قطع کامل اینترنت در ایران که در نخستین ساعات بعد از حملهٔ ایالات متحده و اسرائیل آغاز شد، وارد هشتمین روز شده، اما همزمان رسانههای داخلی، با گرایشهای سیاسی متفاوت، بهطور هماهنگ روایتها و تبلیغات سیاسی موردنظر جمهوری اسلامی را به شکل انبوه منتشر میکنند.
این وضعیت از آن رو اهمیت یافته که «بیخبری» مردم داخل کشور از رویدادهای جاری، اغلب بهعنوان اولین نکته از سوی کسانی مطرح میشود که موفق میشوند لحظاتی به اینترنت وصل شوند.
آنان میگویند قطع اینترنت باعث شده مردم بهنوعی در خاموشی خبری قرار بگیرند و فقط به اخباری دسترسی داشته باشند که بیشتر جنبهٔ تبلیغات سیاسی دارد و همین باعث میشود تصویر عمومی و روشنی از وضعیت کنونی نداشته باشند.
قطع دسترسی شهروندان به اینترنت که حدود دو ماه پیش و همزمان با اعتراضات دیماه نیز در ایران رخ داد، این بار با یک تفاوت عمده تکرار شده است؛ رسانههای رسمی فعال در ایران این بار در بسترهای مختلف مانند شبکههای اجتماعی و کانالهای تلگرام فعالیت میکنند، در حالی که تا چند روز پس از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، دسترسی اغلب رسانههای داخلی به اینترنت قطع بود.
همچنین در شبکههای اجتماعی، حضور افرادی که فاش شده به «سیمکارت سفید»، با اینترنت بدون فیلتر، دسترسی دارند محسوس است، اما در اعتراضات دیماه آنها نیز چنین دسترسیای نداشتند.
این در حالی است که «نتبلاکس» در گزارشهای متعدد خود میگوید طی بیش از ۱۸۰ ساعتی که از قطع اینترنت در ایران میگذرد، ۹۹ درصد شهروندان به اینترنت دسترسی ندارند.
«فکتنامه» روز ۱۴ اسفند در گزارشی دربارهٔ تحلیل فعالیت ۵۰ کانال خبری تلگرام طی ۷۲ ساعت اول جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل اعلام کرد که «نرخ شباهت» متنهای منتشرشده در بیش از ۶۵ درصد پستهای کانالهای تلگرامی خبری در ایران بیش از ۹۵ درصد بوده است.
این روند به شکل نسبی در روزهای بعد نیز ادامه یافته و بهعنوان مثال اخبار مربوط به اطلاعیههای سپاه پاسداران که حاوی ادعاها دربارهٔ موج جدید حملات موشکی و پهپادی به اسرائیل و مواضع آمریکا در دیگر کشورهای منطقه است، در کانالهای تلگرام و حسابهای شبکههای اجتماعی رسانههای داخلی به شکل یکسان منتشر میشود.
بهعلاوه بخش دیگری از محتوای یکسان رسانههای رسمی داخل ایران بازتاب دادن مواضع مقامهای حکومتی یا فرماندهان نظامی است که با صداوسیما گفتوگو میکنند و گزیدهٔ این مصاحبهها در قالب ویدئوهای چند دقیقهای در کانالها و حسابهای رسانهها قرار میگیرد.
از سوی دیگر، بررسی شماری از این کانالهای اطلاعرسانی نشان میدهد که اطلاعات چندانی دربارهٔ هدف قرار گرفتن اماکن نظامی ایران مانند پایگاههای سپاه پاسداران و بسیج و نیروی انتظامی یا نابودی زیرساختهای نظامی جمهوری اسلامی، که در یک هفته اخیر بهطور پیوسته و پرشمار ادامه داشته، منتشر نمیشود.
در عوض، تمرکز رسانههای داخل ایران بیشتر بر تخریب اماکن یا اهداف غیرنظامی و پوشش گستردهٔ آنها مانند ساختمانهای مسکونی، مدرسهٔ دخترانه در میناب، بیمارستان گاندی در تهران و پایگاههای اورژانس و هلال احمر است.
طی روزهای گذشته، ویدئوهایی تولیدشده با ابزارهای حرفهای (و نه دوربینهای موبایل) بعد از چنین حملاتی در رسانههای رسمی منتشر شده است.
همچنین در اعلام آمار کشتهشدگان و مجروحان جنگ توسط نهادهای رسمی مانند بنیاد شهید، هلال احمر و وزارت بهداشت، تفکیکی دربارهٔ تلفات نظامیان و غیرنظامیان وجود ندارد و به همین دلیل شمار نیروهای نظامی ایرانی کشته یا زخمی مشخص نیست.
در همین حال گزارشهای کاربران شبکههای اجتماعی داخل ایران که بهسختی میتوانند دقایقی امکان اتصال یابند، نیز نشان میدهد محتوای هماهنگی که در رسانههای ایرانی منتشر میشود شباهتهای زیادی دارد با آنچه در صداوسیما ارائه میشود.
یک شاهد عینی از تهران به رادیوفردا گفته است که حتی شبکههای ماهوارهای فارسیزبان نیز نتوانستهاند تنوع محتوای دسترسی ایجاد کنند.
او در اینباره چنین توضیح داده است: «وقتی اینترنت قطع است، عملاً فقط به اخباری دسترسی داریم که جهتدهی شدهاند. رسانههای ماهوارهای هم آن تصویری را که در شبکههای اجتماعی مثل تلگرام و اینستاگرام میبینیم، نشان نمیدهند. من بهصورت محدود توانستم به اینترنت وصل شوم و دیدم اصلاً قابل مقایسه نیست؛ تصاویر و خبرهایی که در فضای آنلاین منتشر میشود با آنچه از شبکههای فارسیزبان ماهوارهای میبینیم، خیلی فرق دارد.»
بیشتر در این باره: روایت شاهد عینی از تهران: بیخبریم و میترسیم ولی امیدواریمقطع سراسری اینترنت در حالی به هشتمین روز خود رسیده که وزارت ارتباطات دولت مسعود پزشکیان هیچ موضعگیری یا اطلاعرسانی در این زمینه نداشته است.
بخشی از این سکوت را میتوان به تعطیلی کامل نهادهای دولتی در هفتهٔ اول جنگ مرتبط دانست و از سوی دیگر از این هفته «تا اطلاع ثانوی» قرار است تنها ۲۰ درصد نهادها و ادارات فعالیت کنند.
برخلاف اعتراضات دیماه، این بار حساسیتی در سطح حاکمیت جمهوری اسلامی برای توضیح دربارهٔ قطع اینترنت و تأثیرات اقتصادی و اجتماعی آن یا توجیهات امنیتی دیده نشده و هیچ توضیح و توجیهی در این باره مطرح نشده است.
از سوی دیگر، به نظر میرسد این اقدام به شکل هدفمند برای شکل دادن به یک روایت تبلیغاتی یکدست انجام شده و همچنان در جریان است.
در جریان جنگ ۱۲ روزه، توجیه حکومت و حامیانش برای قطع اینترنت، ایجاد «اختلال» در فعالیت پهپادهای اسرائیلی در آسمان ایران ذکر میشد؛ موضوعی که کارشناسان و متخصصان نظامی بارها آن را رد کردند.
تجمعات خیابانی هر شبِ حامیان حکومت
بخش عمدهای از پروپاگاندا یا تبلیغات سیاسی حکومت طی روزهای جنگ و قطع اینترنت در ایران، انتشار هماهنگ تصاویر مربوط به تجمعهای خیابانی شبانهٔ حامیان حکومت در کانالهای اینترنتی و شبکههای اجتماعی است.
این ویدئوها که اغلب با عنوان تجمعهای «عزاداری» برای کشته شدن علی خامنهای، رهبر سابق جمهوری اسلامی، منتشر میشوند، درواقع تصاویری هستند که ابتدا تلویزیون ایران روی آنتن میفرستد.
این تجمعها از همان شب دوم حملات و ساعاتی بعد از تأیید خبر کشته شدن علی خامنهای توسط جمهوری اسلامی آغاز شده و هر شب بخش عمدهای از پوشش جنگ در رسانههای داخلی را شکل میدهند.
بهجز ابعاد رسانهای، مقامها و حامیان حکومت نیز به این تجمعات شبانه بهعنوان رخدادهایی حیاتی برای بقای جمهوری اسلامی نگاه میکنند.
احمدرضا رادان، فرماندهکل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، روز ۱۵ اسفند در گفتوگوی تلفنی با صداوسیما این تجمعات خیابانی را «یکی از عوامل مهم اقتدار کشور» دانست و مدعی شد که باعث «انسجام» جامعه میشود.
حسن خمینی، نوهٔ روحالله خمینی که نامش بهعنوان یکی از گزینههای رهبری آینده مطرح شده است، نیز هفتهٔ گذشته در گفتوگو با شبکهٔ خبر سیمای جمهوری اسلامی خواستار آن شد طرفداران جمهوری اسلامی «با لباس سیاه در مساجد و میدانها» حاضر شوند و تأکید کرد: «یک لحظه خیابان و مسجد را ترک نکنید.»
شکلگیری احتمالی اعتراضات خیابانی، بهخصوص پس از تجربه اعتراضات دیماه، یکی از نگرانیهای اصلی حکومت تلقی میشود تا جایی که برخی چهرههای حکومتی نیز صریحاً هشدار دادهاند که در مواجهه با «هرگونه همصدایی با دشمن، نیروها حق تیر دارند».
ویدئوها و تصاویر متعدد طی شبهای گذشته نشان میدهد که تجمعات افراد نزدیک به جمهوری اسلامی صرفاً جنبهٔ عزاداری ندارد و شعارهای ضدآمریکایی و ضداسرائیلی به شکل سازمانیافته سر داده میشود.
در این میان، رسانههای نزدیک به نهادهای نظامی نیز بهشکل مداوم دربارهٔ اماکن برگزاری این تجمعات در تهران و سایر شهرها اطلاعرسانی میکنند. در نخستین نمازجمعه بعد از آغاز جنگ نیز سازمان تبلیغات اسلامی تجمعاتی در شهرهای مختلف برگزار کرد.
تبلیغات گسترده برای چنین رویدادهایی در بسترهای اینترنتی در حالی انجام میشود که بهجز افراد خاص، شهروندان حامی جمهوری اسلامی نیز امکان دسترسی به آنها را ندارند. اما این حجم عظیم محتوا در قالب تبلیغات سیاسی میتواند همزمان ایرانیان خارج از کشور را نیز هدف گرفته باشد.
در نبود اینترنت و حتی قطع تماسهای خارجی، رسانههای داخلی یکی از معدود مسیرها برای به دست آوردن تصویری از وضعیت جامعهٔ ایران است و اقدام هماهنگ رسانههای داخلی میتواند تلاشی برای مسدود کردن انعکاس تصویر واقعی از داخل ایران باشد.
گزارشها از ایران حکایت از آن دارد که همزمان با این تجمعات، مأموران امنیتی جمهوری اسلامی و نیروهای بسیج و لباسشخصی نیز به شکل گسترده پستهای ایست و بازرسی خیابانی و یا بهتعبیر خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه، «تور مراقبتی خیابانی» ایجاد کردهاند تا تصویری از کنترل بر فضای عمومی ایجاد کنند.
مجموعهٔ این اقدامات جمهوری اسلامی، از رویکرد امنیتی تا پوشش رسانهای، فضایی رقم زده است که در هیچیک از بحرانهای طول عمر حکومت، از آبان ۹۸ و جنبش «زن زندگی آزادی» تا جنگ ۱۲ روزه و اعتراضات دیماه نیز دیده نشده بود.