لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۷ تهران ۰۶:۵۲

یادداشت: کالبد شکافی پیکر آزاری


قبرستان خاوران (عکس از شبکه های اجتماعی)

انتشار گزارش تکان دهنده اختفای جنایت توسط"عفو بین الملل" و "عدالت برای ایران"بعد از کشف غیر مترقبه و جنجالی پیکری که نشان از رضا شاه د اشت، توجه جهانیان را باری دیگر به دوران تاریک وحشت و کشتار ماه های بعد از انقلاب كه "بهار آزادي" ناميده شده، منعطف کرده است.

محاکمات چند دقیقه ای انقلابی اعدام بی درنگ صدها نفر ازنظامیان و مسؤلین نظام پهلوی، فعالان قومی، بهاییان ودگر اندیشان را در پی داشت. ولی "اعدامهای انقلابی" تنها مقدمه ای بود برای آینده ای بس تاریکتر.ارائه اسناد ۱۲۰ گور دسته جمعی در سراسر ایران نشانی است ازبرنامه ای گسترده واغلب مخفی با ابعادی هولناک و صنعتی شده برای محو کامل کسانی که به عنوان "مخالفین" شناخته میشوند. اعدامهای دسته جمعی سال ۱۳۶۷ که در ان هزاران زندانی سیاسی با احکام معین کوتاه و بلند به اعدام محکوم شدند بسیاری از نوجوانان متاثر از جو انقلابی را در بر میگیرد که به جرم توزیع این و ان نشریه و به تشویق سازمانهای "انقلابی" زندانی شده بودند.

انهدام قبور نیز ریشه عمیق در فرهنگ و اعتقادات ایران دارد. اخباري در متون شيعه آمده است حاكي از اينكه امام زمان در روز قيامت اجساد قاتلين امام حسين را از قبر بیرون آورده به آتش خواهد کشید. چه بسا كه سوزاندن اجساد بني اميه در دوره انقلاب بني عباس با اين اخبار بي ارتباط نبود .

ولی برنامه نابودسازی مخالفین پیامدهای جانبی و هولناکی را نیز به همراه داشت.ضبط و ربط هزاران جسد مشکلی ژرف برای مسوولینی بود که سعی در مخفی نگاه داشتن کشتار زندانیان داشتند و از باقی گذاشتن مقابری که بعدا ممکن بود به یادگاری برای آن جانباختگان تبدیل شود بیمناک بودند. قربانيان این کشتارها برطبق اعتقادات سياسي دسته بندي شده و آن دسته كه كافر شمرده میشدند با كاميون های يخچال گوشت به كفرآباد و يا لعنت آباد كه همان خاوران امروز است منتقل شده در آنجا در قبورجمعی وکم عمق مدفون شدند. منظری که گورهای دسته جمعی دوران آلمان نازی و یا در دهه ۱۹۹۰ قتل عامهای مسلمانهای بوسنی را به یاد میاورد.

ملاحظات شرعی و عقیدتی مانع تدفین "کفار" و افراد"خارج از مذهب" چون مارکسیستها و بهاییان در قبرستان مسلمین میشد و بسی گورستانها که باید از وجود چنین عواملی تصفیه میشد مبادا که مایه عذاب ارواح مسلمین و مانع رستگاریشان در روز قیامت باشد. از همین روی انقلابیون مشتاق با رهبری ایت الله خلخالی به كشته شدگان و اعدام شدگان دوران انقلاب كه در قبرستان بهشت زهرا مدفون بودند حمله ور شدند، اجساد را از قبور درآورده در بیابانهای اطراف مدفون كردند. اصولاً در اعتقاد شرع شيعه، مدفن شخص متوفي در رستگاري رفتگان در روز قيامت دخیل است . به همين دليل در کذشته بسياري با زحمات زياد، اجساد بستگان خود را به عتبات حمل مي کردند و در جوار مزار ائمه اطهار مدفون ميكردند، تا رستگاريشان را در روز قيامت در ركاب ائمه تضمين نمايند.

سابقه تاریخی کالبد آزاری

پیکر مومنین در اسلام و فرهنگ عامه ايران از احترام خاصي برخوردار بوده و برخلاف غرب كه سوزاندن اجساد (cremation) امری پذیرفته و از لحاظ محیط زیستی موجه شناخته می شود، سوزاندن اجساد مخالف اصول اسلامي و اهانت شدیدیست به بازماندگان. رسوم و وظائفي چون زيارت قبور، نذر كردن و حتي دخيل بستن و اعتقاد به شفاعت رفتگان در زندگي بازماندگان، جزئي از فرهنگ مردمي ايران به شمار ميآيد. شايد به همين دليل، قبرستان به عنوان فضايي نيمه مقدس، محلي ايده آل براي یورش به معتقدات دگرانديشان بوده است.

ولی درعین حال انهدام قبور نیز ریشه عمیق در فرهنگ و اعتقادات ایران دارد. اخباري در متون شيعه آمده است حاكي از اينكه امام زمان در روز قيامت اجساد قاتلين امام حسين را از قبر بیرون آورده به آتش خواهد کشید. چه بسا كه سوزاندن اجساد بني اميه در دوره انقلاب بني عباس با اين اخبار بي ارتباط نبود . بعضي محققين سابقة تاريخي نبش قبور را به سنت ترك و مغول منسوب كرده اند که حفظ تمامیت اسکلت شخص یا حیوانات را لازمه تجدید حیات انانو انهدام بقایای مردگان را سبب قطع نسل میدانست. در دوران انقلاب صفوي در ابتداي قرن ۱۶ میلادی به مواردي از نبش قبر و سوزاندن اجساد رهبران صوفي سني به قصد اهانت به طرفدارانشان برميخوريم ویا به قصد کین خواهی از اجداد خاندان صفویه که ظاهرا مورد ظلم واقع شده بودند. چه بسا که ناسزاگويي به قبور بستگان در زبان فارسي، ريشه درهمين دوران دارد.

در دوران قاجاریه با ظهور بابيه، مرده آزاري ترويجي تازه يافت. بعد از تیرباران سید باب و یکی از همراهانش در سال۱۸۵۰ پیکر آنها که مسیح واربا طناب آویزان شده بود تا غروب آفتاب در سبزه میدان تبریز باقی ماند و بعد از گرداندن آنها در کوچه و بازار در خندق خارج از دروازه شهرافکنده شد تا خوراک سگهای ولگرد شود.ولی بابیان شبانه بقایا را ربودند و در صندوقی نگهداری و پنهان کردند. بعد از دهه ها مخفی بودن، در سال ۱۹۱۵ این بقایا در حیفای فلسطین به خاک سپرده شد.

در سال ۱۸۷۰شيخ مازگانی كه مردي سالخورده بود و متهم به شركت در شورش بابيان اطراف كاشان شده بود، دو چیز از ميرغضب خود طلب نمود. اول آب براي وضو و اقامه آخرين نماز و دوم اينكه جسدش را در دور شهر نگردانند. همچنین هنگامی که مجتهد جوان و محبوب، علي جان ماه فروجكي که بهایی شده بود را در طهران در سال ۱۸۸۳ میلادی به دست ميرغضب سپردند، زنان بهايي با پرداخت پول و جواهرات خود، جسد علي جان را باز پس گرفته، مدفون كردند. ولي اعتراض به دفن او در گورستان مسلمين ادامه يافت و منجر به دخالت مامورين قاجار براي جلوگيري از شورش و نبش قبر شد.

در بعضي موارد اجساد دگرانديشان وسيله اي در دست بعضي از ملايان در رقابتها و دسته بنديهاي محلي بود. سيد عبدالباقي استاد كار رنگرز جسوری بود كه در مقابل اصرار حاكم كاشان براي تبري از عقاید بابی/بهایی خود گفته بود: ”من هر سال صدتا از اين عمامه ها را رنگ ميكنم.“حاكم دستور داد تا چوب بر سرش زدند و چندي بعد جان باخت. جسدش را در قبرستان مسلمين دفن كردند، ولي ميرزا حبيب الله مجتهد کاشان پیروان خود را برآن داشت كه قبر سيد را بشكافند و با بيل دست راست او را قطع كنند تا در روز قيامت نتواند اعمال نيكش را بدست گيرد.چنان كه در قرآن آمده است در روز قيامت مردگان از گور برخواسته اعمال نيك خود را بدست راست و گناهانشان را به دست چپ حمل میکنند. شاید به همین دلیل بود که بستگان سيد براي حفظ آبرو و حفظ مقبره او از مجتهد ديگري فتوا گرفتند كه سيد قبل از مرگ توبه كرده وبه جرگه مسلمين بازگشته بود.

و اما در دوران معاصر بعد از دو دهه حكومت رضا شاه كه در آن از شورش و آشوبهای شهری کمتر خبري بود، علاقه به مرده آزاري دوباره زنده شد. محمد رضا شاه كه در ساليان آغازين حكومتش به دنبال تقويت اركان سست سلطنتش بود، از همراهي با علماي سنتي دريغ نداشت. از جمله در سال ۱۳۳۴شاه به درخواست آيت الله بروجردي، براي سركوبي بهائيان به عنوان بازپرداخت همكاري روحانیت در سركوبي جبهه ملي و حزب توده جواب مثبت داد. براي اولين بار عوامل ضد بهايي از حمايت دولت و دسترسي به عداوت تبليغاتي مدرن مثل راديو مجهز شدند و بسياري در روستاها و شهرستانها مورد هجوم واقع شده و تعدادي به قتل رسيدند. در اين ميان در يك صحنه شگفت، عده اي در ملاير جسد يك مبلغ بهايي را از خاك بيرون كشيده در كف دست او مدفوع گذاردند تا ظاهراً او را از رستگاري در آخرت محروم نمايند.

چند سال قبل از اين واقعه در سال ۱۳۳۰ در يك آشوب ضد بهايي دیگر در روستاي اميرآباد از توابع اردكان يزد درحالیکه نيروهاي ژاندارمري ناظر بودند عده اي از بهائيان مورد ضرب و شتم واقع شده، منازلشان و حظيره القدس روستا غارت شده به آتش كشيده شد. مهاجمين سپس به گورستان بهايي حمله ور شدند، نبش قبور کردند و تعدادي از اجساد را سوزاندند. بعد همراه طبل و نقاره، بعضي سوار دوچرخه، راهي اردكان شدند. عده بيشتري به آنها پيوستند و چون مقاومتي از مأمورين نديدند، به حظيره القدس اردکان حمله ور شدند و منازل بهائيان نسبتاً متمول را غارت کردند.

تعدادي از بهائيان تبري كردند و به زندگي عادي ادامه دادند، ولي اكثريت آنها در مقابل تحريم شديد اقتصادي علماي محل، مجبور به ترك ديار شدند. چندين سال بعد در مصاحبه اي، امام جمعه اردكان از تدبيرات، ”همت و پختگي“ سيد روح الله خاتمي براي اخراج بهائيان تقدير به عمل آورد، چرا كه به گفته او ”هم نتيجه گرفتند و هم كسي گرفتار نشد.“

روالی که با ویرانی، مصادره و فروش زمینهای گورستانهای بهایی شروع شد امروزه ابعاد گسترده تری پیدا کرده است. بنا بر گزارش تخریب قبرها, قبور ورزشکاران, شعرا و نویسندگان و متجددین مسلمان نیز از گزند "تخریب سریالی" و حرمت شکنی سازمان یافته در امان نمانده است.

در روزهای کوتاه شورش ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، كه به رهبري آيت الله خميني در اعتراض به اصلاحات ارضي، الغاء حقوق زنان و نفوذ ايالات متحده در ايران شروع شد و در آن صدها نفر از معترضين كشته شدند، عده اي به قبرستان بهايي طهران حمله ور شدند و تعدادی از قبور را شكستند و استخوانها را به آتش كشيدند. بنا بر گزارش پليس تهران، علاوه بر قبور، تعدادي از طلافروشيهای تهران كه صاحبانشان از بهائيان بودند نيز غارت شدند.

در سال ۱۳۶۰گورستان ۸۰،۰۰۰ متری بهايي طهران که " گلستان جاوید" نامیده میشد مصادره شد. دهسال بعد شهرداري محل اقدام به تخريب آن به منظور احداث مجموعه فرهنگي خاوران کرد. البته در شرع شيعه به اصطلاح ”تبديل به احسن“ كردن قبرستان، بعد از سی سال جايز است. این خود مایه شگفتیست که فرهنگی که این چنین وسواسی دررستاخیز اجساد در روز قیامت دارد در مورد بازیافت قبرستانها تا این حد عملگراست چنانکه حتی بعضی مدارس در دوره پهلوی بر روی قبرستانها ی متروکه بنا شده اند. ولي تحمل سی ساله براي رفتگان خارج از دين از حوصله مسئولين خارج بود. ده سال بعد از مصادره بود که ساختمان اين مركز فرهنگی که مستلزم خاكبرداري وسيع و واژگون كردن بیش از هزارجسد بود به اجرا در آمد.

این مجموعه كه بر مبناي حياط وسيع فرو رفته و زيرزمينی پهناور طرح شده راه حلّي مدرن براي مشكل شرعي تطهير خاك از" آلودگي" ارائه نموده. درحین خاکبرداری و بازیافت خاک , اجساد بیش از هزار "خارج از دين" ظاهرا زیربنای جاده و پلی جدید شدند. گويا حتي سنگهاي مزارهم بعد از تراشیدن نوشته های ان موردفروش و استفاده مجدد قرار گرفت.

خاطره تلخ خاوران

ولي نام مركز فرهنگي خاوران با خاطره تلخ ديگري در تاريخ معاصر ايران رقم خورده كه همچنان در اذهان ايرانيان زنده است و براي ارباب قدرت همچنان مشكل ساز .در سال ۱۳۸۷ تحت عنوان طرح ساماندهي خاوران، مسئولين با كمك بولدوزر اقدام به كاشتن درختان ظاهرا برای احداث پارک در اين محل نمودند. درختان شايد به منظور تطهير فضايي شوم، محو كردن خاطرهاي تیرهو تلخ و يا حتي محو مدارك جنايات ضد بشريت بكار گرفته شدند ولي در عوض بولدوزرها البسه و اشياء شخصي كشته شدگان را به روي خاك آوردند. گويي اين اشياء نمادي هستند از مبارزه رفتگان با يكدست سازي و مطلق گرايي نظام حاکم. بولدوزري كه گور دسته جمعي را زير و رو ميكند (مثل جرثقيل عظيمي كه جاي چوبه دار را گرفته است) نشان ازخشونتي مدرن و صنعتي شده دارد كه به مراتب از مومنینی كه به اشاره مجتهدی جسد به اصطلاح کافری را دور شهر ميگرداند هولناك تر است.

چنانکه در گزارش اختفای جنایت آمده است، وسواس و پیگیری پایدار, مساعی متعددمسوولین وجستجو برای چاره های نوین برای انهدام نهایی آثار گورهای دسته جمعی از جمله احداث جاده, ریختن بتون, انباشت زباله و یا فروش قبور جدید (بدون اطلاع خریداران) کماکان ادامه دارد. این وسواس یاد آور بزهکاریست که میلی درونی او را واداربه بازگشت به صحنه جرم میکند.

روالی که با ویرانی, مصادره و فروش زمینهای گورستانهای بهایی شروع شد امروزه ابعاد گسترده تری پیدا کرده است. بنا بر گزارش تخریب قبرها, قبور ورزشکاران, شعرا و نویسندگان و متجددین مسلمان نیز از گزند "تخریب سریالی" و حرمت شکنی سازمان یافته در امان نمانده است.

ولی با وجود تهدید و ارياب مسولین نظام و استقرار فضایی امنیتی بستگان قربانيان کشتار دسته جمعی که مادران خاوران نام گرفته اند هنوز بعد از سی سال همچنان به ديدار عزيزان خود در قبور دسته جمعي بي نام و نشان خاوران ميروند تا خاطره آنان را زنده نگاه دارند.

————————————
یادداشت‌ها و مقالات آرا و دیدگاه‌های نویسندگان خود را بازتاب می‌دهند و بیانگر دیدگاه رادیو فردا نیستند.

دیدگاه شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG