لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۵ تهران ۰۲:۰۷

محاصرهٔ دریایی آمریکا علیه ایران به چه معنا است و چه پیامدهایی دارد؟

بشنوید
14 دقیقه

این فایل صوتی خودکار است

Learn more

ناوشکن «یو‌اس‌اس فرانک ای. پیترسن جونیور» در ۲۷ اسفند در دریای عرب؛ این کلاس از کشتی‌ها می‌تواند بخش مهمی از اجرای محاصرهٔ دریایی آمریکا علیه بنادر ایران باشد
ناوشکن «یو‌اس‌اس فرانک ای. پیترسن جونیور» در ۲۷ اسفند در دریای عرب؛ این کلاس از کشتی‌ها می‌تواند بخش مهمی از اجرای محاصرهٔ دریایی آمریکا علیه بنادر ایران باشد

محاصرهٔ دریایی آمریکا علیه کشتی‌هایی که وارد بنادر و مناطق ساحلی ایران می‌شوند، پس از ناموفق بودن مذاکرات اسلام‌آباد میان آمریکا و ایران در اوایل هفتهٔ جاری، به اجرا درآمده است.

این اقدام از همان ابتدا یک دوراهی ایجاد کرد: یا پذیرش خطر حمله از سوی ایران در نزدیکی تنگهٔ هرمز یا عقب ایستادن و امیدواری به متوقف‌کردن کشتی‌هایی که به سمت آب‌های آزاد می‌گریزند.

این اقدام، تازه‌ترین تلاش دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برای وادار کردن حکومت ایران به دادن امتیازاتی از جمله تعهد به عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای یا ابزارهای ساخت آن است؛ اقدامی که پس از حدود ۴۰ روز حملات هوایی و همچنین تحریم‌های اقتصادی طولانی‌مدت علیه جمهوری اسلامی صورت گرفته است.

جنبهٔ نظامی

واشینگتن نیروهای قابل‌توجه دریایی و هوایی در منطقه دارد که انتظار می‌رود محاصرهٔ مدنظر ترامپ را اجرا کنند. برای برخی، این به معنای تغییر مأموریت از انجام حملات هوایی به متوقف‌سازی کشتی‌های غیرنظامی است.

تلاش برای اجرای این کار در داخل یا نزدیکی تنگه هرمز، گذرگاه باریکی که صادرات دریایی ایران از آن عبور می‌کند، می‌تواند نیروهای دریایی آمریکا را در معرض خطر حملهٔ پهپادها، موشک‌ها یا قایق‌های تندرو سپاه پاسداران قرار دهد.

با آن‌که چندین هفته حملات هوایی آمریکا و اسرائیل توانایی‌های ایران را به‌شدت تضعیف کرده، اما سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنان دارای واحدهای دریایی متشکل از قایق‌های کوچک است که به حمله به کشتی‌ها در خلیج فارس ادامه داده‌اند.

دونالد ترامپ اندکی پس از آغاز محاصرهٔ بنادر ایران، در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «اگر هر یک از این کشتی‌ها به ما [کشتی‌های مأمور محاصره] نزدیک شوند، فوراً نابود خواهند شد.»

با این حال، امکان کاهش این خطرات وجود دارد. برای مثال، با توجه به این‌که حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران به چین می‌رود، نیروهای آمریکایی می‌توانند از فاصله‌ای دورتر محاصره را نظارت کنند تا کمتر در معرض خطر باشند.

محمد فارسی، افسر سابق نیروی دریایی ایران، می‌گوید: «آن‌ها می‌توانند خارج از خلیج فارس مستقر شوند… بدون این‌که مستقیماً کنترل تنگه [هرمز] را در دست بگیرند. نیازی نیست داخل تنگه باشند.»

با این حال، او تردید دارد که چنین رویکردی مؤثر باشد، زیرا مستلزم گشت‌زنی در محدوده‌ای بسیار وسیع‌تر از یک گذرگاه ۳۰ کیلومتری است.

جرمی استوس، کارشناس دریایی در مرکز اتریشی «مطالعات اطلاعات، تبلیغات و امنیت»، نیز این موضوع را دشوار توصیف می‌کند و می‌گوید: «اجرای محاصره از فاصلهٔ دور چالش بزرگی برای نیروهای آمریکایی ایجاد می‌کند، به‌ویژه زمانی که کشتی‌های غیرنظامی برای فرار از شناسایی، سیستم‌های خود را خاموش می‌کنند.»

او افزود: «نیروی دریایی آمریکا به‌طور سنتی با کمبود شناورهای سطحی کوچک‌تر مانند ناوچه‌ها مواجه است و باید ناوشکن‌های کلاس آرلی برک و دیگر تجهیزات پیشرفته را برای چنین مأموریتی به کار گیرد.»

پیامدهای اقتصادی

هدف قرار دادن کشتی‌های مرتبط با ایران، منطق اقتصادی روشنی دارد که در یک سند سیاستی اخیر آمریکا توضیح داده شده است.

بر اساس سند اطلاعاتی تک‌صفحه‌ای منتشرشده توسط کنگرهٔ آمریکا در ۲۵ اسفند ۱۴۰۴، «درآمد نفتی ایران از چین حدود ۴۵ درصد از بودجهٔ دولت جمهوری اسلامی را تشکیل می‌دهد.»

در هفته‌های اخیر، محدودسازیِ تقریباً کامل تردد در تنگه هرمز توسط ایران (به‌جز برای کشتی‌های خود) به‌عنوان فشاری بر اقتصاد جهانی توصیف شده که جریان نفت، گاز و سایر کالاهای حیاتی را مختل کرده است.

هدف آمریکا از محاصره تحت فشار قرار دادن اقتصاد ایران است؛ اقتصادی که با وجود جنگی که از ۹ اسفند پارسال، با حملات هوایی آمریکا و اسرائیل آغاز شد، همچنان از صادرات نفت سود می‌برد.

ایزاک لوی، تحلیلگر «مرکز پژوهش انرژی و هوای پاک»، می‌گوید: «ایران توانسته حجم نسبتاً بالایی از نفت خود را صادر کند، تقریباً مشابه سال گذشته در همین زمان.»

او افزود: «اگر آمریکا این صادرات را متوقف کند، ایران درآمد زیادی را از دست می‌دهد، اما در عین حال باعث افزایش قیمت جهانی نفت خواهد شد؛ زیرا در شرایطی که محدودیت عرضه وجود دارد، ماهانه حدود ۵۴ میلیون بشکه از بازار حذف می‌شود.»

این خطر بلافاصله پس از اعلام محاصره آشکار شد، زیرا قیمت نفت خام در اروپا به حدود ۱۵۰ دلار در هر بشکه رسید و نفت برنت نیز از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد.

محمد قائدی، مدرس دانشگاه جرج واشینگتن، در این زمینه می‌گوید: «تصمیم ترامپ می‌تواند اثرات جدی بر اقتصاد آمریکا و انسجام اجتماعی به‌ویژه از نظر فشار بر مصرف‌کنندگان آمریکایی در پمپ بنزین‌ها داشته باشد.»

او می‌گوید اقدامات متقابل ایران نیز ممکن است این آسیب را تشدید کند، از جمله حملات حوثی‌های مورد حمایت تهران در یمن برای بستن تنگهٔ باب‌المندب که می‌تواند حدود ۱۲ درصد از عرضهٔ جهانی انرژی را از بازار خارج کند.

چین

این محاصره می‌تواند پیامدهای دیپلماتیک مهمی نیز برای چین داشته باشد، اگرچه مشخص نیست که آیا کشتی‌ها با پرچم چین به بنادر ایران رفت‌وآمد دارند یا نه.

به‌طور تاریخی، ناوگان‌های موسوم به «سایه» که توسط ایران، روسیه و ونزوئلا برای حمل نفت استفاده می‌شوند، اغلب با پرچم کشورهای ثالث فعالیت کرده‌اند. با این حال، اظهارات قبلی ترامپ نشان می‌دهد که محاصره، حتی کشتی‌هایی را که برای عبور از تنگهٔ هرمز به ایران عوارض پرداخت کرده‌اند نیز شامل می‌شود.

رئیس‌جمهور آمریکا گفته: «به نیروی دریایی دستور داده‌ام هر کشتی‌ای را در آب‌های بین‌المللی که به ایران عوارض پرداخت کرده، رهگیری کند. هیچ‌کس که عوارض غیرقانونی بپردازد، عبور امن نخواهد داشت.»

بر اساس گزارش شرکت اطلاعات دریایی «ویندوارد»، دو کشتی چینی در ۲۱ فروردین از تنگه عبور کردند، اما آن‌ها سفر خود را از امارات متحدهٔ عربی آغاز کرده بودند، نه از ایران. مشخص نیست آیا این کشتی‌ها عوارضی که ایران درخواست کرده (حدود ۲ میلیون دلار برای هر کشتی) را پرداخت کرده‌اند یا نه؛ به‌ویژه اگر این پرداخت به‌صورت ارز دیجیتال انجام شده باشد، ردیابی آن بسیار دشوار خواهد بود.

همچنین اعلام فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، نشان می‌دهد که این محاصره شامل کشتی‌هایی که وارد «مناطق ساحلی» ایران می‌شوند نیز خواهد بود؛ مسیری که بسیاری از کشتی‌ها تاکنون با اجازهٔ تهران طی کرده‌اند.

در هر صورت، توقیف یا بازرسی یک کشتی با پرچم چین توسط نیروی دریایی آمریکا، به‌ویژه در آستانهٔ سفر برنامه‌ریزی‌شدهٔ ترامپ به پکن برای دیدار با شی جین‌پینگ، می‌تواند تنش‌های دیپلماتیک بزرگی ایجاد کند.

از نظر اقتصادی، اگرچه چین به نفت ایران وابسته است، اما ممکن است به‌دلیل ذخایر قابل‌توجهی که پیش از آغاز درگیری‌ها انباشته کرده، در کوتاه‌مدت کمتر آسیب ببیند. این کشور همچنین می‌تواند نفت مورد نیاز خود را از منابع دیگر تأمین کند.

با این حال، حدود هشت درصد از واردات نفت دریایی چین از ایران تأمین می‌شود. واقعیت این است که جایگزینی این نفت هزینهٔ بیشتری خواهد داشت، به‌ویژه برای پالایشگاه‌های کوچک چینی که با حاشیهٔ سود بسیار اندک فعالیت می‌کنند.

  • 16x9 Image

    ری فرلونگ

    رای فرلونگ، خبرنگار ارشد بین‌المللی رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی است. او از سال ۲۰۱۴ برای این شبکه در حوزه بالکان، قزاقستان، گرجستان و مناطق دیگر گزارش داده است. پیش از آن، ۱۷ سال در بی‌بی‌سی کار کرده و به عنوان خبرنگار خارجی در پراگ و برلین فعالیت داشته است، همچنین به عنوان گزارشگر بین‌المللی سیار در سراسر اروپا و شوروی سابق کار کرده است.

این مطلب بخشی از:
XS
SM
MD
LG