«سیاست تغییر رژیم ایران فایده ای ندارد»

  • محمدرضا کاظمی

يک گروه از اساتيد، کارشناسان و ديپلمات های آمريکايی و ايرانی، پس از پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، بيانيه يا به اصطلاح توصيه نامه ای را درباره نحوه رفتار دولت آينده آمريکا با ايران منتشر کرده اند.


کنار گذاشتن سياست تغيير رژيم، حمايت از وضعيت حقوق بشر با کمک ابزارهای بين المللی، مشارکت دادن ايران در گفت و گوها درباره آينده عراق و افغانستان، حضور آمريکا در مذاکرات هسته ای با ايران و دخالت دادن ايران در روند صلح خاورميانه، پنج توصيه کليدی کارشناسان به دولت باراک اوباماست.


بيانيه مذکور قرار است روز سه شنبه در يک کنفرانس خبری در واشينگتن خوانده شود و يک سناتور از حزب دمکرات و يکی از حزب جمهوريخواه آمريکا نظرات خود را درباره آن بيان کنند.


يکی از امضا کنندگان بيانيه، دکتر مهرزاد بروجردی، استاد علوم سياسی در دانشگاه سیراکوز (Syracuse) آمریکاست که در این زمینه با «راديو فردا» گفت وگو کرده است.


رادیو فردا: به نظر شما مهم ترين پيشنهاد مطرح شده به دولت آينده آمريکا در بيانيه منتشر شده چيست؟


مهرزاد بروجردی: ما پنج پيشنهاد مطرح کرديم که مهم ترين آن، درخواست گفت و گوی روبرو و مستقيم بين دولت ايران و دولت آمريکا بود، با اين استدلال که اين رابطه می تواند به سود هر دو طرف باشد و بسياری از مشکلات فعلی را مرتفع کند.


برای ما اين واقعيت مشخص شده است که سياست های آمريکا نسبت به ايران در طول اين ۳۰ سال، متاسفانه، راه به جايی نبرده است و به چشم انداز جديدی نياز دارد.


آقای بروجردی! شما اشاره کرديد که پنج پيشنهاد ارائه شده که يکی از آنها به شرکت آمريکا در مذاکرات هسته ای با ايران مربوط است و توصيه شده که آمريکا دراين مذاکرات، نقش تعيين کننده ای را ايفا کند. با توجه به اين که اروپايی ها چند سال است که در اين رابطه با ايران مذاکره می کنند، ولی به نتيجه ای نرسيده اند، به نظر شما اين پيشنهادها خوشبينانه نيستند؟


من فکر می کنم بدون شرکت آمريکا در اين مذاکرات، تلاش اروپايی ها به جايی نمی رسيد، چون آمريکا، غول بزرگ درون آن اتاق است و ايران هم در مذاکرات با اروپايی ها هميشه به اين مسئله توجه داشته است که دولت آمريکا چه خواهد کرد.


تا زمانی که دولت آمريکا سياست های خود را در ارتباط با تغيير رژيم ايران مطرح می کرد، طبيعی بود که دولت ايران از اين مسئله استقبال نکند.


البته ممکن است اين پيشنهادها خوشبينانه باشند، ولی برداشتن قدم های عملی در رابطه با يک يا دو پيشنهاد از اين پيشنهادها هم می تواند به بهبود فضا کمک شايانی کند.


در داخل آمريکا افرادی معتقد هستند که ايران به دنبال زمان است تا برنامه هسته ای خود را پيش ببرد و به گفته آنها، به سلاح هسته ای دست يابد. آيا توصيه هايی که در اين بيانيه به آن اشاره شده است، باعث نگرانی های بيشتر اين افراد نخواهد شد؟


در رابطه با مسئله اتمی ايران، در جواب افرادی که شما به آنها اشاره می کنيد، بايد گفت سياست های فعلی به چيزی منجر شده است، که اين اشخاص مخالف آن هستند؛ يعنی گذاشتن پيش شرط برای انجام مذاکره که


  • «ايران هم در مذاکرات با اروپايی ها هميشه به اين مسئله توجه داشته است که دولت آمريکا چه خواهد کرد.»
مهرزاد بروجردی

کارايی هم نخواهد داشت، سبب شده است که دولت ايران کار خود را در مورد برنامه هسته ای جلو ببرد. اين سياست ها با موفقيت، آزمون خود را انجام نداده و با شکست مواجه شده است.


مسئله ای که ما مطرح می کنيم، اين است که دولت و سياستمداران آمريکا بايد محدوديت های قدرت کشورشان را در نظر داشته باشند يعنی اگر تحريم ها ۲۰ سال است که به جايی نرسيده، پافشاری بر روی آن، تکرار سياست اشتباه گذشته است و حمله نظامی نيز به هيچ عنوان مورد نظر ما نيست و فاجعه ای خواهد بود که نه تنها برای مردم ايران، بلکه برای دولت آمريکا هم مشکلاتی را اضافه خواهد کرد.


اگر تحريم، تاثير مورد نظر را ندارد و حمله نظامی مطرح نيست که اينها شالوده پيشنهادهای فعلی دولت جرج بوش بوده است، اين موضوع، وزنه را به سوی پيشنهادهای ما سوق می دهد و اين سؤال مطرح می شود که چه راه های ديگری وجود دارد که غرب بتواند با ايران به توافق دست يابد.


ديپلماسی و ارتباط مستقيم تنها راهی است که می توان به آن اميدوار بود که به حل مسئله منجر شود، ولی به هر حال، در اين مذاکرات هيچ کدام از طرفين چک سفيد امضا نخواهند کرد.


يکی از مسائلی که در بيانيه مطرح شده، حمايت از حقوق بشر با استفاده از ابزارهای بين المللی در ايران است. در اين مورد بيشتر توضيح دهيد.


هدف از مذاکره بين ايران و آمريکا اين نيست که از نقض حقوق بشر در ايران چشم پوشی شود.


من شخصا اعتقاد دارم سياست تغيير رژيم در ايران و سرمايه گذاری ۷۰ ميليون دلاری در اين راه هرگز فايده ای ندارد و دولت آمريکا با کمبود افرادی که به صورت جدی اين پول را تامين کنند، روبرو است.


بسياری از فعالين حقوق بشر در ايران هم مطرح کرده اند که ترجيح می دهند با اين مسئله ارتباطی نداشته باشند، چون از تبعات سياسی آن می ترسند.


هدف اين است که به دولت ايران بگوييم اگر بخواهد وارد يک ارتباط جدی با دنيای غرب شود و به مشکلات فیمابين پایان دهد، چه امتيازاتی به دست خواهد آورد. منطق مذاکره اين است که هر دو طرف بايد امتيازهايی بدهند و امتيازهايی را به دست آورند و ما برای هر دو طرف حقوقی قايل هستيم.


مسئله حقوق بشر قرار نيست که در اين ميان فدا شود، بلکه می خواهيم نشان دهيم بهبود رابطه ايران با غرب می تواند به طور غير مستقيم به بهبود وضع حقوق بشر در ايران کمک کند.


شما چقدر خوش بين هستيد که ايران به سمت رابطه با آمريکا گام بردارد و آماده مذاکره با این کشور باشد؟


ما اميدواريم که اين گونه باشد. بر اساس قرائتی که از اوضاع فعلی ايران وجود دارد، و با توجه شرايط داخلی ايران، فکر نمی کنم که آنها حاضر باشند سر ميز مذاکره بنشينند.


اين يک تراژدی سياسی است که در دراز مدت می تواند به جای برآوردن خواست های به حق ايران نتيجه معکوس داشته باشد.


پافشاری بيش از حد بر سياست هايی که عملی نيست با استقبال جهانی روبرو نمی شود و به منزوی شدن بيشتر ايران کمک می کند و به مشکلات اقتصادی و سياسی کشور دامن می زند.