شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۵:۰۸ - ۱۱ فوریه ۲۰۱۲

ايران

«اصل ولایت فقیه در پیش‌نویس قانون اساسی وجود نداشت»

ورود آیت‌الله خمینی به ایران- ۱۲ بهمن ۱۳۵۷: فصلی نو در تاریخ ایران‌زمین
اندازه متن - +
انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ بسیاری از آگاهان و حتی فعالان سیاسی مخالف حکومت محمدرضا شاه پهلوی را غافلگیر کرد. دامنه این حیرت محدود به فعالان سیاسی نبود. بسیاری از حقوقدانان منتقد که پیش از انقلاب سال‌ها بود از عدم استقلال قوه قضائیه شکایت داشتند، در آستانه انقلاب خود را رویارو با تحولی می‌دیدند که برای پس از آن باید چاره ای و سازوکاری قانونی پیش‌بینی می‌کردند. ساز و کار اصلی البته تهیه پیش نویسی برای قانون اساسی جدید بود.

رادیو فردا با یکی از ۴ نویسنده اولین پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران گفت‌وگو کرده است؛



عبدالکریم لاهیجی، حقوقدان در پاریس، فضایی را که در آن پیش نویس قانون اساسی جدید تهیه شد، شرح می‌دهد.

عبدالکریم لاهیجی: وقایع آنقدر سریع اتفاق می‌افتاد که کسی باور نمی‌کرد که چند ماه دیگر اثری از نظام شاهنشاهی باقی نخواهد ماند. برای نخستین بار صحبت جمهوری و آن هم جمهوری اسلامی در تظاهرات روز عاشورا شد. تا روز انقلاب به طور دقیق دو ماه بیشتر فاصله نبود. از این دو ماه هم نزدیک چهل روز دولت بختیار بود. در زمان بختیار بود که به خصوص پس از رفتن شاه، گروهی هم که بعداً به گروه لیبرال‌ها معروف شدند، و در صدر آنها مهندس بازرگان بر این بود که این دوره انتقالی بدون درگیری و خونریزی انجام شود. از آن زمان بود که مسئله تدوین قانون اساسی به فکر بعضی‌ها افتاد. از پاریس چون جزو حواریون آقای خمینی در نوفل لوشاتو، یکی از دوستان من از دوره دانشکده حقوق (و خیلی هم با هم نزدیک بودیم) آقای حسن حبیبی باهم تماس‌هایی که داشتیم به من به طور ضمنی (نگفت دارد طرحی آماده می‌کند) گفت یک مقدار دارد یادداشت‌هایی را می‌نویسد و اگر ما هم وقتی داشته باشیم به این مسئله فکر کنیم.

تنها وقتی که پیدا کردم یک جلسه ای بود آن هم به دعوت احمد صدر حاج سید جوادی در منزل او (حالا یادم نیست چند روز قبل از انقلاب بود) که چند تا از حقوقدانان از جمله آقای ناصر کاتوزیان، مرحوم فتح الله بنی صدر، قاضی دادگستری و برادر بزرگ ابوالحسن بنی صدر و من و شاید یک یا دو نفر دیگر را که الان به خاطرم نیست، دعوت کرد. ما رفتیم آنجا یک مقدار صحبت‌های کلی کردیم. تا روزی که آقای خمینی به ایران برگشت و جزو کسانی که با ایشان به ایران برگشتند در همان هواپیما، حسن حبیبی بود که از فرودگاه مهرآباد با هم به منزل من رفتیم و یک یادداشت‌هایی را به من در ارتباط با قانون اساسی آینده داد و از من خواست که آنها را بخوانم و نظراتم را بنویسم.

چند روز پس از آن، احمد صدر حاج سید جوادی با من و حبیبی تماس گرفت وگفت شورای انقلاب از ما خواسته که طرحی برای قانون اساسی آماده کنیم. ناصر کاتوزیان و محمد جعفر جعفری لنگرودی هر دو اساتید دانشکده حقوق هم دعوت شدند. آقای فتح الله بنی صدر هم دعوت شد. این بود که ما چهار نفر از چهار پنج روز قبل از انقلاب شروع به کار کردیم و کار ما درست یک ماه طول کشید تا آن طرح آماده شد که دادیم به آقای خمینی و همان طرح رفت به دفتر طرح‌های انقلاب در نخست وزیری و شورای انقلاب و البته با تغییراتی که در آن دادند و بعد به مجلس «بررسی نهایی طرح قانون اساسی» که بعد اسمش شد مجلس خبرگان رفت.

تحت عنوان «پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی»؟

بله، پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی بود. عنوان جمهوری اسلامی را از قبل رهبر انقلاب انتخاب کرده بود. یادتان هم هست که یک بار که نخست وزیر منصوبش (که از همان دولت آقای بازرگان به عنوان دولت امام زمان یاد کرد) ولی وقتی همین نخست وزیر یک بار که گفت من پیشنهاد می‌کنم عنوان باشد جمهوری دموکراتیک اسلامی، آقای خمینی در یک سخنرانی گفت که «جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر نه یک کلمه کمتر» بنابراین عنوان همان جمهوری اسلامی بود. ولی در تعریف جمهوری اسلامی می‌گوید جمهوری اسلامی نظامی است بر مبنای دموکراسی. شاید تنها کلمه خارجی بود که در آن طرح بود و خب اسم جمهوری اسلامی بود، ولی بر مبنای دموکراسی؛ که متاسفانه در آن تغییراتی که در آن شورایی که در دفتر طرح‌های انقلاب تشکیل شده بود که من و ناصر کاتوزیان دو جلسه شرکت کردیم و بعد دیدیم که با کسانی که آنجا بودند، به تفاهم نخواهیم رسید، دیگر ما نرفتیم. این کلمه دموکراسی در آن شورا تبدیل شد به آرای عمومی و خیلی مسائل دیگر که باز تغییر کرد.

در آن پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی اصل ولایت فقیه هم بود؟

هرگز نبود. الان اگر از من بخواهند که یک طرح قانون اساسی بنویسم (یعنی برای دل خودم) مسلم من آن را نمی‌نویسم. من چیزهای دیگر می‌نویسم. ولی می‌خواهم بگویم که در آن قانون اساسی، غیر از این اساس و مبنای حکومت که گفتم، بخش دادگستری اش -یعنی قوه قضائیه‌اش- به جرات می‌توانم بگویم که از قوه قضائیه فرانسه کنونی مترقی تر بود، یعنی مستقل تر بود. چون هر چهارتایمان حقوقدان بودیم. دو قاضی سابق دادگستری، من وکیل دادگستری و حبیبی هم به هر حال تحصیلات حقوقی کرده بود، روی مسئله دادگستری با توجه به وضعیت دادگستری به خصوص در دوران محمدرضا شاه...

نه اصلاً هیچ اثری از ولایت فقیه نبود. تنها چیزی که ما را ناگزیر می‌کرد که شرایط زمان را و رهبری انقلاب را در نظر بگیریم، مسئله اصل دو متمم قانون اساسی گذشته بود که پنج مجتهد باید در مجلس حضور داشته باشند برای اینکه قوانین خلاف اصول دین مبین اسلام تصویب نشود، عنوان شورای نگهبان را هم ما انتخاب کردیم. ترکیبی که ما داده بودیم به این صورت بود: پنج مجتهد بود و شش حقوقدان. شش حقوقدان را قوه قانونگذاری تعیین می‌کرد و پنج مجتهد را پنج مرجع تقلید و نه رهبر یا یک نفر، پنج مرجع تقلید. خودمان هم می‌دانستیم که کار راحتی نیست. اولاً نگفته بودیم مرجع تقلید چه کسانی‌اند. چون در مذهب شیعه می‌دانید که مرجع تقلید را انتصاب نمی‌کنند. مردم‌اند که مرجع تقلید را به عنوان مرجع اعلم می‌شناسند. بنابراین خود ما می‌دانستیم که این در عمل کار ساده ای نیست.

دوم هم اینکه اصول شرعی و اینجور موارد را اصلا نیاورده بودیم. صحبت شریعت نکرده بودیم. گفته بودیم با اصول مسلم اسلام اگر «مباینت» داشته باشد. گفته بودیم اگر آن پنج مجتهد اتفاق نظر داشته باشند، نظر آنها مرجح است. ولی اگر اتفاق نظر نداشته باشند، با اکثریت آراء است. ما هم می‌دانستیم، چون هر چهار تای ما حقوقدان بودیم، می‌دانستیم در کتاب‌‌های فقهی در یک مسئله هم ممکن نیست که تمام فقها اتفاق نظر داشته باشند. در ضمن مثل الان نبود که تمام قوانین مجلس به شورای نگهبان برود. به تقلید از قانون اساسی فرانسه، گفته بودیم که قانونی که مجلس تصویب می‌کند، قانون است. منتها ظرف یک ماه رئیس جمهور یا یکی از این پنج مرجع تقلید می‌توانند به شورای نگهبان شکایت کنند و آن وقت شورای نگهبان مشغول رسیدگی می‌شود؛ چیزی بود شبیه دادگاه قانون اساسی که چه در آمریکا و چه در فرانسه است. ولی قانون، قانون قانون بود. این تنها رنگ و بوی اسلامی مذهبی بود که در آن قانون اساسی بود. در سایر مسائل چنین چیزی نبود. حقوق و آزادی‌ها برای تمام مردم بود. برابری حقوقی بود و بسیاری دیگر که خب الان نه وقت شما اجازه می‌دهد و نه من همه آن اصول را در نظر دارم.

قانون اساسی موجود که چهره‌های شاخص جنبش سبز می‌گویند که در چارچوب آن باید مطالبات را بیان کرد، چه گنجایش‌ها و ظرفیت‌هایی دارد که اگر به اجرا گذاشته شود بتواند بعضی از مشکلاتی را که الان ایران از لحاظ سیاسی دارد، مهار کند؟

فکر می‌کنم که در چارچوب همین قانون اساسی هم می‌شود یک اصلاحاتی کرد. من با تمام ایرادهایی که به این قانون اساسی دارم، با توجه به شرایط زمان و مکان، بالاخره باید در نظر داشته باشیم که در یک مبارزه سیاسی یا یک مبارزه اجتماعی، ظرف زمان و مکان خیلی مهم است. به خاطر اینکه مسئله تناسب قواست.

من به عنوان یک حقوقدان خارج از ایران یک جور صحبت می‌کنم و حقوقدانی که در داخل است یا به خصوص آن نیروی سیاسی که در داخل است نمی‌تواند بگوید که من قانون اساسی را قبول ندارم. قانون اساسی را قبول ندارم آن هم در شرایط فعلی معلوم است که جواب حکومت و جزای این عمل چیست. یک مثالی می‌زنم. شما یادتان است که در دوران دولت آقای خاتمی، شورای نگهبان شده بود بزرگ‌ترین سد مصوبات مجلس، به خصوص مجلس ششم: مثلاً ایران به عهدنامه‌های بین المللی ملحق شود، ضد شکنجه یا لغو هر گونه تبعیض از حقوق زن و... تمام این قوانین رفت در شورای نگهبان و آنجا بر ضد اصول اسلامی شناخته می‌شد. حالا فرض کنید تناسب قوا به صورتی باشد که در شورای نگهبان به جای آقای جنتی و امثال آقای جنتی، مجتهد شبستری و امثال مجتهد شبستری نشسته باشند. من فکر نمی‌کنم که مجتهد شبستری هم به همان صورتی رای بدهد که آقایان رای می‌دهند. بنابراین این شمشیر داموکلس برخلاف موازین اسلامی و موازین شرعی و اینها را می‌شود با توجه به وضعیت زمان تفسیر کرد. چیزی که موسوی می‌گوید و بنابراین بدون اینکه در ساختار قانون اساسی دست بزنند، باید تفسیر‌های جدید و ظرفیت‌های جدیدی را برای قانون اساسی به وجود بیاورند. این هم تابع دو متغیر است: متغیر اول تناسب قوا است و متغیر دوم آن کسی که بیشترین اختیارات قانون اساسی را دارد، یعنی رهبر، این رهبر یا دیگر عوض شود یا این رهبر عقیده‌اش عوض شود روی همان تناسب قوا که گفتم. یعنی مبارزه اجتماعی آنقدر شدت و حدت بگیرد که ایشان ناگزیر شود که چنین تغییراتی در رفتار‌های خودش اگر هم نه، در ذهنیت خودش به وجود بیاورد.

در شرایط تغییر تناسب قوا به نفع جنبش سبز در آینده ای نزدیک یا دور، پیش نویس قانون اساسی که شما در آستانه انقلاب سی و یک سال پیش نوشتید، می‌تواند تا حدودی حلال مشکلات سیاسی باشد؟

من فکر می‌کنم که باز هم بسته به این است که برای چه نوع نظامی قانون اساسی می‌نویسیم. آیا همچنان جمهوری اسلامی خواهد بود یا جمهوری خواهد بود؟ ولی اگر قرار است عنوان جمهوری اسلامی باشد و ما نخواهیم با یک پرش به جلو رویم، یک دوران انتقالی را در نظر بگیریم که از حکومت جمهوری اسلامی خیلی سفت و سخت و ایدئولوژیک کم کم به طرف یک جمهوری اسلامی که بیشتر حالت سکولار دارد، برویم... بله. من فکر می‌کنم که طرح بسیار طرح طرح خوبی است. البته چارچوبش خوب است. نه اینکه از ماده اول تا آخر نباید تجدید نظر کرد.

هنوز ساختار به عقیده من ساختار خوبی است. به دو دلیل. اول اینکه قوه قانونگذاری، قوه ای است که بیشترین اختیار را دارد. دوم اینکه قوه قضائیه فوق العاده مقتدری در آن طرح است. حالا در زمینه قوه اجرایی با توجه به اینکه ما به تقلید از قانون اساسی فرانسه، هم رئیس جمهوری پیش بینی کردیم و هم نخست وزیر، مسلم است که حتماً ضرورت دارد در آن تغییرات داده شود و شاید در حوزه مسائل [مانند] این [موضوع] که فرماندهان قوای نظامی با چه کسانی باشد، [که مثلا[ با پارلمان باشد و این جور مسائل. در هر حال باید به عقیده من تغییراتی داده شود ولی نه تغییرات بنیادی، به همان دلایلی که گفتم.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
نظرات
     
توسط: بنده خدا
۲۷ ۱۱ ۱۳۸۸ ۱۲:۴۷
ناصری جان بدل نگیر. منظورم تائید یا تکذیب نبود . منظورم این بود که با اطلاعات نا معتبر و اطلاعات کوچه و خیابان و تاکسی و اتوبوس مملکت درست نمیشود. با فحش دادن کور هم همینطور. بعد هم همین ادمی که میگی بیست سال نه بلکه بیست و پنج سال شریک در قدرت بود. هر حکومتی همین است.

توسط: بابک
۲۷ ۱۱ ۱۳۸۸ ۰۴:۲۳
اینهم توجیهی دیگر است بر اصیل بودن انقلاب و خود را مبرا دانستن از ستمی که بر مردم ایران رفت و شانه زیر بار این مسئولیت خالی کردن و گناه را بگردن دیگران انداختن. نمیدانم این اقایان وکلاو عقلا چرا صادقانه و شجاعانه همچون منتظری اعتراف نمیکنند که ان ها هم اشتباه کردند و در این انقلاب ناپاک روفوزه شدند. اخر تا به کی....


توسط: ناصری
۲۶ ۱۱ ۱۳۸۸ ۲۲:۳۵
لطفا به خاطرات سران این رژیم مراجعه کنید تا بدانید که حسن حبیبی چه کسی بوده است بیست سال شریک در قدرت بوده دران سالها هزار هزار زنده بگور شدند وترورشدند مثل دکتر سامی وفر وهر هانوسندگان بسیاری زن ومردرا کشتند واین فرد درقصرها ودر خاموشخانه ها بود تاریخ را نمیتوان با دروغ نوشت چه جنایتها درهمان دوران انجام شد که ایشان بغل دست ازمابهتران بودند صدهاهزار خانوار همیشه عزادار شدند چه تیربارانهابرای اینکه گفته بودند ولی فقیه نمی خواهیم همان خواست عمومی امروز مردم که ارباب نمی خواهند

توسط: m از: mashhad
۲۶ ۱۱ ۱۳۸۸ ۲۱:۳۸
با تشكر از بهروز بايد گفت از كوزه همان برون تراود كه در اوست
كاملا روشن است كه وقتي گذشت سي سال و ديدن پيامدهاي قانونهاي من دراوردي آقاين نتوانسته آقاين را متقاعد كند كه اشتباه كرده اند چگونه ميتوان انتظار داشت كه ان موقع قوانين مترقي وضع كنند.پدر طمع بسوزد كه با شنيدن حرف 75تومان روزانه براي هر نفر عنان از كف داديم. غافل از اينكه خدا مي فرمايد(( ليس الانسان الا ما سعي))

توسط: آزاداندیش
۲۶ ۱۱ ۱۳۸۸ ۱۴:۱۲
بعقیدۀ من بزرگترین عامل انحراف انقلاب عدم تدوین قانون اساسی پیش از وقوع انقلاب بود و در صورتیکه این اشتباه مجددا تکرار شود در آینده وقوع نتیجه ایی مشابه دور از انتظار نیست. بنابراین میبایست تمامی مدعیان مبارزه در حال حاضر خط مشی و بالاخص قانون اساسی مورد نظر خود را تدوین و در اختیار ملت قرار دهند و سپس از مردم توقع هواداری و انقلابی دیگر را بنمایند.
استقلال و آزادی در وجود قانون متعالی و اجراء صحیح آن و بطور خلاصه در قانون اساسی یک کشور تعریف میشود .
نگذاریم بفرض وقوع انقلابی دیگر فردی مانند آقای بهشتی به بهانه هایی مشابه مسیر را بنفع جریان فکری خاصی تغییر دهد و تاریخ مجددا تکرار گردد.

توسط: Behruz از: Alman
۲۵ ۱۱ ۱۳۸۸ ۲۱:۳۰
اولا جمهوری با اسلام هماهنگی ندارد و با هم ۲موضوع قابل جمع نیستند زیرا اسلام دین شریعت و از طرف خدا و پیامبر و آسمانی است در حالیکه جمهوری روشی مردمی و زمینی است که توسط مردم یک کشور و ان هم ادواری به رای همگانی گذشته میشود
شما یک حقوقدان هستید و میباید از قانون حقوقی آگاهی داشته باشد قانون اساسی جمهوری اسلامی، با اسلام مخلوط شده است
بعنوان مثال از ۱۷۶ اصل ، ۱۰۶ اصل با کلمه اسلامی ذکر شده که نیازی به ذکر ان نبوده است و ۳۱ اصل هم به نحوی به اسلام وصل شده و فقط ۳۹ اصل از ذکر کلمه اسلام استفاده نشده که ان هم به تفسیر قانون وابسته شده است از ۷ آیه قرآن استفاده شده یک صلوات هم بکار رفته اینها چه معنائی دارد که حقوقدانی مثله شما از ذکر حقوق بشر و ۳۰ اصل ان خودداری کند و شریعت اسلامی به همراه صلوات را در قانون اساسی ایران بیاورد.خوب اگه قرار است که قانون حقوقی بنویسید که باید اسلام را بکار نمیبردی و اگر قرار بود که از اسلام استفاده شود که به قانون نیاز نیست چون اسلام خود قوانین خود را دارد و کافی بود بنویسید که قانون اساسی ایران بر مبنای کتاب قرآن است و بس
ملت ایران به شما ها و ان ۷۵ نفر مجلس اولیه خبرگان اعتماد کرد که چنین قانون ضد حقوق بشری برایش بنویسید؟
دوم اینکه قوه قضائی را زیر نظر رهبر گذاشتید در حالیکه باید مستقل باشد و خود قضات ،رییس ان قوه را انتخاب کنند این موضوع
که دیگر ۱۰۰ درصد حقوقی بوده اینرا دیگر چرا اشتباه کردید اصل ۱۵۶ تا ۱۷۴ ، و هم چنین تعریف جرم را بر اساس اسلام گذاشتید اصل۱۶۸ ، که نتیجه امروزی ان شده این که هر گونه حرف یا اعتراضی و حرکت مسالمت آمیزی را توهین به مقدسات و اسلام و نظام میپندارند و اساس قضاوت را هم بر مبنای اسلام گذاشت اصل ۱۶۷ که نتیجه ان شده خفه کردن صدا مردم و اعدام های بی شرمانه، اینها کجا به قانون اساسی فرانسه میخورد؟
.سوم اینکه هر چی قدرت بود را به ولایت فقیه دادید اصل ۱۰۷ تا 112 که تمامی رییس ارتش و سپاه و نظامی را و رییس قوه قضائی ، رییس صدا و سیما ، ۶ نفر از شورا نگهبان ، اعضا مجمع تشخیص مصلحت نظام ، ،ریس دیوان عالی کشور ، دادستان ، و ..... را رهبر انتخاب کند دیگر کم مانده بوده که شوهر عمه مرا هم رهبر انتخاب کند !!
بهتر بود اسم آنرا میگذاشتید استبداد دینی و حکومت سلطانی مذهبی بر اساس قانون اسلامی و بر اساس قرآن و این همه خود و ملت را بازی نمیدادید
چهارم دین اسلام و شیعی را و اصل اسلامی بودن نظام را و امر ولایت را غیر قابل تغییر تفسیر فرض کردید که حتا به رفراندوم هم نباید برود اصل ۱۲ و اصل ۱۷۷
این چه حقوقدانی ای است؟ من که حقوق دان نیستم این را میفهمم که قانون اساسی باید ادواری باشد و هر نسل باید قانون اساسی مطابق با زمان خود را برای نسل خود لازم اجرا بداند شما چطوربعضی از مواد را غیر قابل تغییر تفسیر و غیر باز نگری دانستید؟؟
پنجم از اعلامیه حقوق بشر و ۳۰ ماده طلائی ان استفاده ناقص شده و همه آن به شرط اینکه مخل به مبانی اسلام نباشد ذکر شده است که این خود تناقض با حقوق بشر است مثلا اعتقاد به هر نوع دین و یا اعتقاد نداشتن و یا آزادی تغییر دین با اساس اصل ۱۸ حقوق بشر با اصل ۱۲ و اصل ۲۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی که نوشته شده آزادی عقیده و بیان مشروط به آنکه مخل به اسلام نباشد !! اصلآ هماهنگی و مشابهتی ندارد
ششم حقوق اقلیت ها و قومیت ها و ، زنان ، کودکان ، ...مطابق حقوق بشر در نظر گرفته نشده و یا نابرابر به کار رفته به عنوان مثل ی سنی مذهب نمیتواند به رییس جمهوری برسد و یک زن نمتواند قاضی شود و حقوق فدرالی اصلآ به رسمیت شناخته نشده است مثل اصل ۱۱۵.
هفتم اینکه اصل ۱ و ۲ قانون اساسی ، اصول دین شیعه را آوردید و در اصل ۵ از امام زمان صحبت شده که مگر قانون اساسی یک ملت اصول دین است که در کتاب های درسی مدارس به دانش آموزان درس میدهند؟
چون مطالب زیاد است از باقی ان در اینجا صرف نظر میکنم و از آقای کاتوزیان و بقیه آنها که این قانون را نوشتند صمیمانه میخوام که به جامعه معذرت خواهان تاریخی از ملت ایران به پیوندند که این راه ۱۰۰ مرتبه انسانی تر از دفاع ایشان حتا بعد از ۳۰ سال از گذشت ان است که هنوز میگویند همین قانون اساسی ......

توسط: بنده خدا
۲۵ ۱۱ ۱۳۸۸ ۱۷:۵۴
آقای ناصری عزیز! حسن حبیبی در سال 60 نماینده مجلس بود و دوره بعد مجلس هم باز در مجلس بود و دو یا سه سال آخر کابینه دوم میرحسین موسوی وزیر دادگستری شد.

توسط: بنده خدا
۲۵ ۱۱ ۱۳۸۸ ۱۴:۱۸
ناصری عزیز - پیشنهاد می کنم یک نگاهی به ساختار و شرح وظایف دولت بیندازید. وزیر دادگستری کی تا حالا ( چه قبل چه بعد از انقلاب) در محاکم و اجرای احکام دخیل بوده؟ وزیر دادگستری صرفاً رابط بین قوا و مسئولیت امور پرسنلی و رفاهی کارکنان قوه قضائیه ( که از بودجه عمومی دولت استفاده می کنند) را عهده دار است. مخالفت با سیستم این نیست که هر ننه مرده ای را که صحبتی از او میشود متهم کنیم. خیلی ها هم از اول انقلاب بوده اند و سالم زندگی کرده اند.

توسط: ناصری
۲۵ ۱۱ ۱۳۸۸ ۰۱:۵۹
چرا این مسئله به این مهمی را دز سالهای 1358و1359 جار نزدید که پشت پرده چه میگذرد ایا حسن حبیبی همان کسی هست که در سالهای 1360 به بعد وقتی وزیر دادگستری بود شبی چند صدنفر تیرباران میشدند این شخص یکی از مهره های سرکوب چند دهه بوده ستمگر بیرحمی است

توسط: رهگذر
۲۴ ۱۱ ۱۳۸۸ ۱۹:۰۹
آقای لاهیجی، من حقوقدان نیستم وصرفا"یک زاده ایران که درزمان ابتداانقلاب جوانی بیش نبودم. ازشمای حقوقدان که آن حدخودرادرآن زمان مسئول وآگاه میدانستید که باشرکت درنگارش اولین قانون اساسی درابتدای آن دوره، سرنوشت ملتی رارقم بزنید، می پرسم: ملتی که ساختارآن ازاقوام مختلف وباورهای گوناگون شکل یافته است، آیااین مظهردمکراسی است ک به هرگونه ای نام مذهب خاصی رادرقوانین آن به هرگونه ای ابرازنمائیم؟حتی به گونه گزینش "٥مرجع تقلید"برای هرگونه تصمیم گیری درمواردقانونی؟ آیا این مظهردمکراسی است که که کسی که خودرا"رهبرجنبشی" می داند،بگوید "جمهوری اسلامی"نه یک کلمه بیش ونه کم؟
شماهایی که دراین حرکت (که آنراانقلاب خواندید) متفکر،پیشگام ،همگام وهمراه بودید، آیاآنزمان یک لحظه فکرنکردید ک این خوددرابتدای راه بستراستبدادی دیگرخواهدبود؟ به نظرمن که حقوقدان نبودم ونیستم، این خودزنگ خطری بودبرای تهدیدحقوق ملتی که ساختاری متنوع ازاقوام وباورهادارد. چرافقط مراجع تقلیدمسلمان وچرانه زرتشتی، کلیمی ومسیحی؟
زمانی قانون اساسی اولیه ای که خودشما آنرا"مترقی"خواندید،مترقی می بودکه هیچ نشانی حتی ازآن ٥مرجع تقلید هم نبود! چگونه انتظارداشتیدکه که آینده ملتی رادردست کسانی که بقول خودتان وبه گواه تاریخ وسنت ، کسانی که بایکدیگرهیچگونه توافق فکری نداشتند، بسپارید؟
شماوسایرحقوقدانان آنزمان که نامشان رابردیددراین مورد سستی کرده اید. به نظرمی رسدکه آن زمان فقط میخواستیدکه کاری سریعا" انجام شودواثراتش رابه بعدموکول کردید؟!چرا؟!چرادرمقابل این گفته "جمهوری اسلامی یک کلام"نایستادیدومقهوریک قدرت پوشالی که اززمان ومکان نهایت سوءاستفاده راکردنایستادید؟!زمان آنموقع به نفع شما بود. اگرشماباملت بودید،باآنهاسخن می گفتید،تردیدی ندارم که همه جانب شمارامی گرفتند.ولی پنهان کاری شماوهمگام شدنتان بایک عده خائن به ملت موجب استقرارحکومتی شدکه جز ظلم وستم ،خشونت ورعب وحشت سی ساله چیزی برای این ملت نداشته است.

شماهمچنان درگفته هایتان می گویید"...اگرقرار است عنوان جمهوری اسلامی باشد..." به نظرمن که حقوقدان نیستم، این یک گفته بسیارغیرمسئولانه است.چراکه بیانگرآن است که گوینده خودراغریبه ودورازمهلکه می داند وصرفا" میخواهدبرای شرایط موجودراه حلی موقت ارائه دهد.اظهارنظری است که می توان درگفته های هرفردیامقام دیگری ازممالک گوشه گوشه دنیا به دلیل عدم شناخت ساختارملت ایران می توان انتظارداشت. یادریک کلمه، کسی که هیچگونه تعلقی نسبت به کشورزادگاهش ندارد.

ظلم وجورحال دلیل ناآگاهی گذشته است،لذاازشماانتظاری نمی رود که دراینمورد راه حل دیگری ارائه دهیدکه خودموجب تداوم استقرار ظلم وجورواستبداداست.آقا،من جوان آنموقع وبه سن نشسته این زمان ، که چیزی ازدانش حقوق نمی دانم براین باورم که چیزی با عنوان "جمهوری دموکراتیک اسلامی" یا"حکومت جمهوری اسلامی سکولار" وجودومفهومی ندارد. این عین خشونت ورعب وظلم وجور وستم است.
شماکه تحلیل بندهای پیچیده قانونی برایتان آسان است، بی تردید می توانید مواردوبندهای دورازذهن ومنطق توضیح والمسائل مراجع تقلید را که هربندآن ناقض بنددیگریست ، بیش ازمن زیرسئوال ببرید.
به من بگویید کجای این اصول ذکرشده درمباحث دین این آقایان مترقی می نماید؟!شماکه آنموقع باورداشتیدکه اینان حتی خودراقبول ندارند،چگونه می توانندبرای ملتی تصمیم گیری کنند؟!شماباپذیرش آنان دانش خودرازیرسئوال بردید. من خواننده سطرهای این گزارش به شما وافرادی که نامشان رابردید تردید دارم ومی گویم که شماوهمکارانتان درزایش این جوروستم مسئولید.