لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
جمعه ۴ اسفند ۱۳۹۶ تهران ۰۰:۴۲

روزنامه اعتماد از «اعتراض آتشين» در پی انتشار «خبر تعرض به دختر دبستانی» در «اسلام آباد شهر اروميه» گزارش داده و نوشته است: روز دوشنبه «خبر آمد سرايدار مدرسه راه شهدای شهرک اسلام‌آباد اروميه، دختر ۱۲‌ساله اين مدرسه را در آغوش گرفته و آزار و اذيت كرده است. مردم عصبانی به اين مدرسه دخترانه رفتند و دست به تجمع زدند. شعار دادند و شيشه‌های مدرسه را شكسته و ماشين‌ها را آتش زدند.»

فیلم از کاربر رادیو فردا

تجمع شهروندان ارومیه در اعتراض به گزارش «آزار یک دختر دانش‌آموز»
please wait

No media source currently available

0:00 0:00:15 0:00

یک خبرنگار محلی در توضيح آنچه در ارومیه اتفاق افتاده به این روزنامه گفته است: «اين اتفاق سه روز پيش افتاده است. تا امروز نگذاشتند كسی خبردار شود اما نمي‌دانم چطور امروز خبری شد. در خبرها آمده كه سرايدار فقط دختر را بغل كرده است اما مردم و والدين دانش‌آموزانی كه در اين مدرسه تحصيل مي‌كنند، مي‌گويند به اين دختر تعرض شده است.البته فرقي هم ندارد، به زور در آغوش كشيدن يک دختر هم تعرض به حريم شخصی او حساب می‌شود. خانواده اين دختر هم، چنين اتفاقی را انكار می‌كنند و در اين تجمع هم حضور نداشتند. البته جرمی اجتماعی اتفاق افتاده است و اگر خانواده او هم انكار كنند، ‌مردم و جامعه نمی‌توانند به راحتی از اين اتفاق بگذرند.»

به گفته این خبرنگار ساکن ارومیه در جریان تجمع جلوی مدرسه «وضعيت خيلی فجيعی شد» به «درگيری» کشیده و تجمع کنندگان «چندين ماشين را آتش زدند. تعدادی از مردم و ماموران نيروی انتظامی مجروح شدند» و «چند نفر هم بازداشت شدند. كل شيشه‌هاي مدرسه را شكستند و مدرسه به طور كامل تخليه شد. مردم عصباني هستند. والدين دانش‌آموزانی كه در اين مدرسه تحصيل می‌كنند عصبانی هستند و می‎پرسند چطور قرار است از اين به بعد بچه‌های‎‌شان را به اين مدرسه بفرستند.»

به نوشته اعتماد، همزمان با تجمع معترضات مقابل مدرسه راه شهدای ارومیه «عليرضا رادفر معاون سياسی امنيتی استاندار آذربايجان غربی مدعي شد كه برخلاف اخبار منتشر‌شده غير‌واقعی در تعدادی از شبكه‌های اجتماعی موضوع آزار جنسی يكی از دختران دانش‌آموز صحت ندارد و شواهد اوليه و ابتدایی ماجرا حاكی است سرايدار مدرسه بداخلاقی كرده است ولی آزار جنسی نيست.»

روزنامه اعتماد با اشاره به اینکه محمد بطحایی وزير آموزش و پرورش «بزرگی‌زاده بازرس ويژه خود را برای بررسي اين موضوع و حوادث پيرامون آن به اروميه» اعزام كرده، گزارش داده که فريدون مصطفوی، مديركل‌آموزش و پرورش استان آذربايجان غربی به مردم قول داد كه به موضوع رسيدگی می‎كنند و گفته است: «طبق اظهارات اين كودک،سرايدار مدرسه او را در آغوش گرفته و اقدام به اذيت و آزار كرده است. البته هنوز جزييات دقيق موضوع برای ما روشن نيست، همچنين پدر اين كودک در كلانتری رضايت داده است. به دنبال انتشار اين خبر مردم خشمگين شده و در مقابل مدرسه تجمع كردند.»

مصطفی حبيبی، دادستان اروميه، هم گفته است: «طبق شكايت شخصی مبني بر مزاحمت (برای) دخترش توسط سرايدار مدرسه، رسيدگي به موضوع در دستور كار پليس قرار گرفت. پليس و دادگستری در خصوص اين فرد برخورد می‎كند و دستور قضایی صادر شد و اين فرد بازداشت شده است.»

اعتماد نوشته که «ساعت حدود شش و نيم بعد‌از‌ظهر روز دوشنبه بعد از تاكيد مسئولان بر پيگيري همه‌جانبه اين حادثه تجمع مردم پايان گرفت» و همزمان فرمانده انتظامي استان آذربايجان غربی گفته است: «عده‌ای فرصت‌طلب با شايعه‌سازی موجب اغتشاش و تخريب اموال شخصی و عمومی شده‌اند كه در اين رابطه چند نفر از عوامل اغتشاش دستگير و به مراجع قضايی تحويل داده شدند.»

روزنامه همدلی نیز عکس یک خود را به صحنه‌ای از اعتراض مردم خشمگین ارومیه اختصاص داده و نوشته است: در جریان تجمع روز دوشنبه مقابل مدرسه راه شهدا در ارومیه مردم داد می‌زندند "بی شرف، بی‌شرف" و باز هم این پسوند تکراری این روزهای اخبار حادثه‌های ایران؛ "شیطان‌صفت" می‌آید می‌نشیند پشت اسامی افراد متجاوز به آدم‌ها و بیشتر کودکان» و «این‌بار سرایدار مدرسه بی‌شرف است؛ می‌گویند او یک دختر ۱۲ ساله پایه ششمی را چهار روز پیش مورد آزار جنسی قرار داده» است.

این روزنامه با اشاره به اینکه اعتراضات تا شامگاه در ارومیه ادامه داشت، نوشته است: «هوا تاریک شده؛ مردم نه‌تنها خسته نشده و نرفته‌اند خانه‌هایشان؛ که کانال‌های تلگرامی و سایت‌ها، تصاویر و فیلم‌هایی از آتش‌زدن مدرسه را ارسال کرده‌اند. حالا شب‌ ارومیه با آتشی روشن شده که می‌گوید مردمانش بی‌تفاوت نیستند که دخترشان همین‌طوری مورد آزار و اذیت قرار بگیرد؛ بیان این جمله به معنای تشویق مردمان به واکنش‌های خودخواسته به تخلف، جرم و... نیست؛ که در این‌جا؛ گویای اهمیت موضوع برایشان است.»

همدلی با تاکید براینکه «شب روشن ارومیه چند نکته مثبت دیگر را هم به بیننده تصاویر نشان می‌دهد؛ دانش‌آموز دختری که مورد آزار قرارگرفته است، رفته و به خانواده‌اش خبر داده؛ نکته دوم این‌که خانواده اطلاع‌رسانی کرده و به مدرسه هم گفته و بعد هم مردم آمده‌اند و شیشه‌های مدرسه را هرچند غیرقانونی پایین آورده‌اند»، نوشته است: «شاید این نتیجه خشم همه این ماه‌های گذشته مردم این سرزمین است که کودکانشان هر از گاهی مورد تجاوز قرار گرفتند و کار از کار هم گذشت و کودک مُرد؛ این کودک اما زنده‌ است و این‌جا وحدتی به وجود آمده میان والدین دختر آزاردیده، سایر والدین و مردمان شهر تا شاید کودکی دیگر قربانی آزار جنسی نشود.»

این روزنامه در پایان این را هم پرسیده که «آیا مسئله فقط "شیطان‌صفتی" متجاوزان است؟ و هیچ عامل دیگری در بالا رفتن تعداد تجاوز و تعرض در ماه‌های اخیر در کشور دخیل نیست؟»

روزنامه آفتاب یزد در تیتر یک خود با عنوان « زنده به گور کردن برجام»، نوشته است: «رسانه‌های اصولگرا به استقبال مرگ توافق هسته‌ای رفته اند.»

این روزنامه ضمن چاپ تصاویری از صفحه یک روزنامه‌های نزدیک به جناح اصولگرا از جمله «کیهان، جوان، وطن امروز و صبح نو» با تیترهایی علیه برجام و سیاست خارجی حسن روحانی، نوشته است: اظهارات چند روز پیش رئیس جمهور آمریکا «هرچه بود به معنای خروج آمریکا از برجام به حساب نمی‎آمد. حال آنکه برخی رسانه‌های جریان راست انگار که از قبل تیترها را آماده کرده باشند، رویاهای خودشان را فردای آن سخنرانی انتشار دادند. درست مثل تیتر روزنامه وطن امروز که نوشته بود: "برجام را پاره کرد!"، همین موضوع نشان می‎داد که ذوق زدگی خاصی در داخل ایران توسط برخی از جریانات راست برای برهم زدن توافق هسته‌ای وجود دارد.»

روزنامه آفتاب یزد طیفی از مخالفان داخلی برجام را «منفعت طلب» توصیف کرده و نوشته است: «مرده خواندن برجام از سوی اصولگرایان و رسانه‌هایشان به دلیل سخنرانی ترامپ یک بهانه است و بس چرا که فاتحه خوانان امروز برجام، از همان دوسال پیش هم برسر قبر خالی برجام اشک می‎ریختند، از قرار معلوم شکارچیان منفعت طلب داخلی در فکر کشتن برجام پیش از بلوغش هستند تا بلکه بتوانند کاسبی خود را با دفن مذاکرات هسته‌ای تداوم بخشند.»

همزمان کیهان در سرمقاله سه شنبه خود با تاکید براینکه دونالد ترامپ در جریان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا وعده «پاره کردن برجام» را داده بود، مدعی شده که «عقب‌نشینی رئیس‌جمهور آمریکا از این وعده انتخاباتی‌اش نشان می‌دهد تصمیم‌گیر اصلی در آمریکا شبکه استکباری پشت پرده است نه اوباما و نه ترامپ» اما حتی «این عقب‌نشینی ترامپ ثابت می‌کند که برجام منافع آمریکا را تامین کرده و این همه هیاهوی رسانه‌ای و سیاسی یک بازی طراحی شده از قبل در پروژه برخورد با ایران است.»

این روزنامه که تحت نظر نماینده رهبر جمهوری اسلامی منتشر می شود، با تاکید براینکه «اصولا آنچه که تحت عنوان "راهبرد جدید آمریکا علیه ایران" نیز از آن سخن گفته می‌شود و منتشر شده، جدید نیست، بلکه در حقیقت پازلی از سیاست درازمدت آمریکا است که از اول انقلاب اسلامی تدوین شده و در حال اجراست»، نوشته که «چرا دولت دوازدهم برای حفظ برجام تحت هر شرایطی و به هر قیمتی، در خطایی استراتژیک با ارسال پالس‌ها و پیام‌های غلط از جمله اینکه "اگر آمریکا از برجام خارج شود ما خارج نمی‌شویم"، دشمن را جری‌تر و امیدوارتر برای اعمال فشار و تحریم‌های بیشتر علیه ملت ایران می‌کند.»

کیهان نوشته است: «جای تعجب است که چرا دولت یازدهم و رسانه‌های حامی آن تلاش داشتند تا به بهانه لبخندهای اوباما و جان کری و با بزک کردن چهره آمریکا با دولتی اعتمادسازی کنند که فقط مجری است نه تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر! در دولت دوازدهم هم تلاش دارند حساب آمریکا را از ترامپ جدا کنند! دولت دوازدهم اصرار دارد ثابت کند اگر ترامپ به برجام عمل نکند و آن را پاره کند به اعتبار و اعتماد آمریکا لطمه می‌خورد،سخن منطقی این است که مگر شما مسئول اعتبار آمریکا در دنیا هستید؟»

روزنامه جوان، نزدیک به سپاه پاسداران، هم طی یادداشتی با عنوان «نقد باور امنيت‌آوری برجام» نوشته است: «مبانی و مقدمات رسيدن به نظريه امنيت‌آوری برجام، تحت تأثير القائات و عمليات روانی دشمن و عوامل روانی دشمن و عوامل داخلی آن، و به خاطر اشتباه محاسباتی برخي از مسئولان كشور شكل گرفته، و نگاه‌های سياسی آنان اين مبانی را تقويت نموده است» و «نفوذی‌هاي دشمن و يا عناصر همفكر داخلی با آنان، نقش بسيار مؤثری در مؤثر واقع شدن اين شگرد دارند.»

یدالله جوانی، رئیس پیشین اداره سیاسی سپاه پاسداران، در این یادداشت به صراحت حسن روحانی را به استفاده سیاسی از «تهدید جنگ» و «امیت آوری برجام» متهم کرده و نوشته است: «پيش از انعقاد برجام، تاكيد بر اينكه هر نوع توافقي در موضوع هسته‌ای بهتر از عدم توافق است، با اين استدلال كه اگر توافق هسته‌ای انجام نشود جنگ خواهد شد، نشان می‌دهد چه نوع رابطه‌اي بين برجام و امنيت از سوی دولت تعريف شده» بود » و «براساس همين رابطه بود كه آقای روحاني پس از انجام توافق هسته‌ای، اعلام داشت با كار ديپلماتيک سايه شوم جنگ را از سر كشور دور كرديم» و حالا هم که «احتمال بر هم خوردن اين توافق وجود دارد، طرفداران نظريه امنيت‌آوری برجام، از احتمال وقوع جنگ با لغو برجام سخن می‌گويند.»

یادداشت نویس روزنامه جوان با تاکید براینکه «برجام فی‌نفسه، اگر احتمال جنگ عليه ايران را افزايش نداده باشد، كاهش هم نداده»، نوشته است: «متغير اصلی برای كاهش يا افزايش احتمالی جنگ، قدرت دفاعی» ایران است و اگر «اكنون جمهوري اسلامی دارای یک امنيت پايدار و مطلوب است، دليل آن قدرت پاسخگویی» به «هر نوع تجاوز» است.

این روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران ضمن تاکید براینکه «بايد اين قدرت را حفظ و تقويت كرد»، نوشته که «اكنون غرب به دنبال سايش اين قدرت از طريق فشار به برنامه موشكی، موقعيت منطقه‌ای ايران و تحريم سپاه است» و «آنان تصور می‎كنند برجام هسته‌ای، مقدمه‌ای برای برجام موشكی و برجام منطقه‌ای است. بنابراين بايد هوشيار بود و از تأكيد بر نظريه سست‌بنيان و ضعيف "امنيت‌آوري برجام" فاصله گرفت.»

روزنامه ایران، نزدیک به دولت، در تیتر یک خود از قول محمدباقر نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه نوشته است: « «باید به مرکز آمار اعتماد کنیم و قسم یاد می‌کنم که قبل از انتشار، از آمار بی‌خبرم» و «اینکه تصور شود که ما آمار را دستکاری می‌کنیم در حالی که قسم یاد می‌کنم این‌طور نیست.»

به نوشته این روزنامه، رئیس سازمان برنامه روز دوشنبه «نرخ تورم مهر ماه ۹۶ را ۸درصد» اعلام کرد و گفت: «آمارهای مهم تولید شده از سوی مرکز آمار که اول هر ماه برای من پیامک می‌شود، همان لحظه مستقیم به رئیس جمهوری هم پیامک می‌شود. بنابراین آمارهای تولیدی مرکز آمار بسیار مهم است» و «ما در سازمان برنامه در ساختمان بهارستان، هر روز با مرکز آمار زندگی می‌کنیم.»

روزنامه ایران از قول محمدباقر نوبخت نوشته است: «متأسفانه برخی‌ بلندگوها را برمی‌دارند و از مردم در خیابان سؤال می‌کنند که آیا شما رشد اقتصادی را حس می‌کنید و مردم پاسخ می‌دهند خیر و شب در رسانه عمومی آن را پخش می‌کنند»، درحالی که «رشد اقتصادی را باید در بخش‌های کشاورزی، صنعت و خدمات و زیر بخش‌های آنها بررسی کرد. سال ۹۲ برابر با ۴میلیون تن تولید گندم داشتیم که هم‌اکنون به بیش از ۱۰میلیون تن رسیده است، قبلاً چهار هزار میلیارد تومان برای خرید گندم می‌دادیم اما اکنون ۱۱.۵هزار میلیارد تومان پرداخت می‌کنیم.هم‌اکنون به ۲۵هزار واحد اقتصادی برای ادامه فعالیت تسهیلات داده‌ایم و اشتغال آنها افزایش یافته است؛ هرچند هم‌اکنون ۸۰هزار واحد تولیدی داریم که با مشکل مواجه هستند.»

روزنامه شرق اما در یادداشتی با تیتر «آمارها شکنجه می‌شوند»، نوشته است: «مباهات مي‌کنيم به اينکه توانسته‌ايم تسهيلات پرداختی شبکه بانکي را در سال ١٣٩٥ بيش از٣١ درصد افزايش دهيم. افتخارمان اين است که هر سال بر توان پرداختي خود به بخش‌های اقتصادي افزوده‌ايم. سال قبل‌تر از قبل هم توانستيم ٢٠ درصد بر وام‌هاي اعطاشده بيفزاييم. اين را آمارها برايمان ثابت مي‌کند. بانک‌ها سال گذشته ٥٤٨ هزار ميليارد تومان وام پرداخت کرده‌اند و اين رشد عملکرد ما را چشم‌انتظار رونق نگاه مي‌دارد. آمارها دروغ نمي‌گويند؛ تسهيلاتي پرداخت و دريافت شده است و در حساب بانک‌ها می‌توان آنها را مشاهده کرد؛ اما از نظر دور نداريد که آمارها پشت‌پرده دارد.»

فرزانه طهرانی، دبیر گروه اقتصاد روزنامه شرق، از «استمهال» به عنوان همان پشت‌پرده‌ای نامبرده که «چهره آمارها را دگرگون می‎کند؛ آن‌قدر که ديگر رشد آمارها، رونق را نتيجه نمی‌دهد و برعکس در رکود عميق‌تر غوطه بيشتري مي‌خوريم؛ چراکه با روش استمهال، جريمه بدهکاران بانکي را مي‌بخشيم و تسهيلاتي را که در گذشته به آنها پرداخت کرده‌ايم، از نو در حساب‌ها گزارش می‎کنيم. پس بدون اعطاي تسهيلاتي نو، آمارهاي تسهيلات را مثبت جلوه می‌دهيم»، در نتيجه روشی که بانک‌ها برگزیده اند «بازی با آمار است.بدهکار صدا زده می‌شود و به او معادل بدهی‌اش تسهيلات جديد داده می‎شود و درجا اين تسهيلات به عنوان مطالبات بانک پس‌گرفته می‌شود؛ پس از يک سو، بخشي از مطالبات معوق بانک‌ها از فهرست معوقات خارج شده و بار سنگين معوقات سبک‌تر می‌شود و از سوی ديگر عملکرد پرداخت تسهيلات صعودی عجيب پيدا مي‌کند، غافل از آنکه همه اين عمليات کاغذی است و نه پولی داده شده و نه پولی ستانده شده است» و «بنابراين عجيب نيست که رشد تسهيلات بانکی اعلامی را در اقتصاد بی‌اثر می‌بينيم و نمودی ظاهري برای تزريق اين‌چنينی منابع نمی‌توانيم تصور کنيم.»

یادداشت نویس این روزنامه با تاکید براینکه «ما آمارها را شکنجه مي‌کنيم. آمارهايي که بايد در خدمت برنامه‌ريزان و توسعه‌نويسان باشد، علامت‌های غلط می‌دهند؛ بنابراین سياست‌گذاران هم به آمارها بی‌اعتماد شده‌اند.»

روزنامه شهروند در گزارشی با تیتر « آلودگی کشنده»، گزارش داده که «آمارهای جدید وزارت بهداشت، پته آلودگی هوای تهران و بقیه شهرها را روشن‌تر از همیشه روی آب ریخته است: در‌ سال ٩٤، ١٢‌هزار و ٧٩٨ ایرانی بر اثر آلودگی هوا جان باخته‌اند.»

به نوشته این روزنامه براساس همین آمار «در سال٩٥، ٤٨١٠ مرگ منتسب به آلودگی هوا در تهران ثبت شده است.»

روزنامه شهروند با اشاره به اینکه «این آمار دیروز برای نخستین‌بار از سوی سرپرست گروه سلامت هوای وزارت بهداشت عنوان شد»، گزارش داده که عباس شاهسونی، سرپرست گروه سلامت هوای وزارت بهداشت در نشست رسانه‌ای روز دوشنبه خود گفته است: «غلظت ذرات زیر ۲.۵میکرون کاهش داشته اما همچنان سه‌برابر غلظت مورد نظر سازمان بهداشت جهانی است، به‌طوری که غلظت باید حدود ۱۰ باشد اما در کشور ما ۳۱.۷ است» درحالی که «پنجمین عامل مرگ در دنیا شناخته شده و آلودگی هوای آزاد یا ذرات معلق در هوا عامل مرگ ۴.۲. میلیون نفر در دنیا بوده است و آمار سازمان بهداشت جهانی مربوط به‌ سال ۲۰۱۵ در ایران نشان می‌دهد؛ سالانه ۳۳‌هزار و ۵۰۰ مرگ به دلیل آلودگی هوا رخ می‌دهد؛ یعنی ۷۱نفر در هر ١٠٠‌هزار نفر در کشور علت مرگشان آلودگی هواست.»

روزنامه شهروند در گزارش دیگری با عنوان «جدال نابرابر» از «اهواز، شهر خاک و نفت و آب و محله‌های رو به ویرانی» یاد کرده و نوشته است: در جریان «ریزش کوه در منطقه هفت اهواز دو کودک جان دادند.»

نرگس جودکی در این گزارش با بیان اینکه « اهواز کوهی از مشکلات دارد که هرازگاهی بر سر ساکنان بافت فرسوده آوار می‌شود. بارانش یک نم و دو نم نیست. آسمان یک دل سیر می‌بارد و رودی از فاضلاب و زباله در سراشیبی کوچه‌های تنگ محله‌های قدیم روان می‌شود»، نوشته است: «کوچه‌های تنگ، خانه‌های کوچک و متراکم و جمعیتِ زیاد. منطقه‌ هفت اهواز چند محله‌ شبیه به هم دارد؛ کوی رمضان، عامری(اهواز قدیم)، آسیا‌آباد، کوی آل‌ صافی، چهارصد دستگاه، زیتون کارگری و منبع آب که یک محوطه‌ باستانی‌اش چند‌ سال پیش در دل یکی از تپه‌ها نمایان شد.با وجود بقعه علی مهزیار، قبرستان لهستانی‌ها، بافت قدیمی عامری و منازل کارون، منطقه هفت‌ بخشی از تاریخ شهر است، فراموش‌شده در قلب مناطق نفتی، سایه‌ به سایه شرکت نفت کارون و لوله‌سازی خوزستان و کارخانه کربن.»

به نوشته این روزنامه کارشناسانی که نابرابری اجتماعی در شهرک نفت، گلستان و حصیرآباد را بررسی و تحلیل کرده‌اند، می‌گویند «بیشترین نابرابری با اختلاف میانگین ١,٥٤ بین دو محله‌ شهرک نفت و حصیرآباد و کمترین اختلاف بین گلستان و حصیرآباد با میانگین ٠.٦٦ وجود دارد» و «قرار گرفتن این شهرک مسکونی مدرن در برابر محله‌های حاشیه‌نشین که بی‌برنامه ایجاد شده و گسترش یافته‌اند، تضاد کالبدی فاحشی را در شهر به نمایش گذاشته. تفکیک کارکنان مشاغل گوناگون در شهر اهواز شرایط را برای قشربندی اجتماعی فراهم کرده است.»

XS
SM
MD
LG