لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۸:۰۸ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

«اقدام نظامی راه حل بحران اتمی ایران نیست»


دکتر گروتو از پژوهشگران منتقد کاخ سفید است.

دکتر گروتو از پژوهشگران منتقد کاخ سفید است.

«مرکز پيشرفت آمريکا» (Center for American Progress) که يکی از مراکز پژوهشی مطرح ليبرال آمريکايی و از منتقدان سرسخت سياست های فعلی کاخ سفيد و نو محافظه کاران به شمار می رود، در ماه های اخير کتابی را در خصوص برنامه اتمی تهران منتشر کرده است.


اين کتاب تحت عنوان «مهار و تعامل؛ راهکاری جديد در حل بحران اتمی با ايران»، با انتقاد از راهکار فعلی جامعه جهانی و خصوصا آمريکا در مواجهه با برنامه اتمی جمهوری اسلامی ايران، به جزئيات اين برنامه و راهکارهای موجود در مواجهه با آن پرداخته است.


اندرو گروتو تحليلگر ارشد امور امنيت ملی و تسليحات اتمی در«مرکز پيشرفت آمريکا» يکی از دو نويسنده کتاب اخير است که در گفت وگو با راديو فردا به تشريح ديدگاه های اين مرکز پژوهشی در مواجهه با برنامه اتمی تهران پرداخته است.


آقای گروتو نظر شما درباره سياست فعلی مواجهه با پرونده اتمی تهران که از مسير تحريم های شورای امنيت انجام می پذيرد، چيست؟


آندرو گروتو: به نظر من در حال حاضر مسير درستی در پيش گرفته شده اما حل و فصل نهايی اين مساله صرفا با توسل به شورای امنيت ميسر نيست.


اميدوارم ايران به اين نتيجه خردمندانه برسد که غنی سازی را به صورت موقت تعليق کند تا مذاکرات اصلی بر سر آينده اين فعاليت ها آغاز شود.


طرحی که شما برای مواجهه با برنامه اتمی تهران پيشنهاد کرده ايد، «مهار و تعامل» است؛ اين طرح شامل چه سياستی است؟


اين طرح همانگونه که از عنوانش برمی آيد بر اين اصل استوار است که از يک سو آمريکا و متحدانش در شورای امنيت سعی در محدود کردن برنامه های هسته ای و موشکی ايران داشته باشند؛ و از سوی ديگر واشينگتن وارد تعامل با تهران شود؛ تعامل به اين معنی که آمريکا به مردم و حکومت ايران تضمين دهد که نيازهای امنيتی و اقتصادی کشور را به طور جدی پيگيری می کند.


و البته اين به شرطی است که تهران هم حاضر به همکاری متقابل باشد.


اين راه را می توان به نحوی، همان راهکار «چماق و هويج» دانست، و به نظر ما، اين تنها راه حل مساله است.


پيشتر هم راهکار مشابهی با ارائه مجموعه ای از مشوق ها به ايران در پيش گرفته شده بود، اما نتيجه بخش نبود. راهکاری که شما پيشنهاد می کنيد، چه تفاوتی با تجربه پيشين دارد؛ و چه چيز نتيجه بخش بودن آن را تضمين می کند؟


نخست اينکه هيچ تضمينی برای موفقيت اين راهکار وجود ندارد. به نظر ما، اين بهترين راه موجود در ميان پنج راهکاری است که می توانيم در زمينه وضعيت فعلی ايران متصور شويم.


سال گذشته ايران به دو دليل، بسته مشوق ها برای تعليق غنی سازی را قبول نکرد. اول اينکه به نظر من ارزش اين مشوق ها برای دولتمردان ايران در حدی نبود که آنها را قانع به دست کشيدن از خط مشی و سياست بنيادينشان در زمينه برنامه اتمی کند.


و مهم تر اينکه پيشنهاد مذکور، خواهان توقف فوری غنی سازی شده بود؛ در حالی که مشوق هايی که قرار بود در ازای آن ارائه شود، در دراز مدت به ايران واگذار می شد.


می توان حدس زد که حکومت تهران با خود گفته که چگونه می تواند در شرايط فعلی و در حالی که دچار افول روابط با اين کشورهاست، به تضمين هايشان اطمينان کند.


در ضمن طی آن دوران به نظر می رسيد که تهران از لحاظ داخلی و منطقه ای دست پيش را داشته باشد. به نظر می رسيد که سياست های احمدی نژاد نتيجه بخش بوده است.


از آن زمان خيلی چيزها عوض شده است. شورای امنيت ايران را محکوم کرده و دو دور از تحريم ها عليه تهران اعمال شده، که باعث سر افکندگی حکومت تهران است. در مقياس منطقه ای و خصوصأ در ميان کشورهای سنی مذهب هم، حکومت ايران به انزوا کشيده شده است.


به تمام اين دلايل، راهکار «چماق و هويج» اکنون شانس بيشتری برای موفق شدن دارد.


به نظر شما اين مشوق ها بايد در چه حد و ميزانی باشد که بتواند پاسخ مثبت تهران را به دنبال داشته باشد؟



  • ايالات متحده و اروپا بايد با ديد بازتری به مساله نگاه کنند. بايد بسته ای به ايران ارائه کنند که نه تنها مورد توجه مقامات تهران قرار گيرد، بلکه بتواند نظر نخبگان داخل کشور را هم جلب کند؛ نخبگانی که اکنون خود در زمينه اين مسائل دچار شکاف و تفاوت نظر هستند.
اندرو گروتو

ايالات متحده و اروپا بايد با ديد بازتری به مساله نگاه کنند. بايد بسته ای به ايران ارائه کنند که نه تنها مورد توجه مقامات تهران قرار گيرد، بلکه بتواند نظر نخبگان داخل کشور را هم جلب کند؛ نخبگانی که اکنون خود در زمينه اين مسائل دچار شکاف و تفاوت نظر هستند.


يکی از پيشنهادات اقتصادی که به نظرم می رسد اين است که غرب با سرمايه گذاری در صنعت انرژی ايران، به اين کشور برای برآورده کردن نيازهای سوخت و بنزين کمک کند.


هم اکنون دولت تهران مجبور است بنزين را با سوبسيد بالا به فروش برساند که هزينه اش برای دولت بسيار سنگين است. اگر هم اين سوبسيدها برداشته شود، تمامی فشار به مردم ايران وارد خواهد شد.


آمريکا می تواند در اين زمينه به ايران کمک کند. ما بايد به ايرانيان اين پيام را برسانيم که آمريکا خواهان پسرفت آن ها نيست. مشکل ما مساله غنی سازی به دست دولتمردانشان است؛ و اينکه ما خواهان حل اين موضوع از راه صلح آميز و به نحوی هستيم که به نفع مردم ايران و اقتصاد کشورشان تمام شود.


شما در مطالبی که تحت عنوان «مهار و تعامل» در زمينه مواجهه با برنامه اتمی ايران نوشته ايد و همچنين پيشتر در صحبت هايتان به پنج گزينه در زمينه برنامه اتمی تهران اشاره کرده ايد که يکی از آنها «مهار و تعامل» است...


اجازه بدهيد اين گزينه ها را توضيح دهم.


به نظر من دستگاه رهبری جرج بوش در چند ماه اخير استراتژی «مهار و تعامل» را در پيش گرفته است؛ که البته به نظر من اتفاق خيلی خوبی است.


اما همانطور که گفتيد به عقيده ما چهار راهکار ديگر در مواجهه با برنامه اتمی تهران می تواند وجود داشته باشد.


يکی از آنها تحت فشار گذاشتن شديد ايران برای همکاری با جامعه جهانی است. اين راهکاری است که کاخ سفيد و شورای امنيت تا کنون در پيش گرفته اند. اين راه به طور واضح نتيجه بخش نبوده است؛ و ما هم آن را رد می کنيم.


راه ديگر تلاش برای اعمال تغييرات دموکراتيک در ايران ويا همان تغيير رژيم است که باز هم به اعتقاد ما نمی تواند محقق شود و از سوی ديگر می تواند منجر به فرو رفتن ايران در پوشش تدافعی شود. در ضمن روند آن می تواند سال ها به طول انجامد.


راهکار ديگری که مطرح می شود، حمله به تاسيسات اتمی ايران است که به نظر ما راه درستی نيست و تنها باعث قوی تر شدن انگيزه ايران برای دستيابی به سلاح اتمی می شود.



  • فکر می کنم که اگر راهکار فعلی شورای امنيت با شکست مواجه شود، در يک سال پايانی دوره رياست جمهوری جرج بوش، فشار بيشتری برای حل اين مشکل بر وی وارد شود؛ و نگرانی من اين است که راهکاری که او برای حل اين مساله انتخاب کند، گزينه نظامی باشد.
اندرو گروتو

راهکار چهارم هم راه حلی است که به «مبادله بزرگ» معروف شده. در اين راهکار دو طرف می کوشند با يک مذاکره يا رشته مذاکره همه جانبه يک بار برای هميشه تمامی مسائل عمده مطرح ميان خود را حل کنند. اين راه هم از نظر ما غير واقعی است.


يکی از راهکارهايی که به آن اشاره کرديد، حمله نظامی است که به رغم تکذيب مقامات، گزارش هايی مبنی بر آن ديده شده. به نظر شما در حال حاضر احتمال وقوع چنين گزينه ای تا چه حد است؟


بستگی به اين دارد که چه زمانی اين پرسش مطرح شود. اين مساله ای است که پاسخ آن ماه به ماه متفاوت است. بعضی وقت ها احتمال آن زياد به نظر می رسد در حالی که برخی اوقات به نظر اصلأ محتمل نيست.


در حال حاضر به نظر من بسيار بعيد است. اما فکر می کنم که اگر راهکار فعلی شورای امنيت با شکست مواجه شود، در يک سال پايانی دوره رياست جمهوری جرج بوش، فشار بيشتری برای حل اين مشکل بر وی وارد شود؛ و نگرانی من اين است که راهکاری که او برای حل اين مساله انتخاب کند، گزينه نظامی باشد.


و اجازه دهيد به وضوح بگويم که به اعتقاد من، اقدام نظامی قادر به حل اين مشکل نيست. اين اشتباه بزرگی خواهد بود که عواقب بدی برای ايالات متحده، ايران، و منطقه به دنبال خواهد داشت.


اميدوارم بتوانيم از آن دوری کنيم.

طی هفته های گذشته آمريکا و ايران با يکديگر بر سر مساله عراق به گفت و گو نشسته اند. به نظر شما اين موضوع چه تاثيری بر روابط دو کشور خواهد داشت؟


به نظر من می تواند تا حد کمی موثر باشد. مدت زيادی است که گفت و گوی مستقيم تهران و واشينگتن تبديل به يک تابو شده است.


هر بار هم که طی اين مدت گفت و گويی انجام شده پشت درهای بسته و يا در موقعيت های پرسش برانگيزی همچون ماجرای ايران کونترا بوده است.


اکنون اين گفت و گوها می تواند به در هم شکستن اين تابو و آغاز مذاکرات رسمی کمک کند.

XS
SM
MD
LG