌های بیشتر صحبت می‌کنید. این در حالی است که بسیاری از گروه‌های مخالف دولت ایران چه در داخل و یا در خارج و کسانی مثل شیرین عبادی و اکبر گنجی، معتقدند این تحریم‌ها نه تنها تغییری در سیاست‌های جمهوری اسلامی ایجاد نخواهد کرد، بلکه فشار مضاعفی بر مردم ایران می‌آورد. همانند آنچه در عراق و لیبی رخ داد. آیا راه ِ دیگری وجود ندارد؟


من فکر می‌کنم این دقیقا همان معمایی است که کاخ سفید با آن روبه‌روست. آن‌ها ابزار بسیار محدودی در اختیار دارند. آن‌ها تصمیم گرفتند که فرصت دوباره دهند تا شاید کمی به ایجاد فضایی دوستانه کمک کند. اتفاقات اخیر در ایران، این استراتژی را هم تحت تاثیر قرار داد. من هم درباره تحریم‌ها و میزان موثر بودن یا نبودنشان، موافق کسانی مانند گنجی و عبادی‌ام. این فقط بحثی نیست که میان ما در رسانه‌ها مطرح باشد، بلکه در عرصه سیاسی هم مطرح است. اتفاقا اکبر گنجی در مصاحبه‌ای با فارین پالیسی درباره تحریم‌ها و عدم تاثیرشان صحبت کرده است. در عین حال درباره نقش آمریکا در کمک به اپوزیسیون ایران نیز انتقاد می‌کرد؛ وی معتقد است که به همان اندازه که می‌تواند کمک کند، ممکن است مخرب باشد.

پس شما فکر می‌کنید که در روزهای پایانی سال ۲۰۰۹، دولت آمریکا با یک معما روبه‌رو شده است؟

دقیقا. یک معما؛ بهترین کلمه همین است. به نظر می‌آید در سال ۲۰۱۰ آمریکا با بحرانی درباره ایران روبه‌رو بشود. چرا که گزینه‌ها هر روز کم و کمتر می‌شود. الان آمریکا در قبال ایران راه‌های متناقضی را پیش می‌برد. اما باید تا سال آینده بالاخره برای این مسئله به نتیجه و تصمیمی برسد و یکی از این راه‌ها را انتخاب کند.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۲
    بعدی 
توسط: ایرونی
۱۵ ۰۹ ۱۳۸۸ ۱۸:۰۷
انتخاب کاملا بجا بود و زهرا خانم یکی از متفکران و ... ایران است.

توسط: محمد و علی از: ali@yahoo.com
۱۵ ۰۹ ۱۳۸۸ ۱۱:۳۵
دورود بر جنبش سبز

توسط: محمد و علی
۱۵ ۰۹ ۱۳۸۸ ۱۱:۳۴
دورود بر جنبش سبز ایران.

توسط: فرزاد از: تورنتو
۱۵ ۰۹ ۱۳۸۸ ۱۰:۴۶
تحریم واقعی ایران مانند یک جراحی سیاسی می باشد که اگر به طور همه جانبه از سوی تمامی کشورهای تاثیر گذار جهان انجام شود با توجه به موج گسترده آزادی خواهی در ایران میتواند این رژیم اهریمنی را در دم نابود کند ولی اگر این تحریم همه جانبه نباشد میتواند به ضرر مردم ایران و این جنبش تمام شود.توصیه من به آقای اباما این است که تلاش خود را تنها به تحریم همه جانبه این رژیم محدود کند.مطمئن هستم که این رژیم تنهابا اتکا به منابع مالی که در اختیار دارد حکومت میکند و این تفاوت بنیادین بین حکومت های دمکراتیک و حکومت های دیکتاتوری میباشد.در ضمن از نظر تاثیر گذاری من مطمئن هستم خانم رهنورد با هر عقیده ای که باشد لااقل به رای مردم در تعیین سرنوشت شان معتقد است و این اولین خشت دمکراسی است که توسط این زن به نظر من نهاده شد

توسط: مهدی
۱۵ ۰۹ ۱۳۸۸ ۰۹:۳۹
من رسماً حامی جنبش سبز هستم. ولی این انتخاب را یک سیاست بازی سطحی و بی مزه می دانم. خانم رهنورد در ایران هم اصلاً متفکر جدی ای محسوب نمی شوند و آثار ایشان که احتمالاً با حمایت های دولتی چاپ شده اند (ایشان هنوز هم رئیس دانشگاه هستند) هیچکدام روی هیچ طیف و هیچ قشری از جامعه تأثیرگذار نبوده است. این حرکت ها به اعتبار جنبش سبز کمکی نمی کند. این در حالی است که واقعاً متفکرینی هستند که آرای شان در شکل گیری جنبش سبز بسیار تأثیر گذار بوده است.

توسط: *****
۱۵ ۰۹ ۱۳۸۸ ۰۸:۳۸
Eshkal ma dar khosh baveri mast. Keshveri ke mhede agahi ve shoaoure ensani ast , Iran, ajaze dad gorgi dar pouste mish amam 13 bashed ve felan,

ma henouz ander keme on koucheaim

توسط: فرید از: المان
۱۵ ۰۹ ۱۳۸۸ ۰۷:۲۲
خیلی جای سۆال است كه خانمی به این عنۆان انتخاب میشود كه در فلسفه اسلام ۆ جنبش سبز به عنۆان فرد درجه دۆم جامعه شناخته میشود

توسط: حقیقت
۱۵ ۰۹ ۱۳۸۸ ۰۵:۰۳
برای من این سوال همیشه پیش میاید جرا بیشتر ما بیمخ هستیم در انتخاب خمینی هم درست مثل امروز فكر میكردیم و انتخاب كردیم ، له به این روز دردناك مبتلا شدیم ، خمینی هنوز نور چشم موسوی ها و زهرا رهنمود هاست ، اگر ما اندكی شعور سیاسی داشتیم جد اقل در انتخاب افراد به دو نسل اینده می اندیشیدیم نه به ١٥٠٠ سال پیش ، طرز تفكر ما اینچنین باشد تنها ما رهبری احمدی بژادها را خواهیم داشت ،
حقیقت

توسط: سمیرا از: قم
۱۵ ۰۹ ۱۳۸۸ ۰۲:۴۰
آفرین بر انتخاب شایسته تان.

توسط: Mohammad از: USA
۱۴ ۰۹ ۱۳۸۸ ۲۳:۳۰
اصل بها دادن به جنبش مردم ایران بود كه شد، انتخاب شخص آنچنان مهم نیست كه گو اینکه خانم رهنورد استحقاق این انتخاب ا دارد، اما اگر فردی از معترضین بصورت اتفاقی و صرف عکسی از وی در تظاهرات نیز انتخاب میشد به همین اندازه با ارزش بود. به نظر من ارزش خانم رهنورد بیشتر در این است كه پا به پای همسرش و با هزینه کردن افراد خانواده همچون برادرش در این مسیر ثبت قدم باقی ماند، و تکیه گاه محکمی برای میر حسین شد. ارزش زهرا رهنورد را از نقطه ای باید جست که احمدی ن در مناظره با میر حسین با تزویر سعی در بزیر سؤال بردن ارزشهای این بانو را داشت. از آنجا كه بگفته بزرگان آفتاب زیر آب نمیماند این عمل بین المللی ثابت کرد جنبش سبز مردم ایران ریشه مردمی دارد و رهبرا و حامیان آن ریشه در پاکی و صداقت. متاسفانه بعد از اعلام نام این بانو بعنوان نفر سوم متفکرین اثر گذار در جهان بازی رسانه های کالیفرنیایی همراه با کسانی همچون شریعتمداری شدند و به این انتخاب تاختند. شاید شرایطی اینچنین باید تا دست آنانی كه دم از آزادیخواهی و مخالفت با رژیم کودتای ایران میزنند رو شود. گفته شده كه لیست حقوق بگیرن بنیاد علوی در دست اف بی آی است، امید آنکه این لیست هر چه زودتر منتشر تا مزدوران رژیم بیشتر شناخته شوند. انتخاب خانم رهنورد پیروزی دیگری برای جنبش مردم ایران است، و قبل از آنکه بعضی با دیده بغض به آن بنگرند به سخن مصاحبه شونده توجه کنند، كه این انتخابی سمبلیک برای ارزش دادن به جانبازیهای مردمی است كه با دست خالی و با کمال مدنیت در مقابل رژیمی قد علم کرده كه برای بقای غیر مشروع خود از هیچ جنایاتی فروگذار نکرده، و تجاوز به پسران و دختران ملت را كه حتا در قانون چنگیزی منع بود نیز روا داشته. پیروزباد جنبش مردم ایران و پاینده باد رهروان این جنبش و سرافراز باد تک تک مردان و زنان ستم دیده ایران كه بانو زهرا رهنود نمونه کوچکی از آنان است، و انتخاب وی تاییدی است بر حقانیت مردم ایران در مبارزه با خونخواران تاریخ، واحترام و ارزشی كه وجدانهای بیدار جهانی برای انها قائلند
صفحه از ۲
    بعدی