(rm) صدا | [ 5:31 mins ]
هدیه 31 میلیارد دلاری وارن بافت Warren Buffett دومین ثروتمند دنیا به بنیاد خیریه بیل گیتز، ثروتمندترین مرد دنیا، که ذخیره عظیمترین موقوفه خیریه دنیا را دو برابر کرد، صاحبنظران رسانهها در آمریکا را به واکنشهای متعددی واداشت که از جمله در باره نقش ثروتمندان در امور اجتماعی و بحث بر سر انتقال ثروت به بازماندگان از طریق ارث را شامل میشود بهنام ناطقی (رادیو فردا، نیویورک): روز گذشته، دوشنبه، آقای وارن بافت Warren Buffett بنیانگذار شرکت سرمایهگذاری Berkshire Hathaway اوماها در کنار دوست صمیمی خود آقای بیل گیتز Bill Gates بنیانگذار شرکت نرمافزارسازی مایکروسافت، و همسرش ملیندا، در تالار بی زرق و برقی در کتابخانه عمومی نیویورک ظاهر شد برای اعلام جزئیات بزرگترین اعانه تاریخ، که طی آن، چنانکه مطبوعات و رسانهها بارها وبارها تکرار کردند، اندوخته دومین ثروتمند جهان به صندوق بنیاد خیریه ثروتمندترین مرد جهان انتقال پیدا کرد.
اعلام این هدیه بیسابقه یک هفته بعد از آن انجام شد که آقای بیل گیتز گفت از مسئولیتهای روزانه خود به عنوان مدیر مایکروسافت، کناره میگیرد تا وقت خود را صرف بنیاد خیریه بیل اند ملیندا گیتز بکند، بنیادی که سالانه بیش از یک ونیم میلیارد دلار برای ریشهکردن کردن بیماری و بهبود آموزش در سراسر جهان خرج میکند، یعنی بیش از دو برابر تمام بودجه سالانه یونسکو، بازوی فرهنگی و خیریه سازمان ملل و بیش از هر بنیاد خیریه دولتی و خصوصی در سراسر جهان.
روزنامه شیکاگو تریبون در سرمقالهای در این باره مینویسد این دو ثروتمند، دارائی خود را به نفع فقیرترین مردم دنیا وقف کردند بدون اینکه چیزی برای خود بخواهند، بدون اینکه مجسمهای به نام خود برپا کنند و اسم وارن بافت حتی بر بنیادی که ثروت او را خرج خواهد کرد، قرار نگرفت. این روزنامه، اندرو گارنگی، ثروتمند قرن سابق آمریکا را مثال میآورد که با بیرحمی تمام راهآهن سراسری در آمریکا را بنا گذاشت و بعد، صدها میلیون دلار ثروت افسانهای خود ر صرف ساختن 2 هزار و 500 کتابخانه و کارهای خیریه دیگر کرد و گفت ثروتمندی که ثروتمند از دنیا برود، بیآبرو است. شیکاگو تریبیون مینویسد آقایان گیتز و بافت هنوز البته ثروت زیاد دارند و خیلی هم زنده هستند و هر دو شایسته تشویق هستند برای همکاری که روح را ثروتمند میکند.
یوجین رابینسون، ستوننویس واشنگتن پست مینویسد داستان ملیندا گیتز، همسر بیل گیتز و وارن بافت شیفتگیآور است. بافت که عمر خود را به اندوختن ثروتی غیرقابل تصور صرف کرد، دیروز گفت همیشه میدانست که ثروت او باید به جامعه برگردد و بارها گفته بود که قصد ندارد آن را برای سه فرزند خود بگذارد. داستان شگفتیآور دیگر داستان بنیاد ملیندا و بیل گیتز است که هدف خود را ریشه کردن سه مرض عمده ایدز، سل و مالاریا اعلام کرده است و بهبود زندگی در روستاهای آفریقا، و همچنین پرداخت وامهای بسیار کوچک به مردم محتاج در سرزمینهای دوردست. آنها همچنین در باره هدف دیگر خود که بهبود کیفیت آموزش در دبیرستانهای آمریکاست صحبت کردند. بنیاد آنها فقط در نیویورک 19 مدرسه را اداره میکند. ستوننویس واشنگتن پست مینویسد معلوم نیست بنیادی هرقدر ثروتمند باشد بتواند این همه مشکل را در این همه نقطه در جهان حل کند اما وارن بافت دیروز گفت که کار خود را با سرمایه 105 هزار دلار از آدمهائی که فکر میکردند او بهتر از خودشان میتواند اهداف سرمایهگذاری برای پول آنها پیدا کند شروع کرد و حالا بافت است که پول خود را به کسانی میدهد که فکر میکند بهتر از او میتوانند اهداف خیریه برای هزینه کردن آن پیدا کنند.
نیویورک تایمز در سرمقالهای مینویسد مالیات برارث کمک به خیریه را تشویق میکند و اگر طرحی که برای کاستن از مالیات بر ارث که هم اکنون در کنگره آمریکا مطرح است، تصویب شود، شاهد نزول شدید کمکها به موسسات خیریه خواهیم بود.
لاینول تایگر، نویسنده کتاب افول مردان و استاد دانشگاه راتگرز، در مقالهای در روزنامه وال استریت جورنال به این هدیه انبوه از دیدگاه مبحث ارث پرداخته است و مینویسد همه جوامع با موضوع ارث دست به گریبان هستند و بحث مالیات بر ارث که در کنگره آمریکا مطرح است هم بخشی از آن است. اما دو ثروتمندترین فرد جهان در اقدامی که عظمت آن هوش ربا است، نشان دادند که دربحث ارث طرف جامعه و مردم قرار دارند، نه طرف وراث. آنها با وقف دارائیهای خود نشان دادند که برای بازماندگان خود قصرهای امپراتوری برجای نخواهند گذاشت وسه فرزند وارن بافت علیرغم میلیارد ها دلار ثروت پدر خود، به اصرار او در نهایت سادگی بزرگ شدهاند.
آقای لاینول تایگر، استاد مردمشناسی دانشگاه راتگرز، در مقالهای در روزنامه وال استریت جورنال مینویسد هر چند به خاطر بالارفتن حقوق مدیران شرکتها از یک طرف و پائین رفتن حقوق کارگران در اثر رقابت هند و چین، شکاف میان فقیر و غنی در آمریکا افزونتر از پیش شده است، اما خانوادههای ثروتمندی مثل بافت، گیتز و راکفلر با اقدام خود نشان میدهند که طرفدار مالیات سنگین بر ارث هستند. نویسنده، مالیات سنگین بر ارث، و موقوفههای ثروتمندان آمریکا را ادامه قیام آمریکا علیه پادشاهی و اشرافیت موروثی بریتانیا میداند، و یادآور میشود که در پی یک سنت دیرینه آمریکائی، این ثروتمندان ترجیح میدهند ثروتشان به جای خزانه دولت، به خزانه موسسات غیردولتی داوطلبی، سرازیر شود که یادآور همکاری مردم دهات برای ساختن انبار و شرکت مردم شهرکهای آمریکا در نیروهای آتشنشانی خصوصی و داوطلبانه است.