دیپلمات پیشین آمریکا: موفقیت تفاهم با ایران به اجرای تعهدات دو طرف بستگی دارد

مردی در حال عبور از کنار بنر بزرگی است که تصویر مجتبی خامنه‌ای (چپ)، رهبر فعلی جمهوری اسلامی، و پدر و رهبر پیشین، علی خامنه‌ای، را نشان می‌دهد

ایالات متحده و ایران بر سر توقف درگیری‌ها و بازگشایی تنگهٔ هرمز به تفاهم رسیده‌اند، اما چند موضوع مهم، از جمله برنامهٔ هسته‌ای ایران، همچنان روی میز مذاکره است.

به‌گفتهٔ مقام‌ها، دو طرف پیشاپیش تفاهم‌نامه‌ای را به‌صورت دیجیتال امضا کرده‌اند و قرار است مراسم امضای رسمی آن روز ۲۹ خرداد برگزار شود.

رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی با جینا اَبِرکرامبی-وینستنلی، دیپلمات پیشین آمریکا و پژوهشگر ارشد شورای آتلانتیک در حوزهٔ امنیت و راهبرد خاورمیانه، گفت‌وگو کرده است تا بررسی کند این تفاهم چه دستاوردهایی داشته و چه مسائل مهمی همچنان حل‌نشده باقی مانده است و در مرحلهٔ بعد باید منتظر چه تحولاتی بود.

ابرکرامبی-وینستنلی که پیش‌تر سفیر آمریکا و از مقام‌های ارشد وزارت خارجه، وزارت دفاع و شورای امنیت ملی ایالات متحده بوده و در کارنامه‌اش مأموریت‌های دیپلماتیک در بغداد، جاکارتا و قاهره هم دیده می‌شود، نخستین زنی بود که ریاست یک نمایندگی دیپلماتیک آمریکا در عربستان سعودی را بر عهده داشت.

رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی: اجازه دهید از اصول اولیه شروع کنیم. برخی مقام‌ها آن‌چه را که بر سر آن توافق شده، «یادداشت تفاهم» می‌نامند، در حالی که برخی دیگر از همین حالا از آن به‌عنوان «توافق صلح» یاد می‌کنند. از منظر دیپلماتیک، این سند را چه باید نامید؟ و در عمل، امروز چه دستاوردی حاصل شده است؟

ابرکرامبی-وینستنلی: از دیدگاه دیپلماتیک، «توافق» دقیقاً واژهٔ نادرستی است. ما در دیپلماسی «معامله» نمی‌کنیم، بلکه توافق‌ها و تفاهم‌ها را شکل می‌دهیم. به همین دلیل فکر می‌کنم «تفاهم» اصطلاح درستی است.

ابرکرامبی-وینستنلی، دیپلمات پیشین آمریکا و پژوهشگر ارشد شورای آتلانتیک در حوزهٔ امنیت و راهبرد خاورمیانه

«یادداشت تفاهم» نیز مناسب است، زیرا هنوز همه‌چیز مورد توافق قرار نگرفته است. وقتی موضوعاتی باقی مانده که نیازمند بررسی و مذاکرهٔ بیشتر هستند، اما در عین حال درک مشترکی از مسیر و اهداف کلی وجود دارد، آن‌چه شکل می‌گیرد یک تفاهم است. بنابراین به نظر من «یادداشت تفاهم» اصطلاح درستی است. این‌ها در واقع گام‌های نخست‌اند؛ گام‌هایی که امیدواریم در نهایت به توافقی صلح‌آمیز منتهی شوند، اما هنوز فقط گام‌های نخست محسوب می‌شوند.

پرسش اصلی این است که این تفاهم تا چه اندازه دوام خواهد آورد؟ واشینگتن و تهران برای آن‌که این تفاهم پیش از رسیدن به توافق نهایی از هم نپاشد، دست‌کم چه تعهداتی را باید رعایت کنند؟

شما مهم‌ترین پرسش را مطرح کردید، زیرا عوامل بسیاری وجود دارند که می‌توانند مانع دوام این تفاهم شوند. پیش از هر چیز، واژه‌ها اهمیت دارند. از ایرانی‌ها شنیده‌ایم که تنگه [هرمز] همچنان تحت کنترل آن‌ها خواهد بود و ممکن است هزینه‌هایی دریافت کنند. از سوی دیگر، رئیس‌جمهور و معاون رئیس‌جمهور آمریکا گفته‌اند که عبور از تنگه بدون عوارض خواهد بود.

اما واژهٔ «عوارض» معنای مشخصی دارد. بسته به نحوهٔ تفسیر، ممکن است هر دو ادعا درست باشند. احتمال دارد برداشت‌های متفاوتی وجود داشته باشد و تا زمانی که متن دقیق آن منتشر نشود، مشخص نخواهد شد که آیا برخی از بخش‌های آن همچنان قابل تفسیر به شیوه‌های مختلف هستند یا نه. در توافق‌ها و به‌ویژه در تفاهم‌ها، گاهی چنین عباراتی وجود دارد.

مقام‌های ارشد آمریکایی می‌گویند این سند عمداً دشوارترین مسائل، به‌ویژه برنامهٔ هسته‌ای ایران، را به آینده موکول کرده است. از نظر دیپلماتیک، این تصمیم چه معنایی دارد و چه تأثیری بر مرحله بعدی مذاکرات خواهد گذاشت؟

از منظر ایران، مطمئنم این کار بسیار مطلوب است. از دید آمریکا نیز احتمالاً ضروری بوده است.

از گزارش‌ها و اطلاعاتی که درز کرده بود، روشن بود که دو طرف دربارهٔ نحوهٔ پیشبرد پروندهٔ هسته‌ای اتفاق نظر ندارند. فرصت دادن بیشتر به این موضوع، در دیپلماسی نوعی «اقدام اعتمادساز» به شمار می‌رود؛ یعنی ابتدا بر سر موضوعاتی که امکان توافق دربارهٔ آن‌ها وجود دارد به تفاهم برسید و آن‌ها را اجرا کنید، سپس ببینید آیا می‌توان اعتماد لازم را برای پرداختن به مسائل دشوارتر ایجاد کرد یا نه. به همین دلیل، به تعویق انداختن این پرونده احتمالاً از نگاه آمریکا ضروری بود و البته برای ایران نیز مطلوب به نظر می‌رسید، زیرا تهران در این مرحله حاضر نبود خواسته مورد نظر واشینگتن را بپذیرد.

اکنون، با ورود منابع مالی به ایران، چه از طریق آزادسازی دارایی‌های مسدودشده و چه از راه کاهش تحریم‌ها، ایران می‌تواند اقتصاد خود را بازسازی و خسارت‌ها را جبران کند. اگر توافق‌های تجاری نیز برقرار شود، ممکن است به افزایش درک متقابل و اعتماد کمک کند و در نتیجه زمینهٔ پرداختن به مسائل دشوارتر در آینده فراهم شود.

یکی از مهم‌ترین مفاد این تفاهم بازگشایی تنگهٔ هرمز است. فراتر از پیامدهای آشکار اقتصادی، این اقدام چه پیام دیپلماتیکی دارد؟

پیامدهای اقتصادی مهم‌ترین بخش ماجرا است. این موضوع نه فقط برای ایران که نیازمند فروش نفت است، بلکه برای کل اقتصاد جهانی اهمیت حیاتی دارد. همین مسئله مهم‌ترین تفاوت دیدگاه میان آمریکا و اسرائیل بود.

ایالات متحده فشار ناشی از پیامدهای اقتصادی جهانی را بسیار بیشتر از اسرائیل احساس می‌کرد. همین تفاوت در اولویت‌ها باعث شد واشینگتن به‌دنبال این تفاهم برود. بازگشایی تنگه یک ضرورت بود.

از نگاه آمریکا، آزادی کشتیرانی یکی از اصول بنیادین این کشور به شمار می‌رود. با این حال، در این بحران وضعیتی شکل گرفته بود که هم اقدام ایران در بستن تنگه و هم اقدام آمریکا در اعمال محاصره، تردد دریایی را محدود کرده بود.

شما بارها گفته‌اید که امنیت پایدار تنها با بازدارندگی نظامی حاصل نمی‌شود. با توجه به این چارچوب، آیا نشانه‌هایی از یک گشایش واقعی دیپلماتیک می‌بینید؟

بله، تا زمانی که دیپلماسی کنار گذاشته نشود، همچنان می‌توان به گشایش امیدوار بود. با این حال، دولت کنونی آمریکا در تعامل دیپلماتیک با ایران عملکرد چندان موفقی نداشته است. در غیر این صورت، طی یک سال گذشته شاهد دو جنگ مرتبط با ایران نبودیم.

فرصت دادن به دیپلماسی همراه با بازرسی‌های بسیار گسترده و دقیق اهمیت دارد، زیرا این توافق نیازمند راستی‌آزمایی از سوی هر دو طرف است. باز هم تأکید می‌کنم: راستی‌آزمایی، راستی‌آزمایی، راستی‌آزمایی. نه فقط برای اطمینان از پایبندی ایران، بلکه برای اطمینان از پایبندی آمریکا نیز.

ایرانی‌ها هنوز خاطرهٔ تلخ توافق تبادل زندانیان را به یاد دارند؛ توافقی که بر اساس آن قرار بود آمریکا شش میلیارد دلار را آزاد کند، اما در نهایت از اجرای این تعهد عقب‌نشینی کرد. متحدان ایران و آمریکا نیز باید به پیشبرد این روند کمک کنند، بر اجرای تعهدات دو طرف نظارت داشته باشند و در راستی‌آزمایی آن‌ها نقش ایفا کنند.

از حالا تا ۱۹ ژوئن (۲۹ خرداد-امضای رسمی تفاهم‌نامه) و در ادامه، چه تحولاتی را با دقت دنبال خواهید کرد تا مشخص شود این روند به سوی صلح حرکت می‌کند یا فقط شکل تازه‌ای از مدیریت این مناقشه است؟

در کوتاه‌مدت، نخستین چیزی که زیر نظر خواهم داشت، رفتار حزب‌الله و اسرائیل است تا ببینم آیا حملات متقابل را متوقف می‌کنند یا نه.

دوم، این‌که آیا این سند واقعاً در ۱۹ ژوئن امضا خواهد شد یا خیر. این مسئله تا حد زیادی به اقدامات اسرائیل و حزب‌الله بستگی دارد. اگر ایران به‌روشنی به حزب‌الله اعلام کند که نباید حملهٔ جدیدی علیه اسرائیل انجام شود، فکر می‌کنم چنین حمله‌ای رخ نخواهد داد. اما از سوی اسرائیل اطمینان کمتری دارم.

خود مراسم امضا هم مهم خواهد بود و این‌که چگونه برگزار می‌شود. آیا مقام‌های ایرانی و آمریکایی برای نخستین بار تعامل مستقیمی خواهند داشت؟ آیا یکی از دو طرف اقدامی انجام خواهد داد که نشان دهد قصد دارد فصل تازه‌ای را در روابط دو طرف آغاز کند؟

در ماه‌های گذشته مذاکرات دشواری جریان داشته که در آن، پس از کشته شدن شماری از رهبران ارشد، پیام‌ها از طریق میانجی‌ها میان دو طرف ردوبدل می‌شد. تاکنون هیچ تماس مستقیمی میان طرفین وجود نداشته و این موضوع در ارزیابی روند مذاکرات اهمیت خواهد داشت.

پس از ۱۹ ژوئن، همهٔ نگاه‌ها به نحوهٔ اجرای توافق خواهد بود. آیا کشتی‌ها طبق توافق از مواضع خود عقب‌نشینی می‌کنند؟ عملیات پاکسازی مین‌ها با چه سرعتی آغاز می‌شود؟ و آیا دو طرف گام‌های پیش‌بینی‌شده در نقشهٔ راه را مطابق برنامه اجرا می‌کنند؟

و فراتر از آن، آیا مذاکرات به‌درستی ادامه پیدا می‌کند؟ آیا نشست‌ها به‌طور منظم برگزار خواهد شد؟ آیا تنش‌ها کاهش می‌یابد؟ آیا اظهارات اغراق‌آمیز و تهدیدآمیز متوقف می‌شود؛ جملاتی مانند «یک تمدن کامل را نابود خواهیم کرد» یا «آن‌ها را به کام مرگ خواهیم فرستاد»؟ این‌که چنین اظهاراتی متوقف شوند یا نه، در سرنوشت این روند نقشی تعیین‌کننده خواهد داشت.

این مصاحبه برای اختصار و وضوح بیشتر ویرایش شده است.