شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۶:۲۵ - ۱۱ فوریه ۲۰۱۲

ايران

«سبزهای سکولار» و بیانیه‌ای در ۱۵ بند

بخشی از نشان «سبزهای سکولار» در وب‌سایت رسمی این گروه
x
بخشی از نشان «سبزهای سکولار» در وب‌سایت رسمی این گروه
اندازه متن - +
پس از رخدادهای خونین عاشورا، میرحسین موسوی بیانیه هفدهم خود را با ارائه پنج راهکار برای برون رفت از بحران منتشر کرد. آقای موسوی در این بیانیه با طرح پنج خواست: قانون‌پذیر شدن دولت، آزادی زندانیان سیاسی، آزادی بیان رسانه‌ها و مطبوعات و آزادی اجتماعات و احزاب، از حکومت خواست به خواست‌های مردم گردن نهد. این بیانیه بازتاب گسترده ای، چه در داخل ایران و خارج از کشور پیدا کرد.

با صدور این بیانیه و با رجوع به آن پنج تن از روشنفکران و دگراندیشان دینی نیز خواست‌های «بهینه» جنبش سبز را منتشر کردند. پس از آن مهدی کروبی نیز در نامه‌ای راه خروج از بحران فعلی ایران را «اجرای کلیه اصول قانون اساسی» و «استقلال قوه قضاییه» دانست. محمد خاتمی نیز از بیانیه میر حسین موسوی حمایت کرد. در کنار همه اینها ۵۴ استاد دانشگاه و روشنفکر خارج از ايران نیز از راهکارهای موسوی برای خروج از بحران حمایت کردند.

تازه‌ترین بیانیه‌ای که منتشر شده است متعلق به جمع «سبزهای سکولار» است که خواست‌های خود را در ۱۵ بند بیان کرده‌اند.

در آغاز ایین بیانیه آمده است «ما، امضاء کنندگان اين بيانيه، بخشی از پشتيبانان سکولار حامی جنبش سبز، دريافته‌ايم که در لحظاتی قرار داريم که بايد بر اساس وظيفه گريزناپذير تاريخی خود گزينه‌ای را که می‌پنداريم صلاح آينده سرزمين‌مان در تحقق آن نهفته است پيش روی ملت بزرگ ايران و شرکت کنندگان در جنبش غرور آفرين سبز ملت مان قرار دهيم.»

بخوانید: متن بيانيه «پشتيبانان سکولار جنبش سبز ایران»

اسماعیل نوری علا، پژوهشگر، نویسنده و مستند ساز ایرانی، یکی از امضاءکنندگان این بیاینه است.

وی در گفت‌وگو با رادیو فردا از این بیانیه و دلیل انتشار آن می‌گوید.



اسماعیل نوری علا: از وقتی انتشار بيانيه‌های مختلف جبهه‌های اصلاح طلبان آغاز شد، از داخل و خارج از ايران مرتب با امضاءکنندگان اين بيانيه تماس گرفته شده و حتی حکومت هم منکر اين نيست که بخش وسيعی از جنبش سبز معتقد به جدايی حکومت از دين هستند. ولی چرا اين عده صدايی ندارند و هر بيانيه صادر شده يا حرفی زده می شود، فقط از جانب مذهبی ها و کسانی است که می خواهند جمهوری اسلامی بماند. پس صدای ديگران کجاست؟

اين مسئله موجب شد عده ای به فکر بيفتيم و اين بيانيه را منتشر کنيم به اين عنوان که در داخل جنبش سبز يک بخش عظيمی سکولار و خواهان جدايی حکومت از دين هستند. اعلام موجوديت ما به اين معنی است که هم بگوييم جنبش سبز دارای يک بخش سکولار است و هم اين که عده زيادی از روشنفکران ايران از اين قضيه پشتيبانی می‌کنند و از تريبون‌هايی که در خارج از کشور دراختيار دارند برای توضيح خواست‌های جمعيت سکولار جنبش سبز استفاده می‌کنند که البته با آغاز به کار اين سايت بر تعدادشان افزوده خواهد شد.

آقای نوری علا! دراين بيانيه که با امضای بسیاری از فرهيختگان ايرانی در کشورهای مختلف انتشار يافته ۱۵ ماده وجود دارد. به طور مختصر اين خواست‌ها را توضيح دهيد.

اول اين که ما حکومتی می‌خواهيم که هيچ مذهب و دينی اعم از اسلام يا مسيحيت و غيره در آن دخالت نداشته باشد. چون هر مذهبی وارد حکومت شود، حکومت را وادار می‌کند ارزش‌ها و خواست‌های خود را بر تمام مردم ايران تحميل کند، اما ما معتقديم حکومت ايران بايد در خدمت همه مردم باشد اعم از مذهبی، بی دين، مسيحی، يهودی يا بهايی.

ما می‌خواهيم آن چيزی که عامل اصلی تبعيض در جامعه است کنار گذاشته شود و بر اين اعتقاد هستيم که حکومت‌های مذهبی و مکتبی منشا انواع تبعيض‌ها در جامعه هستند.

جامعه ما به طور تاريخی از تبعيض رنج می‌برد. اگر اکنون زن و مرد ايرانی با هم تساوی حقوق ندارند به خاطر تبعيضی است که حکومت مذهبی بر آنها روا داشته و اگر شهروندان ايرانی به درجه يک، دو و سه تقسيم می شوند به خاطر اين است که حکومت با معيارهای خود مردم را تقسيم بندی می‌کند.

شما و ديگر امضاءکنندگان اين بيانيه خواسته‌ايد افراد سکولار به شما بپيوندند. آيا به اين وسيله امضاءکنندگان بيانيه می‌خواهند بخش سکولار جنبش سبز را به وجود بياورند؟

اين بخش وجود دارد و ما نمی‌خواهيم چيز جديدی را به وجود آوريم بلکه می‌خواهيم به آن صدا دهيم و حلقومی باشيم برای حرف زدن در کنار ديگران. مسئله اين است که سکولارها مرکزيتی داشته باشند، مسايل سکولاريسم مورد بحث قرار گيرد و راهکارهای مختلف عملی مورد بررسی قرار گيرد.

به نظر من در هر شهر يا کشوری سکولارها بايد گردهم آيند و مشخص کنند چه می‌خواهند و سپس استراتژی لازم را برای رسيدن به خواست‌های خود تعيين کنند.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۲
    بعدی 
توسط: Reza
۲۷ ۱۰ ۱۳۸۸ ۲۱:۰۰
دین چیز بدی نیست ولی وقتی با سیاست قاطی شه سیاست دین رو میزنه کنار و اون طوری که می خواهد شکل میده . ولی دین نمیتونه سیاست رو مگر با وجود امام واقعی صاف و ساده نگه داره. نه امام قلّابی !!!

توسط: irani
۲۷ ۱۰ ۱۳۸۸ ۱۳:۰۰
به آقایی که گفته فقط اصلاحطلبان بودند که بها دادند باید گفت غیرمذهبی ها چه بهایی باید میدادند به نظر ایشان که ندادند؟!! سالها زندان، شکنجه و تبعید از وطن که از همان سالهای اول انقلاب سهم غیرمذهبیها بوده است. همان سالهایی که اصلاحطلبان عزیز سر در ابشخور رژیم داشتند و چه خدمتها برای هرچه تنومندتر شدن شجره طیبه که نکردند و هنوز هم که میبینیم جایی که شجره کذایی به خطر میافتد چطور همه آقایان با بقیه رژیم تشکیل صف واحد میدهند. اینکه حالا بنا به تشابهات و اشتراکات فکری و منفعتی اقایان به اصطلاح اصلاح طلب سالهای اخیر اجازه فعالیت در چارچوب قوانین و خطوط قرمز ج.ا را داشته اند بنظر شما حقوق علی الحده ای را برایشان در جریان جنبش آزادیخواهی مردم معلوم میکند و آیا واقعا به این خیالید که شرایط نکبتبار بیعدالتی اجتماعی-اقتصادی (که اصلاحطلبان نیز سهم عمده ای در بوجود آمدن آن داشتند) در به خیابان کشاندن مردم کم اهمیتتر از برای مثال انتخاب نشدن نامزد ریاست جمهوری اصلاحطلبان بوده است؟!!!

توسط: نعیم
۲۷ ۱۰ ۱۳۸۸ ۱۱:۳۵
دوستانی ابراز کردن که چون امضاء بیانیه توسط روشنفکران مقیم خارج است پس سکولاریسم در جنبش راهی ندارد. باید متذکر بشوم که شعا جمهوری ایرانی از داخل کشورآغاز شد. طبیعتا انتظار نداشته باشید در حالی که طرفداری از سکولاریسم در داخل کشور جرمی بزرگ است روشنفکران داخل با امضای بیانیه های سکولار خود را به خطر بیاندازند. بدیهیست که سکولاریسم در ایران جایگاه مهمی در بین مردم دارد ولی در حال حاضر حالت تبو به خود گرفته و بسیاری جرات ابراز آن را ندارند.

توسط: Sayeh
۲۷ ۱۰ ۱۳۸۸ ۱۰:۳۹
قابل توجه آنان که بر اساس تبلیغات حکومتی و ناآگاهی، "سکولاریزه شدن" راسرکوب دین و اعلام جنگ بی دینها بر علیه دینداران می پندارند. علی(ع) اولین حکومت رسمی سکولار را پس از اسلام تشکیل داد. او معتقد به دین محمد(ص) و فردی دیندار بود و اما حکومتی دینی نداشت. "حکومت دینی" یعنی نگاه از منظر دین خود به همه ی مردم و برنامه ریزی کردن برای جامعه ار این منظر. در حالی که علی(ع) بر اساس مبانی مشترک مورد پذیرش همه ی انسانها همچون عدالت، آزادی بیان و عقیده و... حکومت کرد. همه ی ادیان در دوران حکومتش آزادانه می زیستند و حتی حملات تندروان دینی را به مردم سرکوب می کرد. نمو نه اش، ایستادگی او در برابر "خوارج" بود. اگر به تاریخ اسلام موشکافانه بنگریم امویان و عباسیان بودند که بر عکس علی(ع) خود دیندار نبودند و لیکن حکومتی دینی داشتند؛ زیرا که خوب می دانستند که تنها در لباس دین و تمسک به مقدسات می توان برای بی عدالتی ها توجیه فراهم کرد و مردم را چاپید و آنان را در فقر و فلاکت نگه داشت و آنان را با توسل به معنویات و و عده ی بهشت فریفت. همان که در جامعه ی امروز ایران می بینیم و یا در قرون وسطی در اروپا. سردمداران دینی از استدلال عقلی گریخته و "ستم" را با اتکا بر یک جمله ی ساختگی و انتساب آن به بزرگان دینی توجیه کردند و چه بسا بیرحمانه ترین صفت بشر یعنی کشتار انسانها را آن هم تنها به جرم داشتن عقیده ای کمی مخالف با خودشان همچون "عدالت" دانستند. از شما به خاطر حمایتتان از این عقیده "سکولاریزم" متشکرم. امید دارم مردم کشورم را حامی این تفکر ببینم و ایران آینده بر این دیدگاه استوار شود.

توسط: فیروز از: تهران
۲۷ ۱۰ ۱۳۸۸ ۰۸:۴۱
متاسفانه هروقت مردم ایران یعنی کسانی که در بطن ماجرا قرار دارند جرکتی را آغاز کردند عده ای از روشنفکران با استفاده نابجا از فرصتی که نصیب آنها شده و تندروی و نسنجیدن موفعیت مشکل ساز شدند خصوصا اونهایی که سالیان طولانی از شرایط دور بودن و از درک اون عاجزند.بیانیه هم شده دلیل عقب نموندن از قافله.خانم ها و آقایان بیرون از گود و خارج نشینانی که حرف زدن و نوشتن براشون از آب خوردن هم آسون تره باید متوجه باشند که هر سخن جایی دارد و برای مردم مهمه که از دهان کی بیرون میاد.درک این موضوع که مردم برای رسیدن به انتخابات آزاد و اینکه رسیدن به این حق شروع دموکراسی و متعاقبا حل گام به گام مشکلات هست کار خیلی سختی نیست.این باید با حداقل هزینه بدست بیاد چیزی که مسلما اینگونه بیانیه ها حاوی این خصوصیت نیستند.پیشنهاد میکنم به جای بیانیه مستقل(که زیر اون فقط امضای روشنفکران مقیم خارجه) سعی بشه از بیانیه های راهبران سبز در داخل حمایت بشه تا بیشتر اثرگذار باشه.مردم میبینند که اصلاح طلبان و رهبرانشان چه هزینه هایی را میپردازند. چیزی که اونهایی که بیرون از گود هستند بایست اگر هم نمی پردازند لا اقل ببینند ......آزاد و سرافراز ایران و ایرانی

توسط: پرویز از: المان
۲۷ ۱۰ ۱۳۸۸ ۰۱:۱۶
فقط و فقط با جدائی دین از سیاست میتوان به یک جامعه دمکراتیک رسید.

توسط: بجنوردی
۲۷ ۱۰ ۱۳۸۸ ۰۰:۰۱
اگر این «سبزهای سکولار» واقعا از صدر کمونیست و صدر اسلام دست کشیده باشند، خیلی خوب است.

توسط: علی مهرسای از: نروژ
۲۶ ۱۰ ۱۳۸۸ ۲۳:۳۹
بیانیّه ای است بسیار خوب. امّا اشکالاتی نیز دارد. مثلا ًدر اصل ۸ بر مالکیّت خصوصی و ضرورت اعمال آن در کشور تأکید شده است. امّا حدود و ثغور آن مشخـّص نشده است. مثلا مًشخـّص نشده است که آموزش و پرورش و تحصیلات عالیّه و بهداشت عمومی و صنایع کلان اعمّ از نفت، گاز، پتروشیمی، راه آهن، هواپیمائی، و غیره در این مالکیّت خصوصی که منظور نظر این بزرگان است چه جایگاهی خواهند داشت. مالکیّت خصوصی خواه ناخواه سبب بروز امتیازات اجتماعی می شود، امری که در این اصل نفی شده است. من مخالف مالکیّت خصوصی محدود نیستم، امّا این اصل باید تصحیح شود. موفـّق باشید!

توسط: behrooz از: Gothenburg
۲۶ ۱۰ ۱۳۸۸ ۲۳:۲۳
برای برقراری دموکراسی و آزادی در ایران راهی به جز یک انتخابات آزاد وجود ندارد و با وجود جمهوری اسلامی این مهم هرگز اتفاق نخواهد افتاد. پس بنابر این تنها راه حل در شرایط کنونی این است که دراسرع وقت در فکر ایجاد یک هسته رهبری در خارج از کشور باید بود که بتوان این موج را همچنان زنده نگاه داشت و پلی ارتباطی بود میان مردم ایران و دنیای خارج. این هسته رهبری میتواند با این ارتباط بهترین سخن گوی ملت ایران باشد که به نوبه خود میتواند بسیار اثر گذار در رابطه میان کشورهای غربی با حکومت فعلی ایران باشد

توسط: سامندر
۲۶ ۱۰ ۱۳۸۸ ۲۳:۱۹
در پاسخ جناب 'الفی':
اول اینکه نگاهی به کشور ترکیه بینداز که نمونه خوبی از یک کشور مسلمان با سیستم سیاسی سکولار است.
دوم اینکه ما در ایران تنها مسلمان نداریم که بخواهیم قوانین اسلام را بزور به خورد مسیحیان ،کلیمیان، آشوریان، زرتشتیان، و دیگران بدهیم.
سوم اینکه دین زرتشت بیشتر با هویت و فرهنگ و زبان و ریشه ایرانی ما نزدیکی داره تا اسلام
چهارم اینکه اگر به ادعای شما اسلام یک دین جهانی است چرا هنوز دو سوم جهانیان دینهای غیر اسلام دارند؟!
صفحه از ۲
    بعدی