(rm) صدا |
بهنام ناطقي (راديوفردا، نيويورک): بحث برسر قبول امضاي پروتکل الحاقي پيمان منع گسترش سلاحهاي هستهاي همچنان ادامه دارد.
روزنامه «اعتماد» با مخالفان آنچه «توافق چهارجانبه تهران» ناميده ميشود، استدلال ميکند که گزينه ديگري در برابر تصميمگيرندگان در جمهوري اسلامي نبود جز اينکه امضاي پروتکل را متعهد شوند و توقف برنامه غنيسازي اورانيوم را اعلام کنند. «اعتماد» در مقالهاي از آقاي جلال خوشچهره مينويسد: همه مخالف خوانها ميدانند آنچه رخ داد، عاقلانهترين روش براي برون رفت از موقع بغرنج كنوني است.» اعتماد ميافزايد: «مخالفخوانها به عمد از اين امر غفلت ميكنند كه اصولا چه انتخاب (يا انتخابهاي) ديگري جز آنچه به طرز آبرومندانه انجام شد، پيش روي تهران قرار داشت؟ درجه ريسكپذيري هر انتخاب ديگر چه ميزان بود و تا چه اندازه ميتوانست با دارا بودن مشروعيت لازم، ضامن حفظ داراييهاي تكنولوژي اتمي كشور در اوضاع كنوني جامعه بينالملل باشد؟» نويسنده اعتماد انگيزه مخالفان توافق تهران را چنين توصيف ميکند: صاحبان اين ادعا به زعم خود ميخواهند از حالا دامنشان را مبرا از هر پيامدي كنند كه ممكن است خوشايند نباشد و نيز خود را قهرماناني جلوه دهند كه هيچ سازشي را نپذيرفتند. اما براستي اگر سازشي هم صورت گرفته باشد، آيا اين قبيل جريانها در تحميل قبول اين وضع مقصر نبودهاند؟
روزنامه آفتاب يزد با يادآوري اينکه توافق تهران تائيد همه مقامات، ازجمله رهبر جمهوري اسلامي را پشت سر داشت، مينويسد: «راهپيمائي مخالفان پيوستن پروتکل پس از نمازجمعه تهران و قم از همين منظر قابل بررسي است. آيا مثلا اگر عدهاي ديگر معتقد باشند که مسئولان دستگاههاي مربوطه به موقع پيرامون پيوستن به پروتکل الحاقي تصميم نگرفتهاند و اين تاخير را عامل تحميل شرايط ناخواسته به کشورمان بدانند، آيا اجازه خواهند داشت تاخير در پيوستن به پروتکل و عدم تصميمگيري به موقع را نيز خيانت و ذلت بدانند و عليه آن دست به راهپيمائي بزنند؟ آيا راهپيمائي اين گروه، حتي اگر به فرض محال با مجوز قانوني برگزار شود، اين شانس را پيدا خواهد کرد که مانند راهپيمائي فاقد مجوز پس از نمازجمعه تهران، در بخشهاي مختلف خبري رسانه ملي انعکاس يابد؟» آفتاب يزد ميپرسد: «اگر پاسخ منفي باشد، جز دوگانگي برخوردها چه نام ديگري ميتوان بر آن نهاد؟»
روزنامه همشهري در مقالهاي از آقاي عليرضا سلطاني مينويسد پيمان تهران مرحلهاي جديد در روابط خارجي ايران به ويژه با اتحاديه اروپا گشود. همشهري ميافزايد: آثار مثبت و سريع اين توافق براي ايران، جلب اعتماد بين المللي و خنثي شدن برخي فشارها از سوي محافل سياسي و بين المللي در آمريكا و اروپا بود. آثاري كه مي تواند فراهم كننده زيرساختهاي لازم براي تعامل سازنده ايران با جهان خارج در عرصه هاي سياست و اقتصادي باشد. نويسنده همشهري درسهائي هم از اين جريان گرفته است، که شايد به نظر خيليها بديهي برسد، مثلا اينکه تعامل بينالمللي مستلزم تبادل امتياز ميان طرفين است، يا اينکه گفتگو و رايزني به ابزاري کارآمد و موثر در مناسبات و چانه زني هاي بين المللي است و اينکه قدرت و توانائي اقتصادي و علمي، حرف اول را در تعاملات بين المللي ميزند. نويسنده همشهري اميدواري ابراز ميکند که دست اندرکاران سياست خارجي ايران هم همين درسها را گرفته باشند.
«اعتماد» مي نويسد: همه مخالف خوانها مي دانند آنچه رخ داد، عاقلانه ترين روش براي برون رفت از موقع بغرنج كنوني است.» روزنامه آفتاب يزد مي نويسد: آيا مثلا اگر عده اي ديگر معتقد باشند که مسئولان دستگاههاي مربوطه به موقع پيرامون پيوستن به پروتکل الحاقي تصميم نگرفته اند و اين تاخير را عامل تحميل شرايط ناخواسته به کشورمان بدانند، آيا اجازه خواهند داشت تاخير در پيوستن به پروتکل و عدم تصميم گيري به موقع را نيز خيانت و ذلت بدانند و عليه آن دست به راهپيمائي بزنند؟ روزنامه همشهري مي نويسد پيمان تهران مرحله اي جديد در روابط خارجي ايران به ويژه با اتحاديه اروپا گشود.