شبح بحران یونان بیش از همیشه بر منطقه یورو و آینده اروپا سنگینی میکند. این موضوع گفتوگوی اقتصادی روز رادیوفردا است با فریدون خاوند، کارشناس اقتصادی.
رادیوفردا: ترس از بحران یونان و پیامدهای آن بار دیگر بالا گرفته و از واکنش محافل اقتصادی اروپا چنین برمیآید که یونان هیچ وقت به اندازه امروز به ورشکستگی نزدیک نبوده. چرا یونان بار دیگر خبرساز شده، در حالی که پیش از این گفته میشد این کشور از منطقه توفانی دور شده؟
فریدون خاوند: برای پی بردن به ترسی که این روزها، به دلیل اوجگیری مشکلات یونان، دامن منطقه یورو را گرفته، کافی است به آن چه در صفحات اول معتبرترین روزنامههای اروپا دیده میشود، نگاهی بیندازیم.
«توفان یونانی بر فراز اروپا» عنوان اصلی آخرین شماره روزنامه فرانسوی «لوموند»، جو نگرانیآوری را که تازهترین بحران یونان به وجود آورده، نشان میدهد. صبح پنجشنبه، «له زکو»، معتبرترین روزنامه اقتصادی پاریس، هم با این عنوان اصلی منتشر شد: «اروپا همچنان برای نجات یونان از ورشکستگی تلاش میکند.» چرا این همه نگرانی؟
میدانیم که از حدود دو سال پیش به این طرف، بعد از برملا شدن بدهی خارجی ۳۵۰ میلیارد یورویی یونان و ناتوانی این کشور از بازپرداخت اصل و فرع آن، اتحادیه اروپا و صندوق بینالمللی پول دو اعتبار سنگین در اختیار آتن قرار دادند: یک اعتبار صد و ده میلیارد یورویی در فاصله ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ و یک اعتبار صد و سی میلیاردی از ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴.
در ازای این اعتبارها، یونان متعهد شد یک برنامه سخت ریاضتکشی اقتصادی را به اجرا بگذارد. ولی روز یکشنبه، ششم ماه مه، در پی برگذاری انتخابات پارلمانی در این کشور، هفتاد درصد رایدهندگان به احزابی رای دادند که با برنامه ریاضتکشی مخالفند. در نتیجه وضعیتی به وجود آمده که هیچ حزب یا ائتلافی توانایی تشکیل دولت و مدیریت بدهیهای خارجی یونان را ندارد.
در این شرایط هم اتحادیه اروپا و هم صندوق بینالمللی پول دیگر نمیتوانند اقساط بعدی اعتبارهای پیشبینی شده را در اختیار یونان قرار بدهند و ادامه چنین وضعیتی است که این کشور را بیش از همیشه به پرتگاه ورشکستگی نزدیک کرده.
به احتمال بسیار زیاد یونان چارهای ندارد جز آن که انتخابات تازهای را در ماه ژوئن برگزار کند و تازه معلوم نیست از این انتخابات تازه هم یک دولت قابل دوام و صاحب اقتدار بیرون بیاید.
یونان اقتصاد بسیار کوچکی دارد. پس چرا بحران اقتصادی این کشور کل منطقه یورو را به لرزه در میآورد؟
حق با شماست. یونان تنها دو درصد از تولید ناخالص داخلی منطقه یورو را در اختیار دارد، ولی چشمانداز ورشکستگی آن، و در نتیجه خروجش از منطقه یورو، کل ساختمان این منطقه پولی را به لرزه درمیآورد.
رهبران آلمان با تاکید زیاد میگویند که اگر یونان برنامه ریاضتکشی اقتصادی را به اجرا نگذارد، این کشور را به حال خود رها خواهند کرد. پرسش این است که آیا میتوان یک کشور اروپایی را، در مرز ترکیه، در گرداب هرج و مرج اقتصادی و سیاسی رها کرد؟
هستند ناظران بسیار بدبینی که ترس از خطر کودتای نظامی را در این کشور پیش میکشند، و یا حتی امکان پیدایش کشور پر هرج و مرجی را پیشبینی میکنند که میتواند به «سومالی اروپا» تبدیل بشود.
چنین سناریوهایی در شرایط کنونی به شدت اغراقآمیز است. ولی تردیدی نیست که در صورت فرو رفتن یونان در بحران سیاسی و افزوده شدن فلج سیاسی بر فلج اقتصادی، وضعیت به شدت آشفتهای به وجود خواهد آمد که پیامدهای آن تنها دامن یونانیها را نخواهد گرفت.
به هر حال نشست سران اروپا که روز ۲۳ ماه مه برگزار میشود، باید جوابی برای این پرسشهای نگرانیآور پیدا کند.
خروج یونان از منطقه یورو کمکم به یک سناریوی کاملا محتمل تبدیل شده. تحقق این سناریو چه پیامدهایی برای پول واحد اروپا دارد؟
خروج یونان از یورو در متون ناظر بر ایجاد منطقه پولی اروپا پیشبینی نشده، ولی تردیدی نیست که اگر یونان اعلام ورشکستگی کند، خروج آن از منطقه یورو و حتی از اتحادیه اروپا حتمی است.
هستند اقتصاددانانی که بازگشت یونان را به پول قدیمیاش، دراخما، تنها راه خروج این کشور از فاجعه اقتصادی کنونی پیشبینی میکنند. از دیدگاه اینها، یونان میتواند با پول بسیار ضعیفش وارداتش را کم و صادراتش را بیشتر کند و اجازه ندهد فشار بیشتری بر مردم وارد بیاید.
چنین نظریهای با اما و چراهای فراوان همراه است. با یک دراخمای ضعیف، یونان چگونه خواهد توانست بدهیهای خود را، که به یورو است، باز پس بدهد؟ شاید بگویند که اصولا یونان با اعلام ورشکستگی از پرداخت بدهیهایش صرف نظر خواهد کرد. در این صورت یونان تا سالهای سال از دریافت هرگونه اعتباری محروم خواهد شد و هیچ سرمایهگذاری به این کشور نخواهد آمد.
آیا یونان، در صورت بازگشت به دراخما، به دلیل ضعیف شدن پولش، خواهد توانست صادراتش را بیشتر کند؟ مسئله در آن است که یونان صنعت مهمی ندارد که بتواند محصولات آن را به دنیا بفرستد. با ارزان و ضعیف شدن پول یونان، احتمالا این کشور خواهد توانست توریست بیشتری جلب کند، ولی آیا همین چشمانداز کافی است؟
به علاوه با پول ضعیف، یونان چگونه میخواهد کالا وارد کند، از نفت و بنزین گرفته تا سایر مواد اولیه و نیز کالاهای سرمایهای. میبینیم که مسئله دشوارتر از آن چیزی است که بعضی سادهاندیشان میگویند.
بهترین سناریو، در حال حاضر، باقی ماندن یونان در اتحادیه پولی اروپا یعنی منطقه یورو است. اروپاییها و بهویژه آلمان باید با اتخاذ ابتکارهایی تحمل ریاضتکشی اقتصادی را برای یونانیها آسانتر کنند، ولی اینها هم باید راهی منطقی برای مدیریت این بحران بیابند. احزاب افراطی یونان، چه چپ و چه راست، برای یونان برنامهای ندارند. آنها پوپولیستهایی هستند که در مواقع دشوار سر بلند میکنند و رای میآورند، بی آن که راه حل ارائه دهند.
رادیوفردا: ترس از بحران یونان و پیامدهای آن بار دیگر بالا گرفته و از واکنش محافل اقتصادی اروپا چنین برمیآید که یونان هیچ وقت به اندازه امروز به ورشکستگی نزدیک نبوده. چرا یونان بار دیگر خبرساز شده، در حالی که پیش از این گفته میشد این کشور از منطقه توفانی دور شده؟
فریدون خاوند: برای پی بردن به ترسی که این روزها، به دلیل اوجگیری مشکلات یونان، دامن منطقه یورو را گرفته، کافی است به آن چه در صفحات اول معتبرترین روزنامههای اروپا دیده میشود، نگاهی بیندازیم.
«توفان یونانی بر فراز اروپا» عنوان اصلی آخرین شماره روزنامه فرانسوی «لوموند»، جو نگرانیآوری را که تازهترین بحران یونان به وجود آورده، نشان میدهد. صبح پنجشنبه، «له زکو»، معتبرترین روزنامه اقتصادی پاریس، هم با این عنوان اصلی منتشر شد: «اروپا همچنان برای نجات یونان از ورشکستگی تلاش میکند.» چرا این همه نگرانی؟
میدانیم که از حدود دو سال پیش به این طرف، بعد از برملا شدن بدهی خارجی ۳۵۰ میلیارد یورویی یونان و ناتوانی این کشور از بازپرداخت اصل و فرع آن، اتحادیه اروپا و صندوق بینالمللی پول دو اعتبار سنگین در اختیار آتن قرار دادند: یک اعتبار صد و ده میلیارد یورویی در فاصله ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ و یک اعتبار صد و سی میلیاردی از ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴.
در ازای این اعتبارها، یونان متعهد شد یک برنامه سخت ریاضتکشی اقتصادی را به اجرا بگذارد. ولی روز یکشنبه، ششم ماه مه، در پی برگذاری انتخابات پارلمانی در این کشور، هفتاد درصد رایدهندگان به احزابی رای دادند که با برنامه ریاضتکشی مخالفند. در نتیجه وضعیتی به وجود آمده که هیچ حزب یا ائتلافی توانایی تشکیل دولت و مدیریت بدهیهای خارجی یونان را ندارد.
در این شرایط هم اتحادیه اروپا و هم صندوق بینالمللی پول دیگر نمیتوانند اقساط بعدی اعتبارهای پیشبینی شده را در اختیار یونان قرار بدهند و ادامه چنین وضعیتی است که این کشور را بیش از همیشه به پرتگاه ورشکستگی نزدیک کرده.
به احتمال بسیار زیاد یونان چارهای ندارد جز آن که انتخابات تازهای را در ماه ژوئن برگزار کند و تازه معلوم نیست از این انتخابات تازه هم یک دولت قابل دوام و صاحب اقتدار بیرون بیاید.
یونان اقتصاد بسیار کوچکی دارد. پس چرا بحران اقتصادی این کشور کل منطقه یورو را به لرزه در میآورد؟
حق با شماست. یونان تنها دو درصد از تولید ناخالص داخلی منطقه یورو را در اختیار دارد، ولی چشمانداز ورشکستگی آن، و در نتیجه خروجش از منطقه یورو، کل ساختمان این منطقه پولی را به لرزه درمیآورد.
رهبران آلمان با تاکید زیاد میگویند که اگر یونان برنامه ریاضتکشی اقتصادی را به اجرا نگذارد، این کشور را به حال خود رها خواهند کرد. پرسش این است که آیا میتوان یک کشور اروپایی را، در مرز ترکیه، در گرداب هرج و مرج اقتصادی و سیاسی رها کرد؟
هستند ناظران بسیار بدبینی که ترس از خطر کودتای نظامی را در این کشور پیش میکشند، و یا حتی امکان پیدایش کشور پر هرج و مرجی را پیشبینی میکنند که میتواند به «سومالی اروپا» تبدیل بشود.
چنین سناریوهایی در شرایط کنونی به شدت اغراقآمیز است. ولی تردیدی نیست که در صورت فرو رفتن یونان در بحران سیاسی و افزوده شدن فلج سیاسی بر فلج اقتصادی، وضعیت به شدت آشفتهای به وجود خواهد آمد که پیامدهای آن تنها دامن یونانیها را نخواهد گرفت.
به هر حال نشست سران اروپا که روز ۲۳ ماه مه برگزار میشود، باید جوابی برای این پرسشهای نگرانیآور پیدا کند.
خروج یونان از منطقه یورو کمکم به یک سناریوی کاملا محتمل تبدیل شده. تحقق این سناریو چه پیامدهایی برای پول واحد اروپا دارد؟
خروج یونان از یورو در متون ناظر بر ایجاد منطقه پولی اروپا پیشبینی نشده، ولی تردیدی نیست که اگر یونان اعلام ورشکستگی کند، خروج آن از منطقه یورو و حتی از اتحادیه اروپا حتمی است.
هستند اقتصاددانانی که بازگشت یونان را به پول قدیمیاش، دراخما، تنها راه خروج این کشور از فاجعه اقتصادی کنونی پیشبینی میکنند. از دیدگاه اینها، یونان میتواند با پول بسیار ضعیفش وارداتش را کم و صادراتش را بیشتر کند و اجازه ندهد فشار بیشتری بر مردم وارد بیاید.
چنین نظریهای با اما و چراهای فراوان همراه است. با یک دراخمای ضعیف، یونان چگونه خواهد توانست بدهیهای خود را، که به یورو است، باز پس بدهد؟ شاید بگویند که اصولا یونان با اعلام ورشکستگی از پرداخت بدهیهایش صرف نظر خواهد کرد. در این صورت یونان تا سالهای سال از دریافت هرگونه اعتباری محروم خواهد شد و هیچ سرمایهگذاری به این کشور نخواهد آمد.
آیا یونان، در صورت بازگشت به دراخما، به دلیل ضعیف شدن پولش، خواهد توانست صادراتش را بیشتر کند؟ مسئله در آن است که یونان صنعت مهمی ندارد که بتواند محصولات آن را به دنیا بفرستد. با ارزان و ضعیف شدن پول یونان، احتمالا این کشور خواهد توانست توریست بیشتری جلب کند، ولی آیا همین چشمانداز کافی است؟
به علاوه با پول ضعیف، یونان چگونه میخواهد کالا وارد کند، از نفت و بنزین گرفته تا سایر مواد اولیه و نیز کالاهای سرمایهای. میبینیم که مسئله دشوارتر از آن چیزی است که بعضی سادهاندیشان میگویند.
بهترین سناریو، در حال حاضر، باقی ماندن یونان در اتحادیه پولی اروپا یعنی منطقه یورو است. اروپاییها و بهویژه آلمان باید با اتخاذ ابتکارهایی تحمل ریاضتکشی اقتصادی را برای یونانیها آسانتر کنند، ولی اینها هم باید راهی منطقی برای مدیریت این بحران بیابند. احزاب افراطی یونان، چه چپ و چه راست، برای یونان برنامهای ندارند. آنها پوپولیستهایی هستند که در مواقع دشوار سر بلند میکنند و رای میآورند، بی آن که راه حل ارائه دهند.