پانزدهم اسفند امسال بود که نیروی هوایی اسرائیل اعلام کرد با پنجاه فروند هواپیمای جنگندهٔ خود به آنچه از مجموعهٔ موسوم به «بیت رهبری» در تهران باقی مانده بود حمله کرده است. این بار، در غیاب علی خامنهای، قرار بود تأسیسات زیرزمینی این مجموعه بمباران شود. تأسیساتی که اسرائیل آن را «پناهگاه زیرزمینی علی خامنهای» و «مقر فرماندهی جنگ در شرایط اضطراری» توصیف کرد.
اما آنچه شاید بسیاری از وجود آن اطلاع نداشته باشند، یک پروژهٔ زیرزمینی دیگر در همین مجموعه است که بیش از نیم قرن پیش در دوران محمدرضاشاه پهلوی کلید خورده بود. بنایی فرهنگی که مانند دیگر بخشهای مجموعه کاخها و ساختمانهای این مجموعه تاریخی در سالهای بعد از انقلاب ۱۳۵۷ تغییر کاربری داد.
رضا علیرضاییان، پژوهشگر و نویسنده ایرانیتبار مقیم آمریکا، در گفتوگو با رادیو فردا از تاریخچهٔ این مجموعه و داستان پرفراز و نشیب آن گفته است.
آقای علیرضاییان میگوید رفتار مسئولان جمهوری اسلامی در قبال آثار برجای مانده از حکومت پیشین یادآور رویکرد حکومتهای اتحاد شوروی و حزب کمونیست چین است: «یکی از چیزهای جالبی که من در انقلاب سرخ شوروی و انقلاب کمونیستی چین دیدم این بود که بهرغم انتقادهایشان از حکومتهای پیشین، که در روسیه حکومت تزاری بود و در چین امپراتوری چینگ و رهبری چیانگ کایشک، دست آخر رفتند به سراغ پایگاهها و نمادهای آن دوران و امروز میبینیم که کاخ کرملین در روسیه در اختیار ولادیمیر پوتین است و جونگنانهای در چین در اختیار حزب کمونیست چین».
او میافزاید در مورد ایران، این کاخ مرمر و ساختمانهای اطراف آن بود که سرنوشتی مشابه کرملین و جونگنانهای پیدا کرد: «اینجا زمانی خانههای رضاشاه و محمدرضا شاه و بستگانشان بود که در دست آقای خامنهای و اطرافیان ایشان افتاد».
این پژوهشگر و نویسندهٔ ایرانی-آمریکایی دربارهٔ تاریخچهٔ مجموعهای که بعد از رهبری علی خامنهای به «بیت رهبری» معروف شد توضیح میدهد: «کل این زمین در اختیار خانواده نظاممافی بود، که در اصل به میرزا حسینقلیخان نظامالسلطنه مافی، نخستوزیر دوران محمدعلی شاه قاجار، تعلق داشت».
بعد از کودتای سوم اسفند سال ۱۲۹۹ خورشیدی، رضاخان در ایران قدرت را در دست گرفت و بنیانگذاری ارتش نوین را به عنوان یکی از اولویتهای کاری خود در پیش گرفت. به گفتهٔ آقای علیرضاییان، رضاشاه بعد از تأسیس مدرسه نظام میخواست خانهای در مجاورت این مدرسه داشته باشد که از نزدیک بر روی امور مدرسه نظارت کند: «این خانه بعدها تبدیل شد به کاخ مرمر». بنایی که اندک اندک ساختمانهای دیگری را در کنارش ساختند.
علاوه بر کاخ مرمر، دیگر اعضای خانواده پهلوی، از ملکه تاجالملوک تا دختران و پسران رضاشاه، هرکدام در این محل ساختمانهایی را برای سکونت خود احداث کردند.
رضا علیرضاییان میگوید محلی که سالها بعد «بیت رهبری» شد، در واقع متشکل از زمینی بود متعلق به خانوادهٔ نظاممافی و ساختمانی دیگر که یکی از آنها خانه مسکونی خانواده نظاممافی بود که دههها بعد زمین خانهٔ علی خامنهای شد. علاوه بر این ملک، ساختمان دیگری که به تصرف رهبر جمهوری اسلامی و تیم او در آمد، ساختمان محل دفتر شرکت مهندسی دانمارکی «کمپساکس» بود: جایی که «راهآهن سراسری ایران در اینجا مهندسی شد و کارهای اداری آن را هم از اینجا انجام دادند».
به گفتهٔ او، شرکت کمپساکس حدود ۳۰ سال در این ساختمان فعالیت کرد و بعد از آن این ساختمان در اختیار «بنیاد ایران و فرانسه» قرار گرفت. این ساختمان بعد از انقلاب ۱۳۵۷ مصادره شد.
اما با آغاز پادشاهی محمدرضاشاه و افزایش جمعیت پایتخت، اطراف کاخ مرمر هم به محلهای پر رفتوآمد و شلوغ تبدیل شد. همین جا بود که ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ یک سرباز وظیفه به سوی محمدرضا شاه جوان تیراندازی کرد و دو تن از درجهداران گارد شاهنشاهی را از پا در آورد. حادثهای که به گفتهٔ رضا علیرضاییان در انتقال محل کار و سکونت محمدرضا شاه به نیاوران بیتأثیر نبود: «وقتی شاه از این منطقه رفت، دیگر اعضای خانواده هم به تدریج خانههای خود را فروختند و واگذار کردند؛ کاخ اشرف پهلوی شد دفتر نخستوزیری و کاخ شمس پهلوی هم شد اقامتگاه رسمی نخستوزیر».
در این میان کاخ مرمر که به فرمان رضاشاه بنا نهاده شده بود و ۳۰ سال خانه محمدرضاشاه بود، به «موزه پهلوی» تغییر کاربری یافت. موزهای که البته مدت زیادی دوام نیاورد و با وقوع انقلاب بهمن ۱۳۵۷ فعالیتش متوقف شد.
آقای علیرضاییان دربارهٔ برخی از رخدادهای تاریخی که در کاخ مرمر اتفاق افتاد توضیح میدهد: «به نظر من مهمترین اتفاقهای زندگی محمدرضاشاه در همین کاخ مرمر رخ داد؛ جنگ اول با روسیه و انگلیس، ازدواج با فوزیه بنت فؤاد، ازدواج با ثریا اسفندیاری، ازدواج با فرح دیبا، به دنیا آمدن رضا پهلوی و حتی دیدار با ژوزف استالین در زمان کنفرانس تهران، همه در این کاخ انجام شدند».
اما چرا این بنا به «کاخ مرمر» معروف شد؟ به گفتهٔ رضا علیرضاییان، علاقهٔ رضاشاه به استفاده از سنگ مرمر در کاخهای دیگر هم مشهود بود: مثل کاخ سبز در سعدآباد، کاخ رشت یا کاخ رامسر. به باور آقای علیرضاییان، در نهایت این ترکیب غیررسمی به عنوان نامی همیشگی بر روی کاخ جدید باقی ماند و نام «کاخ مرمر» به عنوان بنایی با اهمیت در ایران ماندگار شد. تخته سنگهای مرمر که از یزد و کاشان استخراج شده بودند، چنان توجهی جلب کرده بودند که سر ریدر بولارد، سفیر وقت بریتانیا، در توصیف آن از دیدگاه خود نوشته بود: «این میزان استفاده از مرمر در یک ساختمان برای یک کشور فقیر زیادهروی است».
سالها بعد، زمانی که انقلابیون در حکومت نوپای جمهوری اسلامی به قدرت رسیدند، روحالله خمینی جماران را به عنوان محل اقامت و دیدارهای خود انتخاب کرد و بدین ترتیب کانون رهبری کشور به مکانی جدید انتقال یافت.
به گفتهٔ علیرضاییان، محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر، رئیسجمهور و نخستوزیر وقت، بودند که استفاده از محل کار سابق امیرعباس هویدا را آغاز کردند: «با کشته شدن این دو، علی خامنهای، اکبر هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی این محل را در اختیار گرفتند و تا زمانی که آقای خمینی زنده بود، محل کار هر سه اینجا بود. آقای خامنهای در کاخ اختصاصی و کاخ شمس کار میکرد. آقای موسوی در کاخ نخستوزیری و کاخ شمس کار میکرد و آقای رفسنجانی تا جایی که ما میدانیم در کاخ مرمر مشغول بود».
اما بعد از درگذشت روحالله خمینی و رسیدن علی خامنهای به رهبری جمهوری اسلامی، اکبر هاشمی رفسنجانی همچنان در کاخ مرمر باقی ماند. با حذف مقام نخستوزیری، دفتر آن هم به مجموعهٔ ریاستجمهوری منتقل شد و در اختیار آقای رفسنجانی قرار گرفت. رضا علیرضاییان میافزاید که در این زمان رهبر جدید تصمیم گرفت بر روی زمینهای کاخ شمس پهلوی مجموعهٔ جدید رهبری را بنا کند: «در آن زمان، خانه نظاممافی هنوز بود، ساختمان شرکت کمپساکس هم مانده بود».
این پژوهشگر با اشاره به نوشتههای محسن رفیقدوست توضیح میدهد که علی خامنهای او را احضار کرده بود و گفته بود ملک خانوادهٔ نظاممافی را «به قیمتی که صاحبش راضی باشد بخرید تا ما به آنجا برویم». آقای علیرضاییان تأکید میکند که دربارهٔ صحت این روایت اطمینان ندارد: «معلوم نیست آنجا را مصادره کردند یا واقعاً خریدند». اینجا خانه رهبر جدید جمهوری اسلامی شد.
دفتر شرکت کمپساکس هم تخریب شد تا مجموعهٔ بزرگ بیت رهبری آنجا ساخته شود. به گفتهٔ این نویسنده، تنها بنایی که در این مجموعه سالم باقی ماند، دفتر علیاصغر حجازی بود که جزو تنها ساختمانهای قدیمی بود: «این ساختمانها بودند تا اینکه چند روز پیش در حملهٔ اسرائیل و آمریکا بمباران و تخریب شدند».
یکی از روایتهای جالب رضا علیرضاییان مربوط به ابتدای دوران رهبری علی خامنهای است. زمانی که هنوز حسینهٔ جدید برای دیدارهای او ساخته نشده بود و یکی از ساختمانهای موجود را به عنوان حسینه در نظر گرفته بودند. جایی که گفته میشود سالها پیش محل ملاقاتهای فراماسونها بود و نمادهای فراماسونری هم همچنان در آنجا وجود داشت: «وقتی ساختمانهای متعلق به خانوادهٔ نظاممافی را خریدند، یکی از ساختمانها را برای حسینهٔ خامنهای استفاده میکردند و نفهمیده بودند که با نمادهای فراماسونری تزئین شده بود. حالا این ساختمان فراماسونها در اصل متعلق به چه کسی بوده، هنوز به طور دقیق نمیدانیم. محسن رفیقدوست میگوید ساختمان متعلق به خانوادهٔ نظاممافی بوده. ولی روایت دیگری وجود دارد که این ساختمان متعلق به امیرعباس هویدا بوده که شاید هم درست باشد. برای اینکه در اسنادی که جمهوری اسلامی از ساواک منتشر کرده، نام نظاممافیها را در آن ندیدهام».
فارغ از هویت اصلی مالک این ساختمان، رضا علیرضاییان میگوید این بنا تا مدتی به عنوان حسینهٔ علی خامنهای استفاده میشد تا اینکه یک روز حسین شیخالاسلام متوجه علائم و نشانههای فراماسونری میشود و آنها را میتراشند و پاک میکنند.
آقای علیرضاییان دربارهٔ سرنوشت موزهٔ پهلوی بعد از انقلاب چنین توضیح میدهد: «یک شرکتی بود به نام آرتسنتروم که متعلق به یک هنرمند اهل چکسلواکی به نام یاروسلاو فریچ بود، همان کسی که در طراحی و اجرای موزهٔ زیرزمین برج شهیاد با حسین امانت کار کرده بود. وقتی تصمیم میگیرند کاخ مرمر را به موزهٔ پهلوی تبدیل کنند، کار را اول به یک شرکت ایتالیایی واگذار میکنند که شاه از کارشان راضی نبود. در نهایت یاروسلاو فریچ مسئول طراحی موزهٔ پهلوی میشود. کاخ ملکه تاجالملوک را هم به موزهٔ هنرهای قاجاری تبدیل کردند. بین اینها هم یک زیرزمین ساخته بودند با عنوان فرهنگسرای نگارستان که طراح آن منوچهر ایرانپور بود. عملیات ساخت این فرهنگسرا ناتمام ماند و بعد از انقلاب، جمهوری اسلامی آن را به نام موزهٔ قرآن تمام کرد».
رضا علیرضاییان میگوید بعد از دیدن تصاویر ماهوارهای مجموعهٔ کاخ مرمر پس از بمبارانهای اخیر، برداشت او این است که هنوز بعضی ساختمانهای تاریخی این مجموعه، از جمله کاخ مرمر، کاخ اختصاصی و کاخ شمس و ساختمانهای اطراف آنها همچنان سالم به نظر میرسند.
این پژوهشگر میگوید شخصا امیدوار است که در آینده و بعد از بازسازی این بناهای تاریخی، موزهای هم به فعالیتهای شرکت مهندسی کمپساکس اختصاص داده شود. او میگوید برایش بسیار اهمیت دارد که مردم بدانند که «ایران نوین از اینجا بود که شکل گرفت».
علیرضاییان که این روزها مشغول نوشتن کتابی با حمایت دولتهای سوئد و دانمارک است، میافزاید شرکت کمپساکس در کنار اشکودای چکسلواکی و شرکت نفت انگلیس از نقشآفرینان مهم صنعت، ساختمانسازی، معماری و در کل مدرنیسم ایران بودهاند.