در حالی که سران روحانی ایران با یکی از جدیترین تهدیدها علیه بقای خود در سالهای اخیر روبهرو هستند و ایالات متحده هم تهدید به اقدام نظامی احتمالی در حمایت از معترضان ایرانی کرده است، چین با گزینههایی اندک و تردیدی فزاینده برای کمک به شریک خود در تهران روبهرو است.
کارشناسان میگویند انفعال پکن بازتابدهندهٔ ماهیت عملگرایانهٔ همسویی دو کشور است؛ همسوییای که بیش از آنکه بر پایهٔ حسن نیت یا اعتماد باشد، بر اساس مصلحت شکل گرفته است.
این محدودیتها در حالی آشکار شده که مقامهای ایرانی سرکوبی بیسابقه و مرگبار علیه اعتراضات گستردهٔ ضدحکومتی به راه انداختهاند؛ امری که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، را واداشته تا تعرفههای جدیدی علیه شرکای تجاری ایران وضع کند. آقای ترامپ همچنین به دفعات به «اقدام بسیار شدید» علیه این کشور تهدید کرده است.
جاناتان فالتون، کارشناس مسائل چین در خاورمیانه در دانشگاه زاید ابوظبی، در خبرنامهٔ خود که تحولات چین در منطقه را دنبال میکند، نوشت: «ایران شریک مهمی برای چین است، اما فکر نمیکنم پکن دلبستگی عمیقی به جمهوری اسلامی داشته باشد.»
واکنش پکن به اعتراضهای ایران تا به اینجای کار به انتقاد از اِعمال تعرفهٔ اضافی ۲۵ درصدی دونالد ترامپ علیه کشورهایی محدود بوده که با ایران دادوستد تجاری دارند.
مائو نینگ، سخنگوی وزارت خارجهٔ چین، ۱۳ دیماه گفت: «ما همواره معتقد بودهایم که در جنگ تعرفهای برندهای وجود ندارد و چین قاطعانه از حقوق و منافع مشروع خود دفاع خواهد کرد.»
یک روز پیش از آن، خانم مائو در پاسخ به پرسشی دربارهٔ سرکوب معترضان در ایران گفته بود چین امیدوار است «دولت و مردم ایران بر مشکلات کنونی غلبه کرده و ثبات ملی را حفظ کنند»؛ اعتراضهایی که بنا بر گزارش گروههای حقوق بشری هزاران کشته بر جای گذاشته است.
دو کشور در تمایل مشترک به مقابله با ایالات متحده به نقطهٔ اشتراک رسیدهاند و چین نیز به شریان حیاتی اقتصادی برای ایرانِ تحت تحریمهای سنگین بدل شده است.
چین بزرگترین شریک تجاری ایران است و بنا بر برآوردها حدود ۹۰ درصد از صادرات نفت ایران را خریداری میکند. در مقابل، حدود ۱۲ درصد از واردات نفت چین از ایران تأمین میشود؛ هرچند به دلیل انتقال نفت ایران از طریق ناوگان سایه و شبکههای مالی خارج از نظام بانکی متعارف، این ارقام دقیق نیست.
آقای فالتون میگوید: «وجود یک دولت بزرگ ضدغربی در خلیج فارس برای چین کارکرد دارد، اما اینکه این دولت تحت رهبری آیتاللهها باشد یا نظامیان یا شورای ریشسفیدان، برای پکن تفاوت چندانی ندارد. تا زمانی که جریان انرژی برقرار باشد، با آن کنار میآیند.»
سپر چین در برابر شوکهای نفتی
اگرچه نفت در سالهای اخیر ستون فقرات روابط چین و ایران بوده، اما همین عامل شکافهای این شراکت را نیز نمایان کرده است.
جوزف وبستر، پژوهشگر ارشد مرکز انرژی جهانی شورای آتلانتیک، به رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی میگوید: «چین مدتی است برای شوکهای بازار نفت آماده میشود و از سال ۲۰۲۴ به انباشت ذخایر نفت خام روی آورده است. در نهایت، پالایشگاههای چینی پوشش وارداتی دارند و میتوانند نفت ایران را جایگزین کنند. اما از دست رفتن دسترسی ایران به کالاهای وارداتی از چین میتواند بحران اقتصادی را تشدید و به مارپیچ تورمی شدیدتری منجر شود.»
بهگفتۀ شرکت اطلاعات کالایی «کلپر»، پالایشگاههای چین تا پایان سال ۲۰۲۵ بین ۱.۲ تا ۱.۴ میلیارد بشکه نفت ذخیره کردهاند.
آقای وبستر میگوید این میزان ذخیرهٔ نفت معادل سه ماه جبران واردات نفت چین در صورت قطع کامل واردات نفت به این کشور است. او میافزاید مقدار قابلتوجهی از نفت ایران نیز در مخازن شناور در سواحل مالزی ذخیره شده که «در صورت نیاز، چین احتمالاً به بخش بزرگی از آن دسترسی پیدا خواهد کرد و بدین ترتیب بازار نفت خود را در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی مصون میسازد».
به این رویکرد پیشگیرانه، راهبرد چین برای متنوعسازی منابع واردات نفت نیز افزوده میشود؛ بهطوری که پکن علاوه بر ایران به روسیه، عربستان سعودی، عراق و مالزی هم متکی است.
با این حال، اختلالات اخیر ناشی از حملهٔ واشینگتن به ونزوئلا و اعلام دونالد ترامپ مبنی بر نظارت آمریکا بر صنعت نفت این کشور، واردات انرژی چین همچنان باثبات مانده است.
در مقابل، چین در سال ۲۰۲۴ بهطور رسمی ۸.۹ میلیارد دلار کالا به ایران صادر کرده که سهمی اندک از تجارت شش تریلیون دلاری جهانی پکن است.
نفت ایران به دلیل تحریمهای آمریکا که با هدف قطع منابع مالی برنامهٔ هستهای تهران اعمال شده، خریداران محدودی دارد و خریدهای چین به حفظ اقتصاد این کشور کمک کرده است.
این مبادلات از طریق سیستم «تهاتر نفت در برابر کالا» انجام شده و باعث شده بازار ایران از کالاها و فناوریهای ساخت چین اشباع شود، در حالی که پکن نفت را با تخفیفهای قابلتوجه خریداری کرده است.
شریان حیاتی نابرابر از سوی پکن
با این اوصاف، این پیوند از طریق انرژی به حمایت گستردهتر از ایران در بحبوحهٔ بحران اقتصادی و اعتراضات خیابانی که از هفتم دیماه آغاز شد، منجر نشده است.
در شرایط قطع شبکههای ارتباطی در ایران و افزایش شمار قربانیان سرکوب دولتی، عبدالرضا رحمانی فضلی، سفیر ایران در پکن، ۱۸ دیماه در گفتوگو با تلویزیون دولتی فینیکس چین اعلام کرد که ایران از شرکتها و اتباع چینی محافظت خواهد کرد و امیدوار است از چین و دیگر «کشورهای دوست» کمک دریافت کند.
این اظهارات با واکنش تند در شبکههای اجتماعی سانسورشده و تحت نظارت شدید چین روبهرو شد؛ امری که توویا گرینگ، پژوهشگر چین در مؤسسهٔ مطالعات امنیت ملی اسرائیل، در خبرنامهٔ «قدرت گفتمان» خود به آن اشاره کرده است.
بهویژه، یک حساب کاربری ملیگرای پرطرفدار در ویچت به نام «ژانهاو» به سخنان رحمانی فضلی حمله کرد و نوشت: «ایران همچنان انتظار دارد چین بهجایش گلوله بخورد. این فقط یک خیالپردازی است!»
پکن و تهران در سالهای اخیر کوشیدهاند روابط خود را تعمیق کنند؛ از جمله با حمایت چین از عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای در سال ۲۰۲۳ و گروه بریکس در سال ۲۰۲۴ میلادی. در آذرماه امسال هم ایران میزبان نیروهای چین، روسیه و هفت کشور دیگر در رزمایشهای ضدتروریسم تحت چارچوب سازمان همکاری شانگهای بود.
اما تلاشهای دیگر برای نزدیکی بیشتر به تنش نیز انجامیده است.
در سال ۲۰۲۱، ایران و چین از توافق همکاری اقتصادی ۲۵سالهای خبر دادند که با تردید و اعتراض افکار عمومی ایران روبهرو شد. منتقدان ایرانی یادآور میشوند که متن این توافق هنوز بهطور عمومی منتشر نشده و مقامهای ایرانی از چین خواستهاند برای اجرای آن، که به دلیل تداوم تحریمهای بینالمللی نتایج محدودی داشته، گامهای عملیتری بردارد.
محدودیتهای حمایت چین در موردی دیگر در خردادماه امسال آشکار شد؛ زمانی که اسرائیل و ایالات متحده در جنگ ۱۲ روزه حملاتی علیه ایران انجام دادند و پکن کمک چندانی به تهران نکرد.
آقای گرینگ در خبرنامهٔ خود با اشاره به واکنش سرد چین به اعتراضات جاری نوشت: «این همان چیزی را تأیید میکند که برخی ناظران روابط ایران و چین سالهاست هشدار میدهند: تهران و پکن رابطه را به یک شکل نمیبینند.»