لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۷:۴۶ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶
در حالی که بحران سیاسی پس از انتخابات ابعاد گسترده تری را تجربه و جنبش اعتراضی نه فقط مشروعیت دور دوم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد که مشروعیت جمهوری اسلامی را در چارچوب قانون اساسی آن، با دشوارترین بحران عمر سی ساله خود مواجه کرده و جناحی که خود را برنده انتخابات می داند بیش از هر چه به راه های ــ هر چند تاکتیکی ــ از سر گذراندن ــ حتی موقتی ــ بحران می اندیشد، چالش فراکسیون های جناج اصول گرا و محافل با نفوذ در باره ترکیب کابینه آینده آقای احمدی نژاد نیز آغاز شده است.


فرج سرکوهی:
روزنامه‌نگار، منتقد و نویسنده ایرانی -در حال حاضر- ساکن آلمان.

از بنیان‌گذاران وسردبیر مجله آدینه که نزدیک به یک دهه در ایارن منتشر می‌شد.

سرکوهی عضو کانون نویسندگان ایران، عضو شورای جهانی نویسندگان و سازمان غیر دولتی خبرنگاران بدون مرز است.
در این چالش، انتخاب مجدد برخی از وزیران چون وزیر ارشاد، که حتی از منظر جناح اصول گرا -اکثریت مجلس- کارنامه ای نامقبول دارد، به یکی از دشواری های رئیس دولت بدل شده و همکاران او تلاش برای جلب نظر موافق محافل با نفوذ و کسب رای اعتماد نمایندگان اکثریت مجلس را برای آنان آغاز کرده اند.

بر این بستر سخنان اخیر آقای قدرت الله رحمانی، مشاور ارشد وزیر ارشاد و فرهنگ اسلامی، در باره کارنامه چهار ساله آقای صفار هرندی، بیش از آن که ارزیابی حتی جانبدارنه عملکرد این وزارتخانه در چهار ساله گذشته تلقی شود، تلاشی ارزیابی شده است برای توجیه حضور وزیر کنونی در کابینه آینده و تداوم سیاست های چهار ساله گذشته در عرصه فرهنگ.

در دور اول ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد نزدیک به نیمی از وزیران او به دلیل تضادهای درون جناحی فراکسیون های جناح اصول گرا، منش یکه تاز رئیس دولت و حذف چند وزیر تحمیل شده، برکنار یا مستعفی شدند. این بار باور عمومی به تقلب در انتخابات آقای احمدی نژاد را، حتی اگر آراء اعلام شده درست باشند، در موضعی ضعیف تر از دوره قبل قرار داده و او را در انتخاب اعضای دولت خود به سازش هایی بیش از دوره اول مجبور می کند.

بر اساس سنتی رایج چند وزیر از جمله وزیران دفاع، اطلاعات، کشور، خارجه و ارشاد را رهبر بر می گزیند یا کسب نظر موافق او در تعیین این وزیران ضروری است اما جلب رای اعتماد نمایندگان مجلس نیز، به ویژه در بحران کنونی، در حذف یا ابقای این وزیران نقشی مهم ایفاء می کند.

سیاست های وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی در چهار سال گذشته، وابستگی وزیر به افراطی ترین فراکسیون اصولگرایان، توقیف نشریات و سایت های برخی از نمایندگان مجلس، سقوط تا حد تعطیلی فعالیت های فرهنگی و... نه فقط اعتراض خلاقان عرصه فرهنگ، که انتقاد فراکسیون های اصول گرا و محافظه کار را نیز سبب شده و احتمال کسب رای اعتماد مجلس را به اقای صفار هرندی کاهش داده است.

ساختار و محتوای سخنان اخیر مشاور ارشد وزیر ارشاد به روشنی نشان می دهد که هدف او نه پاسخگویی به انتقادهای گسترده خلاقان عرصه فرهنگ، که جلب رای اعتماد کسانی است که از سانسور،خودسانسوری، حذف فرنگ مستقل غیر دولتی و امنیتی کردن عرصه فرهنگ حمایت می کنند اما از رکود، توقف و تعطیل شدن فرهنگ و فعالیت های فرهنگی نیز نگران اند.

سخنان اخیر آقای رحمانی را می توان نوعی «برهان رفع دفع مقدر»، یا پاسخگویی به انتقادهای محتمل نمایندگان اصول گرا مجلس تلقی کرد اما سنجه ها، معیارها و هدف هائی که مشاور ارشد وزیر در تحلیل کارنامه و سیاست های چهار سال گذشته مطرح می کند، بیش از هر چه نظر کسانی را تایید می کند که از امنیتی کردن عرصه فرهنگ در چهار سال گذشته سخن می گویند و به رغم آن که حذف فرهنگی، سانسور، خودسانسوری، قطع رابطه خلاقان مستقل عرصه فرهنگ با مخاطبان و تبعید فرهنگ مستقل غیر دولتی از رسانه ها به چهار سال گذشته محدود نبوده است، بر آن اند که سیاست های چهار سال گذشته نه فقط فرهنگ غیر دولتی که هر نوع فعالیت ارزشمند فرهنگی را در همه ژانرها متوقف و به تعطیلی سوق داده است.

«ناسازگاری سینما و موسیقی با جمهوری اسلامی»

آقای قدرت الله رحمانی در سنجش کارنامه چهار سال گذشته وزارت ارشاد و فرهنگ نه به ارتفاء فرهنگ جامعه، کمیت و کیفیت آثار خلق شده و گسترش فرهنگ در جامعه که بیش و پیش از هر چه بر دو معیار «حاکم کردن امنيت» و «توسعه سلامت در محيط فرهنگی و هنری» تاکید می کند و می گوید «اگر پرسش اين باشد که وزارت ارشاد در دولت نهم برای رفع دغدغه ها و نگرانی ها و حاکم کردن امنيت و آرامش خاطر برای خانواده ها و جامعه و توسعه سلامت در محيط فرهنگی و هنری چه کرد، تصديق خواهيد کرد که خيلی جلو رفتيم.»

آقای رحمانی در ادامه بر ناسازگاری وجودی موسیقی و سینما به عنوان ژانر، و نه این یا آن نوع موسیقی و فیلم با جمهوری اسلامی و حضور ناگزیر این دو ژانر در جامعه تاکید کرده و بر بستر ذهنیتی که بر امنیتی کردن عرصه فرهنگ شکل گرفته است، راه حل تضاد بین نامطلوب بودن موسیقی و سینما و حضور ناگزیر این دو ژانر را در جامعه در «مدیریت» این دو حوزه جست و جو و «مدیریت» مطلوب و موفق را «حذف» معنا می کند.

مشاور ارشد وزیر در باره کارنامه وزارت ارشاد در عرصه موسیقی می گوید «حوزه موسيقی در تمام دوران بعد از انقلاب يک مسئله پيچيده ای برای سياست گذاران و مجريان فرهنگی بوده است. هنوز جزئيات و فروعات اين موضوع از جنبه های فقهی روشن و تبيين نشده است. ما واقعاً با فقر تئوريک در اين زمينه مواجه‌ايم. عقبه فرهنگی و تمدنی ما خيلی هماهنگ و همراه با اين مسئله نيست»

آقای رحمانی می افزاید « حتی يک عالم آگاه و روشن بين و زمان شناس و دور انديش و روشنفکري مثل شهيد مطهری هم وقتی مي خواهد برای انحطاط فرهنگی در يک دوره خاص شاخص بياورد ، گرايش به موسيقی آن هم در حد تأليف يک اثر مکتوب ، «اغانی» ابوالفرج اصفهانی را مثال می زند. می گويد در اين دوره از نظر فرهنگی به قدري منحط شديم که اين جور تأليفات طرفدار پيدا کرد و مثلاً ابوالفرج اصفهانی ، «اغانی» - يعنی نغمه ها و آوازها را جمع آوری و تأليف کرد»

مشاور وزیر ارشاد در باره سوی دیگر این تضاد،حضور ناگزیر موسیقی، می گوید «حالا شما بخواهيد يا نخواهيد موسيقی در جامعه هست» و راه حل این تضاد را در «مدیریت موسیقی» می بیند و می گوید: «حوزه موسیقی را باید مديريت کرد. ما مأمور به مديريت اين حوزه ها هستيم.»

مشاور ارشد وزیر در بحث سینما نیز از حذف آثار فرهنگی به عنوان درخشان ترین دستاورد وزارت ارشاد در چهار ساله گذشته یاد می کند: «چقدر متدينين از فيلم های مبتذل و موهن نسبت به ارزش های اسلامي می ناليدند در همان سال اولی که اين دولت سرکار آمد اعلام کرد که تا دو سال ديگر سينمای ايران از آثار ضد ارزشی و غير اخلاقی – از آن نوعی که مورد اعتراض علما و مذهبيون بود – پاک خواهد شد.‌ خب آيا واقعاً اين اتفاق نيفتاد ؟»

آقای رحمانی در این جا نیز بر نکته اصلی، تضاد بین ناسازگاری سینما به عنوان ژانر و نه این یا آن نوع فیلم، با جمهوری اسلامی و حضور ناگزیر سینما در جامعه ایرانی، انگشت می نهد و به نقل از مرتضی آوینی می گوید: «استخدام اين وسيله برای خدمت به ارزش های معنوی و توسعه و ترويج فضيلت های انسانی و اخلاقی ، اگر نگوييم محال است لااقل دشوار است. برای اين که بستر پديداری اين پديده جايی است و موقعيتی است که اساساً استعدادی برای پذيرش و پرورش فضيلت های انسانی ندارد. اين ابزار در دامن کاپيتاليسم و برای ترويج ارزش های سرمايه داری متولد شده و هر جا هم رفته با همان فرهنگ رفته است»

مشاور ارشد وزیر در این مورد نیز جادوی «مدیریت» را چون راه حل تضاد مطرح می کند و به عنوان نمونه موفق مدیریت نه از «خلق» آثار فرهنگی باارزش که از «حذف» یاد کرده و «کنترل و مهار پديده قاچاق فيلم ها و سامان دادن شبکه توزيع خانگی فيلم ها»را چون یکی از دستاوردی مهم چهار سال گذشته در حل تضادها مطرح می کند.

سخنان مشاور ارشد وزیر ارشاد در زمینه افزایش «اعتبارات قرآنی وزارت ارشاد» از «کم تر از ۷۰۰ ميليون تومان» «به ۱۸ ميليارد تومان يعنی حدود ۳۰ برابر»، رواج «تئاتر مردمی و پاپ» به جای تاتر روشنفکری، «مديريت حوزه رسانه و مطبوعات و کتاب و هنر»، و «ضرورت مجوز» برای انتشار نشریات نیز نمونه هایی جالب از نگاهی را به دست می دهند که خود را مکلف به مدیریت فرهنگ می داند و مدیریت را در حذف خلاصه می کند.

آقای رحمانی در باره برخورد وزارت ارشاد با کتاب می گوید: «در گذشته از کتاب به عنوان مصيبتی در مقابل ارزش ها ياد می شد! هر روز يک کتابی پيدا می شد که يا اساس دين را زير سؤال برده بود يا ارزش ها را مسخره کرده بود يا ترويج اباحی گری و لاابالی گری کرده بود يا مضمون های زشت غير اخلاقی داشت. اين ها در اين دوره نزديک به صفر شد» و وزارت ارشاد با «برگزاری نمايشگاه کتاب در مصلی يک مسئله بغرنج ملی را حل کرد.»

نگاه و استدلال های مشاور ارشد وزیر ارشاد شاید نمایندگان مجلس را قانع و وزارت آقای صفار هرندی را در چهار سال آینده تضمین کند، اما برای شناخت تاثیر مدیریت مبتنی بر حذف بر فرهنگ جامعه، نیازی به چهار سال دیگر نیست.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG