ایران از شامگاه ۱۸ دی در «تاریکی دیجیتال و ارتباطی» فرو رفته است. پس از اعتراضات خونین هفته گذشته، خبرهای اندکی از وضعیت مردم در داخل کشور به بیرون درز میکند.
ارتباطهای محدود تلفنی، دسترسی معدودی به اینترنت ماهوارهای استارلینک و روایت افرادی که موفق شدهاند در این مدت از ایران خارج شوند، تنها منابع اطلاعرسانی هستند.
این افراد از وقایعی هولناک سخن میگویند.
Your browser doesn’t support HTML5
اعتراض، گلوله، بیمارستان؛ روایت شاهدان و پزشکان از مجروحان
یکی از شهروندان معترض در مشهد که بهتازگی از ایران خارج شده، در گفتوگو با رادیو فردا میگوید:
«در قسمتی از تظاهرات دیدم دو نوجوان با مأموران درگیر شدند که یکیشان بهشدت با باتوم زده شد، طوری که نصف صورتش از بین رفت. نوجوان دیگری هم به پایش با باتوم زدند و به او شلیک کردند. بعد خواستند دستگیرش کنند که چند جوان کمک کردند و نجاتش دادند. بعداً پیگیری کردم و فهمیدم همان جوانی که به پایش تیر خورده بود، مجبور به قطع پا شده و هزینههای خیلی سنگینی هم دارد و الان هم میترسد اگر بهبود پیدا کند و بیرون بیاید، بازداشتش کنند.»
سازمانهای حقوق بشری از کشته و زخمی شدن چند هزار نفر خبر میدهند. شاهدان عینی در گفتوگو با رادیو فردا از وضعیت بحرانی مجروحان، ازدحام بیمارستانها و فشار طاقتفرسا بر کادر درمان در روزهای اعتراضات، بهویژه در روزهای اخیر، سخن میگویند.
یکی از اعضای کادر درمان در ایران میگوید:
«نورو سرجن تو خونه نباشه؛ میدونید الان چند تا مریض نورو سرجن داریم! ما الان شاتگان تو سر داریم، همش به سر خورده، ارتوپد میخوایم، چشمپزشک میخواهیم.»
رادیو فردا به دلیل قطع اینترنت و محدودیت دسترسی، امکان راستیآزمایی مستقل گفتههای شاهدان و حتی آمار کشتهشدگان و مجروحان را ندارد. با این حال، بر اساس گزارشهای دریافتی از برخی پزشکان در ایران، شدت جراحات بسیار بالاست؛ چشمها، سر و شکم هدف گلوله قرار گرفتهاند و در مواردی کمبود تجهیزات و امکانات درمانی گزارش شده است.
پروفسور شهرام کردستی، مدیر تحقیقات دانشکدهٔ سرطانشناسی و علوم دارویی کینگز کالج لندن که با همکاران خود در ایران در تماس بوده، به رادیو فردا میگوید:
«تعداد زیادی شلیک به سر و چشم بوده، بهویژه با ساچمه، که آسیبهای شدید چشمی و زخمهای متعدد در سر ایجاد کرده. تعداد مجروحان آنقدر زیاد بوده که بیمارستانهای تخصصی چشم دیگر قادر به مداوا نبودهاند و حتی با کمبود تجهیزات مواجه شدهاند. از طرفی، به دلیل شرایط امنیتی و قطع ارتباطات، بسیاری از پزشکان و کادر درمان هم نمیتوانستند خودشان را به بیمارستان برسانند. حتی یکی از همکاران در راه زخمی شده بود و بیمارستانها عملاً اشباع شده بودند.»
نیاز به خون در بیمارستانها بسیار بالاست. دکتر روزبه اسفندیاری، پزشک سابق اورژانس تهران که اکنون در هیوستون آمریکا زندگی میکند، از مردم، بهویژه دارندگان گروه خونی O مثبت و O منفی، میخواهد برای اهدای خون به مراکز انتقال خون مراجعه کنند:
«با توجه به تعداد بالای کشتهها، به همان نسبت یا حتی بیشتر، مجروح داریم. وقتی مصدومیت با تیر جنگی باشد، جراحی لازم است و در حین جراحی به کیسههای خون نیاز است، چون احتمال خونریزی شدید وجود دارد.
از هموطنانی که گروه خونی O مثبت و O منفی دارند، خواهش میکنم برای اهدای خون به مراکز اهدای خون مراجعه کنند تا برای مجروحانی که نیاز به انتقال خون دارند، استفاده شود.»
برادر یکی از جانباختگان به روزنامهٔ «هممیهن» گفته است برادر ۳۰ سالهاش در بیمارستان ستاری هنوز زنده بوده و با اطرافیان صحبت میکرده، اما ناگهان جان داده است؛ گلوله به زیر ناف او اصابت کرده بود.
یک شهروند معترض که بهتازگی از ایران خارج شده نیز به رادیو فردا میگوید:
«پسرعموی دوستم برای نجات دوستش که تیر خورده بود برگشت، پنج گلوله به او خورد و همانجا درجا فوت کرد. خیلی گشتند تا جنازهاش را پیدا کردند و مجبور شدند مبلغ زیادی بدهند تا پیکرش را تحویل بگیرند.»
روزنامهٔ شرق به نقل از یک پرستار نوشته است که داییاش با گلوله کشته شده و تقریباً همهٔ مجروحانی که به بیمارستان منتقل شدهاند، از ناحیهٔ سر و سینه آسیب دیدهاند. بیمارستان فارابی در تهران، مرکز تخصصی چشم، این روزها مملو از مجروحان است و بخش قابل توجهی از آسیبدیدگان دچار جراحات چشمی شدهاند.
یک خانم چشمپزشک که بهتازگی از ایران به اروپا آمده، میگوید:
«اوضاع وحشتناک است. با اسلحهٔ جنگی مردم را تکهپاره میکنند. در یک بیمارستان کوچک در نازیآباد، ۲۴ نفر را شب در آیسییو بستری کردند و حال همهشان وخیم بود. تا صبح همهٔ ۲۴ نفر جان دادند. بعد از صبح، با ماشین بار آمدند و اجساد را از سردخانه برداشتند و بردند.»
پرستاران از افزایش جراحیهای چشم و کمبود نیرو خبر میدهند، هرچند معاون پرستاری دانشگاه تهران این کمبود را رد کرده است.
پروفسور امیر مبارز پرستا، رئیس مرکز چشمپزشکی مونیخ، به رادیو فردا میگوید: «فقط در یک بیمارستان خصوصی در تهران تاکنون شش هزار مورد آسیب چشمی ثبت شده. در بیمارستانهای دانشگاهی شهرهای بزرگی مثل تهران، مشهد، شیراز و تبریز هم دستکم ۶۰۰ مورد تخلیهٔ چشم گزارش شده است.»
به گفتهٔ شاهدان عینی، در بیمارستانهایی مانند کسری، قاسم سلیمانی و تخت جمشید، ورود و خروج بهشدت کنترل میشود و مأموران مسلح مانع تجمع خانوادهها هستند.
یک خانم چشمپزشک دیگر که از ایران خارج شده، میگوید: «در شیراز و استان فارس وضعیت فاجعهبار بود. در بیمارستان خدادوست خون کم آمده بود و صدها مورد تخلیهٔ چشم انجام شده. به بیمارستان سینا هم حمله شده بود و بیماران را حتی از روی تخت عمل میبردند.»
رادیو فردا تأکید میکند به دلیل قطع اینترنت، امکان راستیآزمایی مستقل این روایتها را ندارد. با این حال، یک عضو کادر درمان در جنوب ایران نیز گفته است: «خیلیها را کشتند، خیلیها را گرفتند و حتی در بیمارستان تیر خلاص میزدند و جسدها را تحویل نمیدادند.»
عباس عراقچی، وزیر خارجهٔ جمهوری اسلامی، ۲۲ دیماه در جمع سفیران خارجی در تهران، کشته شدن برخی مجروحان با تیر خلاص را تأیید کرد، اما بدون ارائه مدرک ادعا کرد کار «تروریستها» بوده است و گفت: «به آمبولانسها حمله کردند… در یک مورد ۱۱ مجروح را بردند و بعداً اجسادشان پیدا شد که به آنها تیر خلاص زده شده بود.»
شاهدان همچنین از انتقال مجروحان با کامیون و شستوشوی خیابانها از خون در شهرهایی مانند مشهد و کرج خبر دادهاند. یکی از ساکنان مشهد میگوید: «خیابانها را میشستند و همهجا پر از خون بود.»
به گفتهٔ پزشکان، بسیاری از مجروحان به دلیل ترس از بازداشت، از مراجعه به بیمارستان خودداری کردهاند و با زخمهای گلوله و حتی عفونت در خانه ماندهاند؛ وضعیتی که جان آنها را بهشدت در معرض خطر قرار داده است.