لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۱:۰۳ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

سياست خارجی ايران در قبال بهار عربی


 تظاهرات ضددولتی در یکی از شهرهای سوریه

تظاهرات ضددولتی در یکی از شهرهای سوریه

مساله رویکرد سیاست خارجی ایران در قبال تحولات در کشور های عرب و آنچه که «بهارعربی» خواند می شود موضوع مقاله لادن یزدیان، پژوهشگر مسایل خاورمیانه، است که در وب سایت انجمن سیاست خارجی (Foreign Policy Association) منتشر شده است و برگردان فارسی آن را در اینجا می خوانید:

با رسيدن موج خيزش های مردمی در کشورهای عربی، ايران تلاش کرده است که اين جنبش ها را به عنوان بيداری جهان عرب که از انقلاب اسلامی ايران الهام گرفته اند معرفی کند. از نظر استراتژيک، با توجه به بی ثباتی حاکم بر منطقه که می تواند ايران را به تجديدنظر در محاسبات ژئوپلتيک خود وادار کند، منطقی است که جمهوری اسلامی تحولات اخير را با نگرانی نظاره کند.
ضمنأ، با انعکاس تاثيرات قيام مردم ايران در جهان عرب، بی ترديد، رويدادهای منطقه نيز تاثير قابل توجهی بر خواسته های دموکراتيک مردم ايران داشته است.

جامعه مدنی متکثر ايران و مقاومت بی خشونت مردم که بعد از انتخابات بحث برانگيز پيشين به اوج خود رسيد، هنوز اساسی ترين تهديد برای موجوديت رژيم به شمار می رود. نگرانی از اين تهديد، آشکارا در سياست نامنسجمی که جمهوری اسلامی در برابر کشورهای متلاطم منطقه، به ويژه يمن، بحرين، مصر و سوريه اتخاذ کرده، قابل مشاهده است.

قيام کشورهای عربی طبيعتأ ايران را از منظر ژئوپليتيکی به بازبينی محاسباتش در سياست خارجی نسبت به دنيای عرب و فراتر از آن وادار خواهد کرد. ايران نگران است که آزادی های به دست آمده توسط ملت های کشورهای منطقه به مقاومت مردم ايران جان تازه ای ببخشد. کشورهای غربی و همسايگان ايران با توجه به سابقه اين کشور در حمايت از گروه های غيردولتی، پشتيبانی از رژيم های مستبد که رفتاری خارج از چهارچوب قوانين بين الملل دارند، و نيز اعمال نفوذهايی که ايران در برخی از کشورها می کند، سياست خارجی اين کشور را به عنوان يک سياست تهاجمی می شناسند.

نگاهی بيندازيم به سياست جمهوری اسلامی در قبال حکومت های منطقه که درگير نا آرامی های داخلی هستند.

يمن: اولويت ايران در يمن بر مقابله با نفوذ عربستان سعودی متمرکز شده است. در نبود يک رهبری توانمند در مصر و عراق، ايران عربستان سعودی را به عنوان رقيبی قدرتمند می بيند که با غرب و کشورهای شورای همکاری خليج فارس متحد است و قادر است متحدانش را عليه ايران بسيج کند.

بحران در يمن با عزيمت علی عبدالله صالح به عربستان برای درمان جراحات ناشی از انفجار در مقر رياست جمهوری پيچيده تر شد. گارد رياست جمهوری يمن به عنوان نيروی هوادار حکومت، دست کم در دو جبهه درگير است: معترضين در پايتخت، جدايی طلبان مسلح و جهادگران القاعده در استان جنوبی ابيان.

البته عمليات انتحاری در جنوب، برخی از قبايل را بر عليه نيروهای وابسته به القاعده که تحت عنوان انصار الشريعه به دنبال تاسيس يک دولت اسلامی در يمن هستند، شورانيده است. جدای از القاعده، احزاب مخالف دولت که چندان هم در خواسته هايشان متحد به نظر نمی رسند، اقدام به تشکيل شورايی کرده-اند که به صالح برای کناره گيری از قدرت فشار بياورند.

در همين حال به نظر می رسد که ايران ترجيح می دهد گروه های مخالف يمنی، قبايل ضد صالح، و گروه های جنبش جوانان، ائتلافی با الحوثی ها بر ضد حکومت صالح تشکيل دهند که مورد حمايت آمريکاست. ايران احتمالا گمان می کند که از نفوذ کافی بر الحوثی ها و ديگر گروه های جوان مخالف برخوردار است و می تواند آنها را در جهت تشکيل يک شورای ملی و معرفی يک دولت وحدت ملی وانتخاب جايگزينی برای صالح ترغيب کند.

با اين حال، تا به امروز تلاش مخالفان برای تشکيل شورای ائتلافی ناموفق بوده تا جايی که در مراحل اوليه تشکيل، بيش از نيمی از مخالفين از جمله گروه های جدايی طلب در جنوب و گروه شيعه الحوثی در شمال عضويت در آن را مردود دانستند. شکی نيست که حمايت از مخالفان يمنی به ايران برای اعمال نفوذ در تنگه استراتژيک باب المندب در دريای سرخ و تضعيف نقش عربستان سعودی و ايالات متحده در منطقه کمک می کند و جبرانی خواهد بود برای هرگونه شکست احتمالی در جبهه بحرين و سوريه.

بحرين : با الهام از قيام های تونس و مصر، مخالفان در بحرين به منظور دستيابی به جايگاه سياسی مناسب تر و اخذ امتيازاتی از حکومت برای جامعه شيعه اين کشور به خيابان ها آمدند. حکومت و خانواده سلطنتی بحرين، ناآرامی ها را به افراط گرايان نسبت داده و معترضان را به داشتن اهداف فرقه گرايانه که از جانب ايران پشتيبانی می شود، متهم کردند. از همان ابتدای ناآرامی ها، رسانه های جمهوری اسلامی مانند پرس تی وی و العالم و نيز تارنماهای فارسی طرفدار حاکميت تلاش کردند تا ناآرامی های بحرين را در کانون توجه قرار دهند.

تصور می رود تلاش های مشابه ديگری نيز انجام شده تا مذاکرات ميان حکومت تحت رهبری سنی ها با اکثريت مخالف شيعه تضعيف شود. در اين راستا گروه عمده مخالف، الوفاق، که پيشتر برای مشارکت در اين مذاکرات موافقت کرده بود، بعدأ از اين موضوع سر باز زد. بر اساس گمانه زنی ها، جمهوری اسلامی درصدد به بن بست کشاندن گفتگوی ملی مورد حمايت ايالات متحده بوده است.

در بحرين، ايران به دنبال پرهزينه کردن حضور آمريکا و نفوذ در ميان مخالفان، به بهانه اعتراض به بی عدالتی عليه جامعه شيعه بوده است؛ امری که قاعدتأ می بايست بدون در نظر گرفتن اهداف سياسی دنبال می شد. اما اين اهداف در راستای مشکلات ديرين جمهوری اسلامی با تمايلات سياسی خانواده سلطنتی اين جزيره صورت می گيرد. در سال های اخير، رهبری بحرين بارهااز اقدامات ايران در دامن زدن به ناآرامی ها در جهت پيشبرد منافع سياسی خود و مقابله با نفوذ عربستان هشدار داده است.

مصر: اگر چه قيام مصر الهام بخش مردم ليبی، سوريه، و بحرين بود، اما به روابط نزديک ديپلماتيک بين ايران و مصر منجر نشد. با وجود تمايل اوليه دولت موقت مصر پس از سقوط مبارک و پاسخ دوستانه وزارت خارجه ايران، مصری ها رغبت چندانی به عادی سازی روابط با جمهوری اسلامی نشان نداده اند.

اين در حالی است که عبور بی سابقه دو کشتی نيروی دريايی ايران از کانال سوئز به دريای مديترانه نيز به بالا بردن سطح اعتماد بين دو کشور کمک نکرد.

در فضای سياسی کنونی،به نظر می رسد مصری ها ترجيح می دهند به جای وارد شدن در يک رابطه نامطمئن با جمهوری اسلامی، روابط نزديک خود را با جهان عرب حفظ کنند. دلسردی مصر در برقراری روابط ديپلماتيک کامل با ايران در جريان اتهامات وارده به سفارت جمهوری اسلامی مبنی بر تلاش به برقراری ارتباط با گروه های سياسی مصری از جمله اخوان المسلمين بيشتر نمايان شد. اين موضوع به گمانه زنی ها که ايران ممکن است به دنبال ترويج اسلام سياسی در مصر باشد قوت بخشيد ، موضوعی که بسياری پس از سقوط مبارک از آن بيم داشته اند.

سوريه: در پنج ماه اول قيام، کشمکش های مخالفين با رژيم اسد به بن بستی خونين تبديل شدو مقاومت مردم سوريه رهبران جهان را به بازبينی مواضعشان نسبت به اين کشور وادار کرد. با اين حال، به گفته رامين مهمان پرست، سخنگوی وزارت خارجه ايران، «سوريه فرق می کند.» با توجه به دو معاهده امنيتی بين دو کشور، سوريه متحد استراتژيک عرب ايران در منطقه محسوب می شود. در ازای اين اتحاد، طی قيام گسترده مردم سوريه، حکومت اين کشور حمايت ها و امتيازات سياسی و اقتصادی بسياری از ايران دريافت کرده است. علاوه بر پشتيبانی های دوجانبه ايران و سوريه از عناصر وابسته به آنها در لبنان، همکاری های گسترده نظامی نيز بين دو کشور وجود داشته.

ايران همواره به ارائه مشورت به سوريه در مورد روش های سرکوب و در هم شکستن مخالفان متهم شده است. اين به نوبه خود خشم فعالان سوری را برانگيخته است به طوريکه مخالفان در جريان تظاهرات در خيابانها نارضايتی خود را از حکومت ايران با آتش زدن پرچم جمهوری اسلامی و تصاوير آيت الله خامنه ای نشان دادند.

هدف اصلی ايران از حفظ رژيم سوريه در قدرت، علاوه بر داشتن يک متحد و حامی استراتژيک، گسترش نفوذ در منطقه و دسترسی به مرزهای اسرائيل از طريق حزب الله است. ايران به اين مسئله اشراف دارد که سقوط اسد پيامدهای جدی در منطقه به دنبال خواهد داشت. لذا با آگاهی از اين امر که مقاومت طولانی مدت مردم به ريزش رژيم اسد می انجامد، ايران همزمان با بی اعتبار کردن مخالفان و برچسب زدن به آنها به عنوان مزدوران غرب، از سوريه خواسته تا به مطالبات مردم گوش بسپارد.

در جمع بندی کلی سياست خارجی جمهوری اسلامی همواره گرفتار مواضع ضدغربی بوده که به طور قابل توجهی امکان مشارکت آن کشور در عرصه جهانی را محدود کرده است. رويکرد دوگانه ايران نسبت به بهار عرب موضوع جديدی نيست همانطور که چهارچوب ايدئولوژی سياسی جمهوری اسلامی مانع از جانبداری ايران از کشورهای غير مسلمان در مناقشات منطقه ای نبوده است. به عنوان نمونه چنين سياست های متناقضی را در طرفداری ازارمنستان در مناقشه قره باغ يا سکوت در برابر قتل عام مسلمانان در چين يا چچن می توان ديد. با اين حال، بنابر نظرسنجی موسسه بين المللی زاگبی IBOPE Zogby اين اقدامات به همراه مداخلات فرقه ای و اين امر که ايران ظاهرا تمايلی به گسترش صلح در خاورميانه ندارد، به اعتبار اين کشور در جهان عرب به شدت صدمه زده است.

بديهی است که جمهوری اسلامی رويدادهای اخير در کشورهای عربی را با بيم و نگرانی نظاره می کند. اشتياق عرب ها برای مشارکت در امور سياسی کشورشان، اين اميد را که دوران استبداد در منطقه به سر خواهد آمدافزايش داده است و اين مسئله احتمال می رود مشکلات بنيادين برای رژيم ايران ايجاد کند. علاوه بر اين، مقاومت مردم در کشورهای عرب می تواند الهام بخش مردم ساير کشورهادر مبارزاتشان عليه ديکتاتوری و رژيم های تماميت خواه باشد.

در موج تازه بيداری عربی، هر کشوری که در برابر بی عدالتی به پا خواسته است شرايط ويژه خود را دارد. با اين حال، در نگاه کلی، حتی اگر اين جنبش ها به دموکراسی منجر نشوند، نويدبخش آغاز دوره جديدی از مشارکت مردم هستند که در آن حکومت ها پاسخگوتر و مسئولانه تر عمل خواهند کرد ؛ ماحصلی که جمهوری اسلامی چندان آمادگی پذيرش آن را ندارد.
XS
SM
MD
LG