شورشیان حوثی یمن روز شنبه ۸ فروردین برای نخستین بار از زمان آغاز جنگ ایران، موشکهایی بهسوی اسرائیل شلیک کردند، اما تحلیلگران میگویند تهدید اصلی این حملات نه خود موشکها، بلکه تأثیری است که این گروه میتواند بر بازارهای جهانی انرژی بگذارد.
حوثیها که از سوی ایالات متحده بهعنوان یک سازمان تروریستی شناخته شدهاند، با ورود به این درگیری خطر طولانیتر شدن جنگی را افزایش دادهاند که پیشتر نیز نیروهای آمریکایی، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و اسرائیل را در چندین جبهه درگیر کرده است.
ورود این گروه به مناقشه، پس از نزدیک به یک ماه خودداری از مشارکت مستقیم در جنگ، بلافاصله نگرانیها دربارهٔ اختلال همزمان در دو مسیر حیاتی کشتیرانی جهان را افزایش داد.
ایران عملاً تنگه هرمز را مسدود کرده و اکنون حوثیها نیز نشان دادهاند که ممکن است تنگه بابالمندب را هدف قرار دهند؛ گذرگاهی که حدود ۱۰ درصد نفت دریابرد جهان از آن عبور میکند.
با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند هدف اصلی این اقدام نه اسرائیل، بلکه عربستان سعودی بوده است.
مایکل هوروویتز، تحلیلگر مستقل مسائل دفاعی در اسرائیل، میگوید سخنگوی نظامی حوثیها شرایط مشخصی را برای ورود کامل به جنگ اعلام کرده، از جمله مشارکت مستقیم کشورها در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران.
او به رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی میگوید این موضعگیری «در واقع پیامی غیرمستقیم به کشورهای خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی است تا آنها را از پیوستن به جنگ علیه ایران یا در اختیار گذاشتن پایگاههایشان به نیروهای آمریکایی برحذر دارد».
به گفتهٔ هوروویتز، تأخیر یکماهه در ورود حوثیها احتمالاً ناشی از محاسبات داخلی خود این گروه بوده و نه دستور مستقیم تهران. او میگوید حوثیها ممکن است نخواسته باشند روند مذاکرات جاری با عربستان را که میتواند به امتیازهای اقتصادی منجر شود، به خطر بیندازند. ضمن آنکه حملات سال گذشتهٔ اسرائیل به اهداف غیرنظامی و اقتصادی در مناطق تحت کنترل حوثیها، وضعیت میدانی را پیشتر دشوارتر کرده بود.
فشار بر بازار انرژی
دنی سیترینوویچ، تحلیلگر امنیتی در مؤسسهٔ مطالعات امنیت ملی در تلآویو، میگوید تهدید اصلی را باید در چارچوب کارزار اقتصادی حکومت ایران علیه ایالات متحده دید.
او در شبکهٔ ایکس نوشت: «در حالی که حملات حوثیها علیه اسرائیل مهم است، اما از نگاه ایران و در قالب یک کارزار اقتصادی گستردهتر علیه آمریکا، مسئلهٔ اصلی توانایی آنها در تهدید مسیرهای حیاتی انتقال انرژی در هر دو گلوگاه دریایی است.»
هوروویتز، تحلیلگر مستقل مسائل دفاعی در اسرائیل، سه سناریوی احتمالی برای ورود کامل حوثیها به جنگ را مطرح میکند: ازسرگیری محاصرهٔ دریای سرخ مشابه آنچه در زمان جنگ غزه رخ داد؛ حمله به تأسیسات انرژی عربستان در ساحل دریای سرخ از جمله بندر ینبع که مسیر جایگزین انتقال نفت عربستان است و تنگه هرمز را دور میزند؛ و نیز احتمال حمله به ناوگروه هواپیمابر آمریکا در دریای عرب، هرچند او احتمال موفقیت چنین حملاتی را پایین ارزیابی میکند.
شرکت پژوهشی «اچافآی ریسرچ» نیز برآورد کرده است که در صورت اقدام حوثیها علیه بابالمندب، روزانه حدود چهار میلیون بشکه از صادرات نفت عربستان در معرض خطر قرار میگیرد. این شرکت میگوید هرچند بهدلیل وجود کانال سوئز شدت این اختلال به اندازهٔ تنگه هرمز نخواهد بود، اما بازارهای جهانی در مورد آن بیتفاوت نخواهند ماند.
سیترینوویچ در جمعبندی میگوید روند تحولات بهروشنی در حال حرکت بهسمت تشدید تنش است: «با گذشت هر روز از این درگیری، بهویژه با گسترش دامنهٔ آن علیه ایران، احتمال وقوع این سناریو بیشتر میشود. دیگر سؤال این نیست که آیا چنین اتفاقی رخ میدهد یا نه، بلکه این است که چه زمانی رخ خواهد داد.»