سید محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش ایران در سفر اخیر خود به روسیه از برنامه آموزش زبان روسی به عنوان زبان دوم و یا خارجی در مدارس سخن به میان آورده است با هدف پایان دادن به انحصار زبان انگلیسی. سعید پیوندی جامعه شناس و استاد دانشگاه در فرانسه به پرسشهای رادیو فردا پیرامون این پیشنهاد وزیر آموزش و پرورش ایران و امکان واقعی عملی شدن آن پاسخ داده است
پیش از هر چیز آیا می توان پیشنهاد تدریس زبان روسی را نوعی تغییر سیاست زبانی وزارت آموزش و پرورش ایران تلقی کرد ؟
شاید این اولین باری باشد که یکی از مسئولین آموزشی ایران از امکان تدریس زبان روسی به عنوان زبان دوم بویژه در رقابت با زبان انگلیسی سخن به میان می آورد. پیشتر از امکان متنوع کردن زبانهای خارجی و یا آموزش همزمان چند زبان خارجی صحبت می شد بدون این که اشارهای به زبان روسی شود و به نظر می رسید نظر مسئولین بیشتر متوجه زبانهای اصلی مطرح دنیا مانند اسپانیایی، چینی و یا فرانسوی و آلمانی باشد. همزمان پرسشی مهمی که پیش می آید این است که وزیر آموزش و پرورش تا چه اندازه این موضوع را به عنوان تعارف و پیام سیاسی و ایده کلی بدون پشتوانه عملی مطرح کرده و تا چه اندازه بطور واقعی پیرامون این امکان کار عملی انجام شده است.
تا چه اندازه امکان عملی چنین پیشنهادی وجود دارد ؟
این پرسش اساسی است. برای تدریس یک زبان خارجی جدید پیش از هر چیز باید دید آیا ما کادر آموزشی لازم برای تدریس زبان روسی را داریم یا خیر و آیا محتوا و کتابهای درسی در سطوح آموزشی مورد نظر تدارک دیده شده است یا خیر. زبان روسی در چند دانشگاه ایران بصورت محدود تدریس می شود ولی این رشتهها بیشتر با گرایش ترجمه هستند و دانشجویان را برای کار آموزشی آماده نمی کنند. وزیر آموزش و پرورش هنگام اعلام پیشنهاد هیچ اشارهای به امکانات واقعی و یا برنامهای مشخص برای آینده نمی کند. همزمان با توجه به دو طرفه بودن این پیشنهاد معلوم نیست آیا عملی شدن آموزش زبان روسی منوط است به آموزش متقابل زبان فارسی در مدارس روسی یا خیر.
آیا آموزش زبان روسی می تواند مورد استقبال دانش آموزان و خانوادهها قرار گیرد ؟
خانوادهها و بویژه دانش آموزان در همه جای دنیا نگاه بسیار پراگماتیک به آموزش زبانهای خارجی دارند. پرسشی که هر دانش آموزی از خود می کند این است که یادگیری زبان خارجی با چه هدفی انجام می شود و در آینده چه استفادهای مشخصی برای آن وجود دارد.
اگرتدریس انگلیسی برای بسیاری از دانش آموزان و خانوادههای آنها از نوعی مشروعیت طبیعی برخوردار است این پیش از هر چیز بخاطر موقعیتی است که این زبان در سطح علمی و ارتباطات در جهان دارد. امروز حدود ۶۰ درصد مقالات علمی دنیا به انگلیسی منتشر می شوند و انگیسی به زبان اصلی ارتباطات در دنیا تبدیل شده است. این موقعیت زبان انگلیسی است که موجب کشش آن برای خانوادهها و دانش آموزان می شود.
بسیاری حتا در بیرون از نظام آموزشی به یادگیری و یا تقویت زبان انگلیسی روی می آورند با هدف استفاده مشخص آن در زندگی علمی و یا اجتماعی. همزمان مثال تدریس زبان عربی برای درک رابطهای که دانش آموز با زبان خارجی دارد بسیار جالب است. زبان عربی به عنوان زبان قرآن از سال اول دبستان در مدارس ایران تدریس می شود ولی چند دانش آموز پس از ۱۲ سال آموزش زبان عربی می توانند یک متن عربی را بخوانند و یا چند کلمه به زبان عربی حرف بزنند. با توجه به زمانی که صرف آموزش زبان عربی می شود بازده آن بسیار ناچیز است. معنایی که اکثر دانش آموزان ایرانی به تدریس زبان عربی می دهند انگیزه لازم را برای یادگیری جدی بوجود نمی آورد. دانش آموزان شاید بیشتر این درس را برای نمره گرفتن یاد می گیرند و قادر به استفاده مشخص و کاربردی از آن نیستند و حتا حضور پررنگ دین اسلام و متون و روایات مذهبی هم به جذابیت آن کمکی نمی کند.
آیا با فراهم آمدن شرایط تدریس زبان روسی چنین کاری می تواند مثبت باشد ؟
متنوع کردن زبانهای خارجی در مدارس بخودی خود می تواند کار مثبتی باشد. اما درباره گسترش استفاده از زبان روسی نباید دچار توهم شد. این که چند صد دانش آموز زبان روسی یادبگیرند می تواند امری مفید باشد و این موضوع برای رابطه ما با یک کشور همسایه مهم است. اما این زبان نه قادر به رقابت با زبان انگلیسی است و نه از نظر علمی کمک بزرگ و عمدهای به جامعه علمی و زبانی ما می کند. رابطه اصلی ما در حوزههای گوناگون با دنیای انگلیسی زبان است و یا کسانی که دست کم به زبان انگلیسی آشنا هستند.
همزمان باید دید که تدریس این زبان حتا با فراهم آمدن امکانات اولیه عملی چه جذابیتی برای دانش آموزان دارد و آنها چگونه می توانند از این زبان در زندگی حرفهای و اجتماعی بهره گیرند. واقعیت این است که پیشنهاد تدریس روسی بیشتر یک انگیزه سیاسی دارد و یا در چهارچوب یک بده بستان سیاسی و دهان کجی به امریکا مطرح می شود و کمتر بصورت یک برنامه آموزشی در چهاچوبهای نیازهای کشور و دانش آموزان مطرح شده است.
این اولین باری نیست که مسئولین ایران خواستار محدود کردن زبان انگلیسی در نظام آموزشی شده اند. آیا این سیاستهای نتیجه مشخصی هم داشته اند ؟
تا کنون صحبتهای انتقادی فراوانی پیرامون نقش زبان انگلیسی در نظام آموزشی ایران مطرح شده است. این صحبتها پیش از آنکه کارشناسی و سنجیده باشند ایدئولوژیک اند و هدفهای سیاسی و ضدامریکایی را دنبال می کنند. چندی پیش بحثی پیرامون ممنوع شدن آموزش انگلیسی در مدارس ابتدایی مطرح شد و تصمیمی که گرفته شده عکس آن چیزی است که پژوهشهای آموزشی نشان می دهند و سایر کشورها انجام می دهند.
همه پژوهشهای دانشگاهی نشان می دهند که هر چه سن دانش آموز کمتر باشد امکان یادگیری عمیق زبان هم بیشتر است. شاید می توان گفت که رابطه با زبان انگلیسی یکی از مصداقهای سیاسی کردن مخرب آموزش در ایران و بیتوجهی به نیازهای جامعه و خود دانش آموزان است. به نظر من آموزش زبانهای گوناگون به شیوه موثر و کارا باید در ایران مورد توجه قرار گیرد. در کنار آموزش زبان فارسی باید آموزش زبانهای دیگر ایرانی در دستور کار مدارس قرار گیرد. انگلیسی هم باید زبان اول و اصلی خارجی باشد و همزمان امکان آموزش زبانهای دیگر به عنوان زبان خارجی دوم هم برای دست کم بخشی از دانش آموزان علاقمند به یادگیری زبانهای خارجی وجود داشته باشد.