لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ تهران ۱۰:۴۹

لبنان و تنگه هرمز، محک توافق با ایران؛ آتش‌بس یا وقفه‌ای راهبردی؟

شلیک یک واحد توپخانه اسرائیل به سمت لبنان در بحبوحه جنگ در ایران
شلیک یک واحد توپخانه اسرائیل به سمت لبنان در بحبوحه جنگ در ایران

با این‌که تنها چند روز از آغاز آتش‌بس میان آمریکا و ایران گذشته، وضعیت میدانی از هم‌اکنون نشانه‌هایی از افزایش بی‌ثباتی را نشان می‌دهد.

گزارش‌ها حاکی از تداوم حملات اسرائیل در لبنان، وقوع حملاتی در نقاط مختلف خلیج فارس و مطرح شدن تهدیدهای تازه دربارهٔ تنگه هرمز است؛ تحولاتی که پرسش‌های فوری در مورد دوام این آتش‌بس به‌وجود آورده‌اند.

در عین حال، یکی از اختلاف‌های اصلی میان آمریکا و ایران این است که آیا این آتش‌بس شامل لبنان هم می‌شود یا نه؛ جایی که اسرائیل می‌گوید مواضع حزب‌الله را هدف قرار می‌دهد. حزب‌الله یک گروه شبه‌نظامی مورد حمایت حکومت ایران است که ایالات متحده آن را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داده است.

رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی، در دومین روز آتش‌بس، با آلیسون ماینر، مدیر پروژهٔ «یکپارچگی خاورمیانه» در شورای آتلانتیک و مدیر پیشین امور شبه‌جزیرهٔ عربستان در شورای امنیت ملی کاخ سفید در دورهٔ نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، گفت‌وگو کرد تا این تحولات اولیه را بررسی کند و به پاسخ این پرسش برسد که چه مسیری پیش روی جنگ و منطقه قرار دارد.

وقفه یا نقطه‌عطف؟

  • اکنون ۴۸ ساعت از آتش‌بس دو هفته‌ای اعلام‌شده از سوی واشینگتن و تهران، با میانجی‌گری پاکستان، گذشته است، اما این وضعیت بیشتر شبیه بن‌بست به نظر می‌رسد تا راه‌حل. پرسش کلی این است: با توجه به ادامهٔ حملات مرتبط با لبنان و گزارش‌ها از اقدامات تلافی‌جویانه در خلیج فارس، آیا این آتش‌بس یک گشایش واقعی دیپلماتیک است یا صرفاً وقفه‌ای راهبردی پیش از مرحلهٔ بعدی جنگ؟

آلیسون ماینر: هنوز برای قضاوت زود است. این وضعیت نشان می‌دهد که هر دو طرف دست‌کم علاقه‌مند به بررسی کاهش تنش هستند. اما واقعیت این است که مواضع آن‌ها همچنان فاصلهٔ زیادی با یکدیگر دارد. پرسش‌های مهمی همچنان بی‌پاسخ مانده‌، به‌ویژه دربارهٔ نقش لبنان و آیندهٔ تنگهٔ هرمز. آیا شرایط به وضعیت عادی پیش از جنگ بازمی‌گردد یا ایران سطحی از کنترل را حفظ خواهد کرد؟

این ابهام‌ها می‌تواند به‌راحتی آتش‌بس را تضعیف کند و حتی باعث تشدید تنش فراتر از آن‌چه پیش‌تر دیده‌ایم، شود. بنابراین در این مرحله، این وضعیت بیشتر بازتابی از پیچیدگی و بی‌ثباتی شرایط است تا یک پیشرفت اساسی.

  • به نظر می‌رسد واشینگتن و اسرائیل لبنان را به‌عنوان موضوعی جداگانه در نظر می‌گیرند، در حالی که تهران آن را مستقیماً به آتش‌بس مرتبط می‌داند. آیا این توافق بدون حل این اختلاف می‌تواند دوام بیاورد؟

دشوار است تصور کنیم که بتواند دوام بیاورد. ایران به‌صراحت اعلام کرده است تا زمانی که لبنان در توافق گنجانده نشود، حملات در خلیج فارس را متوقف نخواهد کرد. اکنون پرسش این است که آیا مذاکره‌کنندگان آمریکایی که طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت آینده وارد پاکستان می‌شوند، می‌توانند این شکاف را احتمالاً با هماهنگی با اسرائیل پر کنند یا نه.

نکتهٔ قابل توجه این است که به نظر نمی‌رسد ایران مهار شده باشد. بلکه جسورتر به نظر می‌رسد و باور دارد که می‌تواند شرایط آتش‌بس را بیشتر بر اساس خواسته‌های خود تعیین کند تا بر مبنای خواسته‌های واشینگتن.

  • برخی تحلیلگران به مشکلات احتمالی در ساختار فرماندهی و کنترل در داخل ایران اشاره می‌کنند. آیا این نشان‌دهندهٔ فقدان کنترل است یا ابهامی عمدی است؟

احتمالاً هر دو. حکومت ایران سال‌ها است که اختیاراتی را به فرماندهان میدانی واگذار کرده که این امکان را می‌دهد حتی در صورت اختلال در ساختار رهبری، واکنش سریع داشته باشد. در عین حال، دهه‌ها است که راهبرد حملات با قابلیت انکارپذیری را توسعه داده است.

آن‌چه اکنون نگران‌کننده است، این است که ممکن است شاهد آستانه‌ای جدید برای این نوع عملیات‌ها باشیم. حملات به کشتیرانی و کشورهای خلیج فارس شدیدتر شده و این خطر تشدید تنش را به‌طور قابل توجهی افزایش می‌دهد.

  • یعنی وارد مرحله‌ای می‌شویم که در آن نسبت دادن مسئولیت مبهم‌تر است، اما خطر تشدید تنش بیشتر؟

دقیقاً. با بازتنظیم راهبرد ایران پس از این جنگ، ممکن است حملات در سطح پایین ادامه یابد، در حالی که خطوط قرمز جدید آزمایش می‌شود. پرسش کلیدی این است که آیا ایالات متحده، اسرائیل یا دیگران واکنش قاطعی نشان خواهند داد یا در ازای آرامش نسبی، سطح بالاتری از فعالیت ایران را تحمل خواهند کرد.

این عدم قطعیت پیامدهای جدی دارد، به‌ویژه برای اقتصادهای کشورهای خلیج فارس. مکان‌هایی مانند دوبی برای جذب سرمایه، تجارت و جریان‌های مالی به تصور ثبات وابسته‌اند.

تنگهٔ هرمز: نقطهٔ فشار ماندگار

  • شما هشدار داده‌اید که ایران در حالی وارد مذاکرات می‌شود که عملاً کنترل تنگهٔ هرمز را در دست دارد. این چه میزان اهرم فشار به تهران می‌دهد؟

این وضعیت اهرم فشار بسیار بزرگی به ایران می‌دهد. تنگهٔ هرمز همواره به‌عنوان نوعی «خط قرمز» در نظر گرفته می‌شد؛ چیزی که ایران از مختل کردن آن پرهیز می‌کرد. اما در این جنگ از آن عبور کرد و متوجه شد که اقدام در برابر عبور از این خط قرمز برای آمریکا بسیار دشوار است.

اکنون حتی اگر ایران حملات را کاهش دهد یا علامت دهد که کشتیرانی می‌تواند از سر گرفته شود، حتی با دریافت عوارض عبور، آسیب وارد شده است. بازیگران تجاری همچنان محتاط خواهند ماند. وضعیت مشابهی را در دریای سرخ دیدیم؛ حتی پس از کاهش حملات، تردد کشتی‌ها به‌طور قابل توجهی پایین باقی ماند، زیرا شرکت‌ها و بیمه‌گران تمایلی به پذیرش ریسک نداشتند.

  • آیا این به معنای شکل‌گیری وضعیت عادی جدیدی است که در آن جریان‌های انرژی جهانی همچنان در معرض فشار ایران قرار دارند؟

بله، به نظر من همین‌طور است. ایران اکنون توانایی آن را دارد که نوعی فشار دائمی بر زنجیره‌های تأمین جهانی وارد کند، نه فقط بر نفت، بلکه بر کالاهای حیاتی مانند آلومینیوم و کود شیمیایی، و همچنین بر اقتصاد کشورهای همسایهٔ خود در خلیج فارس.

مذاکرات پیشِ رو و نشانه‌هایی که باید دنبال کرد

  • مذاکره‌کنندگان به‌زودی در پاکستان وارد گفت‌وگو خواهند شد. با توجه به افزایش مطالبات ایران، از جمله احتمال کاهش نیروهای آمریکایی، آیا حد وسطِ معناداری وجود دارد یا هر دو طرف صرفاً در حال خرید زمان هستند؟

ممکن است مطالبات خصوصی ایران با پیام‌های علنی آن متفاوت باشد. هر دو طرف تلاش می‌کنند قدرت خود را نشان دهند. اما ایران به‌نظر جسورتر شده و ممکن است امتیازهای گسترده‌تری نسبت به پیش از جنگ در زمینهٔ برنامهٔ هسته‌ای، توان موشکی و نقش منطقه‌ای مطالبه کند.

پرسش اصلی این است که واشینگتن چگونه واکنش نشان می‌دهد، خطوط قرمزش چیست و چه میزان فشار از سوی متحدان خود را متحمل خواهد شد، از اسرائیل گرفته که اهداف حداکثری دارد تا کشورهای خلیج فارس که از این «وضعیت عادی جدید» نگران‌اند.

همچنین، با افزایش قیمت نفت و فشارهای سیاسی به‌ویژه در سال انتخابات میان‌دوره‌ای، یک بُعد داخلی در ایالات متحده وجود دارد.

  • دو هفته زمان بسیار کوتاهی است. چه نشانه‌های کلیدی را دنبال می‌کنید تا مشخص شود آیا این آتش‌بس دوام می‌آورد؟

در نهایت، همه‌چیز به کاخ سفید بستگی دارد. آتش‌بس همین حالا هم نشانه‌هایی از فشار را نشان می‌دهد، از جمله ادامهٔ حملات و اختلال در کشتیرانی. بنابراین پرسش این است که آیا واشینگتن آن را شکست‌خورده اعلام می‌کند یا تلاش می‌کند با وجود این نقض‌ها آن را حفظ کند.

در حال حاضر، این یک چارچوب قوی و پایدار نیست، بلکه ساختاری شکننده است که تحت فشار قابل توجهی قرار دارد.

  • در پایان، با توجه به نقش لبنان و شرایط فعلی، چه چیزی می‌تواند برای ایالات متحده به‌عنوان «پیروزی» در این مذاکرات تلقی شود؟

تعریف یک پیروزی روشن دشوار است. در حالت ایدئال، بازگشت تنگهٔ هرمز به شرایط پیش از جنگ، عقب‌نشینی حکومت ایران به مواضع قبلی در مذاکرات و پایان حملات به شرکای آمریکا را شاهد خواهیم بود.

اما حتی دستیابی به همین شرایط پیش از جنگ نیز بسیار دشوار خواهد بود. با توجه به ابعاد درگیری و هزینه‌های آن، انتظار می‌رفت نتایج بهبود یابد، اما اکنون حتی بازگرداندن وضعیت قبلی نیز به هدفی بسیار بلندپروازانه تبدیل شده است.

این مطلب بخشی از:
XS
SM
MD
LG