لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ تهران ۱۵:۴۳

گفت‌گو با بری پاول؛ آمریکا در قبال ایران چه راهبردی دارد و گام بعدی چیست؟

کاخ سفید از توقف «پروژه آزادی» در تنگه هرمز خبر داده و می‌گوید یکی از مراحل اصلی عملیات نظامی علیه ایران به پایان رسیده است، با این حال، هنوز روشن نیست این درگیری به کدام سو می‌رود. آیا این اقدام واقعاً نشانه‌ای از کاهش تنش است یا فقط وقفه‌ای تاکتیکی پیش از دور تازه‌ای از تنش‌هاست؟

بری پاول، مدیر ارشد پیشین سیاست و راهبرد دفاعی در شورای امنیت ملی آمریکا که در دولت جورج دبلیو بوش به‌عنوان دستیار ویژۀ رئیس‌جمهور فعالیت می‌کرد، در گفت‌وگو با رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی به بررسی معنای راهبردی تحولات اخیر پرداخته است.

بری پاول در این گفت‌وگو از تحرکات نظامی در تنگه هرمز، تغییر توازن قدرت در خاورمیانه و نقش کشورهایی مانند چین و روسیه می‌گوید و تصویری از وضعیت کنونی این درگیری ارائه می‌دهد.

  • رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، توقف «پروژهٔ آزادی» را اعلام کرده و در عین حال از موفقیت این عملیات گفته است. آیا اکنون با پایان درگیری روبه‌رو هستیم یا فقط پایان یک فصل را می‌بینیم؟
بری پاول
بری پاول

بری پاول: همه امیدواریم که این پایان درگیری باشد، اما با توجه به انگیزه‌ها و منافع مدنظر طرف‌ها، فکر می‌کنم شاید فقط فصل دیگری از این بحران باشد.

ما از جزئیات گفت‌وگوهای میان ایران و آمریکا بی‌خبریم، اما ایرانی‌ها به‌عنوان مذاکره‌کنندگانی سرسخت شناخته می‌شوند و این دولت آمریکا هم به توانایی خود در مذاکره افتخار می‌کند.

می‌دانیم که رئیس‌جمهور ترامپ احتمالاً به دلایل روشن نمی‌خواهد دوباره وارد عملیات نظامی شدید شود. اما موضوعات مختلفی روی میز قرار دارد و بعید می‌دانم بتوان همهٔ آن‌ها را یکباره حل کرد.

  • مارکو روبیو، وزیر خارجۀ آمریکا، گفته مرحلۀ «خشم حماسی» به پایان رسیده، در حالی که نیروی دریایی آمریکا همچنان در تنگهٔ هرمز فعال است. «پایان» در معنای نظامی و راهبردی دقیقاً یعنی چه؟

سؤال بسیار خوبی است و بهتر است خود او پاسخ دهد. اما از نظر راهبردی، باید دید هر طرف چه اهرم‌هایی در این درگیری دارد. یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار آمریکا امکان ازسرگیری عملیات نظامی است.

بنابراین ممکن است منظور وزیر خارجۀ آمریکا این بوده باشد که عملیات «خشم حماسی» در شکل قبلی‌اش پایان یافته است. اما این به معنای پایان اقدام نظامی احتمالی نیست. اگر ایران به کشتی‌ها حمله کند یا خواسته‌های دولت آمریکا را نادیده بگیرد، واشینگتن می‌تواند با استفاده از گزینه‌های مختلف نظامی، حتی اقدام‌های مستقیم و تهاجمی، جمهوری اسلامی را وادار به عقب‌نشینی یا پذیرش خواسته‌هایش کند.

به بیان دیگر، شاید این پایان یک مرحلۀ مشخص باشد، نه پایان عملیات نظامی احتمالی در حوزه‌ها و موضوعات مختلفی که دو طرف بر سر آن اختلاف دارند.

تحرکات دریایی و تغییر توازن منطقه‌ای

  • اکنون تمرکز آمریکا بر اسکورت کشتی‌های تجاری در تنگهٔ هرمز است. آیا این تغییر نشانۀ کاهش تنش است یا می‌تواند باعث گسترش درگیری شود؟

فکر نمی‌کنم لزوماً باعث گسترش درگیری شود. ما پیش‌تر هم شاهد گسترش جغرافیایی درگیری بوده‌ایم، برای مثال حملهٔ دریایی آمریکا در نزدیکی سریلانکا.

به نظر می‌رسد این عملیات محدود بوده و قرار نبوده مدت زیادی ادامه پیدا کند. حالا که متوقف شده، نشان می‌دهد هدف آن تشدید پایدار تنش نبوده است.

  • آیا این درگیری تاکنون توازن قدرت در خاورمیانه را تغییر داده یا هنوز در مراحل اولیۀ یک بازآرایی ژئوپولیتیکی طولانی‌مدت هستیم؟

این سؤال بسیار مهمی است و باید تصویر گسترده‌تر ژئوپولیتیکی را در نظر گرفت. به‌نظر من، این بخشی از روند چندسالۀ بازتنظیم نظام بین‌الملل است. این گذار از آن‌چه پنج یا ۱۰ سال پیش با آن راحت‌تر بودیم به سمتی که جهان به سوی آن در حرکت است، تا مدتی ادامه خواهد داشت.

این تحول همهٔ مناطق و روابط قدرت‌های بزرگ را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. در خاورمیانه هم از هم‌اکنون شاهد تغییراتی هستیم. برای مثال، به نظر می‌رسد امارات متحده عربی روابط خود را با آمریکا و اسرائیل عمیق‌تر می‌کند، از جمله در زمینۀ همکاری دفاع موشکی و همچنین گسترش روابط اقتصادی و دیپلماتیک.

همچنین دیدیم که امارات رسماً اعلام کرد از اوپک خارج می‌شود و احتمالاً شورای همکاری خلیج فارس دیگر مانند گذشته متحد نخواهد بود. دوران این‌که امارات در همهٔ مسائل از اجماع منطقه‌ای پیروی کند، احتمالاً به پایان رسیده است.

بنابراین، با منطقه‌ای روبه‌رو هستیم که بیش از پیش پراکنده شده و همزمان دستخوش تحولات ژئوپولیتیکی جهانی است.

سناریوها، نشانه‌ها و نقش قدرت‌های جهانی

  • شما و همکاران‌تان چهار سناریوی پساجنگ را ترسیم کرده بودید. اکنون کدام سناریو محتمل‌تر به نظر می‌رسد؟

بله، من و همکارم جف سیمینو چهار سناریوی پساجنگ را مطرح کردیم که عمدتاً بر روابط آمریکا و چین متمرکز بود؛ رابطه‌ای که به نظر من مهم‌ترین موضوع برای پیگیری و دنبال کردن است.

در حال حاضر، بیشتر شاهد چیزی هستیم که آن را «فرسایش مدیریت‌شدۀ برتری آمریکا» نامیده‌ایم؛ وضعیتی که در آن آمریکا نقش محدودی ایفا می‌کند و به‌طور کامل تنش را تشدید نمی‌کند، در حالی که چین نیز نسبتاً منفعل باقی می‌ماند و آشکارا از ایران حمایت نمی‌کند.

این وضعیت نشان‌دهندۀ ادامۀ روندهای موجود است. فکر نمی‌کنم چین بخواهد نقش بسیار فعال‌تری ایفا کند.

اگر از زاویه‌ای گسترده‌تر نگاه کنیم، هیچ‌کس واقعاً از این وضعیت سربلند بیرون نمی‌آید. اما همهٔ طرف‌ها در حال درس گرفتن هستند. یکی از نخستین درس‌ها برای چین و روسیه شاید این باشد که ارتش آمریکا از نظر عملیاتی بسیار کارآمد است و می‌تواند در مدت زمانی کوتاه به ده‌ها هزار هدف حمله کند، اما از نظر راهبردی در دستیابی به نتایج سیاسی محدودیت دارد.

  • در روزهای پیشِ رو باید به چه نشانه‌هایی توجه کنیم تا بفهمیم اوضاع به کدام سمت می‌رود؟

یکی از روشن‌ترین نشانه‌ها ازسرگیری عملیات نظامی از سوی هر یک از طرف‌ها است. ایران پیش‌تر موشک‌هایی به‌سوی امارات شلیک کرده و خساراتی وارد کرده است و اقدام‌های مشابه بعدی نیز نشانۀ مهمی خواهد بود.

همچنین باید تحرکات کم‌سروصداتر آمریکا و روند مذاکرات را زیر نظر داشت و دید آیا دو طرف احساس می‌کنند به خواسته‌هایشان نزدیک شده‌اند یا نه.

موضوعات متعددی روی میز قرار دارد و هرچند امیدوارم از طریق مذاکره حل شوند، اما کار آسانی نخواهد بود. ممکن است این وضعیت به نوعی درگیری منجمد و سرد تبدیل شود، به‌ویژه حول مسائل دریایی و دیگر اختلافات حل‌نشده.

  • کاخ سفید نسبت به پیشرفت مذاکرات ابراز خوش‌بینی کرده است. آیا این یک گشایش واقعی دیپلماتیک است یا تاکتیکی برای فشار؟

ممکن است هر دو باشد. رئیس‌جمهور آمریکا در استفاده از چنین اهرم‌هایی برای دستیابی به نتایج مذاکراتی بسیار ماهر است.

در عین حال، من نگران تحولات درونی ساختار رهبری ایران هستم. نشانه‌هایی وجود دارد که حاکی از چنددستگی و محدودیت در ساختار تصمیم‌گیری است. آن‌ها احتمالاً خواهان توافق هستند و شاید به آن نیاز هم داشته باشند، اما کاملاً روشن نیست چه کسی تصمیم‌گیر نهایی است یا تصمیم‌ها چگونه گرفته می‌شود.

همین ابهام کار مذاکرات را دشوارتر کرده و شاید علت پیام‌های ضدونقیض دربارهٔ پیشرفت گفت‌وگوها نیز همین باشد.

  • چین و روسیه این توقف را چگونه تفسیر می‌کنند؟ آیا در محاسبات راهبردی آن‌ها تغییری ایجاد می‌کند؟

فکر نمی‌کنم این توقف تغییری اساسی در محاسبات بلندمدت آن‌ها ایجاد کند. هر دو کشور بازی بلندمدت خود را دنبال می‌کنند.

چین احتمالاً ترجیح می‌دهد آمریکا همچنان در خاورمیانه درگیر بماند و منابع و توجه نظامی‌اش در آن‌جا صرف شود. این وضعیت باعث می‌شود تمرکز آمریکا از منطقهٔ پیرامونی چین دور بماند.

روسیه هم از بی‌ثباتی و افزایش قیمت نفت سود می‌برد و اغلب تلاش می‌کند نقش اخلالگر را در برابر آمریکا ایفا کند. با این حال، مسکو همزمان درگیر جنگ اوکراین است که در هفته‌های اخیر برایش مشکلاتی ایجاد کرده است.

بنابراین، هرچند هر دو کشور تحولات را با دقت دنبال می‌کنند، اما این توقف به‌تنهایی راهبردهای کلان آن‌ها را تغییر نمی‌دهد.

صلح در حرکت یا درگیری در حالت تعلیق؟

  • در نهایت، آیا با صلحی در حال شکل‌گیری روبه‌رو هستیم یا فقط وقفه‌ای در درگیری؟

کمی از هر دو، همان‌طور که معمولاً در دنیای واقعی رخ می‌دهد.

اگر یک گام عقب‌تر برویم، ایران پرجمعیت‌ترین کشوری است که آمریکا از زمان جنگ کره با آن وارد جنگ شده است. همین موضوع نشان می‌دهد که قرار نبوده این جنگ به‌سادگی پایان پیدا کند.

ایران کشوری تاب‌آور است، با پیشینهٔ یک امپراتوری قدیمی، فرهنگی غنی و نظام سیاسی ریشه‌دار. بنابراین عجیب نیست که بتواند فشارها را تحمل کند و همچنان به فعالیت ادامه دهد. همین تاب‌آوری است که رسیدن به هر راه‌حلی را پیچیده می‌کند و باعث می‌شود مرز میان صلح و توقف موقت درگیری همچنان نامشخص بماند.

این مطلب بخشی از:
XS
SM
MD
LG