لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ تهران ۰۵:۵۸

پنجشنبه دوم نوامبر، یازدهم آبان با یکصدمین سال انتشار «بیانیه بالفور» مصادف بود؛ اعلامیه‌ای که یهودیان آن را مانند منشور آزادی کوروش کبیر، پادشاه هخامنشی مهم می دانند اما فلسطینیان هنوز بریتانیا را بخاطر این بیانیه محکوم کرده و خواهان پوزش رسمی هستند.

«اعلامیه بالفور» نامه‌ای بسیار کوتاه از وزیر خارجه وقت بریتانیا به یک شخصیت یهودی سرشناس کشورش بود که ۳۱ سال بعد بر اساس آن کشوری برای یهودیان در خاورمیانه اعلام استقلال کرد.

لرد آرتور جیمز بالفور وزیر خارجه بریتانیا در سال ۱۹۱۷ میلادی، ۱۲۹۶ خورشیدی، در نامه ۶۷ کلمه‌ای به لرد والتر روتشیلد سیاستمدار یهودی و عضو مجلس عوام بریتانیا نوشت که «دولت بریتانیا نسبت به ایجاد خانه ملی برای یهودیان در سرزمین فلسطین موضعی مثبت دارد».

آن زمان سه سال از جنگ جهانی اول سپری شده بود. دو سال قبل از آن، امپراتوری عثمانی به فروپاشی رسیده بود و قیمومیت عثمانی‌ها بر سرزمین فلسطین خاتمه یافته و امور این سرزمین‌ها در حال واگذاری به بریتانیا بود.

از زمان سلطان سلیم اول در سال ۱۵۱۷، امپراتوری عثمانی توانسته بود چهار صد سال فرمانروای بلامنازع این سرزمین باشد تا آنکه در جنگ جهانی اول، بریتانیا قیمومیت این اراضی را بدست آورد.

پیش از آن، یهودیانی که اکثرا جوانان کشورهای اروپایی بودند در طول چند دهه با الهام از زئو هرتسل روزنامه نگار یهودی اتریشی و فعال اصلی در راه پیشبرد اندیشه تشکیل کشوری برای یهودیان، از اروپا راهی سرزمین فلسطین شده و زمینه‌های تحقق این هدف را با حرارت و اشتیاق بسیار به پیش می بردند.

همزمان با حضور هزاران یهودی آمده از کشورهای اروپایی به فلسطین که اکثرا نیز از خانواده‌های مرفه یهودی اروپا بودند و زندگی آسوده را رها کرده و با حرارت در حال آباد کردن سرزمین خشک و کویری و عمران و برپایی زیرساخت‌های لازم برای ارتش و سایر نهادهای ضروری برای یک کشور بودند، یهودیان با نفوذ در اروپا نیز برای تحقق هدف ایجاد کشوری برای یهودیان با دولت‌های مهم مذاکره می کردند.

زمانی که نامه لرد بالفور به لرد روتشیلد نوشته شد، تلاش یهودیان برای داشتن کشوری از آن خود در سطح جهانی شدت گرفت زیرا از نظر آنان نور امیدی برای پشتیبانی بریتانیا، که یکی از مهم‌ترین قدرت‌های جهانی بود، از ایجاد کشوری برای یهودیان پدیدار شده بود.

پیش از تشکیل سازمان ملل متحد در پایان جنگ جهانی دوم، نهادی به نام «جامعه ملل» وجود داشت که در پی فروپاشی امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۱۵ در جنگ جهانی اول، قیمومیت فلسطین را با این عنوان به بریتانیا تحویل داد که «زمینه‌های مورد نظر برای تاسیس کانونی برای یهودیان در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی» را فراهم کند ولی در همین حال بریتانیا موظف شد «تدابیر لازم را برای حفاظت از حقوق مدنی و مذهبی همه ساکنان سرزمین فلسطین، فارغ از نژاد و مذهب» آنها به عمل آورد.

بنیامین زئو هرتسل روزنامه نگار اتریشی که تلاش زیادی در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی برای تشکیل کشوری برای یهودیان کرده بود، هنوز به پنجاه سالگی نرسید که بدلیل بیماری در سال ۱۹۰۴ فوت کرده بود.

بعد از هرتسل، شخصیت‌های دیگر یهودی اروپایی مانند حییم وایزمن، لرد والتر روتشیلد و ناخوم سوکولف روزنامه نگار و زبان شناس یهودی لهستانی تلاش‌های سیاسی زیادی در برابر مقامات بریتانیا انجام دادند تا آنها را به حمایت از تشکیل کشور مورد نظر یهودیان جلب کنند.

دکتر حییم وایزمن دانشمند برجسته یهودی روسی که در آن زمان رییس فدراسیون جهانی یهودیان بود، با استفاده از نفوذ خود و جایگاه والایی که در عرصه علم و دانش داشت، با حمایت رهبران ملی گرای یهودی بریتانیا پیشنهادی را به بریتانیا ارائه کرده و خواسته بود «حق ملت یهودی» در «ارض اسرائیل» و «حق مهاجرت یهودیان» از جهان برای زندگی در آن را به رسمیت بشناسد و نهادها و سازمان‌های تشکیل شده در این سرزمین را به عنوان نهادهایی که مقدمه یک کشور هستند، قبول کند.

دولت بریتانیا سی و یکم اکتبر ۱۹۱۷ در نشستی برای بررسی پیشنهاد دکتر وایزمن، بخش هایی از آن را پذیرفت و بخش هایی را رد کرد؛ اما به طور کلی، از نظر یهودیان حمایت بریتانیا از «تشکیل کانون ملی برای یهودیان» و برسمیت شناختن اعلامیه جنبش صیونیسم، ملی گرایی یهودیان، پذیرفته شده بود.

دو روز بعد از این نشست، در دوم نوامبر ۱۹۱۷، لرد بالفور وزیر خارجه وقت نامه خود را خطاب به لرد روتشیلد نوشت و از او خواست این نامه را به اطلاع روسای فدراسیون صیونیسم جهانی برساند.

لرد بالفور در نامه خود به لرد روتشیلد چنین نوشت: «بسیار خوشوقت هستم که از طرف حکومت پادشاهی بریتانا اعلامیه زیر را مبنی بر موافقت با خواست یهودیان که در کابینه بریتانیا نیز تصویب شده است به اطلاع تان برسانم؛ حکومت پادشاهی بریتانیا برپایی یک کانون ملی برای یهودیان را در فلسطین با دید مساعد تلقی می کند و برای رسیدن به این هدف، بیشترین تلاش‌های خود را انجام خواهد داد.

مشروط بر اینکه هیچ نوع اقدامی انجام نگیرد که به حقوق مدنی و مذهبی ساکنان غیر یهودی در فلسطین و یا به حقوق و موقعیت سیاسی یهودیان در کشورهای دیگر لطمه بزند.

بالفور شخصیت بزرگی در صحنه سیاست بریتانیا بود؛ او سال‌ها قبل از صدور این بیانیه نیز نخست وزیر کشورش بود.

لرد روتشیلد نیز یکی از مشهورترین یهودیان جهان بود. خانواده روتشیلد از یهودیان گرجستانی الاصل بودند که دو قرن نیز در آلمان زندگی کرده و از کارهای ساده به بانکداری اروپایی رسیده بودند.

خانواده روتشیلد خودشان در آغاز با تشکیل کشوری برای یهودیان چندان موافق نبودند اما با دیدن موج مهاجرت یهودیان اروپایی که با اشتیاق برای داشتن یک کشور برای یهودیان راهی خاورمیانه می شدند، و در پی کشته شدن شماری از آنها در حملات ساکنان محلی عرب خشمگین، و نیز بدنبال یک سلسله رخدادهای دیگر، نظر خود را تغییر داند و لرد روتشیلد متقاعد شد که به خواسته فدراسیون ملی گرایان یهودی پاسخ مثبت بدهد و در مذاکره با مقامات بریتانیا نظر موافق آنها را نسبت به تشکیل کشوری برای یهودیان جلب کند.

«اعلامیه بالفور» یک دستآورد سیاسی چشمگیر برای جنبش ملی گرایان یهودی بود.

در سال ۱۹۲۰ میلادی نیز در یک کنفرانس یک هفته‌ای در شهر ایتالیایی «سن رمو» با حضور نخست وزیران بریتانیا، فرانسه و ایتالیا، مفاد قرارداد صلح با عثمانیِ از هم پاشیده شده بررسی شد که در آن نیز نظر مساعد قدرت‌های دیگر به تشکیل کشوری برای یهودیان نیز بدست آمد.

سپس دو سال بعد، «جامعه ملل» در سال ۱۹۲۲، تصمیمات «کنفرانس سن رمو» را تنفیذ کرد و با این کار، تصمیم الزام آوری برای تلاش در راستای تشکیل کشوری برای یهودیان گرفت.

در منشور استقلال اسرائیل در بهار ۱۹۴۸، داوید بن گوریون با اعلام کشور یهودی به نام اسرائیل، به «اعلامیه بالفور» استناد کرد.

یهودیانی بودند که با شنیدن خبر صدور «اعلامیه بالفور» آن را «منشور کوروش کبیر» دوم نامیدند و گفتند همانگونه که کوروش کبیر یهودیان را از اسارت تاریخی سرزمین بابِل آزاد کرد و آنها را به بیت المقدس برگرداند، «اعلامیه بالفور» نیز در ایجاد کشوری برای یهودیان همان اندازه از اهمیت را دارد؛ بنیامین نتانیاهو نیز به تازگی اعلامیه بالفور و منشور کوروش را دارای اهمیتی برابر دانست.

اما فلسطینی‌ها با گذشت یک صد سال همچنان می گویند «اعلامیه بالفور» از «اساس باطل است».

محمود عباس رییس تشکیلات خودگردانی از سال گذشته ابتدا در نشست سران عربی در نواکشوت، پایتخت موریتانی، خواهان آن شد که کشورهای عرب به حکومت خودگردانی کمک سیاسی کنند تا فلسطینی‌ها بتوانند از بریتانیا به خاطر «اعلامیه بالفور» شکایت کنند.

محمود عباس در یک سال گذشته بارها تاکید کرده است که فلسطینی‌ها اکنون هوشیارتر هستند و حق خود می دانند که از بریتانیا شکایت کنند و این کشور را به پوزشخواهی رسمی بکشانند.

وزارت امور خارجه فلسطین تاکید کرده است که «بریتانیا در آن اعلامیه زمین هایی را بخشید که نه مالکیت آن را در اختیار داشت و نه بخشی از مستعمره‌های بریتانیا بود».

فلسطینی‌ها همچنین می گویند، بریتانیا رسما از نهم دسامبر ۱۹۱۷ قیمومیت این سرزمین را بدست گرفت در حالی که نامه لرد بالفور دوم نوامبر آن سال نوشته شد، بنا بر این، بریتانیا حق نداشت که قبل از دراختیار گرفتن عملی قیمومیت این سرزمین چنین «بذل و بخششی» به یهودیان بکند.

فلسطینی‌ها تاکید دارند که در آن زمان ۹۷ درصد زمین‌ها در این سرزمین متعلق به آنها بوده است و در آن سال ۶۵۰ هزار عرب در این سرزمین زندگی می کردند در حالی که تعداد یهودیان تنها هشتاد هزار نفر بود.

بریتانیا نه تنها بخاطر بیانیه بالفور پوزشخواهی نکرده بلکه ترزا می نخست وزیر بریتانیا که به مناسبت صدمین سال این اعلامیه بنیامین نتانیاهو نخست وزیر سال‌های اخیر اسرائیل را به لندن دعوت کرده است، به او گفت که بریتانیا به نامه بالفور و سهمش در شکل گیری کشوری برای یهودیان «افتخار» می کند.

فلسطینیان در صدمین سال اعلامیه بالفور تظاهرات گسترده‌ای در نقاط مختلف کرانه باختری و غزه برپا کرده و گروههای متعدد پشتیبان آنها نیز این آخر هفته در بریتانیا در حالی که بنیامین نتانیاهو در لندن است، تظاهرات می کنند.

پیمان صلح اسلو در سال ۱۹۹۳ میان اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین زمینه را برای برپایی تشکیلات خودگردانی با این امید فراهم کرد که پنج سال بعد از آن، این تشکیلات به کشور مستقلی برای فلسطینیان ارتقا یابد.

با گذشت یکصد سال از «اعلامیه بالفور» و ۲۴ سال از پیمان اسلو هنوز وجود کشور مستقلی برای فلسطینیان در رویا باقی مانده است.

صدمین سال «اعلامیه بالفور» سپری شدن یک قرن از یکی از طولانی‌ترین نزاع‌های سیاسی جهان نیز هست.

دیدگاه شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG