سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۹:۲۰ - ۷ فوریه ۲۰۱۲

ايران / اجتماعی

اسلاووی ژیژک: ایرانیان به خودباوری رسیدند

اندازه متن - +
اسلاووی ژیژک، فیلسوف شهیر اهل اسلوونی و یکی از رهبران فکری چپ نوین در اروپا، از جمله کسانی بود که در روزهای گذشته زبان به انتقاد از حکومت و حمایت از معترضان ایرانی گشود.[بیشتر بخوانید: نامه سرگشاده دانشگاهیان جهان در حمایت از تظاهرکنندگان ایرانی ]

ژیژک خود از منتقدان انقلاب‌های مخملی و پمپاژ ارزش‌های غربی در جهان است. اما وی رخدادهای ایران را شبیه هیچ یک از انقلاب‌های مخملی نمی‌داند و برایش ارزشی کاملا متفاوت قائل است.

وی استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه لوبلیانا در اسلوونی و مدرس میهمان بسیاری از دانشگاه‌های اروپایی و آمریکایی است. ژیژک در دهه ۱۹۸۰، یکی از مخالفان فعال حکومت کمونیستی در یوگسلاوی سابق بود.

اسلاووی ژیژک در یکی از سخنرانی‌های اخیرش برای دانشجویان دوباره به اتفاقات اخیر ایران پرداخته است.


خلاصه‌ای از این سخنرانی را می‌خوانید:

زمانی که یک رژیم خودکامه با بحران نهایی خود روبه‌رو می‌شود، آشفتگی و سراسیمگی آن معمولاً در دو حرکت خود را نشان می‌دهد؛ قبل از سقوط قطعی مردم تشخیص می‌دهند که بازی به پایان رسیده و دیگر از حکومت هراسی ندراند. نه تنها مشورعیت خود را از دست می‌دهد بلکه واکنش خشم‌آلود آن را مردم نشانه درماندگی حکومت می‌دانند.

درست مثل کارتون‌های کودکانه که در آن گربه‌ای در آخرین لحظات فرار به لبه پرتگاهی می‌رسد و در آن لحظه‌ای که به پایین نگاه می‌کند و زیر پای خود را خالی می‌بینند، سقوط می‌کنند. رژیم‌های خودکامه نیز چنین سرنوشتی دارند و فقط کافی است آنها را مجبور کنیم که به زیر پای خود نگاه کنند و پرتگاه را ببینند.

ژیژک قبل از ارائه تحلیل خود از مختصات حرکات اعتراضی فعلی در ایران به دیدگاه‌هایی اشاره می‌کند که به نظر وی درک درستی از این حوادث نمی‌دهند:

یک عده به غلط این جنبش را چیزی مشابه انقلاب‌های مخملی طرفدار غرب می‌دانند و فکر می‌کنند که این حرکات گام‌های اول برقراری یک نظام دمکراتیک غربی و پایان اسلام سیاسی در ایران است.

عده دیگری با ناامیدی از تحول در ایران ‌می‌گویند: لیافت مردم این کشور همین احمدی نژاد و حامیان آن هستند و بنابراین با دیدی انتقادی و ناباورانه به حرکات موجود می‌نگرند.

 یک نوع اسلام رهایی‌بخش نیز وجود دراد و برای پیدا کردن آن لازم نیست به قرن دهم میلادی بازگردیم، آنچه که د رایران می‌گذرد نمونه زنده آن است.
و بالاخره گروه دیگری هستند که احمدی نژاد را قهرمان ملی ایران در مبارزه با خارجی‌ها می‌دانند و فکر می‌کنند که برخلاف تصویری که رسانه‌های غربی از او می‌دهند، وی در پی بهبود وضعیت اقشار فقیر و تحکیم استقلال ایران است. از نگاه این عده حرکات اعتراضی اخیر شبیه به کودتایی است که غرب علیه دولت ملی محمد مصدق به راه انداخت.

ژیژک یادآوری می‌کند که این سه دیدگاه با وجود همه تمایزها به حوادث اخیر ایران، از منظر کليشه‌ای تقابل بین اسلام‌گرایی سیاسی و لیبرالیسم غربی می‌نگرند. به همین خاطر در مورد جایگاه بازیگران اصلی مثل محمود احمدی نژاد و یا میرحسین موسوی و یا در تحلیل خواست‌های مردم سردرگم‌اند.

به اعتقاد ژیژک، آن‌چه در ایران شاهد آن هستیم تلاش جمعیت وسیعی از مردم ناراضی برای زنده کردن آرمان‌های اولیه انقلاب ۵۷ است. به همین خاطر است که بسیاری از شعارها و نوع حرکات با آن دوران شباهت فراوانی دارد. این یک جنبش مشروع مردمی است و فعالان آن کسانی هستند که انقلاب اسلامی به رهبری آیت‌الله خمینی، به شعارها و خواست‌های آنها خیانت و پشت کرده است.

احتمالا حکومت قادر خواهد شد که نیروی انفجاری جمعیت را کنترل کند. اما این دیگر آن رژیم سابق نخواهد بود بلکه حکومتی فاسد و منفور در زمره دیکتاتوری‌های دیگر است. نتیجه هر چه که باشد ما شاهد تحولی در میزان اقتدار و خودباوری مردم ایران هستیم که ممکن است در هیچ یک از نسخه‌های کلیشه‌ای تقابل اسلام‌گرایی با دمکراسی لیبرال نگنجد.
در ادامه ژیژک سعی می‌کند واقعیات مربوط به روش حکومت احمدی‌نژاد را برملا کند. به اعتقاد وی احمدی‌نژاد قهرمان اقشار کم درآمد ایران نیست و شیوه‌های او حتی موجب نگرانی و اعتراض بسیاری از رهبران روحانی شده است. همزمان او از تمام ابزارهای تبلیغاتی پیشرفته و جهت دادن به فضای جامعه سوءاستفاده می‌کند و یک طبقه ثروتمند نوکیسه نیز از او حمایت فعال می‌کند.

اینها کسانی هستند که قبل از قدرت‌گیری جناح وی صاحب امتیازهای اقتصادی انحصاری شده بودند. فراموش نکنیم که سپاه پاسداران و محافل قدرت اطراف آن یک سازمان شبه‌نظامی متشکل از اقشار فقیر نیست بلکه در سال‌های اخیر به یک شرکت غول آسای اقتصادی و مهم‌ترین مرکز سوداندوزی در ایران بدل شده است.

در آن سو نامزدهای معترض را داریم. مهدی کروبی یک اصلاح‌گرا و طرفدار آزادی برای فعالیت گروه‌های مدنی است اما موسوی را بیشتر باید نماد بازگشت به مدینه فاضله دوران انقلاب دانست. مدینه فاضله‌ای که آرمان‌های آن هنوز زنده است و به خواست‌های خود از جمله آزادی کامل نرسیده است.

به همین خاطر است که بخش زیادی از ایرانیان در حرکات اخیر خودعلیه ربودن این انقلاب و آرمان‌های آن توسط یک گروه متحجر و تندرو به اعتراض برخاسته‌اند. حرکات اخیر یادآور روزهای انقلاب ایران است که پایه‌های یک حکومت استبدادی به لرزه درآمد و در فردای پیروزی آن همه چیز ممکن به نظر می‌رسید. به زبان دیگر جنبش اعتراضی کنونی «بازگشت سرکوب شدگان» انقلاب به میدان مبارزه است.

همه اینها نشان می‌دهد که واقعا یک نوع اسلام رهایی‌بخش نیز وجود دراد و برای پیدا کردن آن لازم نیست به قرن دهم میلادی بازگردیم، آنچه که د رایران می‌گذرد نمونه زنده آن است.

ژیژک در پایان این تحلیل ضمن اذعان به ناروشن بودن آینده حوادث در ایران می‌نویسد: بعید است که گربه از لبه پرتگاه سقوط کند. احتمالاً حکومت قادر خواهد شد که نیروی انفجاری جمعیت را کنترل کند. اما این دیگر آن رژیم سابق نخواهد بود بلکه حکومتی فاسد و منفور در زمره دیکتاتوری‌های دیگر است.

نتیجه هر چه که باشد ما شاهد تحولی در میزان اقتدار و خودباوری مردم ایران هستیم که ممکن است در هیچ یک از نسخه‌های کلیشه‌ای تقابل اسلام‌گرایی با دمکراسی لیبرال نگنجد. اگر ما در غرب چنین تفاوتی را درک نکنیم و به ذات واقعی تحولات در ایران پی نبریم، نشان می‌دهد که خود ما نیز موازین دموکراتیک را فراموش کرده‌ایم و آماده پذیرش احمدی نژادهایی از نوع اروپایی آن هستیم. مردم ایتالیا هم اکنون با نمونه‌ای از آن در هیبت برلوسکونی مواجه‌اند، دیگرانی از این تبار و قبیله در انتظار رسیدن به قدرت هستند.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۳
    بعدی 
توسط: koorosh
۱۰ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۴:۱۳
نمیدانم تا کی‌ ایران و ایرانیان باید این بر چسب اسلام رادر تمام راه همواره با خود یدک بکشند. باید پذیرفت که شوربختانه اسلام در ساختار جامعه ما تا آنجا دیده شده است که جامعه شناسان اروپا هم با همبافت بودن این فاکتور در این ساختار اشنا شده‌اند. حرکت جوانان ما نشانگر این است که جوانان ایران خواستار جامعه ‌ای آزاد در راستای دمکراسی و قوانین مدنی میباشند و خوشبختانه چنین جامعه‌ای را نمی‌توان در هیج جمهوری اسلامی، حکومت اسلامی، اسلام سیاسی و یا سیاست اسلامی جستجوگر شد
به نظر من ايشان درك درستي از مردم ايران ندارد. هيچ يك از مردمي كساني كه به اعتراض برخاسته اند قصد برپايي آرمانهاي اوليه انقلاب 57 را ندارند. آنها تنها ميخواهند راهي براي نجات از اين مخمصه پيدا كنند و اگر شعار الله اكبر و ياحسين ميدهند تنها به اين دليل است كه با سلاح خودشان ميخواهند با آنها مبارزه كنند.وگرنه هدف همه آنها جدايي دين از سياست و برقراري دموكراسي است و اين يعني هدف نهايي . اگر موسوي پيروز ميشد مطمئنا ايده آل مردم نبود و در پله بعدي مردم اصلاحات جديدتري مي خواستند. اما اين كودتای 22 خرداد راه اصلاحات را بست.هيچ كس دنبال اسلام رهايي بخش نيست . همه فعلا به يك هدف نزديك و موقت فكر ميكردند رهايي از احمدي نژاد و سپس خامنه اي و در كل ولايت فقيه .كروبي و موسوي ايده آل ما نيستند مگر اينكه اينان نيز راه جدايي دين از سياست را برگزينند

توسط: علی
۰۸ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۹:۴۱
متاسفانه شناخت اقای ژیژک از ایران و جامعه ایرانی از خیلی از هموطن مان چه در داخل و چه در خارج از ایران بیشتر هستش . قصد دفاع از اسلامگرایی رو ندارم . اما اگر یک ماه کوله پشتی اتون رو بر دارید و از تهران بیشتر از 30 کیلومتر دور بشید . بینید باز هم می تونید نقش اسلام رو در ایران نادیده بگیرد!

توسط: مهر
۰۸ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۶:۴۱
به نظر من ايشان درك درستي از مردم ايران ندارد. هيچ يك از مردمي كساني كه به اعتراض برخاسته اند قصد برپايي آرمانهاي اوليه انقلاب 57 را ندارند. آنها تنها ميخواهند راهي براي نجات از اين مخمصه پيدا كنند و اگر شعار الله اكبر و ياحسين ميدهند تنها به اين دليل است كه با سلاح خودشان ميخواهند با آنها مبارزه كنند.وگرنه هدف همه آنها جدايي دين از سياست و برقراري دموكراسي است و اين يعني هدف نهايي . اگر موسوي پيروز ميشد مطمئنا ايده آل مردم نبود و در پله بعدي مردم اصلاحات جديدتري مي خواستند. اما اين كودتای 22 خرداد راه اصلاحات را بست.هيچ كس دنبال اسلام رهايي بخش نيست . همه فعلا به يك هدف نزديك و موقت فكر ميكردند رهايي از احمدي نژاد و سپس خامنه اي و در كل ولايت فقيه .كروبي و موسوي ايده آل ما نيستند مگر اينكه اينان نيز راه جدايي دين از سياست را برگزينند

توسط: Rostam از: Nahavand
۰۸ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۶:۰۷
نمیدانم تا کی‌ ایران و ایرانیان باید این بر چسب اسلام رادر تمام راه همواره با خود یدک بکشند. باید پذیرفت که شوربختانه اسلام در ساختار جامعه ما تا آنجا دیده شده است که جامعه شناسان اروپا هم با همبافت بودن این فاکتور در این ساختار اشنا شده‌اند. حرکت جوانان ما نشانگر این است که جوانان ایران خواستار جامعه ‌ای آزاد در راستای دمکراسی و قوانین مدنی میباشند و خوشبختانه چنین جامعه‌ای را نمی‌توان در هیج جمهوری اسلامی، حکومت اسلامی، اسلام سیاسی و یا سیاست اسلامی جستجوگر شد.

پاینده ایران و مردم آزاده ایران


توسط: زهره
۰۸ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۵:۲۸
در جواب دوست عزیزمان مسعود باید بگویم که که مردم به این دلیل هنوزاز گفتمان اسلام و انقلاب استفاده می کنند که 1- تاکنون فقط در همین گونه فضاها و با این روش حرف خود را زده اند و هنوز روش های دیگری را به هر دلیل موجه یا ناموجهی نیازموده اند و تجربه دیگری از انواع گفتمان های دیگر ندارند. 2-بسیاری مجبور به انتخاب این نوع از گفتمان هستند. بسیاری به اسلام رهایی بخش، انقلاب خمینی یا انقلاب 57 هم دیگر اعتقادی ندارند ولی به علت کم خطر بودن این گفتمان برایشان، به استفاده از آن روی آورده اند که به بهانه مطالبه خواستهای مشروعشان یعنی دموکراسی برچسب ضد انقلاب نخورند. به عبارتی مردم از ابزار خود آنها بر علیه آنها استفاده می کنند تا به آنان بفهمانند که همه حرفها و وعده هایشان در قالب دین و مذهب دروغی بیش نبوده است. من فکر می کنم بیشتر جوانهای ایرانی می خواهند مانند دیگر انسانهای کشورهای پیشرفته از حقوقی مشابه برخوردار باشند و شکل گیری جامعه ای برایشان مهم است که حداقل تا حدودی خواسته هایشان را جامه عمل بپوشاند. آنها می خواهند روش های آزموده شده حکومتهای موفق در این زمینه در کشورشان پیاده شود و اگر گریزی به شعارهای اول انقلاب می زنند و دوباره از همان گفتمان استفاده می کنند بیشتر اعتراضی است به این فریبکاری حکومت. وگرنه خود می دانند که از این پس انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی به هرشکل که در کشورشان پیاده شود، چیزی را اگر بدتر نکند، به سمت بهتر شدن تغییر نمی دهد.

توسط: ساینا از: تهران
۰۸ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۵:۰۶
کسانی که اعتراضات بحق مردم ایران را به عنوان انقلاب مخملی معنی می کنندو حاضربه جوابگوئی نیستند آنقدر در دیکتاتوری فرو رفته اند که از ریختن خون مردم هیچ عبائی ندارند واین شباهتهای زیادی به انقلاب 57 دارد .مردم اگرچه در خیابانها نیستند ولی اعتراضهای مدنی دست بر نخواهندبرداشت ."زنده باد آزادی "

توسط: پیروزی
۰۸ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۵:۰۰
امیدوارم هر چه زودتر گربه به ته جهنم سقوط کندولی مشکل اینجاست که باید فکری به حال توله های گربه کرد.

توسط: مریم
۰۸ ۰۴ ۱۳۸۸ ۰۰:۲۵
سرکوب شدگان انقلاب 57 در جنبش امروز ایران بیشتر پشت پرده هستند.بسیاری از فعالان این جنبش در آن زمان متولد هم نشده بودند

توسط: سلمان از: سنگاپور
۰۸ ۰۴ ۱۳۸۸ ۰۰:۰۹
به نظر بنده ايشان مطلب را درست نگرفته است. شباهت حرکت فعلی به انقلاب 1357صرفا ظاهری و به علت شباهت تاکتيکهای مبارزاتی مثل الله اکبر گفتن است. آنچه که مردم امروزه به دنبال آن هستند تا حد قابل توجهی پخته تر از شعارهای آن دوران است. اگرچه مسايلی همچون عدالت محوری در کلیات، در هر دو واقعه مشترک هستند.

توسط: مسعود
۰۷ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۹:۱۱
تاكيد بر اسلام رهايي بخش تنها يك بند كوتاه اين مقاله را تشكيل مي دهد و بسياري از دوستان به طور عصبي نسبت به آن واكنش نشان داده اند. در حالي كه اصل ماجرا چيز ديگري است. نمي توان تحليل اعتراض هاي ايران را بر مبناي دوگانه اسلام و غرب تبيين كرد. بايد از شيوه ديگري استفاده كرد. و جوهره انقلاب 1357 همچنان موجد تغيير است. واكنش افراد به اين دليل است كه به جاي انقلاب 57 گفته است انقلاب خميني.
وقتي از عناصر اسلامي مثل الله اكبر، يا حسين، نصرالله من الله و فتح قريب استفاده مي شود، به اين معناست كه گفتمان اجتماعي اسلام - نه دين اسلام - زنده است و دوباره در حال زنده شدن است. وقتي براي مقابله با آناني كه مي گويند موسوي 20 سال كجا بود مي گوييم همانجا كه علي 25 سال بود، يعني از گفتمان اسلام براي رهايي استفاده مي كنيم نه اين كه اسلام رهايي بخش است. همان طور كه ديگران هم از مهدويت - نظريه متحجر غالبي كه به ما قالب كرده اند - براي مقابله با ما استفاده مي كنند. چه بخواهيم و چه نخواهيم هنوز در گفتمان اسلام مبارزه مي كنيم. شايد مبارزه بعدي گفتمان ديگري داشته باشد.
صفحه از ۳
    بعدی 

به ما بپیوندید