لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ تهران ۱۹:۲۱

چگونه پاکستان به یک میانجی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شد؟

برگزاری مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد، نقش پاکستان به‌عنوان میانجی را بسیار برجسته کرده و تحلیلگران و رسانه‌ها به ارزیابی توانایی‌ها و در عین حال چالش‌های پاکستان در مواجهه با بحران کنونی در خاورمیانه پرداخته‌اند.

یک جهش دیپلماتیک

میانجی‌گری پاکستان برای حل بحران جنگ ایران، نشان‌دهندهٔ یک جهش شگفت‌انگیز در دیپلماسی این کشور بوده است.

پاکستان به‌عنوان کشوری که تا همین اواخر در حاشیهٔ دیپلماسی قرار داشت، اکنون توانسته با توافق آتش‌بسی که در دقیقهٔ نود میان آمریکا و ایران به دست آمد، یک پیروزی دیپلماتیک بزرگ برای خود کسب کند.

اسلام‌آباد که خودش جنگ و مشکلات امنیتی کم نداشته، به یکی از بزرگ‌ترین جنگ‌های منطقهٔ خاورمیانه در دهه‌های گذشته موقتاً پایان داد و اجازه داد بازارهای مالی جهان نفسی بکشند.

تحلیلگران، به‌ویژه تحلیلگران پاکستانی، معتقدند چنین موفقیتی بیش از هر چیز مدیون روابط نزدیک رهبران اسلام‌آباد با دولت دونالد ترامپ است.

زاهد حسین، تحلیلگر سیاسی و نویسندهٔ پاکستانی، به رویترز گفته است: «پاکستان به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم در این درگیری دخیل نبود. بنابراین اعتماد هر دو کشور ایران و آمریکا را دارد. همچنین پاکستان به‌عنوان یک پیام‌رسان قابل‌اعتماد عمل کرد.»

او به روابط گرم فیلد مارشال (ژنرال پنج‌ستاره) عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اشاره کرد و افزود: «ترامپ اغلب او را "فیلد مارشال مورد علاقهٔ من" خطاب می‌کرد. همچنین ترامپ بارها نخست‌وزیر پاکستان، شهباز شریف، را "دوست خوب من" خطاب کرده است.»

این تحلیلگر همچنین به معرفی ترامپ برای دریافت جایزهٔ صلح نوبل از سوی پاکستان اشاره کرد.

نگرانی‌هایی که انگیزهٔ میانجی‌گری شد

اما صرف داشتن روابط دوستانه با طرفین یک درگیری موجب می‌شود که یک کشور انگیزه‌های لازم برای میانجی‌گری را داشته باشد؟

تحلیلگران معتقدند که پاکستان علاوه بر روابط دوستانه، نگرانی‌های جدی در زمینهٔ گسترش بیش از حد درگیری‌ها داشت و همین موضوع شاید عامل مهم‌تری برای پادرمیانی بود.

کامران بخاری، پژوهشگر ارشد شورای سیاستگذاری خاورمیانه، به رویترز گفته است که پاکستان دو مجموعه فشار روی خود احساس می‌کند: «اول و مهم‌تر از همه این است که اگر به دلیل جنگ آشوبی رخ دهد، اگر رژیم در ایران تضعیف شود و در آن کشور آشوب ایجاد شود، به‌ویژه در جنوب‌ شرق ایران، در استان سیستان و بلوچستان، در آن صورت وضعیتی به‌وجود می‌آید که برای پاکستان واقعاً بد است، چون پاکستان در حال حاضر در جناح غربی خود دچار بی‌ثباتی شده است؛ یعنی مناطقی در غرب رود سند، به دلیل شورش گروه "تحریک طالبان پاکستان" و شورش بلوچ‌ها. در آن‌جا پاکستانی‌ها در تلاش‌اند با هر دو مسئله مقابله کنند.»

آقای بخاری همچنین به پیمان استراتژیکی اشاره می‌کند که شهریور سال گذشته به امضای محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، رسید که بر اساس آن، حمله به یکی از این کشورها «حمله به هر دو کشور» قلمداد می‌شود.

او می‌گوید: «اگر این جنگ ادامه پیدا کند و ایران به‌طور تهاجمی حملات خود را افزایش دهد و حملاتش به عربستان سعودی را بیشتر کند، در آن صورت توافق دفاع متقابل استراتژیک پاکستان فعال می‌شود. و پاکستان نمی‌خواهد وارد چنین مسیری شود. پاکستان نمی‌خواهد از نظر نظامی وارد درگیری شود، اما ممکن است در سناریوی تشدید جنگ، به این درگیری کشیده شود.»

چالش رابطه با اسرائیل برای پاکستان

اما جنگ علیه ایران یک ضلع دیگر هم داشت و آن اسرائیل بود. اسرائیل نیز گرچه به‌طور رسمی در مذاکرات اسلام‌آباد شرکت نمی‌کند، از نتیجهٔ آن متأثر خواهد بود. در چنین شرایطی این مسئله مطرح است که نقش میانجی‌گری پاکستان تا چه حد برای اسرائیل قابل‌قبول است.
تحلیلگران معتقدند که پاکستان به‌ خودی‌ خود نفوذ چندانی بر اسرائیل ندارد و تأثیرگذاری بر اسرائیل را از طریق رابطهٔ خود با آمریکا پیش می‌برد.

زاهد حسین گفته است: «اسرائیل نیز به‌عنوان طرف سوم وجود دارد و به نظر می‌رسد بسیاری از چیزها به این بستگی دارد که آمریکا چگونه بتواند اسرائیل را مهار کند.»

او تأکید می‌کند: «اسرائیل آتش‌بس را به‌صورت مشروط پذیرفته است و نپذیرفته که آتش‌بس به لبنان نیز گسترش یابد. بنابراین آن‌چه می‌بینیم این است که درگیری در لبنان همچنان ادامه دارد.»

گزینهٔ دیگری جز میانجیگری پاکستان وجود دارد؟

آن‌چه گزینهٔ میانجی‌گری پاکستان را برای ایران نسبت به ترکیه جذاب‌تر می‌کند، نبود پایگاه‌های نظامی آمریکا در پاکستان و وجود جمعیت قابل‌توجه شیعه (بین ۱۵ تا ۲۰ درصد) در پاکستان است که باعث شده ایران نیز به اسلام‌آباد اعتماد داشته باشد.

اما پاکستان علاوه بر عربستان سعودی، روابط بسیار نزدیکی با دیگر کشورهای عربی منطقهٔ خلیج فارس دارد و به همین دلیل انتظار می‌رود اسلام‌آباد در جریان مذاکرات، شکایات کشورهای خلیج فارس را که در طول درگیری هدف حملات ایران قرار گرفتند، به مقامات تهران منتقل کند.

کامران بخاری می‌گوید که با وجود این روابط، تهران چاره‌ای جز تن دادن به میانجی‌گری پاکستان ندارد: «ایران می‌داند پاکستانی‌ها متحدان آمریکایی‌ها، سعودی‌ها، ترک‌ها و چینی‌ها هستند. بنابراین فکر می‌کنم آن‌ها چاره‌ای جز کار کردن با پاکستان ندارند، و به همین دلیل است که ما این رفتار آن‌ها نسبت به پاکستان را می‌بینیم؛ جایی که آن‌ها نیز بسیار نزدیک با یکدیگر کار می‌کنند.»

این نویسندهٔ پاکستانی، علاوه بر این، تأکید می‌کند که اسلام‌آباد نیز خود را فراتر از یک پیام‌رسان ساده می‌بیند: «پاکستان هم به‌عنوان میانجی دیگر صرفاً در حال انتقال پیام‌ها نیست، بلکه در تلاش است طرف‌ها را قانع کند یا حداقل یکی از طرف‌ها را. و فکر می‌کنم این کار با آمریکایی‌ها شروع شد.»

یک مأموریت ناممکن؟

با وجود این ظرفیت‌ها، پاکستان در برابر یک سوءظن دیرینه میان ایران و آمریکا قرار دارد و به همین دلیل برخی تحلیلگران مأموریت اسلام‌آباد را یک مأموریت تقریباً ناممکن توصیف کرده‌اند.

زاهد حسین می‌گوید در عین نگرانی، به همان میزان امیدوار است: «با وجود این‌که آمریکا قدرتمندترین کشور جهان است، اما در دستیابی به هیچ‌یک از اهدافش در جنگ شش‌هفته‌ای موفق نشد. بنابراین برای آمریکا یک بن‌بست وجود داشت. فکر می‌کنم احتمالاً هنوز هم همین‌طور است. پس ببینیم مذاکرات به کجا می‌رسد. من انگشت‌هایم را روی هم گذاشته‌ام، یعنی امید وجود دارد، اما نگرانی‌هایی هم وجود دارد.»

در مجموع، مذاکرات کنونی فارغ از نتایج آن، تصویر پاکستان را صرفاً از یک ارتش مسلح به سلاح هسته‌ای فراتر برده و به‌دلیل روابط متوازن و موقعیت ژئوپلیتیکی‌اش، آن را به یک بازیگر کلیدی در بحران‌های خاورمیانه تبدیل کرده است.

این مطلب بخشی از:
XS
SM
MD
LG