با تشدید فشارهای بینالمللی بر جمهوری اسلامی، از تحریمها تا گمانهزنی دربارهٔ احتمال حملهٔ نظامی، رفتار سیاسی تهران چه تصویری را بازتاب میدهد و آیا اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴ تنها به تضعیف مشروعیت بینالمللی جمهوری اسلامی انجامیده یا پیامدهای دیگری هم داشته است؟ جمهوری اسلامی، بحرانهای داخلی و بینالمللیاش و نظم پیش روی جهانی، ایران را به کجا میبرد؟
در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، شهرام خلدی استاد مطالعات خاورمیانه و روابط بینالملل از اونتاریو کانادا و مهدی نوربخش استاد امور بینالملل و اقتصاد در دانشگاه علوم و فناوری هریسبورگ از واشینگتن به این موضوع پرداختهاند.
شهرام خلدی در پاسخ به این پرسش که آیا جامعهٔ جهانی برنامهای جدی برای تغییر حکومت در ایران دارد، می گوید اگر نگاه کوتاهمدت مبنا قرار گیرد، پاسخ او منفی است. چرا که به گفتهٔ وی، مفهوم «جامعهٔ جهانی» یکدست نیست و از لایههای متفاوتی تشکیل شده است.
این استاد روابط بینالملل معتقد است که برخی بازیگران تأثیرگذار، از جمله اتحادیه اروپا و کشورهای اصلی آمریکای شمالی مانند ایالات متحده و کانادا، به سمت نوعی اجماع برای مشروعیتزدایی کامل از جمهوری اسلامی حرکت کردهاند و ممکن است بخشی از کشورهای جنوب جهانی نیز به آنها بپیوندند.
با این حال او بر این باور است تا زمانی که چین، روسیه و متحدانشان در صحنه حضور دارند، موانع جدی در برابر این روند وجود خواهد داشت و به همین دلیل، این پرسش پاسخ ساده «بله یا نه» ندارد.
مهدی نوربخش، استاد امور بینالملل و اقتصاد، هم بر این باور است که جهان وارد نظم جدیدی در روابط بینالملل شده است؛ نظمی که در آن هنجارهای بینالمللی رو به فروپاشی رفتهاند.
او میگوید فقدان مشروعیت میتواند برای جمهوری اسلامی هزینهساز باشد، اما بعید است به فروپاشی حکومت منجر شود.
برخی بازیگران تأثیرگذار، از جمله اتحادیه اروپا و کشورهای اصلی آمریکای شمالی مانند ایالات متحده و کانادا، به سمت نوعی اجماع برای مشروعیتزدایی کامل از جمهوری اسلامی حرکت کردهاند و ممکن است بخشی از کشورهای جنوب جهانی نیز به آنها بپیوندند.شهرام خلدی
آقای نوربخش با اشاره به روسیه و ولادیمیر پوتین، این کشور را نمونهای از نظامهای اقتدارگرا میداند که نه به قواعد داخلی و نه به قواعد بینالمللی پایبند است، اما همچنان پابرجا مانده است.
به اعتقاد این استاد دانشگاه، هرگونه تغییر در ایران باید از درون رخ دهد، نه با اتکا به مشروعیتزدایی خارجی.
نظم جدید جهانی؟
شهرام خلدی در پاسخ به پرسشی دربارهٔ نظم جدید جهانی با توجه به اظهارات نخستوزیر کانادا در نشست جهانی اقتصاد در داووس، جایگاه جمهوری اسلامی در این نظم و تحلیل بخشی از اپوزیسیون درباره مداخلهٔ خارجی بشر دوستانه گفت: کانادا در شکلگیری نظم بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم نقش تاریخی داشته و این نظم طی ۲۵ سال اخیر، بهویژه پس از ۱۱ سپتامبر، از سوی آمریکا، چین و روسیه مورد حمله قرار گرفته است.
این استاد دانشگاه میگوید جهان امروز از سه اردوگاه اصلی تشکیل شده است؛ اردوگاه آمریکا و متحدانش، اردوگاه چین و روسیه، و اردوگاه اروپایی که کانادا نیز بخشی از آن است.
به گفتهٔ شهرام خلدی، کشورهایی مانند جمهوری اسلامی و میانمار در این چارچوب به مهرههایی در رقابت میان این اردوگاهها تبدیل شدهاند و مشروعیتزدایی از جمهوری اسلامی نیز نه الزاماً با هدف تغییر رژیم، بلکه بهعنوان بخشی از بازی قدرت پیش میرود.
نوربخش با نقد این «نگاه اردوگاهی» میگوید: جهان به سمت یک نظام چندقطبی پیشرفته در حال حرکت است که در آن قدرتهای میانی مانند ترکیه و عربستان نقش مهمی دارند.
او برخلاف آقای خلدی که این کشورها را بازیگران «نخودی» می نامد، از آنها با عنوان «قدرتهای میانه» نام میبرد که بهویژه در خاورمیانه، مخالف حملهٔ نظامی آمریکا به ایران هستند، چون بیثباتی ایران را تهدیدی برای کل منطقه تلقی میکنند.
به گفتهٔ آقای نوربخش، در دکترین دونالد ترامپ تمرکز بر دموکراسی و حقوق بشر نیست، بلکه بر ثبات است.
او برای نمونه از ونزوئلا مثال میآورد و میگوید احتمال دارد که جمهوری اسلامی در صورت احساس تهدید جدی، برای بقای خود با آمریکا کنار بیاید.
شهرام خلدی با تأکید بر مسئله «پویایی قدرت» در درون حکومت ایران، تحلیل رفتار جمهوری اسلامی را «بسیار دشوار» میداند.
او با یادآوری جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران میگوید تجربه اخیر نشان میدهد جمهوری اسلامی با وجود ضربه به فرماندهان سپاه، همچنان توان سرکوب داخلی را دارد؛ سرکوبی که به تأیید او به نیروهای «آتش به اختیار» متکی است، نه به انسجام ساختاری.
آقای خلدی میگوید تا زمانی که این نیروها کنترل نشوند، هیچ توافقی با غرب معنای واقعی نخواهد داشت.
جهان وارد نظم جدیدی در روابط بینالملل شده است؛ نظمی که در آن هنجارهای بینالمللی رو به فروپاشی رفتهاند. فقدان مشروعیت میتواند برای جمهوری اسلامی هزینهساز باشد، اما بعید است به فروپاشی حکومت منجر شود.مهدی نوربخش
او هرگونه حملهٔ احتمالی به ایران را نه برای دموکراسی، بلکه برای گرفتن امتیاز میداند و وضعیت کنونی ایران را با اواخر دوره قاجار مقایسه میکند؛ کشوری فرسوده، در آستانهٔ مداخلهٔ خارجی و فاقد توان حکمرانی مؤثر.
نمونههای مداخلهٔ خارجی
مهدی نوربخش با مقایسه دو نمونه مداخلهٔ خارجی برای تغییر حکومت در آفریقای جنوبی و لیبی میگوید در آفریقای جنوبی تغییر از درون و با رهبری اخلاقی نلسون ماندلا و بدون مداخلهٔ نظامی خارجی صورت گرفت، در حالی که در لیبی، مداخلهٔ نظامی بدون نهادسازی به فاجعه انجامید.
مهدی نوربخش با اشاره به آنچه خیزش «زن، زندگی، آزادی» نامید با تأکید بر نقش جنبشهای اجتماعی میگوید: این جنبش نشان داد که مردم حتی بدون رهبری کلاسیک هم میتوانند امتیاز بگیرند، مانند عقبنشینی عملی از حجاب اجباری.
آقای نوربخش اصلاحطلبی در درون حکومت را شکستخورده میداند و معتقد است، انتخابات دیگر راهحل نیست و تغییر باید توسط نیروهای اجتماعی خارج از ساختار قدرت در ایران رقم بخورد.
شهرام خلدی با نقد جنبش موسوم به «زن، زندگی، آزادی» میگوید آن جنبش نتوانست اعتصابهای سراسری مانند سال ۵۷ ایجاد کند، اما به گفتهٔ او آنهایی که شعار «جاوید شاه» دادند و هزینه پرداختند، ممکن است دوباره به خیابان بازگردند.
آقای خلدی شکل بازگشت این گروه از معترضان به خیابانها را منوط به روانشناسی جمعی جامعهٔ ایران میداند و میگوید در سوریه و لیبی پس از سرکوبهای شدید، حتی بخشی از بدنهٔ حکومت ریزش کرد و به مقابلهٔ مسلحانه روی آورد.
به باور او، در ایران نیز ممکن است پس از یک دوره سوگواری، خشم اجتماعی با شدت بیشتری بازگردد.
او میگوید مداخلهٔ خارجی جامعه ایران را قطبیتر خواهد کرد و تجربه نشان میدهد که رژیمهای سرکوبگر بهندرت بدون نوعی مداخلهٔ خارجی سقوط میکنند، اما چنین مداخلهای لزوماً به دموکراسی منجر نمیشود.