شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۵:۰۶ - ۱۱ فوریه ۲۰۱۲

ايران / سياسی

هاشمی رفسنجانی کجا ایستاده است ؟

اندازه متن - +
هاشمی رفسنجانی در سالگرد انفجار مقر حزب جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰  ،بار دیگر از وضع موجود در ایران انتقاد کرده است.

انتقاداتی که بار دیگر در محافل خبری ایران ، این سوال را ایجاد کرده که هاشمی رفسنجانی چرا این ماه ها بیش از گذشته و علنی تر از قبل از حاکمیت انتقاد می کند ؟

اصولا رفتار سیاسی هاشمی رفسنجانی را ،پس از نا آرامی های یکساله اخیر ایران چگونه می توان تجزیه و تحلیل کرد ؟آیا هاشمی رفسنجانی ، در ایران کنونی ، نفوذ و قدرتی دارد ؟

نهایت اینکه آیا هاشمی رفسنجانی با حاکمیت است ،یا با معترضان و مخالفان حاکمیت ؟


سعید رضوی فقیه تحلیلگر مسائل سیاسی در تهران در گفتگو با رادیو فردا، در پاسخ به این سوالات ، قبل از هر چیز می گوید حالا" چالش رفسنجانی – خامنه ای " یکی از مهمترین چالش ها در جمهوری اسلامی است :


رضوی فقيه: آقای هاشمی رفسنجانی يکی از سياستمداران هوشمند و هوشيار ايران است که دقيقا بر اساس شرايط موجود و توانمنديها و نقاط قوت خودش سعی کرده است جايگاه خاصی در جريان اختلافات و بحران های فعلی پيدا کند.



گمانم بر اين است که تا همين ميزان هم، ايشان ريسک و خطر زيادی را پذيرفته که رو در روی بخش مهمی از قدرت رسمی جمهوری اسلامی ايستاده است. هر چند می شود گفت يکی از چالشهای رسمی امروز، چالش آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خامنه ای به صورت پنهان و بر سر مسائل جاری جمهوری اسلامی بوده است.

آقای هاشمی رفسنجانی يکی از آن سدها و موانعی است که در برابر يکدست شدن و يکپارچه شدن قدرت و حاکميت ايستادگی کرده است.

آقای رضوی، چرا آقای هاشمی رفسنجانی در يک سال اخير به نقد علنی روی آورده اند در حالی که رفتار سياسی که تا پيش از اين در مورد ايشان ديده شده بود، نوعی لابی گری بود و نه نقد سياسی؟

لابی گری و يا حتی گفت و گوی پنهان و چانه زنيهای پشت پرده مستلزم لوازم و شرايط خاصی است که هم به واقعيت های بيرونی و هم به توانائيهای افرادی که لابی، چانه زنی و يا گفت و گو می کنند، مربوط است.
به گمانم شرايط در ساختار جمهوری اسلامی و موازنه قوا و رفتار زمامداران کنونی جمهوری اسلامی در طول يکسال گذشته و حتی بيش از يکسال گذشته، به نحوی بوده که امکان چانه زنی و همچنين لابی گری را به طور کلی از آقای هاشمی سلب کرده است.

می بينيد که رسانه ها و تريبون ها، فحش دادن به آقای هاشمی را شروع کرده اند. بنابر اين طبيعی است که آقای هاشمی، قدرت لابی گری صددرصد خودش را تا حدی از دست داده است. يا حداقل فکر می کند اين لابی گريها به نتيجه مشخصی منتهی نخواهد شد. و مجبور شده است که به نامه نگاری، صحبت های علنی، مصاحبه های معنادار آشکار رو بياورد.

از طرفی ديگر احتمالا خطر قدرت گرفتن نيروهای افراطی را چنان ارزيابی می کند که به نظر نمی رسد با آن لابيگريهای پشت پرده بشود آن خطر را مهار کرد. و به همين دليل است که آقای هاشمی دقيقا قبل از انتخابات رياست جمهوری گذشته شروع به علنی کردن مواضعی کرد که قبلا فقط در جلسات خصوصی، احيانا مطرح و مورد بحث و بررسی قرار می گرفت.

اصولا آيا آقای هاشمی رفسنجانی در شرايط کنونی دارای قدرت و نفوذ است؟ اگر دارای قدرت و نفوذی هست اين نفوذ و قدرت در درون حاکميت ريشه دارد يا نفوذ و قدرتی است در لايه های پيرامون حاکميت؟

من گمان می کنم دستکم در طول يکسال گذشته آقای هاشمی رفسنجانی – به خصوص بعد از نگارش نامه سرگشاده ايی که به آيت الله خامنه ای نوشت و باز هم بيشتر از آن، بعد ايراد از خطبه های نماز جمعه روز ۲۶ تيرماه سال گذشته- نفوذ اجتماعی گسترده ای در سطح جامعه مدنی پيدا کرد.

امروز او به عنوان يک رهبر معتدل اصلاح طلب و مخالفت وضعيت موجود، شناخته شده است و همين موقعيت به آقای هاشمی رفسنجانی امکان مانور زيادی در جريان سازيهای اجتماعی داده است.
اما از طرف ديگر نبايد فراموش کنيم که آقای هاشمی رفسنجانی طی تمام دوران شکل گيری و تثبيت نظام جمهوری اسلامی، يک شخص ذی نفوذ و قدرتمند بوده که هم در ساختار آشکار قدرت نفوذ قابل ملاحظه ای داشته و هم در ساختار پنهان جمهوری اسلامی.

هنوز هم ايشان به عنوان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و رئيس مجلس خبرگان رهبری، امکان مانور دارد. در عرصه آشکار و پنهان ، به گمانم ،‌ نفوذ آقای هاشمی رفسنجانی همچنان قابل توجه و ملاحظه است.

در حوزه های علميه ، مابين مراجع، در ميان مردان قدرتمند جمهوری اسلامی ،‌در ميان جامعه روحانيت مبارز، احزاب راست و همچنين احزاب اصلاح طلب و بدنه مديريت دستگاههای لشکری و کشوری اين نفوذ قابل توجه و ملاحظه است. این امکان می دهد که وی بتواند به صورت پنهانی ، معادلاتی را در رقابت های پنهان درون جمهوری اسلامی رقم بزند. که ما در طول يکسال گذشته نمونه هايی از آن را مشاهده کرديم.
در بين طرفداران جنبش سبز اين انتقاد در طول يکسال گذشته به آقای هاشمی رفسنجانی وجود داشته که رفتارهای سياسی ايشان به شفافيت و قاطعيت رفتارهای سياسی آقايان موسوی و کروبی نيست.

آيا آقای هاشمی رفسنجانی در حوزه رفتارهای سياسی شان ،‌ مبانی رفتاری متفاوتی نسبت به آقايان موسوی و کروبی دارند؟

البته بايد بگويم اين دو پهلو بودن مواضع مورد انتقاد سران جمهوری اسلامی از جمله خود آقای خامنه ای هم بوده است. من گمان می کنم آقای هاشمی رفسنجانی موقعيت بسيار پيچيده ای دارد. در واقع می شود گفت ايشان نه می خواهد و نه صلاح است که مثل بقيه رهبران جنبش سبز، موضعگيری کند.

برای اينکه اساسا اگر آقای هاشمی رفسنجانی بخواهد نقش شخص يا جريان ديگری را بازی کند از تمام مولفه هايی که به او قدرت نفوذ قابل ملاحظه ای می بخشد، محروم خواهد شد.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۲
    بعدی 
توسط: نام مستعار از: تهران
۱۱ ۰۴ ۱۳۸۹ ۱۰:۵۳
از قديم گفتند اينها اگر گوشت هم را بخورند استخوان هم را دور نمي ريزند . اينها همشون از يك جنس و قماشند البته به نظر مي رسه با بودن هاشمي زودتر تغييرات انجام خواهد شد

توسط: Bahram از: usa
۱۱ ۰۴ ۱۳۸۹ ۰۷:۴۸
هاشمی رفسنجانی دستش در همیه جنایات رژیم آخوندی در سی و دو سال گذشته عیان است .پس از کودتای سپاه و تحمیل احمدی نژاد به ملت و تسلط نیروهای مخالف رفسنجانی در قدرت و دفاع خامنه ای از آنها رفسنجانی را به ضدونقیض گویی واداشته که بعضی خوشباورانرا میتواند فریب دهد .

توسط: TARANOM-ALMAN
۱۱ ۰۴ ۱۳۸۹ ۰۱:۵۱
اصل و نسب این آقایون را از پدرهایتان بپرسید

توسط: دمکراسی ایرانی از: ایران
۱۱ ۰۴ ۱۳۸۹ ۰۰:۰۸
با سلام
به نظر من ما باید بدانیم چه میخواهیم. زمانی که در اوایل انقلاب آقایان فقط اعدام میکردند نمیدانستند که سرانجام این اعدامها حکومت عدالت و دمکراسی نخواهد شد. زمانی که توده ایها و مجاهدین از صحنه حذف شدند و شروع به ترور کردند نمیدانستند که سرانجام این کار دموکراسی و آزادی نخواهد شد!
آری ... را رسیدن به دمکراسی ، حرکتهای رادیکال ( تند رویها) نیست بلکه حرکتهای دمکراتیک است.
اگر آقای هاشمی حرکتهای رادیکال انجام دهد هیچ وقت محصول آن دمکراسی نیست.
ایشان باید حرکتهای دمکراتیک انجام دهد که دارد انجام میدهد.
در اتفاقات بعد از انتخابات راز پیروزی سبزها حرکتهای دمکراتیک و راز شکست انها موفقیت حکومت در به رادیکال تبدیل کردن اعتراضات بود.
پس به هوش باشیم و بدانیم که تنها را رسیدن به دمکراسی اجرای حرکات دمکراتیک است.
همان طور که حضرت علی علیه سلام تا زمانی که مردم دنبال ابوبکر و عمر و عثمان میدویدند حرکت دمکراتییک کردو به نظر مردم احترام گذاشت و زمانی که مردم دنبالش آمدند و مانند یک انتخابات او را انتخاب کردند به صحنه آمد.
این را میگویند دمکراسی در اسلام.
ما نیاز نیست که از دمکراسی فرانسوی یا دمکراسی آمریکایی یا دمکراسی سوسیالیستی کانادا و استرالیا تقلید کنیم.
ما میتوانیم دمکراسی ایرانی را پیاده کنیم و جهان را دنبال خودمان بکشانیم.

توسط: Mohammad از: USA
۱۰ ۰۴ ۱۳۸۹ ۲۲:۲۰
شاید بهترین جواب به این سوال این باشد که جناب رفسنجانی در برزخ خود ساخته ایستاده است. مجنونی را بر سر درخت کرد و جامه رهبری بر او پوشانید و اکنون خود و دنیایی را در عجب نشانده که چگونه این جلاد را پایین بکشند.

توسط: فری از: تهران
۱۰ ۰۴ ۱۳۸۹ ۱۵:۵۱
آقای رفسنجانی هم همانند بسیاری از افراد زی نفوذ دیگر در ایران بسیار هوشمندانه عمل میکنند. ایشان کاملا احساس خطر نموده اند و با تمام وجود، گذر از جمهوری اسلامی را حس کرده اند لذا برای بقای در نظام بعدی و یا احتمالا باقی ماندن در همین نظام، به صورت ماهرانه ای در حال دو دوزه بازی هستند

توسط: جویا
۱۰ ۰۴ ۱۳۸۹ ۱۲:۱۲
حساب آقای رفسنجانی، حساب امروز و امسال نیست، اگرچه بعضی فکر میکنند محک رفتار همین یک سال اخیر است. اگر آقای رفسنجانی را در قالب حیات سیاسی سی سال اخیر بسنجیم میبینیم که خیلی از فرمایشات آقای رضوی فقیه اعتبار چندانی ندارند. دعوای آقای رفسنجانی با آقایان خامنه ای و احمدی نژاد جنگی است بین دو جناح واپسگرای یک رژیم، و عاقبت هم تنها با حذف یکی از دو جناح به پایان خواهد رسید.

توسط: فرشته از: ایران
۱۰ ۰۴ ۱۳۸۹ ۱۱:۲۴
آقای رفسنجانی الان روی پل صراط است و مانند سیرک بازان لرزان و ترسان دارد از روی پلی به نازکی یک طناب عبور می کند. در یک طرف این طناب ملت ایران و در طرف دیگر کشتی سوراخ شده نظام است.

توسط: ali از: iran
۱۰ ۰۴ ۱۳۸۹ ۰۵:۱۵
یادمان رفته که علی خامنه یی را او رهبر کرد و امروز هر چه می کشیم از دست
اوست

توسط: صبا از: اصفهان
۱۰ ۰۴ ۱۳۸۹ ۰۰:۵۱
آقای هاشمی فعلا در برزخ ایستاده است . نمیداند که بهشتی میشوند یا جهنمی .
ایشان ورق اعلامیه ای شده است که باد به زیرش زده و فعلا در هوا معلق است . یک نگاهش به آسمان و آن نگاه به زمین /
صفحه از ۲
    بعدی