اظهارت اخیر کیلیان امباپه، فوقستاره فوتبال فرانسه، دربارهٔ احتمال قدرت گرفتن حزب راست افراطی در این کشور، موجی از واکنشها را برانگیخته است. این اظهارات در شرایطی مطرح شده که تنها یک سال به انتخابات ریاستجمهوری فرانسه باقی مانده و نامزدهای حزب راست افراطی در نظرسنجیها پیشتازند.
کیلیان امباپه که هرگز مخالفت خود را با «اجتماع ملی»، حزب راست افراطی فرانسه، پنهان نکرده است، به تازگی در گفتوگویی با مجله ونتیفِر، اعلام کرده که نسبت به پیامدهای پیروزی احتمالی این حزب برای فرانسه نگران است.
امباپه در این مصاحبه گفته است: «من میدانم این یعنی چه، و میدانم وقتی چنین افرادی قدرت را در دست بگیرند، چه پیامدهایی میتواند برای کشورم داشته باشد».
این هشدار تازهٔ کاپیتان تیم ملی فرانسه تنها یک ماه پیش از آن است که این تیم در جام جهانی فوتبال حضور یابد.
نگرانیها درباره از بین رفتن «تنوع فرهنگی و مدارا»
آقای امباپه دو سال پیش نیز در جریان مسابقات جام ملتهای اروپا از مردم خواسته بود که در انتخابات شرکت کنند.
او در آن زمان گفت: «امروز خیلی واضح میبینیم که جریانهای افراطی در آستانه قدرت هستند و از همه جوانان دعوت میکنم رأی بدهند و واقعاً نسبت به اهمیت این وضعیت آگاه شوند. امیدوارم صدای من تا حد امکان اثرگذار باشد، چون ما نیاز داریم که خودمان را با این کشور یکی بدانیم. ما نیاز داریم که خودمان را با ارزشهایمان یکی بدانیم؛ ارزشهایی که شامل تنوع فرهنگی، مدارا و احترام هستند و این غیرقابل انکار است».
این فوتبالیست مشهور افزود: «میدانم که خیلی از جوانها میگویند: خب یک رأی که چیزی را تغییر نمیدهد! اما برعکس، هر رأی مهم است و نباید آن را دستکم گرفت. واقعاً امیدوارم که انتخاب درستی انجام دهیم و امیدوارم که همچنان به پوشیدن این پیراهن شماره هفت تیم ملی افتخار کنم».
اشاره او به حفظ پیراهن تیم ملی فرانسه در حالی است که او خروج احتمالی خود از این تیم در پی پیروزی احتمالی راست افراطی در انتخابات ریاستجمهوری فرانسه را مطرح کرده است.
سعید پیوندی، جامعهشناس در فرانسه، به رادیو فردا میگوید که چنین فراخوانهایی از سوی ورزشکاران معروف تاثیر مهمی بر افکار عمومی میگذارد: «تأثیر این موضوع بر افکار عمومی بسیار زیاد است، زیرا چهرههایی مانند امباپه و دیگر فوتبالیستهای رنگینپوست در فرانسه، بهویژه در میان جوانان، از محبوبیت بالایی برخوردارند و در واقع بهعنوان مرجعهای اجتماعی مهم شناخته میشوند؛ به همین دلیل سخنانشان میتواند اثرگذاری قابل توجهی داشته باشد».
تلاش راست افراطی برای ایجاد تقابل
اما هر بار که امباپه علیه حزب راست افراطی سخن گفته، رهبران این حزب، در واکنش درآمدهای زیاد ستارگان فوتبال را مطرح کردهاند و آنان را متهم کردهاند که وضعیت قشر کمدرآمد را درک نمیکنند.
به عنوان نمونه، ژوردن باردلا که اختلاف سنی چندانی با امباپه ندارد اما اکنون به اصلیترین بخت راست افراطی فرانسه برای پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری تبدیل شده، به کنایه گفته است: «باید به رأی هر فرد احترام گذاشت، مخصوصا وقتی این شانس را دارید که حقوق بسیار بسیار بالایی داشته باشید، میلیاردر یا میلیونر باشید، وقتی این امکان را دارید که با جت خصوصی رفتوآمد کنید».
او افزود: «کمی برایم آزاردهنده است که میبینم این ورزشکاران که پول زیادی در میآورند به افرادی درس میدهند که ۱۴۰۰، ۱۵۰۰ یورو درآمد دارند، افرادی که دیگر به سختی میتوانند ماه را به پایان برسانند، افرادی که احساس امنیت نمیکنند، افرادی که این شانس را ندارند در محلههایی زندگی کنند که با مأموران و سیستمهای امنیتی بیش از حد محافظت شدهاند و گاهی احساس میکنند ارزششان را در کشور از دست میدهند».
آقای پیوندی میگوید: طرح مسئلهٔ دستمزد ستارگان فوتبال برای رد مواضع سیاسیشان، ربطی به موضوع ندارد و نوعی سوءاستفاده است: «استناد به درآمد بالای فوتبالیستها برای رد کردن اظهارات آنان، نوعی انحراف از بحث اصلی است و ارتباط مستقیمی با نقد سیاستهای راست افراطی ندارد».
به گفتهٔ این جامعهشناس، جریان راست افراطی استدلال میکند که در صورت کاهش یا قطع کمکهای دولتی به مهاجران، منابع مالی بیشتری برای بهبود وضعیت شهروندان فرانسوی باقی میماند؛ گفتمانی که هدف آن ایجاد تقابل میان طبقات فرودست فرانسوی و مهاجران است و از همین رو، اشاره به دستمزد بالای فوتبالیستهای موفق، تلاشی برای مصادره موضوع و دور کردن بحث از مسئله اصلی تلقی میشود.
دفاع سرمربی تیم ملی فوتبال فرانسه از امباپه
دیدیه دشان، مربی تیم ملی فوتبال فرانسه، نیز از امباپه دفاع کرده و گفته است: «اولاً، قرار نیست بازیکنان را قضاوت کنم. دوم اینکه آزادی بیان وجود دارد. این آزادی برای شما هست، برای بازیکنان من هم هست. قرار نیست به آنها بگویم: حرف نزن یا هر چیز دیگری. آنها خیلی خوب میدانند که موضوعات حساسی وجود دارد؛ آنها شهروند هستند».
او افزود: «اگر حرف نزنند، میگویند چرا حرف نزد؟ و اگر حرف بزنند، میگویند چرا حرف زد؟ همیشه همین است. موافقان و مخالفان وجود خواهند داشت. بازیکنان فوتبال حق دارند احساسات خود را بیان کنند. اگر از من درباره انتخابات بپرسید، شخصا نظری نمیدهم اما نمیگویم باید مثل من عمل کرد. هر کسی آزادی خودش را دارد. بنابراین من آنها را قضاوت نمیکنم. تنها قضاوتی که انجام میدهم مربوط به کاری است که باید در زمین و بهصورت تیمی انجام دهند».
رابطه پرتنش راست افراطی با تیم ملی فرانسه
اما در کل، نسبت فوتبال و سیاست در فرانسه چیست و چرا برخی بازیکنان فوتبال مانند امباپه نسبت به قدرت گرفتن راست افراطی نگرانند. آقای پیوندی اشاره میکند که رابطه میان تیم ملی فرانسه و حزب راست افراطی دهههاست که پرتنش است.
او تصریح میکند که فوتبال، بهویژه در فرانسه، یکی از عرصههایی است که مهاجران در آن فرصتهای قابل توجهی برای موفقیت دارند و در تخیل جمعی بسیاری از جوانان مهاجر، این ورزش مسیری برای خروج از فقر و رسیدن به رفاه محسوب میشود.
به گفتهٔ این جامعهشناس، امباپه نمادی از همین واقعیت اجتماعی است؛ فردی که از یک منطقهٔ مهاجرنشین در شمال شرق فرانسه به کاپیتانی تیم ملی و بازی در بزرگترین باشگاههای اروپا و کسب درآمدهای بسیار بالا رسیده است.
پیوندی ادامه داد که بسیاری از فوتبالیستهای مهاجر نسبت به مسائل تبعیض و شرایط زندگی مهاجران حساساند و ورود آنان به عرصه سیاست نیز در فوتبال فرانسه سابقه دارد و این روند بهویژه پس از جام جهانی ۱۹۹۸ شدت گرفت؛ رقابتی که در آن فرانسه با تیمی متشکل از بازیکنان فرانسوی، مهاجران عرب، آفریقایی و فرزندان مستعمرات پیشین مانند جزایر کارائیب به قهرمانی رسید.
او افزود که این تیم در آن زمان بهعنوان نماد ادغام مهاجران در جامعهٔ فرانسه شناخته میشد، هرچند در مقابل، ژان-ماری لوپن بهدلیل حضور بازیکنان رنگینپوست با طعنه گفته بود این «تیم ملی فرانسه نیست».
سیاست و فوتبال؛ یک پیشینه طولانی
با این حال، تاریخ ورزش به ویژه در اروپا نشان داده که ورزشکاران مشهور و قهرمانان همیشه در داغترین نزاعهای سیاسی کشورشان حضور داشتهاند.
آلن دوهامل، نویسنده و روزنامهنگار باسابقهٔ فرانسوی، دربارهٔ جنجالی که بر سر اظهارات امباپه بهوجود آمده است، به فائوستو کوپی و جینو بارتالی دو قهرمان دوچرخه سواری ایتالیا در قرن بیستم اشاره کرده که یکی گرایش بسیار چپگرایانه و دیگری گرایش بسیار راستگرایانه داشتند و هواداران خود را به دو دسته کاملا متضاد سیاسی تبدیل کرده بودند.
اکنون نیز در شرایطی که فضای سیاسی فرانسه بیش از پیش دو قطبی شده و انتظار میرود واکنشهای سیاسی ورزشکاران مشهور به ویژه در آستانه انتخابات حساس سال آینده جنجال بیشتری به پا کند، ناظران پیشبینی میکنند که احتمالاً برخورد میان فوتبال و سیاست در فرانسه در ماههای پیش رو آشکارتر از هر کشور اروپایی دیگری خواهد بود.