نام علی لاریجانی نه تنها بهعنوان یکی از نقشهای اصلی در خونبارترین سرکوب تاریخ جمهوری اسلامی مطرح شده که همزمان نقش او بهعنوان عامل اصلی در «روایتسازی» جمهوری اسلامی نیز برجسته شده است.
علی لاریجانی چهرهای است که در پی بیش از سه دهه حضور در ردههای بالای هرم حکومت، پس از جنگ ۱۲ روزه، دبیری شورای امنیت ملی ایران تحت رهبری و هدایت علی خامنهای را بر عهده گرفت و بهگواهی شواهد و اطلاعات موجود، نقش اصلی را در انتقال، مدیریت و هماهنگی اجرای فرمان سرکوب بازی کرده است.
رضا علیجانی، تحلیلگر و فعال سیاسی در پاریس، به رادیو فردا میگوید با توجه به دشواری دسترسی به علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، پس از جنگ ایران و اسرائیل، علی لاریجانی گزینهٔ مطلوب حکومت برای ایفای «نقش رابط بین اتاق فکر نظام با خامنهای» برای تصمیمگیریها و اجرای آنها بوده است.
این تحلیلگر آشنا به به ساختار حکومت ایران میگوید: «در ایران هر سرکوبی با محوریت و هدایت شخص ولی فقیه، یعنی علی خامنهای، صورت میگیرد. اما این محوریت مبتنی بر یک اتاق فکر است که به "بیت رهبری" معروف شده است. در این بیت، نظامیان دست بالا را دارند و برخی از کسانی که همسو هستند، در اتاق فکر و بیت خامنهای فعال هستند».
بهگفتهٔ علیجانی، «الان این بیت یک مشکلی دارد و آن اینکه دسترسی به علی خامنهای سخت است و در واقع باید با یک رابطی، این تصمیمگیریها صورت بگیرد یا خطدهی را علی خامنهای انجام میدهد و به این اتاق فکر منتقل میشود. این رابط میتواند علی لاریجانی باشد؛ فرد نظامیامنیتی مورد اعتماد، و اینکه به علت شناخت خانوادگی که روی او دارند احتمال آلودگیاش را به اینکه "نفوذی اسرائیل" باشد، کمتر میدهند».
ایالات متحده روز ۲۵ دیماه، یک هفته بعد از آغاز سرکوب دور جدید اعتراضها، علی لاریجانی را به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران به «هماهنگی سرکوب اعتراضات و صدور دستور استفاده از زور علیه معترضان» متهم و او را تحریم کرد.
این اتفاق کمتر از دو هفته بعد از آن رخ داد که علی لاریجانی در پاسخ به تهدید دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر این که اگر جمهوری اسلامی به معترضان شلیک کند، آمریکا اقدام نظامی خواهد کرد، در شبکهٔ ایکس نوشت مردم ایالات متحده باید «مراقب سربازان خود باشند».
این تهدید علی لاریجانی زمانی منتشر شد که هنوز یک هفته از آغاز تجمعها در بازار (هفتم دیماه) تهران و روشن شدن شعلهٔ اعتراضها نگذشته بود و کسی نمیدانست که قرار است یک هفته بعدتر هزاران نفر در سراسر ایران به دست نیروهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی کشته شوند.
با این حال دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی بلافاصله دست به کار شد و بیلبوردی در تهران نصب کرد که همراه با جملهٔ تهدیدآمیز علی لاریجانی، تابوتهایی منقش به پرچمهای آمریکا و اسرائیل روی آن به چشم میخورد.
آغازگر روایت «تروریستها»
دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران یک هفته بعد از این تهدید، نخستین مقام بلندپایهٔ جمهوری اسلامی بود که شدت گرفتن اعتراضها در دو روز ۱۸ و ۱۹ دی را به «تروریستها» نسبت داد.
رضا علیجانی، «قدرت سخنوری و ایدهپردازی» علی لاریجانی را یکی از ویژگیهای او بهعنوان «روایتساز» برمیشمرد و میگوید: «جمهوری اسلامی باید این روایتهای "کثیف" را از طریق فرد یا افرادی تولید و بازنشر کند، و علی لاریجانی قدرت زیادی در این حوزه دارد.»
مقامهای جمهوری اسلامی در سالهای پیشین معمولاً اعتراضهای گسترده در ایران را به «اغتشاشگران» یا «آشوبگران» نسبت میدادند. اما آقای لاریجانی شامگاه ۱۹ دی و در حالی که نیروهای امنیتی در خیابانها مشغول شلیک به معترضان بودند، در یک برنامهٔ زندهٔ تلویزیونی حاضر شد و اعتراضهای آن دو روز را «تنشهای تروریستی شهری» خواند.
رضا علیجانی، تحلیلگر سیاسی، نیز در گفتوگو با رادیو فردا تأیید میکند که روایتهایی مثل «تروریست» یا «داعش» علیه مردم معترض را «اولین بار علی لاریجانی ایدهپردازی و بازنشر کرد».
لاریجانی در گفتوگوی تلویزیونی خود به صراحت اعلام کرد: «وقتی امنیت داخلی یک کشور به هم میخورد، نیروهای مسلح مجبور هستند که به میدان بیایند تا این غائله را ختم کنند.»
هنگام بیان این اظهارات، دامنهٔ کشتار معترضان مشخص نشده بود. مقامهای جمهوری اسلامی ۲۴ ساعت قبل (شامگاه ۱۸ دی) اینترنت را به شکل سراسری در ایران قطع کرده بودند و گزارشهایی که بعدتر منتشر شد، حاکی از آن بود که حتی تماسهای داخلی با تلفنهای همراه هم دستکم به مدت دو روز امکانپذیر نبوده است.
قطع اینترنت سراسری یکی از اختیارات شورای عالی امنیت ملی است و وقتی چند روز بعد مسعود پزشکیان به علی لاریجانی «توصیه» کرد که امکان اتصال دوبارهٔ به اینترنت فراهم شود، مشخص شد دبیر شورا در این زمینه تصمیمگیرنده بوده است. ششم بهمن، هجدهمین روزی است که اکثریت شهروندان ایرانی هنوز به اینترنت دسترسی ندارند.
از سوی دیگر، اشاره به «ختم غائله» توسط «نیروهای مسلح» در حالی که اعتراضها در جریان بود، به معنای بازگو کردن فرمان صادرشده تلقی شد.
روزنامهٔ آمریکایی «نیویورکتایمز» نیز روز ششم بهمن به نقل از دو مقام آگاه که هویتشان فاش نشده است، گزارش داد که رهبر جمهوری اسلامی دستور سرکوب معترضان را با استفاده از «هرگونه ابزار لازم» را صادر کرده بود.
نیویورکتایمز در این گزارش اعلام کرد که این دستور به شورای عالی امنیت ملی ایران ابلاغ شده بود و نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از صدور دستور علی خامنهای راهی خیابانها شدند و دستور «تیراندازی به قصد کشتن» دریافت کردند.
«ژ۳، کلت و داعش»
علی لاریجانی در گفتوگوی تلویزیونی ۱۹ دی به موارد دیگری هم اشاره کرد که در روزهای بعد بهشدت توسط رسانههای نزدیک به نهادهای نظامی و امنیتی تبلیغ شد؛ ازجمله اینکه گفت در «موارد زیادی» سلاحهایی مانند «ژ۳ و کلت» وارد خیابانها شده است.
او معترضانی را که به سمت مراکز نظامی و انتظامی رفته بودند، متهم کرد که «دنبال جنگ داخلی هستند». این در حالی است که انبوه تصاویر و ویدئوهای منتشرشده در روزهای اخیر مشخص کرده است که نیروهای امنیتی با استفاده از سلاحهای خودکار و همچنین تکتیراندازها از روی ساختمانهای غیرنظامی یا پلها، مشغول تیراندازی به معترضان و حتی تیراندازی بهصورت کورکورانه و بیهدف بودهاند.
سازمان عفو بینالملل چند روز بعد از سرکوب خونبار اعتراضات دیماه در بیانیهای با استناد به «شواهد ویدئویی تأییدشده و گزارشهای شاهدان عینی» به موارد مشابهی اشاره کرد و گفت که نیروهای امنیتی ایران در «خیابانها و روی پشتبامها، از جمله پشتبام ساختمانهای مسکونی، مساجد و ایستگاههای پلیس» بارها با سلاحهای مختلف به سوی معترضان غیرمسلح شلیک کردهاند و «اغلب سر و بالاتنه آنها را هدف گرفتهاند».
علی لاریجانی همچنین استفاده از تشبیه معترضان به گروه «حکومت اسلامی» یا «داعش» را نیز وارد روایت رسانههای حکومتی و دیگر مقامهای جمهوری اسلامی کرد.
او در مصاحبه تلویزیونی ۱۹ دی از «به قتل رساندن افراد، سوزاندن اشخاص و اقدامات خشونتباری که شباهت زیادی به روشهای گروهکهای تروریستی مانند داعش داشت» صحبت کرد.
چند روز بعد مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در یک گفتوگوی تلویزیونی عبارات مشابهی به کار برد و سپس عباس عراقچی، وزیر خارجه، نیز تشبیه اعتراضها به اقدامات «داعش» را تکرار کرد.
در این مدت، رسانههای نزدیک به سپاه پاسداران مانند خبرگزاریهای فارس و تسنیم به دفعات از همین تعابیر استفاده کردند.
به نظر میرسد علی لاریجانی به عنوان مسئول عالیترین نهاد امنیتی کشور، علاوه بر آن که یکی از نقشهای اصلی در انتقال و اجرای فرمان سرکوب خشن اعتراضات را بر عهده داشته، همزمان عامل اصلی «روایتسازی» جمهوری اسلامی نیز بوده است.
«تسویهحساب» با آمریکا و اسرائیل
لفاظیهای آقای لاریجانی دربارهٔ اعتراضها همچنان ادامه یافت و او روز ۲۲ دی و در حاشیهٔ راهپیمایی حامیان حکومت جمهوری اسلامی در گفتوگو با خبرنگاران بهصراحت گفت که ایران قصد دارد «با آمریکا و اسرائیل تسویهحساب» کند.
او مانند سایر مقامهای ارشد، همچنین اعتراضات دیماه را «ادامهٔ جنگ ۱۲ روزه» خوانده است. این روایت میکوشد رویهٔ همیشگی جمهوری اسلامی در برخورد با معترضان را وارد فاز جدیدی کند.
رهبر جمهوری اسلامی و سایر مقامها همواره اعتراضات را با تعبیرهای متفاوت به مفهوم «توطئه دشمنان» مرتبط میدانند، اما اشارهٔ مستقیم به جنگ ۱۲ روزه که در آن اسرائیل و آمریکا اهداف نظامی و هستهای جمهوری اسلامی را مورد حمله قرار دادند، از یک سو بر وابستگی ادعایی معترضان به این دو کشور تأکید میکند و از سوی دیگر با هدف توجیه اقدامات خشن در شرایط جنگی انجام میشود.
بخشی از این برخورد در قالب اعمال خشونت شدید در خیابانها انجام شد و بخش دیگر آن مأموریتی است که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی بعد از سرکوب خیابانی در قالب برگزاری محاکمههای سریع، غیرشفاف و مبتنی بر فشارهای روحی و جسمی به بازداشتشدگان و سپس صدور و اجرای احکام سنگین مانند حبس، تبعید و حتی اعدام مرتکب میشود.
علی لاریجانی روز ۱۹ دی با لحنی که شباهتی به «درخواست» نداشت، اعلام کرد که قوه قضاییه «بدون اغماض» با معترضان «برخورد خواهد کرد».
میدانداری او در این دور از اعتراضات در حالی است که در اعتراضات آبان ۹۸ و جنبش «زن زندگی آزادی»، حضور وزرای کشور وقت (بهترتیب عبدالرضا رحمانی فضلی و احمد وحیدی) به عنوان چهرههای اصلی برخورد با اعتراضات مشهود بود.
در سلسله مراتب امنیتی جمهوری اسلامی، وزیر کشور ریاست «شورای امنیت کشور» را برعهده دارد که سیاستهای «شورای عالی امنیت ملی» را اجرا میکند.
پررنگ شدن نقش علی لاریجانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، میتواند اینگونه تلقی شود که احساس خطر حکومت ایران در برابر اعتراضات امسال بهقدری بالا رفته است که شورای بالادستی و دبیر آن به شکل مستقیم وارد روند سرکوب اعتراضات شده است.
در حلقهٔ یاران رهبری و فرمانده سرکوب
علی لاریجانی مانند بسیاری از مقامهای جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال گذشته با عضویت در سپاه پاسداران وارد حلقه قدرت شده است. با این حال زمانی نام او به عنوان مقام بلندپایه بیشتر شنیده شد که در دولت اول اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی جانشین محمد خاتمی شد.
از همان زمان بر عنوان «دکتر» و تحصیلات او در رشته فلسفه از سوی جناح راست یا محافظهکار ایران تأکید میشد و سپس در سال ۷۲ با حکم علی خامنهای رئیس سازمان صداوسیما شد.
در این سمت او یکی از اصلیترین مهرههای تقابل جریان محافظهکار یا اصولگرا با جناح چپ جمهوری اسلامی بود که با نام «اصلاحطلبان» و پس از پیروزی محمد خاتمی در انتخابات ریاستجمهوری سال ۷۶ به قدرت بازگشته بودند.
او در انتخابات ریاستجمهوری سال ۸۴ هم کاندیدای اصلی اصولگرایان سنتی بود اما رأی چندانی به دست نیاورد و ششم شد. در دولت اول محمود احمدینژاد برای اولین بار دبیر شورای عالی امنیت ملی شد و پروندهٔ مذاکرات هستهای به او سپرده شد؛ پروندهای که در زمان ریاستجمهوری آقای خاتمی و در پی مذاکرات حسن روحانی به عنوان دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی با سه کشور اروپایی به توافقی شکننده رسید و سپس شکست خورد.
علی لاریجانی منتقد رویکرد دولت پیشین بود و درباره توافق ایران با آلمان، فرانسه و بریتانیا گفته بود: «مثل این است که مروارید غلطان بدهیم و آبنبات بگیریم».
با این حال عمر حضورش در شورای عالی امنیت ملی در آن زمان کوتاه بود و او با محمود احمدینژاد به اختلاف برخورد.
رضا علیجانی به رادیو فردا میگوید: «علی لاریجانی هم نمادی از سرکوب در داخل و نرمش در خارج از کشور است. اینکه دو بار ردصلاحیت شد، به علت دیدگاههای سیاست خارجی او بود. او مدتی دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول مذاکرات هستهای بود. از آنجایی شروع کرد که "آبنبات چوبی به ما میدهند و درّ غلطان میگیرند"، و دیگران را به خاطر این مسئله نقد میکرد. اما وقتی خودش وارد پروسه عمل شد، نهایتاً به همینجا رسید. لذا این یک علامت هم هست؛ یعنی علامت نمادین سرکوب در داخل و نرمش در خارج».
علی لاریجانی با رسیدن به مجلس شورای اسلامی به عنوان نمایندهٔ قم، سه دورهٔ پیاپی رئیس مجلس بود و اختلافش با احمدینژاد در یک جلسه علنی مجلس به اوج رسید و حتی علی خامنهای مجبور به دخالت شد.
او مرداد امسال با حکم مسعود پزشکیان بار دیگر دبیر شورای عالی امنیت ملی شد. در فاصله بین ریاست مجلس و سمت جدید نیز به عنوان مشاور رهبر جمهوری اسلامی از او یاد میشد.
علی لاریجانی طی بیش از سه دهه رهبری علی خامنهای به یکی از مهمترین مهرههای جمهوری اسلامی تبدیل شده است. او چهرهای سیاسی/امنیتی/فرهنگی بوده که جهتگیری سیاسیاش از راست سنتی تا اعتدالگرا و نزدیک به اصلاحطلبان در نوسان بوده است. شاید به دلیل همین چرخش بود که دو بار در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳ شورای نگهبان صلاحیت او در انتخابات ریاستجمهوری رد شد.
اما این اتفاق نیز او را از حلقه یاران وفادار رهبر جمهوری اسلامی خارج نکرد و حتی مدت کوتاهی بعد از روی کار آمدن مسعود پزشکیان، مهمترین سمت امنیتی جمهوری اسلامی را تصاحب کرد.
رضا علیجانی به رادیو فردا میگوید: علی لاریجانی نمونهای از این است که حکومت جمهوری اسلامی «چگونه از یک طرف از افراد و مهرههایش به صورت ابزاری استفاده میکند، و بیپرنسیبی این مهرههای در خدمت نظام از طرف دیگر. یعنی علی لاریجانی در حالی که دو بار برای نامزدی ریاستجمهوری ردصلاحیت شد، و یکبار خامنهای حتی نمایش فریبکارانهای بازی کرد که مثلاً او را تأیید میکند، و در واقع برخورد یک مهره را با او داشت، اما همینکه سوت زده میشود، علی لاریجانی حاضر به یراق هست».
بهگفتهٔ رضا علیجانی، «مهرههای در خدمت نظام وقتی احساس خطر برای موجودیت نظام کنند، از هیچکاری دریغ ندارند؛ از کشتار مردم، از ساختن روایتهای کثیف و دروغ و هرگونه فداکاری که برای حفظ نظام لازم باشد، و هرگونه سبعیت، خشونت و وحشیگری که علیه مخالفین بهکار گرفته شود».
وفاداری خللناپذیر علی لاریجانی به شخص علی خامنهای در نهایت او را به جایی رساند که در پی بیش از سه دهه حضور در ردههای بالای هرم نظام، اکنون تحت رهبری و هدایت علی خامنهای، از او بهعنوان «فرمانده اصلی» خونبارترین سرکوب تاریخ جمهوری اسلامی یاد میشود.