خلق شاهنامه مصور ایده حمید رحمانیان بود. او در این خصوص توضیح میدهد: «مهاجران ایرانی آمریکا٬ مهاجران جدیدی هستند. ما برای اینکه بتوانیم در جامعه جدید ادغام بشویم٬ باید فرهنگ خودمان را معرفی کنیم٬ باید فرهنگسازی کنیم. این کار را ایتالیاییها٬ ایرلندیها و یهودیان آمریکا همگی انجام دادهاند و اکنون همه آنها کاملا آمریکایی به حساب میآیند. این اتفاق هنوز به طور کامل برای ایرانیها نیفتاده است.»
شاهنامه مصور از سه بخش شاهنامه (اساطیری٬ حماسی و تاریخی)٬ دو بخش اساطیری و حماسی را در بر میگیرد زیرا به گفته حمید رحمانیان شخصیتهای این دو بخش با یکدیگر مرتبط هستند. بخش حماسی شاهنامه مصور شامل چهار داستان اصلی عاشقانه است؛ زال و رودابه٬ بیژن و منیژه٬ رستم و تهمینه٬ کیکاووس و سودابه.
شاهنامه: حماسه شاهان ایران زمین
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
زال و رودابه بدون دیدن یکدیگر٬ به هم دل میبندند. زال در سفری به کابلستان با مهراب٬ پادشاه کابلستان و پدر رودابه روابط مطلوبی برقرار میکند. از یک سو مهراب در کاخ خود به تعریف و تمجید از زال میپردازد که آوای آن به گوش رودابه نیز میرسد و از سوی دیگر یکی از وزرای زال نزد این جوان سفید موی زبان به وصف زیبایی رودابه میگشاید.
با این اوصاف است که زال و رودابه بدون اینکه یکدیگر را ببینند دل به مهر یکدیگر میدهند غافل از اینکه هر یک از خاندانی متضاد میآیند؛ رودابه از نوادگاه ضحاک ماردوش است و زال از خانواده پهلوانان ایرانی.
در نهایت شبی زال وارد اندرونی رودابه میشود و شبی را تا صبح در کنار یکدیگر میگذارنند و صبح فردا اعلام میکنند که قصد ازدواج دارند.
این تصمیم خشم خاندان هر دو طرف را بر میانگیزد٬ اما در نهایت با میانجیگری مادر رودابه این وصلت سر میگیرد که حاصل این ازدواج تولد پهلوان اساطیر ایرانی٬ رستم٬ است.
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
این تهمینه است که بر بالین رستم حاضر میشود. رستم در نزدیکی مرز توران مجبور به گذراندن شب در قلعهای میشود. به خواب رفته است که رایحهای خوش او را از خواب بیدار میکند. در تاریکی شب به دنبال منشاء این رایحه است که نجوایی به گوش میرسد. در باز میشود و ندیمه سیاهی با زنی بلند قد و زیبا رو وارد میشود. زن خود را تهمینه دختر شاه سمنگان معرفی میکند.
تهمینه به رستم میگوید که میخواهد از او فرزندی داشته باشد. رستم و تهمینه یک شب تمام و یک بار برای همیشه عشقورزی میکنند و صبح با غصه فراوان از هم جدا میشوند و از آن پس دیگر تنها از طریق نامهنگاری با یکدیگر در ارتباط میمانند.
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
این منیژه٬ دختر افراسیاب است که افرادی را به سراغ بیژن میفرستد تا او را نزدش بیاورند.
بیژن و منیژه پس از یک هفته همبستری عاشق یکدیگر میشوند و زمانی که موقع رفتن بیژن میرسد٬ منیژه برای نگاه داشتن او دست به ترفندی میزند؛ بیژن را درون صندوقی گذاشته و به اندرونی خود میآورد.
بیژن و منیژه در اندرونی منیژه یک هفته با یکدیگر سر میکنند تا اینکه خبر به افراسیاب میرسد. افراسیاب بیژن را دستگیر میکند و قصد کشتن او را دارد که پیران٬ مشاور افراسیاب٬ توصیه میکند که به جای کشتن بیژن٬ او را به چاهی بیاندازند.
پس از آنکه به دستور افراسیاب بیژن به چاهی انداخته میشود٬ منیژه نیز قصر را ترک میکند و کنار چاه مینشیند. در نهایت کیخسرو٬ شاه ایران٬ با کمک جام جهاننما از محل نگهداری بیژن مطلع شده٬ رستم را به آن محل میفرستد و پس از بیرون آوردن بیژن از چاه٬ بیژن و منیژه با یکدیگر ازدواج میکنند.
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
کیکاووس پس از شکست شاه هاماوران وصف دختر شاه٬ سودابه٬ را میشنود. از سودابه خواستگاری میکند و علیرغم مخالفت پدر٬ سودابه با کیکاووس ازدواج میکند.
پس از چندی شاه هاماوران دوری دخترش را تاب نمیآورد. از کیکاووس و سودابه دعوت میکند تا به هاماوران بروند. سودابه که از نقشه پدر اگاه است از کیکاووس میخواهد که به این سفر نرود٬ اما کیکاووس نمیپذیرد. زمانی که کیکاووس وارد هاماوران میشود٬ او را دستگیر میکنند و درون سیاهچال میاندازند. سودابه نیز میگوید ترجیح میدهد همراه با همسرش در سیاهچال بماند. سودابه و کیکاووس در نهایت با کمک رستم آزاد میشوند.
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
لینک به این صفحه در مناطقی که وبسایت ما مسدود است، کار میکند
حمید رحمانیان به همراه همسرش٬ ملیسا هیبارد٬ کار بر روی شاهنامه مصور را از سال ۲۰۰۹ آغاز کرده است و پس از یک سال٬ احمد صدری به عنوان مترجم این اثر همکاری با حمید رحمانیان را آغاز کرده است.
تهیه شاهنامه مصور چهار سال به طول انجامیده است و در نهایت این اثر ماه مه ۲۰۱۳ در پنج هزار نسخه منتشر شده است. چاپ دوم این اثر بار دیگر در پنج هزار نسخه ژانویه ۲۰۱۴ به بازار آمد.
تصاویر کتاب را حمید رحمانیان از میان هزاران تصویر٬ مینیاتور و لیتوگراف مجزا گردآوری کرده و در کنار یکدیگر قرار داده است؛ نقشهایی که متعلق به دورههای زمانی متفاوت است و در طول چهار قرن تولید شده است.
متن انگلیسی شاهنامه مصور ساده است. حمید رحمانیان میگوید داستانهای این کتاب بسیار روان است و هر فردی با دانش معمولی انگلیسی در کمتر از یکساعت میتواند هر قصه این کتاب را بخواند.
به گفته حمید رحمانیان مخاطب این کتاب نه دانشگاهیان٬ که مردم معمولی هستند. او توضیح میدهد که تاکید بر این بود که زبان کتاب ساده باشد تا مردم به خواندن آن ترغیب شوند و میافزاید: «این همان کاری است که ادیت همیلتون دهه ۳۰ میلادی در آمریکا با داستانهای مربوط به اساطیر یونان کرد. این داستانها را ساده کرد تا برای عامه مردم جالب توجه باشد.»