شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۵:۳۴ - ۱۱ فوریه ۲۰۱۲

ايران / سياسی

«سیاست منزوی کردن ایران شکست می خورد»

تری کويل
اندازه متن - +
  تری کويل پژوهشگر در موسسه مطالعات بين المللی و استراتژيک در فرانسه و مئير جاودانفر، تحليلگر سياسی مقيم اسرائيل  با سايت راديو فردا در مورد سياست خارجی دولت آمريکا در قبال ايران، يک سال پس از انتخاب باراک اوباما به عنوان رييس جمهور سخن گفته اند.

تری کويل می گويد: «سياست اوباما در مورد حل بحران هسته ای ايران، طرح کارآمدی است و تحليل دولت جديد ايالات متحده از مسائل ايران تحليلی صحيح و مبنی بر واقعيات است. سياست منزوی کردن ايران از طريق تحريم های اقتصادی، سياستی است که به بن بست خواهد رسيد و شکست می خورد.»

اين تحليلگر فرانسوی می گويد که « اقتصاد ايران، به عنوان يک اقتصاد نفتی، با اين تحريم ها دچار تنش چندانی نخواهد شد. به علاوه، در اثر اعمال تحريم های اقتصادی، اين ايرانيان هستند که تحت فشار قرار خواهند گرفت و برای تهيه ی مايحتاج اوليه نيز دچار دردسر خواهند شد. همچنين، سياست عدم مذاکره با ايران نيز سياست بی اثری است و به نوعی کمکی خواهد بود به افراطيون ايرانی که سعی دارند ايران را از هر لحاظ منزوی کرده و به تعبير خودشان از تاثير غرب در امان نگاه دارند.»

تری کويل می افزايد: « بی اثر بودن اين سياست در زمان رياست جمهوری آقای جرج بوش به همه ثابت شد. خشمی که از جانب دولت بوش متوجه ايران بود، موجب تضعيف خاتمی و روی کار آمدن احمدی نژاد به عنوان يک قهرمان وطن پرست شد.»

وی می گوید  «عده ای خرده می گيرند که بهتر بود پيش از انديشيدن به مسائل هسته ايران و در پيش گرفتن مذاکرات هسته ای، بهتر می بود که ابتدا مسائل ديگری به ميان کشيده شود تا اعتماد طرفين به يکديگر جلب شود. اين جلب اعتماد به شروع مذاکرات هسته ای نيز می توانست کمک بسياری کند. عده ای ديگر نيز انتقاد می کنند که پس از آن که ايران در ماه اکتبر قطعنامه پيشنهادی ژنو را رد کرد، دولت ايالات متحده می بايست تحريم های سنگيرنتری را بر ايران تحميل می کرد. روشن است که دليل ندادن پاسخی شفاف به اين قطعنامه از طرف ايران، آشفتگی های داخلی ايران بود و لذا تحريم ها هيچ مسئله ای را حل نمی کرد.»

این پژوهشگر فرانسوی در پایان می گوید که «به باور من در مورد مسئله هسته ای، راه حل ديگری به جز مذاکره وجود ندارد. حکومت ايران در حال حاضر از مشکلات شديد درونی رنج می برد و لذا نياز دارد تا بر سر اين مسئله به توافق برسد و همچنين با توجه به همين مشکلات درونی ايران، در پيش گرفتن موضعی محکمتر در مورد مسائل هسته ای ايران ممکن است برای ايالات متحده خطر آفرين باشد. حمايت بيش از اندازه  ايالات متحده از جنبش اعتراضی ايران، تنها به ضعف اين جنبش خواهد انجاميد چرا که کمکی می شود به اصول گرايان که سعی دارند اين جنبش را به عوامل بيگانه نسبت دهند. به باور من، توافق با حکومت ايران بر سر مسائل هسته ای کمکی به موازنه ی قدرت در ايران نخواهد کرد چرا که اکنون مسئله ی هسته ای به مقام دوم نزول کرده است و آنچه که حائز اهميت است کشمکش های سياسی حاضر در ايران است.»

«تغییر سیاست صندلی خالی بوش»

مئير جاودانفر، تحليلگر سياسی مقيم اسرائيل می گويد يک سال بعد از انتخاب باراک اوباما به عنوان رييس جمهور آمريکا، می توان دستاوردهای وی را در قبال دولت ايران مثبت دانست.

آقای جاودانفر می افزايد : «يکی از دستاوردهای وی اين بود که توانست سياست «صندلی خالی» جورج بوش را عوض کند، و به جای آن از طريقه مذاکره بتواند موضع کشور خود را در بحران هسته ای ايران ارتقا ببخشد. جامعه بين المللی ديگر آمريکا را به عنوان عامل بازدارنده برای حل بحران هسته ای ايران نميبيند. کاملا بر عکس. اين روزها خيلی ها دولت باراک اوباما را به عنوان يک عامل مشوق برای استفاده از راه های صلح آميز برای حل مسأله مينگرند.

وی می افزايد: « اوباما با دنبال کردن مذاکره توانست که به دنيا نشان بدهد که اين آيت الله علی خامنه ای هست که حاضر به نشان دادن به نرمش در مسأله هسته ای نيست.»

اين تحليلگر مقيم اسرائيل می گويد: «چون دولت آمريکا حاضر بود که بر اساس توافق نامه وين هم سوخت برای راکتور پژوهشی تهران تامين کند و هم اينکه در مورد موضوع غنی سازی حتی صحبت هم نکند ولی دولت ايران حاضر نشد که اورانيوم غنی شده خود را به روسيه و  یا به فرانسه برای تبديل سوخت بفرستد. رد کردن اين پيشنهاد باعث به وجود آوردن انسجام بين المللی قوی شد و حتی روس ها حاضر شدند که در تحريم تهران شرکت کنند.»

آقای جوادانفر می گوید که «شايد مهمتر از آن، با تبريک نوروزی خود به مردم ايران، آقای اوباما به مردم ايران نشان داد که دولت امريکا دشمنی با مردم ايران ندارد. اين ضربه بزرگی برای آقای احمدی نژاد و آيت الله خامنه ای بود چون با اين اقدامات توجيهه سياست ها و شعار های ضد آمريکايی آنها سخت تر شد.  اين مسئله باعث شد که به سختی بتوانند آمریکا را مسئول مشکلات ایران معرفی کنند. چنین امری موجب شد که سر کوب جنبش سبز برای دولت سخت تر بشود و  توجيه و انگيزه پيوستن به اين جنبش افزايش يافته است.»
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۲
    بعدی 
توسط: heidari از: wien
۰۲ ۱۱ ۱۳۸۸ ۱۸:۳۸
سلام به نظر من نظریه این آقا به حقیقت نزدیک است.
دوستان خوبم من هم از مخالفان آفای احمدی نژاد هستم و فقط یک سال است که خارج از کشور هستم ودر زمان انتخابات اول ریاست جمهوری احمدی نپژاد در ایران بودم و جز ستاد انتاخاباتی کاندیدای دیگر بودم.
نظر این تحلیل گر درست است در دور اول ما با خیلی از مردم که صحبت می کردیم می گفتند احمدی نژاد از قشر آسب پذیر جامعه هست و متاسفانه به دیدگاه او کاری نداشتند.
شما باید توده مردم را در نظر بگیرید نه روشنفکران را. در ضمن در تحلیل های خود واقعیت ها را در نظر بگیرید حتی اگر به ضرر شما باشد تا بتوانید پیش بینی درست داشته باشید.
اما در مورد نظر این آقا شما فرض کنید ایران تحریم شد چه کسی ضرر می کند دولت مردان خوب خوردن خوابیدن تفریح کردن و سوار گرده مردم را دارند این مردم هستند که آسیب می بینند. در ضمن بهانه هم دارند که بیشتر مردم را اذیت کنند اگر چه این ها نیاز به بهانه هم ندارند.
بنابراین تحریم بهترین گزینه نیست.
دوستان غزیزم لطفا سعی کنید در اظهار نظر کردن از احساسات خود کمتر استفاده کنید تا منطقی تر باشید
آرزو می کنم همه شما سالم و شاد باشید.
خواهر کوچک شما

توسط: کامی از: امستردام
۰۲ ۱۱ ۱۳۸۸ ۱۸:۲۳
شاید بهتر بود که ایشان نتیجه این سیاست را هم بیان می کردند.از روزی که در سال 2002 مسئله مخفی اتمی رژیم ایران توسط یک گروه اپوزیسیون ایرانی افشا شد تا به امروز هم همین راه را چه اروپایئها و چه امریکا در برابر این رژیم بنیاد گرا طی کرده اند که نتیجه ان نزدیک شدن این رژیم به بمب اتمی شده است .جالب است که ایشان از فشار امدن بر مردم ایران در صورت تحریم این رژیم سخن به میان اورده است ولی اشاره ای به خواست مردم به سرنگونی تمامیت این رژیم اشاره ای نکرده است. مردم ایران حداقل در طی این 8 ماه گذشته با فدیه کردن فرزندان خودشان به دنیا ثابت کردند که چه می خواهند .مردم ایران در واقع در این 30 سال در تحریم از تمام منابع ملی خود توسط این رژیم بوده اند بنابراین این مردم ایران نیستند که در صورت تحریم ضرر می کنند بلکه کسانی که از معامله با این رژیم و غارت منابع طبیعی این ملت به سودهای نجومی دست یاقته اند ضرر خواهندکرد و ایشان هم سنگ همان شرکتها را به سینه می زنند و الا که ملت ایران با دست خالی در مقابل این رژیم ایستاده و تا سرنگون کردن این رژیم از پا نخواهند نشست.

توسط: داریوش
۰۲ ۱۱ ۱۳۸۸ ۰۹:۳۰
تا وقتی که تحلیلگران سیاسی شبیه آقای کویل فکر می کنند رژیم عوامفریب به حکومتش ادامه خواهد داد. من نمی دانم چرا دنیا نسبت به این همه نقض حقوق انسانها بی تفاوت شده.

توسط: nastaran از: تهران
۰۲ ۱۱ ۱۳۸۸ ۰۶:۱۸
این باصطلاح پژوهشگر, کل مطلبی که میخواد برسونه اینه که تحریم و راه حل نظامی فایده ای نداره و مردم هم احمدی نژاد رو حداقل در مقطعی, قهرمان و وطنپرست میدونن , این آقا اگر نگیم جیره خوار رژیم جمهوری اسلامی در خارج است باید بگیم بسیار نادان و جاهل میباشند .

توسط: آزاده از: اصفهان
۰۲ ۱۱ ۱۳۸۸ ۰۵:۲۶
بچه دو ساله هم میدونه احمدی نژاد همه چی هست جز قهرمان وطنپرستی

توسط: cyrus از: Europe
۰۲ ۱۱ ۱۳۸۸ ۰۴:۳۴
ایشان ظاهرا خودشان را به شکل اساسی به کوچه علی چپ زده و انگار نه انگار که سیاستهای آقای اوباما (اظهار دوستی ایشان با حکومت اسلامی و التماس برای بر قراری روابط در نامه های خصوصی به علی خامنه ایی) موجب شد که آقایان آنچنان در جنایت و خونریزی دلیر شوند که در روز روشن و در مقابل صدها دوربین با آسودگی آدم بکشند (کاری که قبلا حد اقل در پنهان و به دور از چشم جهانیان میکردند) . این را دیگر هر فرد ابله و بیسوادی میفهمد که اگر به یک بچه شرور و رذل رو بدهی و هر چه بیشتر شرارت کرد تو بیشتر کوتاه بیایی ، رذالت اش افزون میشود و در انجام زشتیها مصمم تر . برای درک این موضوع لازم نیست که پژوهشگر در یک جای استراتژیک باشی . البته تردیدی نیست که این جور نظریات ملیح و رهبر پسند (که خبر گزاریهای دولتی هم مدام به آن استناد میکنند و تا هفته ها در صفحه اول خود روی آن کار تبلیغاتی انجام میدهند) در نهایت به لابی تجاری نیرومند و ثروتمند سپاه پاسداران وصل است که متاسفانه حتی دامنه نفوذش تا قالب کاخ سفید هم امتداد میابد -- جایی که تجار و دلالان تحصیلکرده مثل آقای ولی نصر بیخ گوش رییس جمهور آمریکا مدام زمزمه میکنند که : "آقا بذار بشینیم باهاشون مذاکره کنیم و یه داد و ستدی ، تجارتی ، معامله ایی انجام بدیم صنار سی شاهی گیرمون بیاد. به ما چه مربوط که شهروندان خودشون رو زیر مشت و لگد و تیر و چاقو هلاک میکنن؟ بالاخره یه پنجاه سال دیگه کم کم نمک گیر میشن و یواش یواش میان تو خط دموکراسی - مثل اندونزی و جاهای دیگه !" -- اینارو جدی گفتم ها ؛ اگه باور ندارید رجوع کنید به مصاحبه جناب ولی نصر

توسط: اشكان از: دبي
۰۲ ۱۱ ۱۳۸۸ ۰۲:۳۸
اين آقاي تري كدوم دانشگاه درس خونده؟!! بيچاره از دانشجوهاش

توسط: سیروس از: تهران
۰۱ ۱۱ ۱۳۸۸ ۲۳:۳۴
من به ایرانیانی که کامنت گذارده و آگاهی خود را از مسائل داخلی کشور نشان میدهند افتخار میکنم ، اما در مورد مسئله فوق باید بگویم ، کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من، اگر آمریکا میخواست کاری بکند بایستی بجای عراق و افغانستان به حکومت ایران حمله میکرد که منشا همه فساد ها و تروریسم در دنیا است ، طالبان ، حزب اله ، و تمامی گروه های تروریستی در ایران اسلامی آخوندی آموزش میبینند.

توسط: ذره بین از: لندن
۰۱ ۱۱ ۱۳۸۸ ۲۱:۱۷
من کاملا با آقای تری کويل مخالف ام چون سیاست پریزدنت بوش نبود که شخصی مثل احمدی نژاد به قدرت رسید بلکه تقلب های گسترده ای بود که صورت گرفت . این داستان 30 سال است ادامه دارد چون قانون اساسی فعلی ایران انتخابات آزاد را ممکن نمیسازد چون نهادی مثل شورای نگهبان وجود دارد که خود منتخب ولی فقیه است ولی فقیهی که خود خود را در عمل انتخاب میکند و به هیچ کس پاسخگو نیست.

توسط: ماندانا از: تهران
۰۱ ۱۱ ۱۳۸۸ ۲۰:۴۸
تحلیل تری کویل مربوط به یک بچه کودکستانیست برای رادیو فردا متاسفم آخر جناب تری کویل کی بهتون گفته مردم در دوره اول به احمدی نژاد رای دادند آنهم بخاطر قهرمانی و وطنپرستی ?!! همان موقع هم تقلب شده بود و مردم به آقای معین وزیر دولت خاتمی رای دادند و همان موقع هم کروبی و رفسنجانی بدرستی به تقلب اشاره کردند و به خدا پناه بردند چون مردم هنوز با چهره و حرفهای نامعقول احمدی نژاد آشنا نبودند عکس العملی مثل این دوره بروز ندادند .
صفحه از ۲
    بعدی