لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶ تهران ۰۵:۱۲

در فاصله کوتاهی پس از حملات موشکی آمریکا به پایگاه هوایی شعیرات در استان حمص سوریه، این پایگاه عملیات هوایی خود را از سر گرفت.

این نوع واکنش، چالشی است که معمولاً برای مهاجم (در این مورد آمریکا) پیامی هم دارد: حمله هوایی آمریکا ناچیز بوده و سوریه مسلط بر اوضاع است. البته ترمیم باندهای پروازی و انجام یکی دو پرواز نمایشی کار چندان مشکل و وقت گیری نیست و مشخص است که پایگاه با امکانات حداقلی شروع به کار کرده و ترمیم خرابی‌ها به زمان بیشتری نیاز دارد.

ممکن است بسیاری از تجهیزات نابود شده قابل ترمیم نباشد و یا باید با تجهیزات جدیدی جابجا شود. برخی از بنا‌ها و حفاظ‌ها نیاز به عملیات ساختمانی دارد ولی باند پرواز تنها چیزی است که با چند لایه مصالح و آسفالت ترمیم می شود. اگر اتاق کنترل پرواز آسیب دیده باشد به صورت موقت چند دستگاه بیسیم و رادیو می تواند کار کنترل پرواز نظامی را انجام و پس از یکی دو پرواز نمایشی و افتادن آب‌ها از آسیاب تعمیرات اساسی شروع شود.

در اینجا میلیون‌ها دلار تخریب شده و روسها باید میلیون‌ها دلار دیگر به حساب سوریه هزینه کنند تا پایگاه را به حالت عادی در آورند. ولی درعین حال وانمود کردن به بازگشت به حالت عادی یک دهن کجی سیاسی به آمریکا محسوب می شود.

دکترین ترامپ - اقدام ایالات متحده که به ظاهر جنبه تنبیهی داشته سوالات و مباحث بی‌پایانی را مطرح می کند. مطالعه واکنش‌ها و اظهار نظرهای دولت‌های مختلف و در کنار آن مطالعه روند تصمیم گیری و توجیه داخلی آن در سیاست و حکومت ایالات متحده خود می تواند پژوهش‌های جدیدی را در سیاست بین الملل رقم بزند.

نحوه پیاده شدن تصمیم رئیس جمهور آمریکا و ابعاد این تصمیم نیز در نوع خود جای بحث و گفتگو دارد. از جمله مباحثی که توسط رسانه‌های آمریکا در این مورد مطرح شده می توان به مقاله پیتر بیکر در نیویورک تایمز روز شنبه ۸ آوریل اشاره کرد که معتقد استت وقتی به جنبه‌های گوناگون تصمیم گیری سیاسی پرزیدنت ترامپ در چند هفته اخیر و نحوه مقابله او با چالش‌های بین المللی نگاه میکنیم به این نتیجه می رسیم که "دکترین در حال ظهور ترامپ؛ پیروی نکردن از دکترین" است.

وی نظریات و موضعگیری‌های دونالد ترامپ را در قبال سوریه و بعضیی مسایل بین المللی دیگر، قبل از اینکه اصولا نامزد انتخاباتی باشد، به عنوان نمونه ارائه می کند. مثلاً ترامپ سالها بحث می کرد که اصولاً "جنگ داخلی سوریه مساله آمریکا نیست". در حالیکه اکنون آمریکا را مستقیماً در گیر مسایل سوریه کرده است. دونالد ترامپ در گفتار هفتگی روز شنبه خود می گوید "راهنمای ما ارزش‌ها و اهداف ما خواهد بود و ما شیوه ایدئولوژی‌های غیر قابل انعطاف را که اغلب به نتایج ناخواسته منجر می شود، ترد خواهیم کرد". به این ترتیب باید بگوئیم مفهوم "قابلیت انعطاف" واژه کلیدی دکترین در حال شکل گیری دوران دونالد ترامپ خواهد بود.

برخی دیگر از رسانه‌ها دستور پرزیدنت ترامپ در مورد بکارگیری توان نظامی در سوریه را در چارچوب امنیت و منافع ملی آمریکا مورد توجه قرار داده و آنرا کاملاً موجه و قانونی تلقی می کنند.

از جمله تام کرچر در مقاله خود در پولیتی فکت به نقل از منابع نزدیک به رئیس جمهور تعریف موسعی از "منافع ملی" ارائه داده و آنرا قابل تعمیم به حوزه حمایت از "ثبات منطقه ای" می داند که بکارگیری تسلیحات شیمیایی توسط سوریه موجب به خطر افتادن آن شده بود. وی در ادامه ضمن نقل قول از آنتونی آرند استاد روابط بین الملل و قانون اساسی آمریکا از دانشگاه جورج تاون، بهه ماده ۲۲ قانون اساسی اشاره می کند که استفاده از نیروی نظامی را جزو اختیارات فرماندهی کل قوا (رئیس جمهور) می داند.

استدلال آنتونی آرند این است که "چون حمله با موشک‌های کروز صورت گرفته و جان هیچ آمریکایی به خطر نیفتاده، و طول زمان حمله چند دقیقه بیشتر نبوده است، به نظر می رسد که اقدام رئیس جمهور منطبق به قانون اساسی باشد." لازم به ذکر است که دولت پرزیدنت ترامپ نیز همین استدلال را مطرح می کند.

جنایات بشار اسد - تردیدی نیست که بشار اسد خیلی پیش از این‌ها می بایستی به خاطر جنایاتی که در طول شش سال جنگ داخلی از طریق حملات وسیع و متعدد شیمیایی و غیر شیمیایی بر علیه غیر نظامیان سوری مرتکب شده تنبیه شود.

دست اسد سالهاست که به این جنایت آلوده است ولی شاید حملات شیمیایی روز سه شنبه هفته گذشته آخرین مورد و بی‌رحمانه‌ترین آن بوده که در زمان کوتاهی رخ داده است.

اسد با این حمله اشتباه بزرگی مرتکب شد و با دست خود جامعه بین المللی را بر علیه خود تحریک کرد. هرچند اکنون شبهاتی در مورد اینکه گاز سارین توسط اسد بکار برده شده یا نه مطرح می شود ولی واقعیت امر این است که اسد خود توافق خاتمه دادن به تولید و ذخیره سازی تسلیحات شیمیایی را در سالهای ۱۴-۲۰۱۳ امضا و اجرا کرد.

بنا بر این اگر بمباران شیمیایی به دستور او انجام نشده و یا اصولاً توسط سوریه صورت نگرفته بود، وی باید بلافاصله پس از طرح اتهام از مجامع بین المللی برای بازدید و تشخیص مسوولیت حمله شیمیایی دعوت می کرد. در حال حاضر هیچ سازمان بین المللی قابل اعتمادی در سوریه نمایندگی فعال ندارد که بتواند مرتکبین حمله شیمیایی را شناسایی کند و با توجه به سوابق و اتهامات چند ساله اسد، بسیار طبیعی است که جامعه بین المللی او را مرتکب و مسئوول اصلی بداند. همین قدر که او از هیچ سازمان بین المللی برای حقیقت یابی دعوت نکرد، اثبات می کند که رژیم اسد خود عامل بمباران شیمیایی بوده است.

اخبار بین المللی حاکی از حمایت و ابراز خوشحالی بسیاری از کشورهای دنیا از واکنش نظامی آمریکا در قبال سوریه است. اما واکنش‌های مخالف نیز وجود دارد که در سایه انتشار حمایت‌ها قرار گرفته

اخبار بین المللی حاکی از حمایت و ابراز خوشحالی بسیاری از کشورهای دنیا از واکنش نظامی آمریکا در قبال سوریه است. اما واکنش‌های مخالف نیز وجود دارد که در سایه انتشار حمایت‌ها قرار گرفته و کمتر به آنها اشاره شده است. درست تر اینست که بگوییم در کنار حمایت‌های وسیع، اصل واکنش آمریکا بر علیه سوریه طیف وسیعی از مباحث و گفتگوهای ضد و نقیض را دامن زده است.

در داخل آمریکا عده‌ای مانند سناتور جمهوریخواه راند پال بمباران آمریکا را مغایر با قانون اساسی می داند. در مقابل، بسیاری از دموکرات‌ها معتقدند که تصمیم ترامپ درست بوده و آمریکا از زمان پرزیدنت اوباما می بایستی نسبت به اسد شدت عمل بیشتری را نشان بدهد. سناتور مک کین (جمهوریخواه - آریزونا) معتقد است که آمریکا باید تا حد انهدام نیروی هوایی سوریه پیش برود. منتقدین این اقدام، قانونی بودن تصمیم پرزیدنت ترامپ را از بُعد حقوق بین الملل نیز مورد سوال قرار می دهند. اگر کاربرد بمب‌های شیمیایی توسط اسد مغایر با تعهدات آن کشور و شخص اسد در قبال توافق سال ۲۰۱۳ بوده است بنا براین یک مرجع بین المللی باید اجازه تنبیه سوریه را صادر می کرده و رئیس جمهور آمریکا حق نداشته به صورت یک جانبه اقدام به حمله نظامی کند.

سوالی که در ارتباط با همین قضیه مطرح می شود این است که آیا این اقدام فقط یکبار انجام شده و یا می تواند در آینده تکرار شود؟ خانم نیکی هیلی سفیر آمریکا در سازمان ملل تهدید کرده است که آمریکا آمادگی تکرار چنین عملیاتی را دارد. قطعا سخنان ایشان نباید از جنبه آمادگی نظامی تعبیر شود بلکه به معنی وجود اراده سیاسی برای انجام حملات مشابه است.

منافع امنیت ملی آمریکا – پرزیدنت ترامپ در سخنرانی کوتاه خود استفاده سوریه از بمب‌های شیمیایی را مغایر و "تهدیدی بر منافع حیاتی" و امنیت ملی آمریکا تعریف کرد. منتقدین، بخصوص در مجامع علمی میگویند چطور است که کشتار قریب نیم میلیون سوری و اقداماتی که موجب جابجایی و پناهنده شدن قریب پنجاه درصد جمعیت سوریه در دنیا شده است مغایر با منافع و امنیت ملی آمریکا نیست ولی کشته شدن ا یکصد نفر اخیر اینچنین تعبیر شده است؟ آیا آمریکا احساس تهدید امنیتی کرده یا صرفاً خواسته است اقدامی در جهت انسان دوستانه انجام بدهد؟ در چنین حالتی دستور پرزیدنت ترامپ را در مورد متوقف کردن پذیرش پناهندگان سوری به آمریکا چگونه می توان تعبیر کرد؟

از سال ۲۰۱۳رژیم بشار اسد در مورد بمب‌های شیمیایی انبار شده در سوریه با دولت‌های غربی مذاکره و در ۲۰۱۴در سایه حمایت روسیه به توافق رسید. در نتیجه این توافق کلیه تسلیحات شیمیایی اسد به خارج انتقال و تحت نظر سازمانهای بین المللی منهدم شد. بازگشت به وضعیت قبل از توافق مستلزم عبور از خط قرمزی بود که اسد خود آنرا پذیرفته و از ریسک عبور از آن آگاه بود.

بنابراین بشار اسد برای زیر پا گذاشتن آن توافق یا به درجاتی از جنون و حماقت سیاسی نیاز داشت و یا اینکه باید در محاسبات خود به این نتیجه می رسید که جامعه بین المللی در قبال کاربرد بمب شیمیایی بر علیه مخالفان سوری سکوت خواهد کرد.

بنابراین بشار اسد برای زیر پا گذاشتن آن توافق یا به درجاتی از جنون و حماقت سیاسی نیاز داشت و یا اینکه باید در محاسبات خود به این نتیجه می رسید که جامعه بین المللی در قبال کاربرد بمب شیمیایی بر علیه مخالفان سوری سکوت خواهد کرد.

در گذشته، چنین اغماضی به دفعات در موارد محدودتر و کوچکتر رخ داده بود و بشار اسد بعضی سیگنال‌ها ی دولت پرزیدنت ترامپ را در هفته گذشته به حساب این گذاشت بود که احتمالا آمریکا او را به رسمیت شناخته و دستش را برای هرگونه اقدامی برای تثبیت وضعیت سوریه آزاد خواهد گذاشت.

در حقیقت یک هفته قبل از بمباران شیمیایی، خانم نیکی هیلی در سازمان ملل سخن از ضرورت همکاری روسیه و آمریکا در مورد استعفا یا باقی ماندن اسد کرده بود. در گفتگوی رکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا با همتای ترک خود نیز سخن از این بمیان آمده بود که مردم سوریه در مورد وضعیت اسد تصمیم خواهند گرفت. اسد این حرف‌ها به عنوان چراغ سبزی گرفت که در سرکوب مخالفان می تواند از هر وسیله‌ای استفاده کند. این محاسبه کاملا غلط از آب درآمد.

وضعیت سیاسی سوریه پا در هواست؛ مخالفان اسد نه از نظر سیاسی و نه از نظر نظامی در شرایطی نیستند که جایگزین قابل قبولی را چه برای خود سوریه و چه برای متحدین آن و یا برای جامعه بین المللی ارائه بدهند. دسته‌ای ضعیف تر از آن هستند که بتوانند حاکمیت ملی سوریه را حفظ کنند. دسته‌ای به یک دولت در منطقه وابسته اند و گروهی دیگر به دولت‌های دیگری وابستگی دارند. روی کار آمدن هریک از این گروهها از طریق حمایت کشورهای منطقه فقط موجب تشدید درگیری‌ها و تداوم آن می شود و این ساده لوحانه است که تصور کنیم یک گروه وجود دارد که می تواند حکومت کند و در عین حال با مخالفین هم کنار بیاید. قدرتمند‌ترین گروهها خود بشار اسد بود که نتوانست چنین معامله‌ای را با مخالفین خود به ثمر برساند و سر انجام با بکار گیری بمب‌های شیمیایی بن بست دیگری را در باتلاق سیاسی سوریه ایجاد کرد.

روس‌ها طرف دیگر این منازعه هستند. قبل از انجام بمباران آنها با لحن ملایمی خواستار رسیدگی به اتهام کاربرد بمب‌های شیمیایی و یافتن مسئوول آن بودند ولی صدایشان در هیاهوی موشک‌ها نشنیده باقی ماند. شاید هم قصد‌شان این بود که قضیه را در پیچ و خم کمیته‌های حقیقت یاب لوث کنند. تا تشکیل کمیسیون حقیقت یاب، سوری‌ها کلیه آثار و علایم را محو می کردند و بعد هم هرچه بیشتر از قضیه می گذشت یافتن حقیقت غیر ممکن تر می شد . اما در این میان رابطه روسیه با آمریکا بخصوص همکاری دو کشور در ارتباط با مبارزه با تروریسم و گروههای افراطی مانند دارو دسته خلافت اسلامی نیز آسیب دید.

یکی از دستاوردهای این همکاری که اکنون به حالت تعلیق در آمده، ایجاد خطوط ارتباطی بین روس‌ها با پنتاگون به منظور اجتناب از وقوع حوادث و رویدادهای هوایی بود تا اقدامات موازی دو کشور بخصوص در حملات هوایی موجب اصطکاک و درگیری فی مابین نشود. مقامات آمریکایی مدعی هستند قبل از حملات موشکی به پایگاه شعیرات به روس ها اطلاع داده بودند؛ ولی روس ها که البته بیشتر از انجام حمله عصبانی هستند، اعلام کرده اند که از روز هشتم ماه آوریل این خطوط را به حالت تعلیق در خواهند آورد. این اولین قدم در جهت ایجاد تنش و نشانه‌ای از عدم همکاری در مبارزه با تروریسم است.

یکی از دستاوردهای این همکاری که اکنون به حالت تعلیق در آمده، ایجاد خطوط ارتباطی بین روس‌ها با پنتاگون به منظور اجتناب از وقوع حوادث و رویدادهای هوایی بود تا اقدامات موازی دو کشور بخصوص در حملات هوایی موجب اصطکاک و درگیری فی مابین نشود. مقامات آمریکایی مدعی هستند قبل از حملات موشکی به پایگاه شعیرات به روس ها اطلاع داده بودند؛ ولی روس ها که البته بیشتر از انجام حمله عصبانی هستند، اعلام کرده اند که از روز هشتم ماه آوریل این خطوط را به حالت تعلیق در خواهند آورد. این اولین قدم در جهت ایجاد تنش و نشانه‌ای از عدم همکاری در مبارزه با تروریسم است.

مجموعه تحولات چند روز اخیر تاثیرات کوتاه مدت و متوسط مدت دیگری بر روابط آمریکا و روسیه و همچنین بر تحولات منطقه پر آشوب سوریه، عراق، ایران، و ترکیه خواهد داشت. هفته آینده رکس تیلرسون که زمانی مدال "دوستی" را از دست ولادیمیر پوتین دریافت کرده بود به عنوان وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا و نماینده این کشور به روسیه سفر می کند. در حالیکه قبلا پیش بینی می شد این سفر گامی در جهت همکاری‌ها و نزدیکی بیشتر بین دو کشور باشد. اکنون به علت واکنش آمریکا به حمله شیمیایی اسد، قابل پیش بینی نیست که این سفر (اگر به فرصت دیگری موکول نشود) تا چه حد تحت تاثیر منفی موشک باران قرار خواهد گرفت.

تاثیرات دراز مدت – از منظر روابط بین الملل و جغرافیای استراتژیک به سوریه و همسایگان آن نگاه کنیم متوجه می شویم که اگر اقدام نظامی آمریکا محدود به پرتاب همین ۵۹ موشک کروز باشد و در همین سطح باقی بماند، نه تنها معمای سوریه را حل نمی کند بلکه به عمیقتر و حاد تر شدن شرایط وخیم موجود کمک کرده و شرایط مخاصمه را برای مدتی تمدید و تشدید می کند.

متحدین آمریکا خواهان اقدامات گسترده تری هستند. کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر خواهان حذف اسد از صحنه سیاست سوریه هستند و کشورهای عضو ناتو نیز از اقدام آمریکا حمایت می کنند.

متحدین آمریکا خواهان اقدامات گسترده تری هستند. کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر خواهان حذف اسد از صحنه سیاست سوریه هستند و کشورهای عضو ناتو نیز از اقدام آمریکا حمایت می کنند. ترکیه و اسرائیل هریک فلسفه خاص خود را دارند. ترکیه خواهان برقراری منطقه ممنوعه پروازی است که زمانی در مورد عراق دوران صدام حسین نتیجه داشت ولی بعید به نظر می رسد امروزه در سوریه نیز همان نتایج را داشته باشد. علاوه بر آن حفظ منطقه ممنوعه پروازی نیازمند سازماندهی نظامی و هوایی ویژه‌ای است که توقع آن در شرایط فعلی از اعضای ناتو غیر عقلایی است.

اسرائیل، اما ترجیح می دهد بشار اسد در رأس کار باقی بماند به شرطی که ایران جای پایی در مناطق مرزی گولان (جولان) نداشته باشد و از گسترش نفوذ ایران در سوریه و لبنان جلوگیری شود. اسرائیل به درستی حساب می کند که بشار اسد اگر لازم باشد می تواند دوستی‌اش با ایران را هم فدای معامله برای بقا در قدرت کند. خانواده اسد (پدر و پسر) از زمان اشغال بلندی‌های جولان توسط اسرائیل در جنگ ۱۹۶۷ تا به امروز هیچگونه اقدام نظامی بر علیه اسرائیل نکردند و ادعایشان در مورد جولان اشغالی در حد لفظی باقی ماند. حفظ وضع موجود خود مطلوب‌ترین وضعیت برای اسرائیل است.

اسرائیل به درستی حساب می کند که بشار اسد اگر لازم باشد می تواند دوستی‌اش با ایران را هم فدای معامله برای بقا در قدرت کند. خانواده اسد (پدر و پسر) از زمان اشغال بلندی‌های جولان توسط اسرائیل در جنگ ۱۹۶۷ تا به امروز هیچگونه اقدام نظامی بر علیه اسرائیل نکردند و ادعایشان در مورد جولان اشغالی در حد لفظی باقی ماند. حفظ وضع موجود خود مطلوب‌ترین وضعیت برای اسرائیل است.

در عین حال تصور اینکه آمریکا منفعتی دراز مدت در توسعه عملیات نظامی داشته باشد بعید است، چرا که در آن صورت قضیه مبارزه با تروریسم که معضل فوری جامعه جهانی است تبدیل به رقابت روسیه و غرب می شود.

در این میان اسلامگرایان افراطی و گروههایی مانند داعش فراتر از عراق و سوریه امنیت جهانی را مختل خواهند. بنا براین باید امیدوار بود سیاست خارجی آمریکا به راه حلی عملی، موثر، و دراز مدت تر درقبال مساله سوریه برسد. دو رئیس جمهوری قبلی آمریکا، جورج بوش و باراک اوباما هر دو به این نتیجه رسیده بودند که مداخله نظامی موجب بدتر شدن شرایط منازعه و به خطر افتادن امنیت ملی و بین المللی می شود. آیا دولت پرزیدنت ترامپ نیز به همین نتیجه خواهد رسید؟ زمان عامل تعیین کننده است.

  • جلیل روشندل استاد علوم سیاسی و امنیت بین المللی در دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی است.

دیدگاه شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG